عوامل اجتماعى - سیمای خوشبختی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

سیمای خوشبختی - نسخه متنی

حمید رسائی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عوامل اجتماعى

هم نشينى با نيكان

1 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن خالَطَ أهلَ الفِقْهِ و الحِكمَةِ، و رَحِمَ أهلَ المَسْكَنَةِ. (1)

خوشا به حال آن كه با فقيهان و حكيمان رفت و آمد دارد (و از علم و كمالشان بهره مى برد) و بر مسكينان ترحم مى كند.

2 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... خالَطَ أهلَ العِفَّةِ والحِكمَةِ. (2)

خوشا به حال آن كه... با اهل عفت و پاكدامنى و حكمت و دانايى در رفت و آمد است.

3 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لِنَفْسٍ أدَّتْ إلى رَبِّها فَرْضَها، و عَرَكَتْ (3) بِجَنْبِها بُؤسَها (4) و هَجَرَتْ في الليلِ غُمضَها، (5) حتّى إذا غَلَبَ الكَرى (6) عَليها افتَرشَتْ أرْضَها و تَوسّدَتْ كَفَّها، في مَعْشرٍ أسَهَرَ عُيونَهم خَوفُ معادِهِم، و تَجافَتْ عن مَضاجِعِهم جُنوبُهم و هَمْهَمَت بذكرِ رَبِّهم شِفاهُهُم، وتَقَشَّعتْ (7) بِطُولِ استِغفارِهم ذُنوبُهم (اُولئكَ حِزْبُ اللَّهِ ألا إنّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (8) . (9)

خوشا به حال كسى كه وظيفه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا كرده، سختى و مشكلات آن را تحمل نمايد، و در شب ديده بر هم ننهاده و چون خواب بر او غالب شود، روى زمين استراحت كند و دست زير سر بگذارد و بخوابد، در ميان گروهى باشد كه از خوف معاد، چشمهايشان خواب ندارد، پهلوهايشان براى استراحت در خوابگاهشان قرار نگرفته، همواره لبهايشان به ذكر پروردگار در حركت است، گناهانشان بر اثر استغفار از بين رفته (آنان حزب خدا هستند، آگاه باشيد حزب خدا رستگار است).

4 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... جانب أهل الشكّ و البدعة. (10)

خوشا به حال كسى كه... از شكّاكان و بدعت گذاران (در دين) دورى گزيند.

5 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... جانَبَ أهلَ الخُيَلاءِ و التَفاخُرِ و الرَغْبَةِ في الدُنيا، المُبتَدِعِينَ خِلافَ سُنّتِي، العامِلِينَ بِغَيرِ سِيرَتِي. (11)

خوشا به حال آنان كه از متكبران و فخر فروشان و دنيا پرستان دورى گزينند، همان كسانى كه بر خلاف سنت و شيوه من بدعت مى گذارند و به غير از سيره و روش من عمل مى كنند.

ترحم بر مرد

1 - الإمام الكاظم(ع) - في وصيته لهشام بن الحكم -: يا هِشامُ، مَكتوبٌ في الإنجِيلِ؛ طُوبى للمُتَراحِميِنَ، اُولئِكَ هُمُ المَرحُومُونَ يومَ القِيامَةِ. (12)

امام كاظم(ع) - در سفارش خود به هشام - مى فرمايد: هشام ! در انجيل نوشته شده است؛ خوشا زندگى آنان كه (به ديگران) ترحّم مى كنند، آنان كسانى اند كه در روز قيامت، به ايشان ترحّم مى شود.

2 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... رَحِمَ أهلَ الضَعْفِ و المَسْكَنةِ. (13)

خوشا به حال آنان كه... بر ضعيفان و بيچارگان ترحّم كنند.

