نجمه؛ نگین بندگی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نجمه؛ نگین بندگی - نسخه متنی

ن . طیبی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




نجمه؛ نگين بندگي

نويسنده: ن ـ طيّبي

اينك ما، در پرتو ستاره‏اي مي‏آساييم كه خورشيد و ماه در دامن او متولد شدند. خورشيد خراسان و ماه قم. ستاره‏اي به نام «نجمه» كه در آسمان زندگاني امام موسي كاظم عليه‏السلام پديدار شد، شعاع نورش پس از قرنها هنوز از مشرق ايران ـ مشهد ـ مي‏تابد و در قم، آشيانه عترت عليهم‏السلام ، تلألؤ دارد.

نجمه، مادر امام رضا عليه‏السلام اختري است كه مي‏توان پرتوهاي زير را گوشه‏اي از انوار شخصيت تابناك وي به شمار آورد.

پرتو اول: شناخت شخص اين بانوي نوراني.

پرتو دوم: شخصيت بانوي حرم امام هفتم عليه‏السلام از زبان ديگران.

پرتو سوم: نجمه بر مسند «مادري».

پرتو چهارم: عبادت، زيباترين نقش زندگاني «نجمه».

پرتو پنجم: در صحيفه صفات اين بانوي بزرگوار.

پرتو اول: آزاده‏اي از تبار بردگان

آنچه در نگاه اول به زندگاني مادر امام رضا عليه‏السلام مطرح مي‏شود اين است كه خانواده اين بانو كيست؟ از كدام قبيله است؟

در باره والدين اين بانوي گرامي در كتب مربوط به زندگاني امام رضا عليه‏السلام مطلبي ديده نمي‏شود. روايات متعدد ياد آوري مي‏كنند كه نجمه كنيز بود و توسط حميده مصفّاة، همسر گرامي امام صادق عليه‏السلام و يا شخص امام كاظم عليه‏السلام خريداري شد. متن روايت چنين است:

«حميده مصفا، مادر امام هفتم كه از زنان اشراف عجم بود، كنيزي (مُوَلِّده) خريد كه «تكتم» نام داشت. او از نظر عقل و دين و تعظيم و بزرگداشت مولاي خود، در شمار بهترين زنان جاي داشت. حميده مصفا و...»(1)

مُوَلِّده يعني كسي كه در ميان اعراب به دنيا آيد و با آداب آنها بزرگ شود.

به هرحال «نجمه» كنيز بود. در آن زمان رسم چنان بود كه هر كنيزي را به مولايش منتسب مي‏كردند.

نجمه به علت عقل، دين و سجاياي اخلاقي‏اش، كه در روايت بالا ذكر شده، مورد توجه خاندان عصمت قرار گرفت.

وجود نامهاي متعدد براي اين بانوي بزرگوار، مؤيّد ديگري است كه كنيز بودنش را اثبات مي‏كند. در روايات نامهاي اين بانو را چنين نوشته‏اند:

و مادر امام رضا عليه‏السلام ام ولد (كنيز صاحب فرزند) است كه به او ام البنين (كنيه آن بانوست.) مي‏گفتند و اسمش نجمه بود و به او «سكن نوبيه» نيز مي‏گفته مي‏شد. تكتم نام ديگر او بود.(2)

يكي از محققان مي‏نويسد:

مادر امام رضا عليه‏السلام ام ولد است كه به او ام البنين مي‏گويند. اسم او «اروي» و لقبش «شقراء نوبيه» است.(3)

با توجه به اينكه در عرب اسامي افراد با خصوصيات ظاهري، قومي و شغلي افراد مناسبت دارد، شايسته است چند اسم از نامهاي اين بانوي گرامي معنا شود تا به اين وسيله برخي از خصوصيات وي آشكار گردد.

«تكتم»، از آن هنگام كه توسط حميده مصفا، مادر امام كاظم عليه‏السلام خريداري شده، نام اين بانو بود. در لغت عرب تكتم به معناي چاه زمزم است و چشمه است و شايد اين نام از صفاي روح و ادب اين بزرگوار حكايت مي‏كند.

«نجمه» نيز به معناي ستاره درخشنده است.

