عوامل خانوادگى
مادر عفيف
1 - الإمام الصادق(ع): طُوبى لِمَن كانَت اُمُّه عَفِيفَةٌ. (1) خوشا به حال آن كه مادرش پاك دامن و عفيف باشد.نيكى به والدين
1 - رسول اللَّه(ص): مَن بَرَّ والِدَيهِ طُوبى لَه، زادَ اللَّهُ في عُمُرِه. (2) كسى كه به پدر و مادرش نيكى كند، خوشا به حالش، خداوند به او طول عمر طولانى عطا كند.همسر صالح
1 - رسول اللَّه(ص): - لفاطمةَ(س) بعدَ أنْ ذَكَرَ أصنافَ الخَلْقِ في المَحشرِ-: وَيلٌ لامَرأةٍ أغضَبتْ زَوجَها، و طُوبى لامَرأةٍ رَضيَ عَنها زَوجُها. (3) رسول خدا(ص) - پس از آنكه دسته هاى گوناگون مردم در روز قيامت را براى حضرت فاطمه (س) نام برد - فرمود: واى بر آن زن كه همسرش را به خشم آورد و خوشا به حال آن زن كه همسرش از او راضى و خشنود باشد.2 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن باتَ حَاجّاً و أصبَحَ غازِياً، رَجلٌ مَستورٌ ذو عِيالٍ مُتَعفّفٍ، قانِعٍ باليَسيرِ مِن الدُنيا، يَدخُلُ عَليهم ضاحِكاً و يَخرجُ عَنهم ضاحِكاً، فَوَالذي نَفسِي بيَدِه! إنَّهم هُمُ الحاجُّونَ الغازُونَ في سَبيلِ اللَّهِ عزّوجلّ. (4) خوشا زندگى آنكه شبانگاهان از حاجيان به حساب آيد و صبحگاهان از رزمندگان، او مرد با حيا و عيالمند و خود نگهدارى است كه به مقدار ناچيزى از دنيا قانع است، بر خانواده اش شاداب و خندان وارد مى شود و با خوشرويى از خانه بيرون مى رود، قسم به كسى كه جانم در دست اوست، چنين كسانى از حاجيان و رزمندگان راه خدا هستند.3 - لقمان(ع): يا بُنَيَّ النِساءُ أربعةٌ؛ ثِنْتانِ صالِحتانِ، و ثِنْتانِ مَلعُونَتانِ. فأمّا إحدى الصالِحَتَينِ: فهيَ الشَريفَةُ في قَومِها، الذلِيلةُ في نَفْسِها، التي إنْ اُعطِيتْ شَكَرتْ، و إنْ اُبلِيَتْ صَبَرتْ، القَليلُ في يَدَيها كَثيرٌ، الصالِحةُ في بَيتِها. الثانيةُ؛ الوَدُودُ، الوَلُودُ، تَعودُ بهِ، خَيرٌ على زَوجِها، هيَ كَالاُمِّ الرَحيمِ تَعطِفُ على كَبِيرِهِم، و تَرحَمُ صَغِيرَهُم، و تُحِبُّ وَلَدَ زَوجِها و إنْ كانُوا مِن غَيرِها، جامِعةَ الشَمْلِ، مَرضِيَّةَ البَعْلِ، مُصلِحةً في النَفْسِ و الأهلِ و المالِ و الوَلدِ، فهيَ كالذَهبِ الأحمرِ، طُوبى لِمَن رُزِقَها، إن شَهِدَ زَوجُها أعانَتْهُ، و إن غَابَ عَنها حَفِظَتْهُ. (5) پسرم! زنان چهار گروه اند، دو گروه صالح اند و دو گروه ملعون. اما يكى از زنان صالح، زنى است كه در پيش خانواده اش شرافتمند ولى در نفس خويش خوار و حقير است، زنى كه اگر به او عطايى ببخشند، شكر مى كند و اگر به بلايى گرفتار آيد، صبر و شكيبايى ورزد. خُرد و ناچيز، در نظرش كلان و بسيار شمرده مى شود، در خانه اش درستكار است. و أما دسته دوم از زنان صالح، زنى است كه بسيار شوهر دوست بوده و بسيار بچه مى آورد. با خير و خوشى به سوى شوهرش مى رود، چنين زنى مانند مادرى مهربان است كه بر فرزندان بزرگتر عطوفت دارد و بر اطفال كوچك ترحم مى كند، فرزندان شوهرش را دوست دارد، گرچه آنان از همسر (زن) ديگرى باشند، مايه صفا و صميميت و شمع جمع خانواده و مورد رضايت شوهر است، اصلاح كننده خود، خانواده، مال و فرزندانش است. چنين زنى بمانند طلاى سرخ (ارزشمند) است، خوشا زندگى مردى كه چنين همسرى نصيبش شده است، اگر در كنار شوهرش باشد به او يارى رساند و اگر شوهرش كنار او نباشد، خود را براى او حفظ مى كند.1 . علل الشرائع: 564 / 1، بحارالأنوار: 5 / 285 / 4 به نقل از «علل الشرائع».2 . المستدرك على الصحيحين: 4 / 170 / 7257، المعجم الكبير: 20 / 198 / 447، الأدب المفرد للبخاري: 20 / 22، كنزالعمّال: 16 / 468 / 45483 به نقل از «المستدرك على الصحيحين».3 . عيون أخبار الرضا(ع): 2 / 11 / 24، بحارالأنوار: 18 / 352 / 62 به نقل از «عيون أخبار الرضا(ع)» در هر دو كتاب به نقل از امام جواد از پدرانش از رسول خدا(ص).4 . الفردوس بمأثور الخطاب: 2 / 444 / 3923، كنزالعمّال: 3 / 392 / 7099 به نقل از «الفردوس بمأثور الخطاب».5 . الإختصاص: 339، بحارالأنوار: 13 / 429 / 23 به نقل از «الإختصاص».