3 - اللَّه تبارك و تعالى في الصحيفة الخامسة و العشرين من صُحفِ إدريسَ النبيّ(ع): طُوبى لِمَن طَعمَ الضريكَ (14) ، و كَسى الصُعْلُوكَ (15) ، واكتَنَفَ الأرمَلَةَ و اليَتِيمَ، و جادَ على ابنِ السَبِيلِ، و أعانَ أخاهُ في النَوائِبِ، و واساهُ من نِعَمِ اللَّهِ عِندَه و مَواهِبَهُ، فإنّ ذلكَ حَقٌّ على اللَّهِ أنْ يُضاعِفَ لَه مافَعلَ و يُميّزَهُ في المَعادِ ممَّن بَخَلَ، و يُجازِيهِ على إحسانِه الجَزاءَ الأفضَل، و يُنوِّلَهُ (16) من رِضوانِه العَطاءَ الأكمَلَ الأجزَلَ وَ اللَّهُ لايُخْلِفُ الْمِيعادَ. (17)

خداوند تبارك و تعالى در بيست و پنجمين صحيفه ادريس پيامبر(ع) مى فرمايد: خوشا به حال آن كه فقير بيچاره اى را طعام دهد و مسكين مستمندى را بپوشاند، بيوه زنان و يتيمان را سرپرستى كند، بر مسافران بى پناه جود و بخشش نمايد، در ناراحتى و سختيهاى روزگار، برادرانش را يارى رساند و از نعمتها و مواهب الهى كه در اختيار دارد به آنان نيز ببخشد. كه در اين حال بر خداوند است كه ثواب اعمال او را مضاعف گرداند و در قيامت وى را از بخل ورزان جدا كند و به خاطر احسان و نيكوكاريش، پاداش برترى به او عطا كند و از رضوان خويش او را عطاى كافى و وافى بخشد و خداوند خلف وعده نمى كند.

4 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن ضَمّ يَتِيماً فَوَفَّرَ لَه مالَه وأحْسَنَ صُحبَتَه. (18)

خوشا به حال كسى كه يتيمى را سرپرستى كند و مالش را به فراوانى براى او خرج كند و با او خوش رفتار و خوش برخورد باشد.

5 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لِمَن أحسَنَ إلى العِبادِ و تَزوَّدَ للمَعادِ. (19)

خوشا به حال آن كه بر بندگان خدا احسان كند و براى آخرت خود زاد و توشه بردارد.

6 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن ظَمَأ أو جاعَ للبِرِّ، اُولئكَ الذينَ يَشبَعونَ يَومَ القِيامةِ. (20)

خوشا به حال آنان كه نيكى كردن (به ديگران) تشنگى و گرسنگى را به جان مى خرند، آنان كسانى اند كه روز قيامت سير شوند.

7 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... عَفا و صَفَحَ. (21)

خوشا به حال آن كه... (كارهاى بد ديگران را) ببخشد و (آن را) نديده گيرد.

مصلح گمنام

1 - في الأثر: إنّه يَأتي علىَ الناسِ زَمانٌ لا يَبقى فِيهم مِن الإسلامِ إلّا اسْمُهُ، و مِنَ القُرآنِ إلّا رَسْمُه ، قالَ النبيُّ(ص)؛ إنّ الإسلامَ بَدَأ غَرِيباً و سَيَعودُ غَريباً (22) ، فطُوبى للغُرباءِ. (23)

در حديث آمده: زمانى بر مردم مى آيد كه از اسلام (و مسلمانى) جز نامى و از قرآن جز خط و نوشته اى، چيز ديگرى باقى نمى ماند، (همانطور كه) پيامبر(ص) فرمود: همانا اسلام غريبانه آغاز شد و بزودى غريب خواهد شد و خوشا به حال غريبان.

2 - رسول اللَّه(ص): طُوبى للغُرباءِ، اُناسٌ صالِحونَ في اُناسِ سُوءٍ كثيرٍ، مَن يَعصِيهم أكثرُ مِمَّن يُطيعَهم. (24)

خوشا به حال گمنامان، انسانهايى صالح و درستكار در ميان بدكارانى بى شمار، كسانى كه نافرمانيشان مى كنند بيش از كسانى هستند كه اطاعت و پيرويشان مى كنند.