پس از تولد امام رضا عليه‏السلام نامش را «طاهره» گذاشتند كه به معناي پاكيزه است.

نام ديگر او «صقر» است كه معناي آن تابش خورشيد است.

«سمّانه» به معناي والا و بلند مرتبه است.

«سَكَنَ النوبيه» به معناي ساكن «نوبا» است. كتب لغت «نوبيه» را يكي از سرزمينهاي قوم «بربر» دانسته‏اند. شايد «ناميمبيا»، كه امروزه در نقشه‏هاي جغرافيايي مشاهده مي‏شود معرّب همان «نوبا» باشد.

طبق اين صفت، نجمه بايد زني سياه پوست از قوم بربر باشد، ولي با توجه به صفت ديگري كه صاحب «الفصول المهمه» در كتاب خود نام مي‏برد «شقراء نوبيه» بايد رنگ پوست و موي حضرت روشن باشد؛ زيرا شقراء(4) به معناي سرخ و سفيد و موي بور مايل به قرمز است و اين صفت به سفيد پوست‏ها، بويژه مردم اروپا، اختصاص دارد.

با توجه به صفات و نامهاي اين بانوي بزرگوار، نويسندگان و مورخان معاصر در تعيين قبيله و محل زندگاني وي احتمالهاي گوناگون مطرح مي‏كنند.

1 ـ شهر معروف «مارسي» در اسپانيا كه در قرن 11 ميلادي استقلال يافت؛ اين از «خيزران مرسيّه»(5) فهميده مي‏شود.

2 ـ تكتم يا طاهره زني فرانسوي از ماريسي فرانسه است.(6)

3 ـ منظور از «مغرب» شمال آفريقا و مقصود از «مِرسي» شهر بندري الجزاير است و او الجزايري است.(7)

اين احتمالها، با توجه به يكي از نامهاي وي كه «خيزران مرسيّه» است و اينكه در روايت آمده از برده فروشاني كه از «مغرب» مي‏آمدند خريداري شد، به ذهن مي‏آيد. گفتني است كه مغرب به شمال آفريقا، مراكش و اروپا (غرب) اطلاق مي‏شود.

آنچه بيش از هر چيز بايد مورد توجه باشد اين است كه نجمه با قطع نظر از نژاد و رنگ چهره‏اش، يك انسان كامل بود و قابليت ها و لياقت هاي ويژه‏اي داشت كه براي ميزباني معصوم و امام برگزيده شد. او صدف با ارزشي بود كه خداوند متعال مرواريد رضا عليه‏السلام رابه مهماني او فرستاد. او در زمره «ارحام مطهّرة» قرار گرفت. چرا كه طاهره بود. او چشمه‏اي پاك بود كه هرگز آلودگي به وي راه نيافت. براي شناخت ژرفاي وجود افراد، توجه به ويژگيهاي والاي آنان بهترين وسيله است و هميشه نمي‏توان در آينه خانواده به عظمت انسانها پي‏برد.

پرتو دوم: در آينه آسماني‏ها

يكي از راههاي شناخت افراد، توجه به سخناني است كه در مورد آنان گفته شده است.بويژه اگر گويندگان آن سخنان، خود از بزرگان و برجستگان باشند، شخصيت معنوي نجمه، مادر معصوم، بارها از زبان ائمه معصومين عليهم‏السلام و بزرگواراني چون حميده مصفاة، معرفي شده است. در اين قسمت، پرتوي از خورشيد فضايل اين بانوي گرامي را بررسي مي‏كنيم:

علي بن ميثم، كه به گفته «كِندي» آشناترين افراد به امور ائمه و ازدواجهاي آنان است، مي‏گويد:

«كانت من افضل النّساء في عقلها و دينها و اعظامها لمولاتها حميدة المصفا حتي انّها ماجلست بين يديها منذ ملكتها اجلالاً لها.»(8)

او (نجمه) در تعقل و تدين و احترام و اكرام به مولايش حميده مصفا از بهترين زنان است؛ تا جايي كه به خاطر تعظيم و اكرام مولايش در برابر او نمي‏نشست.

