عقيقي بخشايشي
شهر مدينه پايگاه نشر اسلام، و مطلع نور و رحمت، يكي از مهمترين و مقدسترين مراكز اسلامي است كه نقش عمده در انتشار اسلام ايفاء نموده است و هماكنون نيز يكي از دو حرم مقدس و معتبر بشمار ميآيد. مورخين اسلام، دوران اقامت سيزده ساله رسول خدا را در مكه، دوران تكوين ملت و تدوين شريعت ناميدهاند چون اصول جهانبيني و ايدئولوژي اسلام كه بر پايههاي توحيد، رسالت- معاد، استوار است در مكه تبيين و مطرح شده است و آيات نازل شده در مكه از فصاحت و بلاغت خاص و از فشردگي و استحكام ويژهاي برخوردار بوده و كوبنده و قاطع هستند ولي دوران اقامت 10 ساله را در مدينه دوران تاسيس حكومت الهيه نامگزاري نمودهاند چون شالوده حكومت الهي، در مدينه استوار گرديد و پايههاي آن بالا آمد بحدي كه در كمترين مدت از مرزهاي عربستان، خارج گرديد و اطراف و اكناف را فرا گرفت آيات نازل شده در مدينه، محتوي تفصيل و جزئيات برنامه هستند از اينرو جنبههاي تحدي معنوي ولبّي آيات بيش از الفاظ، تكاندهنده و اعجازآميز است در شهر مدينه نخستين بار اصول اعتقادي همراه با فروع عملي ارائه گرديد و منجر به تاسيس حكومت مقتدر الهي گرديد كه در جهان سابقه نداشت.موقعيت جغرافيائي
پيش از آنكه موقعيت اجتماعي و سياسي مدينه مورد توجه قرار گيرد نخست به وضعيت جغرافيائي آن شهر ميپردازيم. مدينه كه نام اصلي آن، يثرب بود و پس از هجرت رسول خدا (ص) در سال چهاردهم بعثت به مدينه النبي تغيير نام يافت داراي اسامي متعدد ميباشد كه هركدام براي خود مناسبت يا به تعبير اهل ادب وجهتسميه دارد. سمهودي متوفي 911 هجري مولف كتاب "وفاء الوفاء" در اثر ارزشمند خود كه در مورد مدينه حرم الرسول (ص) تاليف يافته است تعداد 95 نام را از آغاز تاسيس تاكنون نام ميبرد و بر هركدام از آن اسامي نيز وجه تسميه ذكر مينمايد كه نامهاي مدينه السماء- مدينه منوره- مدينه طيبه، حرم الرسول- دار الهجره- قريه الانصار، يثرب … " بخشي از آن نامها ميباشد"1 در قرآن كريم بيش از 5 بار نام مدينه تحت عناوين مدينه- يثرب- دار هجرت آمده است. "2 شهر مدينه تا بحر احمر 175 كيلومتر و با جده 425 كيلومتر و تا مكه حدود 500 كيلومتر فاصله دارد و در 39 درجه و 50 دقيقه طولي شرقي و در 24 درجه و 32 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته است كوه احد در طرف شمالي شهر و در جنوب آن كوه "عير" نزديك ذي خليفه قرار دارد اغلب ساختمانهاي شهر از سنگ و گل درست شده است و هواي معتدلتر از مكه دارد بحدي كه گاهي در زمستانها برودت آن به 10 تا 5 درجه بالاي صفر ميرسد3موقعيت سياسي و اجتماعي
مدينه از نظر اجتماعي و سياسي در بين مناطق اسلامي حائز مقام بس ارجمند و شريف ميباشد خواه در دوران حيات رسول خدا (ص) و خواه در ادوار بعد از رحلت آنحضرت. اولا نخست پايگاه نشر اسلام، و مركز نزول وحي و مقر قدرت اسلام، و جايگاه استقرار حيات اسلام و مسلمين است و نخستين شهري است كه با آغوش باز از پيامبر عاليقدر اسلام استقبال نمود و به گرمي از او پذيرائي كرد، پس از آنكه او را از مكه بيرون ساختند و مسلمانان را پس از تحمل شدائد حصر اقتصادي و سياسي، مجبور به ترك خانه و كاشان? خود نمودند ثانيا- نزول آيات تفصيلي و تشريعي قرآن كه شامل احكام و برنامههاي زندگي اجتماعي و سياسي و عملي اسلام است در مدينه بوده است و اين امر نشانگر آن است كه زمينه رشد و ادام? حيات و بالندگي از ناحي? ساكنان آن وجود داشته است كه اجاز? چنين نشاط و فعاليت بر احكام خدا و تصميمگيريهاي رسولخدا (ص) در آن محيط ميداده است. ثالثا- اين