3 - رسول اللَّه(ص): إنّ الإسلامَ بَدَأ غَرِيباً و سَيَعودُ غَريباً، فطُوبى للغُرباءِ. قالُوا: يا رسولَ اللَّهِ، و ما الغُرباءُ؟ قالَ(ص): الذينَ يَصلُحُون إذا فَسدَ الناسُ، و لا يُمارُونَ (25) في دِينِ اللَّهِ، و لا يُكفِّرونَ أحداً مِن أهلِ التَوحيدِ بالذَنبِ. (26)

اسلام غريبانه آغاز شد و بزودى غريب خواهد شد، پس خوشا به حال غريبان. اصحاب گفتند: اى رسول خدا، غريبان چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: كسانى كه وقتى مردم فساد مى كنند، آنان به اصلاح كار مى انديشند و در دين خداوند مجادله و ستيز نمى كنند و موحّدان و يكتا پرستان را به خاطر گناهى، تكفير نمى كنند.

4 - رسول اللَّه(ص): إنّ الدِينَ بَدَأ غَريباً و يَرجعُ غَريباً، فطُوبى للغُرباءِ الذينَ يُصلِحونَ ما أفسَدَ الناسُ مِن بَعدِي مِن سُنَّتِيِ. (27)

دين خدا غريبانه آغاز شد و غريب خواهد شد، پس خوشا به حال غريبان، همان كسانى كه سنتهاى الهى مرا كه مردم از بين برده اند، اصلاح مى سازند.

5 - رسول اللَّه(ص): إنّ الإسلامَ بَدَأ غَرِيباً و سَيَعودُ غَريباً كما بَدَأ، طُوبى للغُرباءِ. قِيلَ: و ما الغُرباءُ؟ قالَ(ص): النُزَّاعُ (28) مِن القَبائلِ. (29)

همانا اسلام غريبانه آغاز شد و بزودى دچار غربت مى شود، چنانچه كه در آغاز غريب شده بود، خوشا به حال غريبان. گفته شد: غريبها چه كسانى اند؟ حضرت فرمود: كسانى كه از (آداب و رسوم ناپسند) قوم و قبيله دورى مى كنند.

6 - الإمام الباقر(ع): - في قولِه تعالى (قَدْ أفْلَحَ المُؤْمِنُونَ) (30) لكامل التمار-: أتَدرِي مَن هُم؟ قالَ: أنتَ أعلمُ. قالَ(ع): قَد أفلَحَ المُؤمنونَ، المُسلَّمونَ، إنّ المُسلَّمينَ همُ النُجَباءُ و المُؤمنُ غَريبٌ. ثُمّ قالَ(ع): طُوبى للغُرباءِ. (31)

امام باقر(ع) - در مورد آيه (براستى كه مؤمنان رستگارند) به كامل التمار - فرمود: آيا مى دانى آنان چه كسانى هستند ؟ كامل التمار گفت: شما كه داناتريد. حضرت فرمود: براستى كه مؤمنان رستگار شده تسليم شدگان اند، كه تسليم شدگان همان نجيبانند و مؤمن غريب و تنهاست، (چرا كه مؤمن تسليم شده كمياب است)، سپس حضرت فرمود: خوشا به حال گمنامان.

مردم شناسى

1 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لِمَن عَرفَ الناسَ و لَم يَعرِفُوهُ، تَعَجّلَتْ لَه مَنيَّتهُ، و قَلَّ تُراثُه، و فُقِدَ باكِياتُه. (32)

خوشا به حال كسى كه مردم را مى شناسند ولى مردم او را نمى شناسند (او چنين صفاتى دارد)، مرگ زود به سراغش مى آيد و ارث كمى باقى مى گذارد و گريه كنندگان (بر مرگ) او حضور ندارند.

2 - الإمام الصادق(ع): طُوبى لِعَبدٍ نُوْمَةٍ (33) عَرفَ الناسَ قَبلَ مَعرِفَتِهم بِه. (34)

خوشابه حال انسان گمنامى كه مردم را مى شناسد، پيش از آنكه مردم او را بشناسند.

3 - الإمام الصادق(ع): طُوبى لِعبدٍ نُومَةٍ عَرفَ الناسَ فصاحَبَهُم بِبَدَنِه، و لَم يُصاحِبْهُم في أعمالِهم بقَلْبِه، فَعَرفُوه في الظاهِرِ و عرَفَهم في الباطِنِ. (35)

خوشا زندگى بنده گمنامى كه مردم را بشناسد و (در ظاهر) با آنان همراهى كند ولى قلباً از اعمال آنان راضى نيست، مردم ظاهر او را مى شناسند ولى او باطن آنان را مى شناسد.