در جاي ديگر مي‏گويد: حميده مصفا به فرزندش امام كاظم عليه‏السلام فرمود:

«يابنيَّ اِنّ تكتم جارية مارأيتُ جارية قطّ افضل منها.»(9)

پسرم! همانا «تكتم» كنيزي است كه هرگز بهتر از وي كنيزي نديدم.

سپس سفارش اين بانوي با عظمت را به فرزند خويش كرد و گفت:

«و هبتُها لكَ فاستوص بها خيراً.»

او را به تو بخشيدم و سفارش مي‏كنم با او به نيكي رفتار كني.

با اندك تأمل در سخنان بزرگان زمان نجمه، در مي‏يابيم كه ويژگيهاي او زبانزد خاص و عام بود و شخصيت معنوي و عبادي او مورد ستايش آشنايان قرار مي‏گرفت.

بر اساس روايات، پس از تولد امام رضا عليه‏السلام نجمه گفت:

«اعينوني بمرضعة»(10)

با آوردن دايه‏اي ياري‏ام كنيد.

از او پرسيده شد: آيا شيركم داريد كه ياري كننده مي‏خواهيد؟

نجمه پاسخ داد:

«لا اكذب واللّهِ مانقصَ الدّرّ و لكن عليَّ وِردٌ من صلوتي و تسبيحي و قد نقص منذ ولدت.»(11)

من دروغ نمي‏گويم؛ به خدا سوگند شير كم نشده است ولي از هنگام ولادت فرزندم، دعاها و نمازهايم كاستي پذيرفته است.

اين روايت بيانگر عظمت مقام معنوي نجمه است.

پس از تولد امام رضا عليه‏السلام ، امام هفتم عليه‏السلام به اطاق نجمه وارد شد و فرمود:

«هنيئاً لك يا نجمة كرامة ربّك»

اي نجمه! لطفي كه پروردگارت به تو فرمود، بر تو گوارا باد.

و نجمه فرزند عزيزش را كه در پارچه‏اي سفيد پيچيده بود، به پدر بزرگوارش داد. حضرت پس از اينكه آداب ويژه نوزادان را انجام داد، فرزند را به مادر بازگرداند و فرمود:

«خُذيه فانّه بقيّة اللّه تعالي في ارضه»(12)

(اي نجمه!) بگير او را كه بقية اللّه در زمين است.

با توجه به اوضاع سياسي زمان امام هفتم كه خفقان شديدي حاكم بود و شناخت امام بعد از حضرت براي كسي جز افراد وارسته و رازدار و قابل اعتماد وجود نداشت. امام عليه‏السلام با صراحت كامل، امام بعد از خود را براي اولين بار به نجمه معرفي كرد.

او اولين كسي است كه پس از امام هفتم عليه‏السلام از امامت امام هشتم عليه‏السلام آگاهي يافت.

* * *

پرتو سوم: مهربانانه چون گل

در مورد ازدواج امام موسي كاظم عليه‏السلام با نجمه، در روايات چنين آمده است:

وقتي حميده مصفا، مادر امام موسي بن جعفر عليه‏السلام ، نجمه را خريد، گفت: در خواب، پيامبر گرامي را ديدم فرمود: حميده، اين نجمه متعلق به فرزندت موسي است و برايش از او فرزندي كه بهترين فرد روي زمين است، متولد خواهد شد.(13)

پس از اينكه حميده اين خواب را ديد، نجمه را به امام هفتم عليه‏السلام بخشيد و همواره متذكر صفات پسنديده او بود.

بنا بر آنچه در تاريخ ذكر شده است، امام رضا عليه‏السلام در سال 148 ه·· .ق ديده به جهان گشود. با توجه به اينكه در روايات متعدد از «مُوَلِّده» بودن نجمه سخن به ميان آمده است، برخي معناي اين واژه را «زاينده» مي‏دانند، مي‏توان گفت: نجمه زني زايا، بود. در بعضي از روايات آمده است كه «ستلدُ خير اهل الارض»؛ به زودي بهترين اهل زمين را به دنيا مي‏آورد. بنابراين، نبايد ميان تاريخ ازدواج اين دو بزرگوار و تولد علي بن موسي عليه‏السلام فاصله زيادي باشد. از مجموع قراين موجود درمي‏يابيم كه اين ازدواج حوالي سال 147 صورت گرفته است. بر اساس گفتار مورخان، شهادت امام صادق عليه‏السلام در سال 148 ه·· .ق (14) تحقق يافت. و هنگام تولد امام رضا عليه‏السلام ، خلعت امامت، بر قامت بلند امام موسي‏بن جعفر عليه‏السلام پوشانده شده بود.

