تعليقات علامه طباطبائي بر بحارالانوار - تعلیقات علامه طباطبائی بر بحارالانوار (2) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تعلیقات علامه طباطبائی بر بحارالانوار (2) - نسخه متنی

سید ابراهیم سید علوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كيهان انديشه ـ شماره39 ، آذرودي1370

تعليقات علامه طباطبائي بر بحارالانوار

سيد ابراهم سيد علوي

بخش نخست اين نوشتار، كه در برگيرنده تعليقات حضرت علامه طباطبائي بر باب توحيد كتاب شريف بحارالانوار بود، در شماره پيش منتشر شد، اينكه بخش دوم آن، تقديم مي‌گردد:

كتاب العدل و المعاد

حديث بيست و هشتم، باب نخست از ابواب العدل، در نفي جبر و تفويض و اثبات امر ميانه است.

مجلسي طي بياني، جبر و تفويض را معني كرده و فرموده: تفويض عبارت است از عقيده داشتن به اينكه خداوند در انجام كارها، هرگونه مانع را از مردم برداشته و ارتكاب هر نوع عملي را مباح دانسته است.

استاد علامه در تعليقه فرمود: حظر به معناي منع است و ظاهر عبارت مجلسي آن است كه او تفويض را به الحاد و اباحي‌گري تفسير كرده، در حالي كه ظاهراً مراد از تفويض در اخبار چيزي است كه معتزله در برابر اشاعره قائلند و آن اينكه افعال بشر مخلوق و آفريده خود آنهاست هرچند كه قوا و ابزار مخلوق خداوندند، به عكس آنچه به اشاعره نسبت داده شده كه همه امور اعم از كارها و نيروها و ابزار، آفريده خداوندند.[61]

حديث سي و نهم از همان باب كه عبدالرحيم قصير طي آن، چندين سؤال از امام صادق (ع) كرده و امام پاسخ داده است و از جمله راجع به مخلوق بودند قرآن چنين نوشته: ... و قرآن، كلام خداست و مخلوق نمي‌باشد و در آن، خبر گذشتگان و آيندگان موجود است.

مجلسي در بيان نوشته كه شايد، مانع از اقرار به خلق قرآن، از سوي امام تقيّه بوده، و يا اينكه اطلاق خلق بر قرآن، موهم معنائي بوده كه كافران اراده مي‌كردند « ان هذا الا اختلاق» (ص/7) چنانكه مرحوم صدوق اشاره كرده است.

استاد علامه طباطبائي در تعليقه‌اش نوشته: بلكه سخن حق آن است كه: مقصود از كلام، لفظ است نه از جهت صوت و صدا، فقط بلكه از اين جهت كه به معنائي دلالت دارد يعني كلام، آن معناي مدلول عليه است، به لحاظ ارتباط با صدا و آن، كيف مسموع مي‌باشد و يك معناي اعتباري است و جعل‌پذير نيست، به عكس حدوث و بحث بيشتر، مجالي ديگر مي‌خواهد.[62]

حديث چهلم از همان باب، حديث ابوبصير از امام صادق است كه فرمود: عقيده به استطاعت، سخن من و پدرانم نيست.

مجلسي پس از نقل كلامي از شيخ صدوق در تفسير معني استطاعت، ضمن بياني مي‌نويسد: شايد منع از اطلاق استطاعت در مورد خدا به آن جهت است كه آن مصدر باب استفعال از اطاعت است و مناسب جناب ذات متعال نيست و يا چون استطاعت به قدرت متفرع بر ابزار و ادوات، اطلاق مي‌شود، خداوند از اين مقوله‌ها، منزه است، امام استطاعت را از خدا نفي كرده است.

استاد علامه در تعليقه نوشته: سخن مجلسي و صدوق- رحمت خدا بر ايشان- هر دو شگفت‌آور است، زيرا ظاهر روايت آن است كه استطاعت به معناي دائر ميان مردم، مراد است كه معتزله در آن روزگار مي‌گفتند هر كار مستند به استطاعت و قدرت بنده است بي آنكه خداوند در آن، صنع و نقش داشته باشد و يا ممكن است مراد از استطاعت، تحقق آن قبل از فعل باشد كه اشاعره منكر آن بودند و در اين صورت، روايت از روي تقيه صادر شده است.[63]

/ 10