4 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لكُلِّ عَبدٍ نُومَةٍ لا يُؤبَه (36) له، يَعرفُ الناسَ و لا يَعرفُه الناسُ، يَعرفُه اللَّهُ منه برِضوانٍ، اُولئكَ مَصابيحُ الهُدى يَنجَلِي عَنهم كُلُّ فِتنَةٍ مُظلِمَةٍ، و يَفتَحُ لَهم بابَ كُلِّ رَحمةٍ، لَيسُوا بالبُذرِ (37) المَذايِيع (38) و لا الجُفاةِالمُرائين. (39)

خوشا به حال بنده گمنامى كه به او اعتنا نكنند، (در حالى كه او) مردم را مى شناسد ولى مردم او را نمى شناسند، خداوند او را به اينكه هميشه از وى رضايتمند بوده مى شناسد، اينان چراغهاى هدايت اند كه هر فتنه تاريك و سختى، از بركت وجود آنان زايل مى شود و همه درهاى رحمت، براى آنان باز مى شود، پرحرف و افشا كننده و خشن و رياكار نيستند.

5 - عيسى بن مريم(ع): طُوبى لِمَن... لا يَغبِطُ امرأً في قولِه حتّى يَستَبِينَ لَهُ فِعلُه. (40)

خوشا به حال آن كه... به سخنان كسى غبطه نمى خورد تا اينكه عمل او را ببيند (كه آيا اهل عمل است يا نه).

مردم دارى

1 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لِمَن يَألَفُ الناسَ و يَألَفُونَه على طاعَةِ اللَّهِ. (41)

خوشا به حال آنان كه به خاطر اطاعت خداوند عزّوجلّ با مردم اُنس و الفت گيرند و مردم نيز با او مأنوس شوند.

2 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... عَزَلَ عن الناسِ شَرَّهُ. (42)

خوشا زندگى آن كه... بدى و شرّش را از مردم دور نگه دارد.

3 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لِمَن... أمِنَ الناسُ شَرَّهُ. (43)

خوشا به حال كسى كه... مردم از شرّ او در أمان باشند.

4 - الإمام الكاظم(ع) - في وصيّته لهشام بن الحكم -: يا هشامُ، مَكتوبٌ في الإنجيلِ؛ طُوبى للمُصلِحينَ بينَ الناسِ، اُولئكَ هُمُ المُقرَّبونَ يَومَ القِيامَةِ. (44)

امام كاظم(ع) - در سفارش خود به هشام - مى فرمايد: اى هشام! در انجيل نوشته شده است؛ خوشا به حال آنان كه ميان مردم صلح و صفا مى دهند، آنان كسانى اند كه در روز قيامت از مقرّبان (خداى تبارك و تعالى) مى باشند.

5 - عيسى بن مريم(ع):... طُوبى لِمَن سَلِمَ الناسُ مِن يَدِهِ و لِسانِه. (45)

خوشا به حال آن كه مردم از دست و زبانش در امان اند.

6 - الإمام عليّ(ع): أيُّها الناسُ، طُوبى لِمَن شَغَلَه عَيبُه عن عُيوبِ الناسِ... فكانَ مِن نَفْسِه في شُغْلٍ و الناسُ مِنه في الراحةِ. (46)

خوشابه حال آن كه پرداختن به عيب خودش، وى را از پرداختن به عيب ديگران باز دارد... پس سرگرم كار خويش باشد و مردم از گزند او آسوده خاطر باشند.

7 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن مَنَعَه عَيبُه عن عُيوبِ المُؤمِنينَ مِن إخوانِه. (47)

خوشا به حال آن كه عيب خودش، او را از عيب جويى دوستان مؤمنش باز دارد.