شهر در ادوار بعد از رسول خدا (ص) تا دوران علي (ع) كه حكومت اسلامي در اثر تجزيه طلبيهاي معاويه و حزب اموي شام كه ناچار به كوفه انتقال يافت، مقر حكومت و مركز ثقل سياست اسلامي بود در دوران حكومت امويان هم حكام و فرمانروايان مدينه از سوي خليفه تعيين ميگرديد و در عصر عباسي نيز تا سال 248 هـ ـ ق جزء متصرفات عباسيان بود و از سال 250 تا پنج قرن يعني تا 922 هـ كه حكومت عثماني آنجا را نصرف نمود، ادار? شئون مدينه در اختيار علويان و سادات هاشمي بود كه پس از حكومت عثمانيان ـ در سال 1219 هـ وهابيان آنجا را تصرف كردند و خرابيهائي بار آوردند ولي محمد علي پاشا والي مصر به سال 1225 هـ آن شهر را از تصرف آنان درآورد و در سال 1335 هـ نيرو هاي شريف بر آنجا استيلا يافتند و در سال 1343 هـ ابنسعود مدينه را تصرف نمود و هماكنون نيز در دست اخلاف او است . اين اجمال بحث تاريخي بود.عوامل پيشگامي مدينه در پذيرش اسلام
مورخين و حامعهشناسان اسلامي بحث تحليلي جالبي را در اين زمينه مطرح كردهاند و با اينكه ظهور اسلام از مكه بود ولي چه عاملي باعث شد كه مدينه مركز اسلام گردد و پيامبر خدا (ص) در مدينه به آرمانهاي الهي خود دست يابد با آنكه مكه اولي به اين امر بود؟ در پاسخ اين سئوال چهار عامل ذكر نمودهاند: 1- عامل اجتماعي و سياسي 2- عامل اقتصادي 3- عامل اعتقادي و مذهبي 4- عامل رواني 1- ميگويند " شهر يثرب محل زندگي دو طائفه نيرومند اوس و خزرج بود كه يكي به تيره عدنانيان كه اعراب شمالي بودند تعلق داشت ديگري به تيره قحطيان که از اعراب جنوب يمن بودند و اختلاف و تنازع بين اين دو تيره در آغاز ظهور اسلام بشدت خود رسيده بود و سابقه 120 ساله را پشت سر خود قرار داده بود، آنان نيروهاي كارآمد خود را از دست داده بودند در حال ياس و نوميدي در انتظار منجي و مصلحي به سر ميبردند شنيدن خبر ظهور پيامبر اسلام در مكه، روزنه اميدي بود كه آلام روحي و اجتماعي آنان را تسكين ميبخشيد از اينرو به سراغ او رفتند ولي در محيط مكه چنين وضعي حاكم نبود آنان گرچه بتپرست و مشرك بودند ولي در شرك و بتپرستي جز تعداد محدودي كه "حنفاء" ناميده ميشدند و نياكان پيامبر خدا هم جزء آنان بود با هم اشتراك عقيده و وحدت داشتند. 2- عامل اقتصادي- گرچه اقتصاد زير بناي اصلي مسائل زندگي نيست ولي نقش آن در حركت فكري، و حياتي ، قابل انكار نيست. اقتصاد در زندگي افراد نقش مؤثري را ايفاء مينمايد و شغل افراد نيز در روحيه افراد تاثير متقابلي دارد از اينرو بيجهت نيست كه برخي از شغلها در اسلام حرام اعلام شده است و برخي مكروه. شغلهاي اين دو محيط بيتاثير در اين امر نبوده است مردم مكه تجارت پيشه بودند و مكه ثقل تجارت و اقتصاد عربستان، آنان به سود ربا و اضعاف مضاعفه آن اتكاء داشتند و پيامبر را مخالف و منافي اعمال خود ميديدند ولي نوع مردم يثرب زراعت پيشه بودند و كشاورز و باغدار و در طبيعت شغل كشاورزي توجه به مبادي غيب، در كاشت و برداشت وجود دارد از اينرو زمينه روحي آنان مستعدتر و آمادهتر بود تا مردم مكه. 3- عامل اعتقادي و مذهبي ميگويند نوع پيروان اديان آسماني يهود و نصاري در مدينه بيشتر بود آنان در گفتگوهاي خود خبر از آمدن پيامبر آخرالزمان را با اوصاف و مشخصات پيشبيني شده در عهد عتيق را با هم داشتند و ظهور پيامبر اسلام در مكه اين زمينه را تاييد و تكميل نمود از اينرو مردم مدينه به سراغ آن پيامبر رفتند و در عقبه ضمن دو پيمان در سال 12 و 13 بعثت وفاداري خود را اعلام داشتند ولي در مكه چنين زمينه اعتقادي و مذهبي نبود از اينرو ديرتر به اسلام گرايش يافتند. 