آنچه در زندگي نجمه به عنوان مادر مشاهده مي‏شود، از ابعادزير قابل بررسي است:

الف ـ چون تولد اولين فرزند نجمه، كه اولين همسر امام هفتم عليه‏السلام بود، با تصدّي خلافت و امامت همزمان بود، فشارهاي سياسي حكومت بر خاندان بزرگوار امام هفتم عليه‏السلام به اوج خود رسيد. شهادت امام صادق عليه‏السلام اذهان خيانتكار و پليد جاسوسان منصور را بيش از پيش متوجه خانواده امام كاظم عليه‏السلام ساخت. در اين موقعيت، زندگي و حفظ قداست ها و تربيت صحيح فرزند و همدلي و همراهي با همسر، همواره ذهن اين بانوي كريمه را به خود مشغول مي‏كرد. به طور طبيعي در خانه‏اي كه پناهگاه فكري و روحي و اعتقادي و سياسي مردم است، نمي‏توان يك زندگي آرام و بي‏درد سر داشت. و اهالي خانه و بانوان نيز در امور سياسي و اعتقادي دوشادوش مردان مي‏رزمند. تاريخ هميشه ايثارگري هاي زنان در كنار مردان بزرگ را نانوشته گذاشته است. در كتب تاريخي مي‏خوانيم:

منصور عده زيادي از علويان را به شهادت رسانده و تعداد زيادي از آنان نيز در زندانهاي او درگذشتند.(15)

از اين رو زمان امام موسي كاظم عليه‏السلام براي شيعيان بسيار سخت و دردناك بود و زندگي خانوادگي حضرت نيز تحت تأثير اين فشارهاي سياسي و روحي قرار داشت.

در چنين مواقعي، نقش زن بيش از ديگر زمانها مشهود است.

به هر حال، در اين موقعيت «نجمه» مادر شد. «علي بن ميثم» مي‏گويد: مادر بزرگم مي‏گفت: از نجمه مادر علي‏بن موسي عليه‏السلام شنيدم كه مي‏گفت:

وقتي به پسرم باردار شدم، سنگيني حمل را احساس نمي‏كردم و در خواب صداي تسبيح و تهليل از درونم مي‏شنيدم كه باعث هراسم مي‏شد. وقتي از خواب بيدار مي‏شدم، چيزي نمي‏شنيدم و...(16)

ب ـ روايت فوق عظمت اين بانوي نجابت را آشكار مي‏سازد. كودك «نجمه»، امام بود و تسبيح و تهليل در شكم مادر از امام بعيد نيست. ديگر معصومان عليهم‏السلام نيز در شكم مادر به تسبيح و تهليل مي‏پرداختند؛ ولي آنچه اهميت دارد، شنيدن اين ذكرها به وسيله نجمه است.

نجمه چنان روح بلندي داشت كه صداي تسبيح معصوم عليه‏السلام را مي‏شنيد. افزون بر اين، بصيرت و بينش وي به حدي است كه اين مطلب را جزء باورهاي خود دانسته، براي بيان عظمت فرزندش نقل مي‏كند تا امروز به گوش ما برسد.

ج ـ در ادامه روايت چنين مي‏خوانيم:

وقتي فرزندم را در پارچه‏اي سفيد پيچيدم و به همسرم دادم، پدرش در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه. آنگاه بر آب فرات دعايي خواند و كام علي (امام رضا عليه‏السلام ) را با آب فرات برداشت. سپس او را به من باز گرداند و فرمود: بگير او را كه بقية اللّه در زمين است.(17)

شايد نجمه، با ذكر اين موارد براي مادر بزرگ علي بن ميثم، مي‏خواست مسايل تربيتي و مستحبات هنگام تولد را براي آيندگان بگويد و در واقع نوعي آموزش غير مستقيم داشته باشد.