8 - رسول اللَّه(ص): المَوتُ أوّلُ مَنزِلٍ مِن مَنازلِ الآخرةِ، و آخرُ مَنزلٍ من مَنازلِ الدُنيا، فطُوبى لِمَن اُكرِمَ عندَ النُزولِ بأوَّلِها، و طُوبى لِمَن أحسنَ مُشايَعَتَه في آخِرِها. (48)

مرگ اولين منزل از منازل آخرت و آخرين منزل از منزلهاى دنياست، پس خوشا به حال كسى كه وى را هنگام ورود در نخستين منزل (آخرت) گرامى دارند و خوشا به حال آن كه در آخرين منزل (دنيا و به هنگام تشييع) از او مشايعت و همراهى شايسته اى به جا آورند.

9 - عليّ بن عيسى رفَعه: فيما ناجاه اللَّه به موسى(ع) فقال اللَّه له: طُوبى لكَ يا مُوسى ، كَهفُ الخاطِئينَ، و جَليسُ المُضطَرِّينَ، و مُستَغفِرٌ للمُذنِبينَ. (49)

على بن عيسى در حديث مرفوعى روايت مى كند: موسى(ع) در مناجاتى كه با خداوند داشت، خداوند به او فرمود: خوشا به حال تو اى موسى، كه پناه دهنده خطاكاران، و همنشين پريشان خاطران، و آمرزش خواه گنهكارانى.

عدالت

1 - رسول اللَّه(ص): طُوبى لِمَن... عَملَ بالعَدلِ. (50)

خوشا بر كسى كه... به عدالت رفتار نمايد.

2 - رسول اللَّه(ص): السابِقونَ إلى ظِلِّ العَرشِ، طُوبى لَهم. قِيلَ: يا رسولَ اللَّهِ و مَن هُم؟ قالَ(ص): الذينَ يَقبَلُونَ الحَقَّ إذا سَمِعُوهُ، و يَبذُلُونَه إذا سُئلُوهُ، و يَحكُمونَ للناسِ كحُكْمِهِم لأنفُسِهِم، هُمُ السابِقُونَ إلى ظِلِّ العَرشِ. (51)

خوشا به حال آنان كه به سوى سايه عرش الهى پيشى مى گيرند. گفته شد: اى رسول خدا، آنان چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: آنان كسانى هستند كه وقتى حق را بشنوند، قبول مى كنند، و هنگامى كه از آنان حق مى طلبند (بدون چشم داشتى) انجام مى دهند و براى مردم آنچنان حكم مى كنند كه براى خود مى پسندند، (آرى) آنان پيش تازان به سوى عرش الهى هستند.

3 - موسى(ع): يا ربِّ، مَن يَسكُنُ غَداً في حَظِيرةِ القُدسِ و يَستَظِلُّ بِظلِّ عَرشِكَ يومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّكَ؟ فقال: يا موسى ، اُولئكَ الذينَ لاَتنظُرُ أعيُنُهم في الزِنا، و لا يَبتَغونَ في أموالِهمُ الرِبا، و لا يأخذُونَ على أحكامِهمُ الرُشا، طُوبى لَهم و حُسنُ مآبٍ. (52)

پروردگارا ! چه كسى فردا(ى قيامت) ، در آن روزى كه هيچ پناهى جز تو نيست، در محضر قدس تو ساكن مى شود و در زير سايه بان عرش تو، پناه مى گيرد؟ خداوند فرمود: موسى! آنان كسانى اند كه چشمانشان به زنا (و فحشاء) نمى نگرد و با اموالشان به دنبال ربا نمى روند و در قضاوتهايشان رشوه نمى گيرند، خوشا به حالشان و نيك باد سرانجامشان.

4 - رسول اللَّه(ص) : طُوبى لِمَن... أنصفَ الناسَ مِن نفسِه. (53)

رسول خدا(ص) مى فرمود: خوشابه حال آنانكه... ميان خود ومردم به انصاف رفتار كنند.

عزلت (54)

1 - الإمام الصادق(ع): صاحِبُ العُزلَةِ مُتَحصِّنٌ بحِصنِ اللَّهِ و مُتَحرِّسٌ بِحراسَتِه فيا طُوبى لِمَن تَفرَّدَ بهِ سِرّاً و عَلانِيةً. (55)

انسان گوشه گير به پناهگاه الهى پناه جويد و با حفاظت خداوندى محافظت مى شود، پس اى خوشا به حال آنانكه با خداى خويش در پنهان و آشكار تنها باشند.

