مشاوره
چگونه است كه گاهي آدمي را چنان غرور و خودپرستي فرا مي گيرد كه گويا بايد همه عالم در مقابل او سجده كنند و اگر بتواند حاضر است همه دنيا را تسخير كند. در حالي كه چنين فردي با يك سردرد كوچك، همه دنيا رادر مقابل خويش كوچك مي بيند و حاضر است همه هستي خويش را براي بهبودي سردرد جزيي خويش بپردازد. به راستي منشأ اين همه جنگ ها، قتل ها، جسارت ها، گناه در زندگي آدمي، بي حرمتي ها و... در زندگي بشر چيست؟در پاسخ به اين سؤال خواننده گرامي بايد گفت: متأسفانه اين معضل فراگير جامعه بشري است و اين زمينه براي همه افراد بالقوه وجود دارد. با اين تفاوت كه برخي افراد در سايه تربيت ديني، اين نيروي بالقوه را همچنان به صورت پنهان دارند، ولي در برخي افراد اين نيرو به دليل تربيت نادرست، به فعليت تبديل مي شود.از منظري ديگر همين موضوع در خصوص برخي افراد در سطح نازل تر نيز صادق است. اگر از فرد معتاد و يا سيگاري و يا سارق سؤال كنيد شما سيگار مي كشيد؟ معتاد هستيد؟ تاكنون سرقت كرده ايد؟ همگي به نحوي منكر اين گونه اعمال خويش خواهند بود. دليل عمده اين امر را بايد در خود انسان جستجو كرد. به راستي اين ادعا كه منشاء همه رذايل در انسان و عمده آن ها نيز خودپرستي،، غرور، تكبر و در نتيجه سركشي است، ادعاي گزافي نيست. انسان مادام كه دچار اين بيماري روحي است همواره منكر هرگونه رذيلت در وجود خويش بوده و خود را فوق پذيرش ديگران قلمداد مي كند.بر همين اساس، در صدد توجيه عمل ناپسند خويش، جسارت، غرور، كبر، خودخواهي، خودپرستي بر مي آيند.براي درمان غرور و سركشي، كه منشأ بسياري از رذايل است، راه هاي چندي وجود دارد: مولي اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند:«بينوا فرزند بني آدم، مرگش پوشيده است و بيماري اش پنهاني، كردارش نگاشته است و پشه اي او را آزار مي رساند و جرعه اي گلوگير او را مي كشد و عرق او، عامل بدبويي اوست»1اساسا شناخت كاستي ها و ضعف هاي آدمي، عامل مهمي در جلوگيري از غرور، تكبر و خودپرستي اوست. وقتي كسي به اين باور برسد كه هيچ چيز در اين عالم از خود ندارد و همه اعطايي و عاريه اي از سوي ديگري است و همين ها را هم كه دارد، موقتي و گذرا و فاني است و موجودي به غايت ضعيف، ناتوان و نيازمند است و اگر او اراده نكند، هر آينه فاني و نابود است و نفس او براي هميشه قطع خواهد شد، ديگر جايي براي خودپرستي، بر خود باليدن، تكبر، جسارت و خودخواهي او باقي نمي ماند. چرا كه چيزي از خود ندارد تا بدان فخر فروشد. حتي خود او نيز عاريه اي است.از ديگر راه هاي درمان سركشي و طغيان و پرهيز از جسارت در انجام گناه و روي آوردن به مفاسد، ذكر و ياد خداست. ياد خدا همواره صيقل دهنده دل ها، آرام بخش روح و عامل مهمي در كنترل سركشي آدمي است ياد خدا براي فروكش كردن نفس آدمي و التيام دردهاي روحي او بسيار مؤثر است. در همين زمينه علي عليه السلام مي فرمايند:«خداوند ايمان را عامل پاكي از شرك قرار داده است و نماز را براي پاك ماندن از كبر»2بندگي و عبوديت و ياد خدا و سر بر آستان عبودي ساييدن، عامل مهمي براي رهايي انسان از غرور، كبر و خودخواهي هاست. آدم مغرور و سركش، هيچ گاه حاضر به تسليم و خضوع در مقابل غير نيست خشوع و خضوع و عبوديت و سجده عامل مهمي در شكستن غرور، خودبيني، بزرگ بيني و سرزنش است.از ديگر راه هاي درمان غرور و خودبزرگ بيني و انجام گناه در زندگي را مي توان ياد مرگ و تجسم زندگي جاويد پس از دنيا و مرگ دانست؛ بدين معنا كه آدمي روزي چندان دور، البته و به ناچار و حتما بايد پاسخگوي همه اعمالِ ريز و درشت خود باشد. ياد مرگ عمدتا به سه نقش مهم در زندگي آدمي ايفا مي كند:اولاً: در انسان ترس ايجاد مي كند تا انسان بتواند افسار نفسي را مهار كرده، دل خود را نرم گرداند.ثانيا: عاملي براي كنترل زياده خواهي افراد است.ثالثا: موجب جلوگيري از انجام اموري لغو، بي مورد و عبث خواهد شد.انساني كه به ياد خدا باشد، پاسخگوي به كردار خويش است و فرد مجرمي كه قرار است در دادگاه آخرين دفاعيات خويش را براي اعمال خود بيان كند، همواره و در هر حال در پي چگونگي بهتر انجام دادن اعمال خويش، دفاع از كردار خويش و همه همّ و غم خويش در اين خصوص خواهد بود و اصلاً فرصتي براي انجام امور عبث و بيهوده نخواهد يافت.سرانجام از ديگر راه هاي درمان غرور و خودپرستي دانستن گذرا و موقتي بودن دنيا است و باور به اين حقيقت كه همه ما مسافران راه زندگي هستيم. در حال عبور از اين مسير كوتاه و عبور و رسيدن به مقصد ديگري هستيم، طبيعي است كه مسافر راه نبايد بار خويش را سنگين نمايد و با حداقل نيازهاي ضروري در اين مسير گام خواهد برداشت؛ چرا كه عبور از اين مسير سخت و داراي گذرگاهي پرمشقت و ناهموار، بسيار دشوار خواهد بود. آنچه مهم است اين است كه انسان نبايد فراموش كند، مسافر است و براي رفتن آمده است نه براي ماندن، اگر انسان اين قسمت را درك نكند، به غرور و تكبر و سركشي دچار مي شود و به دنبال جاودانگي و اقامت دايمي در اين گذرگاه دنيايي خواهد بود. در حالي كه، بايد بداند، به تعبير حضرت علي عليه السلام :«دنيا محل گذر است و مردمان درآن دو گروه اند: گروهي خود را فروختند و وقف دنيا شدند و گروهي ديگر خود را خريدند و آزاد شدند»3بنابراين سركشي، غرور، خودخواهي و خودپرستي منشأ بسياري از رذايل اخلاقي، هنجار شكني، قداست شكني، جسارت و گناه و... است، كه با درمان آن مي توان بسياري از آسيب هاي اجتماعي را درمان نمود.
1ـ نهج البلاغه، صبحي صالح، حكمت 419 2ـ همان، حكمت 252. 3ـ همان، حكمت 133.