او در اين روايت، مقام والاي امام رضا عليه‏السلام را چنين يادآوري مي‏كند:

وقتي او (فرزندم) را به دنيا آوردم، دستانش روي زمين بود و سرش به سوي آسمان، لبهايش حركت مي‏كردند گويا سخن مي‏گفت و... .

نجمه، افزون بر علي بن موسي عليه‏السلام ، فرزند ديگري نيز داشت. او حضرت معصومه عليها‏السلام خوانده مي‏شد. دختري كه همواره در كنار پدر و برادر بزرگوارش به مبارزه مشغول بود و در راه ولايت جان داد. او در سال 173 ه·· .ق، وقتي امام رضا عليه‏السلام 25 ساله بود، به دنيا آمد. در 10 سالگي پدر بزرگوارش را از دست داد و در سايه ولايت برادر زيست.

اكنون قبر مطهر «مريم آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله » در قم، قبله اميد هزاران زائر شيعه به شمار مي‏آيد. در كتاب «دلائل الامامة» مي‏خوانيم:

حضرت علي بن موسي الرضا عليه‏السلام با حضرب فاطمه معصومه از يك مادر هستند.(18)

البته بسياري از مورخان از ذكر اين مطلب خود داري كرده، از مادر حضرت معصومه عليها‏السلام با نامهاي متفاوت سخن گفته‏اند.

«نجمه» در بوستان عبادت و عبوديت نفس كشيد و تسبيح و تحميد غنچه‏هايي بود

كه بر لبان او شگفته مي‏شد.

پرتو چهارم: در محراب عبادت

عبادت اكسيري است كه مس وجود آدميان را به طلاي ناب «خليفة اللّه» تبديل مي‏كند.

در سايه عبادات، انسان مي‏تواند قدرت انتخاب حق را داشته باشد. عبادت به آدمي بصيرت مي‏دهد و چونان خورشيد روشنگر راه حق است. اولياي الهي و بندگان خوب خدا همواره با دعا و راز و نيازهاي شبانه مأنوس بودند و در خلوت از خداي يگانه كمال و پويايي مي‏طلبيدند.

«نجمه» در بوستان عبادت و عبوديت نفس كشيد و تسبيح و تحميد غنچه‏هايي بود كه بر لبان او شگفته مي‏شد. حاصل اين عبادتها همان روايتي است كه ذكر كرديم:

«در عقل و دين و ادب بهتر از او ديده نشد.»

پس از اينكه علي بن موسي الرضا عليه‏السلام به رشد جسمي مطلوب رسيد، مادر بزرگوارش طلب «دايه» كرد. بر اساس روايات، در اين زمان امام رضا عليه‏السلام «تامّ الخلق» بود؛ يعني از نظر جسمي در سن و سال خود كامل و تام بود.

شير مادر برايش ضرورت نداشت. از اين رو نجمه كمك مي‏طلبيد و مي‏گويد: «ولكن عليّ وردٌ من صلوتي و تسبيحي و قد نقص منذ ولدت»(19)

براي من نماز و ذكرهايي بود كه از زمان تولد اين نوزاد كاستي پذيرفته است.

اين بانوي عابد برنامه مشخص عبادي داشت، تا به اين وسيله ارتباط كاملتري با خداي خويش ايجاد كند و موجبات قرب الي اللّه را بيش از پيش فراهم آورد. اكنون فرزندي كه بنا به روايت، زياد شير مي‏خورد: «كان الرّضا يرتضع كثيراً و هو تامّ الخلق» مقداري از وقت عبادت او را مي‏گرفت. او با آنكه از وظايف ويژه مادري آگاهي كامل دارد، احساس خطر مي‏كند و خواستار ياري مي‏شود.