2 - الإمام عليّ(ع): طُوبى لِمَن لَزمَ بَيتَه. (56)

خوشا به حال آن كه ملازم خانه خود گردد.

1 . تحف العقول: 30، أمالي الطوسي: 539 / 1162 و در آن «أهل الفقر» به جاى «أهل العفة» ذكر شده است، تفسير القمّي: 2 / 70، بحارالأنوار: 75 / 119 / 4 به نقل از «تفسير القمّي» در هر دو كتاب به نقل از امام عليّ(ع) از رسول خدا(ص)، السنن الكبرى: 4 / 306 / 7783، المعجم الكبير: 5 / 71 / 4615.

2 . بحار الأنوار: 1 / 205 / 31 به نقل از «كنزالفوائد للكراجكي».

3 . عرك: البعير جنبه بمرفقه: إذا دلكه فأثّر فيه (مجمع البحرين: 5/ 282).

4 . البؤس: الضرّ والشدّة (مجمع البحرين: 4/ 50).

5 . الغمض: النوم (لسان العرب: 7/ 199).

6 . الكرى : النوم (النهاية: 4/ 170).

7 . قشعت الريح السحاب: كشفته (مجمع البحرين: 4/ 379).

8 . سوره مجادله: آيه 22.

9 . نهج البلاغة: نامه 45، بحار الأنوار: 33 / 476 / 686 به نقل از «نهج البلاغة».

10 . مجمع الزوائد: 10 / 395 / 17700 به نقل از «مسند البزّار».

11 . الكافي: 8 / 169 / 190، بحار الأنوار: 77 / 132 / 42 به نقل از «الكافي» در هر دو كتاب به نقل از امام باقر(ع) از رسول خدا(ص)، تحف العقول: 30.

12 . تحف العقول: 393 و 501 به نقل از عيسى(ع)، بحارالأنوار: 1 / 147 / 30 و 14 / 304 / 17 به نقل از «تحف العقول».

13 . كنز الفوائد: 1 / 380، تفسير القمّي: 2 / 70 و در آن «خالط» بجاى «رحم» ذكر شده، أمالي الطوسي: 539 / 1162، بحارالأنوار: 1 / 205 / 31 به نقل از «كنز الفوائد»، السنن الكبرى: 4 / 306 / 7783، المعجم الكبير: 5 / 71 / 4615 در تمام كتابها با كمى اختلاف.

14 . الضريك: الفقير السيّ ء الحال، وقيل الهزيل (النهاية: 3/ 86).

15 . الصعلوك: الفقير الذي لا مال له (مجمع البحرين: 5/ 279).

16 . نوّلته: أعطيته نوالاً، والنوال: العطاء (مجمع البحرين: 5/ 488).

17 . بحارالأنوار: 95 / 469.

18 . الفردوس بمأثور الخطاب: 4 / 399 / 7156.

19 . غرر الحكم: 4 / 241 / 5955.

20 . المقنعة: 374 به نقل از امام صادق از پدرانش(ع) از رسول خدا(ص)، بحار الأنوار: 75 / 462 / ذيل حديث 17به نقل از «الإمامة و التبصرة» و ليكن در نسخه موجودِ «الإمامة و التبصرة» يافت نشد.

21 . تحف العقول: 17، بحارالأنوار: 1 / 118 / 11 به نقل از «تحف العقول»؛ الصَفح : العفو و التجاوز (مجمع البحرين: 2/ 386.

22 . تعبير «سيعود غريبا» در اين روايات مى تواند اشاره به دو معنا باشد؛ يا منظور زمان پس از رحلت پيامبر(ص) است، كه اسلام از مسير اصلى خود فاصله گرفت و آن 73 فرقه به وجود آمد كه پيامبر(ص) فقط يك فرقه را نجات يافته دانست - و با استفاده از احاديث واقعه غدير و... آن فرقه، شيعه على(ع) هستند - كه البته آنان غريب و تنهايند، و يا اشاره به آخر الزمان دارد، كه نگهدارى دين در آن هنگام دشوارتر از نگاه داشتن آتش بر كف دست است، اين چنين افرادى نيز تنها و غريب مى باشند. البته با استفاده از «سيعود» احتمال اوّل قوى تر است.