4- عامل رواني بر اساس حجاب معاصرت نوع داعيان مسائل روحي و معنوي كمتر در موطنهاي اصلي خود پذيرائي پيدا ميكنند و مقبوليت مييابند چون مردم آن ديار با خود ميگويند مگر اين فرد همان شخص نيست كه با ما غذا ميخورد، به صحرا و بيابان ميرفت و در بازار رفت و آمد داشت، اكنون چه شده است كه او پيامبر شده است و چگونه او به چنين مزيت و كمال نائل آمد و ما، نه، از اينرو در تاريه نوع انبياء و علماء و مصلحين اجتماعي و حتي پزشكان و دكترها نيز آمده است كه كمتر در موطن اصلي خود موفق به پياده نمودن آرمان الهي خود گرديدهاند و در شرح حال اغلب انبياء مهاجرت، دوري از وطن ثبت شده است و نوعا در وطن دوم توفيق خدمت بدست آوردهاند شرح حال حضرت موسي(ع) و عيسي (ع) و ابراهيم (ع) بهترين گواه اين مطلب است و در بين علماء و فقهاء و مراجع عاليقدر تقليد هم در اعصار كنوني همين امر ديده ميشود. علاوه بر عوامل فوق، عامل پنجمي را نيز ميتوان بر آن عوامل افزود و آن عامل فرهنگي و علمي است و آن چنين است كه افكار و آراء نيز مراحل رشد و تكامل و توسعه و گسترش را دارند وقتي آن مراحل را طي نمودند نوعا قابل پذيرش ميگردند تعاليم عاليه اسلام، در مكه نوظهور بود و هنوز جا نيفتاده بود و احيانا دهشت انگيز مينمود ولي در طول زمان، با عمل و اعتقاد و گرايش مردم، زمينه عملي را بدست آورد از اينرو ميبينيم كه مردم مكه نيز گرايش پيدا نمودند هر چند پس از فتح مكه بود بيآنكه كوچكترين مقاومت از خود نشان دهند. در هر صورت خواه تمام اين عوامل را پذيرا باشيم يا هر كدام را به عنوان انگيزه و يا زمينه مساعد تلقي نمائيم پيامبر خدا (ص) با استقبال مردم مدينه روبرو شد و در ربيع الاول سال 14 بعثت وارد مدينه شد و دو عمل مثبت و مهم انجام دادند. 1- ايجاد اخوت بين مهاجرين و انصار 2- ايجاد مسجد به عنوان پايگاه و كانون فعاليت. اهميت امر اول از مورد دوم خيلي بيشتر است وجود همفكر و هم راي در تمام مسائل اجتماعي و اقتصادي و غيره از ضروريات اجتناب ناپذير ميباشد بويژه در امر مهمي همانند رسالت و آرمان الهي از اينرو ميبينيم خداوند متعال در يك آيه دو بار از اين مهم نام برده است و آنرا به عنوان " نعمت" ياد كرده است: جائي كه ميفرمايد و اذكروا نعمت الله اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا "4 به ياد آوريد روزگاري كه با هم دشمنان بوديد پس (به بركت اسلام) بين شما الفت و مهرباني ايجاد نمود پس در اثر آن نعمت با هم برادران شديد. پيامبر خدا (ص) فرمودند: تاخوا في الله تاخوا في الله اخوين اخوين"5 در راه خدا و در پيمودن مسير الهي با هم برادر شويد دوتا دوتا، آنان نيز دستور رهبر و پيامبر مصلح خود را به مرحله اجرا درآوردند و خود پيامبر اسلام نيز با علي (ع) پيمان اخوت بست و گفت "هذا اخي" اينست برادر من، آنان براساس اين برادري ميتوانستند از هم ارث ببرند اين حكم با نزول آيه شريفه"و اولوا الارحام بعضهم اولياء بعض" خويشاوندان برخي بر برخي ديگر اولي و شايسته هستند پس از جنگ بدر منسوخ اعلام گرديد. و از طرف ديگر پيامبر خدا با بستن يك قرارداد سياسي و اجتماعي با ديگر ساكنان مدينه كه شامل 37 ماده بود و آنرا نخستين منشور حقوق ناميدهاند پايههاي حكومت الهي را در مدينه تثبيت نمودند.1 –وفاء الوفاء باخبار دار المصطفي تاليف نورالدين علي بن احمد السمهودي مصري ج1 ص 8 تا 27 2 –المعجم المفهرس للقرآن الكريم 3 –مرآﺓ الحرمين ابراهيم رفعت پاشا ج 1 4 –آل عمران آيه 103 5 –سيرة النبي ج 2 ص 123- الطبقات الكبري ج 1 ص 238