او نيك مي‏داند كه نوزاد، علاوه بر غذاي جسم، بايد از غذاي روح نيز بهره‏مند شود و تا زماني كه مادران از نظر معنوي و عبادي بر بلنداي عبوديت و بندگي نباشند، نمي‏توانند دست فرزندان را گرفته، به سوي قلّه تكامل معنوي بالا ببرند. از اين رو، وقتي احساس كرد جسم فرزندش به حدّ معمول رسيد، در پي نورانيت دل و صفاي باطن بر آمد و با نماز و اذكار و تسبيحات در اين جهت گام برداشت. اين نهايت بينش و بصيرت نجمه است كه در زندگي برنامه ريزي صحيحي داشت و هرگز برنامه‏اي را فداي برنامه ديگر نكرد. او در روزمرگي فرو نرفت و پيوسته معبود را به خاطر داشت.

پرتو پنجم: بر ساحل صفات آسماني

با اندكي تأمل در روايات در مي‏يابيم كه «نجمه» از صفات و ويژگيهاي والا بهره مي‏برد. هر چند همه اين صفات آشكارا در روايات بيان نشده؛ ولي بخشي از آنها را مي‏توان از لابلاي روايات و گفتار مورخان دريافت.

او بانوي «عاقله» بود كه با زمان آشنايي داشت و پابه‏پاي معصوم عليه‏السلام مبارزه مي‏كرد. در تاريخ مي‏خوانيم:

آن زمان كه امام عليه‏السلام در مدينه بود، هارون كساني را بر حضرت گماشته بود تا از آنچه در گوشه و كنار خانه امام مي‏گذرد، وي را آگاه كنند. هارون از محبوبيت بسيار نافذ امام بيمناك بود.(20)

وقتي دشمن به عظمت امام و نفوذ امام در ميان مردم مدينه پي‏برد، با حيله‏هاي گوناگون وي را از مدينه به عراق تبعيد كرد. در اين سفرهاي تحميلي خانواده حضرت نيز با وي همراه بود. همراهي با امام در اين موقعيت نشان دهنده بردباري و بينش سياسي و اجتماعي نجمه است.

تدين و دينداري به معناي واقعي آن نيز كه در روايت علي بن ميثم به آن اشاره شد، از صفات بارز اين بانوي بزرگ به شمار مي‏آيد.

از ديگر صفات اين بانو، ادب و احترام نسبت به ديگران است. ادب از ظريف كاري هاي نظام هستي است كه حتي در مورد خود پروردگار نيز مطرح شده است. ادب افراد بيانگر عقل و دين آنهاست. اين سه صفت نوراني شخصيت افراد را شكل مي‏دهد.

صداقت و درستكاري نيز از صفات اين بانو است كه خود مي‏فرمايد: «لا اكذب و اللّه...» من دروغ نمي‏گويم به خدا قسم كه ... .

در آستانه ميلاد امام رضا عليه‏السلام و طلوع خورشيد رضوي در آسمان ولايت، ياد اين بانوي بزرگوار را گرامي داشته، دست ارادت خويش را به سمت آستان معنويت او دراز مي‏كنيم.


1 ـ عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ص 12.

2 ـ بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 49، ص 5.

3 ـ الفصول المهمّه، ابن احمدالمالكي، ص 244.

4 ـ فرهنگ جامع نوين.

5 ـ معجم البلدان، ياقوت حموي، ج 5، ص 107.

6 ـ ترجمه زندگي چهارده معصوم(ع)، عزيزاللّه عطاردي، ص 358؛ معصوم نهم، جواد فاضل، ص 61.

7 ـ كريمه اهل بيت، علي اكبر مهدي پور، ص 94.

8 ـ عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ص 12.

9 ـ همان.

10 و 11 ـ بحار الانوار، ج 49، ص 5.

12 ـ همان، ص 9؛ عيون اخبار الرضا(ع)، ص 17.

13 ـ بحار الانوار، ج 49، ص 7.

14 و 15 ـ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، رسول جعفريان، ج 2، ص 22.

16 و 17 ـ بحار الانوار، ج 49، ص 9.

18 ـ دلايل الامامة، محمد بن جرير طبري، ص 309.

19 ـ بحار الانوار، ج 49، ص 5.

20 ـ منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، زندگاني امام موسي كاظم(ع).

/ 1