23 . كمال الدين: 1 / 66، صحيح مسلم: 1 / 130 / 232، سنن ابن ماجة: 2 / 1320 / 3987 در دو كتاب اخير فقط كلام پيامبر(ص) ذكر شده است.

24 . مسند ابن حنبل: 6 / 591 / 6661، المعجم الأوسط: 9 / 14 / 8984، كنزالعمّال: 3 / 154 / 5938 به نقل از «مسند ابن حنبل».

25 . مارَ الشي ء: جاء و ذهب (النهايه: 4/ 371 ).

26 . كنزالعمّال: 3 / 883 / 9025 به نقل از «ديلمي و تاريخ ابن عساكر»، المعجم الكبير: 6 / 164 / 5867؛ المعجم الأوسط: 5 / 149 / 4915، الجعفريات: 192، مستدرك الوسائل: 11 / 323 / 13156 به نقل از «الجعفريات» در دو كتاب اخير از امام صادق از پدرانش(ع) از رسول خدا(ص) و در تمام كتابها تا «إذا فسد الناس» ذكر شده است و رجوع كنيد به مكارم الأخلاق: 2 / 345/ 2660.

27 . سنن الترمذي: 5 / 18 / 2630، كنزالعمّال: 1 / 238 / 1194 به نقل از «سنن الترمذي».

28 . النزّاع : جمع نازع و نزيع - و هو غريب -،نزع عن أهله : بَعُد و غاب (مجمع البحرين : / 396 ).

29 . سنن ابن ماجة: 2 / 1320 / 3988، سنن الدارمي: 2 / 767 / 2653، مسند ابن حنبل: 2 / 56 / 3784، عوالي اللآلي: 1 / 101 / 27.

30 . سوره مؤمنون : آيه 1 .

31 . الكافي: 1 / 391 / 5، بشارة المصطفى: 119، المحاسن: 1 / 423 / 970، بحارالأنوار: 2 / 204 / 84 به نقل از «المحاسن».

32 . شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: 6 / 235.

33 . النوْمة :الخامل الذِكر الغامض في الناس (مجمع البحرين : 6/ 181).

34 . الزهد للحسين بن سعيد: 4 / 2، التحصين: 18، بحارالأنوار: 70 / 110 / 10 به نقل از «الزهد».

35 . معاني الأخبار: 380 / 8، مشكاة الأنوار: 210، الخصال: 27 / 98 با كمى اختلاف در ذيل روايت، بحارالأنوار: 69 / 272 / 5 به نقل از «معانى الأخبار».

36 . لا يؤبه له : اي لا يحتفل به لحقارته (النهاية: 1/ 18).

37 . البُذر: جمع بذور، يقال: بذرت الكلام بين الناس: أفشيته و فرّقته، و البَذِر: الذي يفشي السرّ ويظهر ماسمعه (مجمع البحرين: 3/ 217).

38 . المذياع : الذى لايكتم السّر، و جمعه: مذاييع (مجمع البحرين : 3/ 328).

39 . الكافي: 2 / 225 / 12 به نقل از امام صادق از امام على(ع)، بحارالأنوار: 78 / 72 / 39 به نقل از «أبو نعيم»، المعجم الكبير: 7 / 110 / 9671، حلية الأولياء: 1 / 76، تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ (ع)»: 3 / 207 / 1263 در تمام كتابها با كمى اختلاف.

40 . تحف العقول: 512، بحارالأنوار: 14 / 316 / 17 به نقل از «تحف العقول».

41 . تحف العقول: 217، مشكاة الأنوار: 180، بحار الأنوار: 78 / 56 / 112 به نقل از «تحف العقول».

42 . أمالي الطوسي: 539 / 1162، نهج البلاغة: حكمت 123، خصائص الأئمّة(ع): 99، بحار الأنوار: 69 / 323 / 37 به نقل از «نهج البلاغة» در هر سه كتاب به نقل از امام على(ع) از رسول خدا(ص)، مكارم الأخلاق: 2 / 381 / 2661 و رجوع كنيد به الكافي: 8 / 169 / 190، السنن الكبرى: 4 / 306 / 7783، المعجم الكبير: 5 / 71 / 4616.

43 . من لا يحضره الفقيه: 4 / 405 / 5876، الخصال: 98 / 47، ثواب الأعمال: 212 / 1، أمالي الصدوق: 32 / 2، تحف العقول: 205، المحاسن: 1 / 65 / 10، بحارالأنوار: 71 / 275 / 2 به نقل از «أمالي الصدوق» در تمام كتابها به نقل از امام باقر از امام على(ع).

44 . تحف العقول: 393 و 501 به نقل از عيسى(ع)، بحارالأنوار: 1 / 147 / 30 به نقل از «تحف العقول».

45 . الخصال: 295 / 62، الإختصاص: 232، بحارالأنوار: 70 / 109 / 6 به نقل از «الخصال» در تمام كتابها به نقل از امام صادق از پدرانش از امام على(ع)از عيسى(ع)، فقه الرضا(ع): 380 به نقل از «العالم(ع)».

46 . نهج البلاغة: خطبه 176، تفسير القمّي: 2 / 71، بحار الأنوار: 67 / 350 / 52 به نقل از «نهج البلاغة» غررالحكم: 4 / 248 / 5978 و رجوع كنيد ص 240 / 5950.

47 . الكافي: 8 / 169 / 190 به نقل از امام باقر(ع) از رسول خدا(ص) و رجوع كنيد به إرشاد القلوب: 117 و تفسير القمّي: 2 / 70 و الفردوس بمأثور الخطاب: 2 / 447 / 3929.

48 . مصباح الشريعة: 457، بحارالأنوار: 6 / 133 / 32 به نقل از «مصباح الشريعة» در هر دو كتاب به نقل از امام صادق(ع) از رسول خدا(ص).

49 . الكافي: 8 / 48 / 8، بحار الأنوار: 77 / 39 / 7 به نقل از «الكافي».

50 . حلية الأولياء: 3 / 221، كنزالعمّال: 15 / 827 / 43288 به نقل از «حلية الأولياء».

51 . نوادر الراوندي: 15، جامع الأحاديث للقمّي: 85، الجعفريات: 183، بحارالأنوار: 75 / 29 / 19 به نقل از «نوادر الراوندي» در تمام كتابها به نقل از امام صادق از پدرانش(ع) از رسول خدا(ص)، نوادر الاُصول: 1 / 384، الفردوس بمأثور الخطاب: 2 / 348 / 3576، كنزالعمّال: 10 / 348 / 29327.

52 . شعب الإيمان: 4 / 392 / 5513، كنزالعمّال: 16 / 233 / 44281 به نقل از «شعب الإيمان».

53 . الكافي: 2 / 144 / 1، الإختصاص: 228، بحار الأنوار: 69 / 400 / 94 به نقل از «الأختصاص»در هر دو كتاب به نقل از امام سجاد(ع) از رسول خدا(ص).

54 . عزلت به معناى گوشه نشينى و كناره گيرى از اجتماع مى باشد. در اسلام گوشه نشينى بطور مطلق پسنديده و ممدوح نيست بلكه كناره گيرى از «انسانهاى شرور» و «افراد فاسد» توصيه شده است، همانگونه كه رسول اكرم(ص) مى فرمايد: «الوحدة خير من قرين السوء» تنهايى و گوشه گيرى بهتر از همراه بد داشتن است(أعلام الدين: 294).

55 . مصباح الشريعة: 157، بحار الأنوار: 70 / 110 / 9 به نقل «مصباح الشريعة».

56 . نهج البلاغة: خطبه 176، تفسير القمّي: 2 / 71، المحاسن: 1 / 63 / 5، بحارالأنوار: 70 / 7 / 6 به نقل از «المحاسن» در هر دو كتاب به نقل از امام صادق از امام على(ع).

/ 14