كاوشي در راه‏هاي عملي ايجاد جاذبه براي مساجد - کاوشی در راه های عملی ایجاد جاذبه برای مساجد نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

کاوشی در راه های عملی ایجاد جاذبه برای مساجد - نسخه متنی

ناصر مکارم شیرازی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




كاوشي در راه‏هاي عملي ايجاد جاذبه براي مساجد

نويسنده: آيت الله العظمي مكارم شيرازي

نوشته‏اي كه پيش رو داريد، متن سخنراني حضرت آيت‏الله العظمي مكارم شيرازي در همايش سراسري مساجد است كه پس از اندكي تلخيص و تبويب، تقديم خوانندگان ارجمند مي‏گردد. اين همايش در تاريخ 26/8/1379 توسط معاونت تبليغ و آموزش‏هاي كاربردي حوزه علميه قم با هدف فرهنگ‏سازي نسبت به مساجد، استفاده مناسب‏تر از امكانات، گردآوري تجربيّات مسؤولان و دست‏اندركاران مساجد و ايجاد ارتباط سازماني بين حوزه و اين مكان مقدس ترتيب يافت.

اهميت مسجد در صدر اسلام

«انّما يعمر مساجد اللّه من آمن باللّه واليوم الاخر و اقام الصّلوة و اتي الزّكوة و لم‏يخش الاّ اللّه»

در اهمّيّت مسجد همين بس كه در آغاز اسلام مسجد همه چيز مسلمان‏ها بود.

مسجد دانشگاه، ستاد ارتش، كانون عبادت، محل استقرار بيت‏المال و دادگاه اسلام بود. آن هم مساجدي ساده به صورتي كه درباره

مسجد النبي نوشته‏اند: در ابتدا يك چهار ديواري از گِل به ارتفاع قامت انسان بود. فرش و سقف و چراغي نداشت. روي همان شن‏ها روزها در روشنايي روز و زير آفتاب و شب‏ها در تاريكي نماز مي‏خواندند. در اواخر عمر پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از تنه درختان نخل ستون و از برگ درختان نخل سقف درست كردند و تا آخر عمر پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از اين فراتر نرفت، امّا همين مسجد با همين سادگي دنيا را تكان داد.

از اين پايگاه، مبارزان و مجاهداني تربيت شدند كه كاخ‏هاي قيصرها و كَسراها و فراعنه را تسخير كردند. همين مسجد دوران جاهليّت را به دوران اسلامي مبدّل ساخت. مسجد پايگاه علم و دانش و مجاهدان و مبارزان بود.

افول اقتدار مسجد

در طول تاريخ آهسته آهسته مراكز از مساجد جدا شد. به واسطه گسترش علوم و فنون، مراكزي براي دانش و قضاوت و ارتش و ... داير شد و با جدا شدن اين امور از مسجد، آهسته آهسته، مسجد شكل خود را از دست داد و به مركزي براي نماز تبديل شد آن هم در بعضي از جاها فقط مركزي براي نماز بازنشستگان و از كارافتادگان و افرادي كه جاي ديگري نداشتند.

مسجد در قرآن

قرآن كريم درباره مسجدالحرام و خانه كعبه مي‏فرمايد: « انّ اوّل بيت وضع للنّاس ...». از عبارت «اول بيت» استفاده مي‏شود كه بيوت ديگري نيز براي مردم قرار داده شده است كه اولين آن خانه‏ها، خانه كعبه است و الا تعبير به اول معنا نداشت. و معلوم است كه بيوت ديگر، همان مساجد ديگر است كه آن‏ها هم براي مردم بوده و بايد باشد.

آنچه از محتواي «للنّاس» مي‏فهميم اين است كه مسجد بايد پايگاه مردمي باشد، در شعاع بسيار وسيعي مسجدالحرام و بيت‏الله و در شعاع‏هاي ديگري همه مساجد.

از سوي ديگر قرآن مجيد مي‏گويد: «انّما يعمر مساجد اللّه من آمن باللّه واليوم الاخر و اقام الصّلوة و أتي الزّكوة ولم يخش الاّ اللّه»براي آن‏ها كه عمران مسجد مي‏كنند، پنج شرط قائل شده است: 1 ـ ايمان به خدا 2 ـ ايمان به قيامت 3 ـ اقامه نماز 4 ـ ايتاي زكات 5 ـ شجاعت در حد بالا (لم يخش الاّ اللّه)

آيا اين شرايط براي عبادتِ ساده است؟ اگر

بنا باشد كه چند نفر پيرمرد و پيرزن به مسجد بروند و نماز بخوانند و بيرون بيايند، ديگر «لم‏يخش الا الله» را براي چه مي‏خواهد؟ معلوم مي‏شود كه مسجد كانوني است كه بايد شجاعان از آن پاسداري كنند.

عُمران مسجد نيز فقط عمران به معناي بنا نيست. صاحب مجمع البيان در ذيل اين آيه شريفه مي‏گويد: «عمرانه بالصّلوة و العبادة و البناء» يعني اول آباد ساختن به وسيله عبادت و سپس آباد ساختن از طريق بنا را مطرح مي‏كند. متوليان، حاميان، پاسداران و مديران مساجد بايد داراي شرايط پنجگانه فوق باشند.

ايمان قرص و محكم داشته باشند تا در مقابل همه چيز بايستند؛ ايمان به روز قيامت داشته باشند تا تخلف نكنند؛ اهل عبادت و نماز باشند تا پيوندشان با خداوند محكم باشد؛ و زكات بدهند تا پيوندشان با مردم محكم باشد و از هيچ چيز جز خدا نترسند.

چنين مسجدي با مسجدي كه در فرهنگ قبل از انقلاب پيدا شده بود، خيلي فاصله داشت و با مسجدي كه امروز هم در جامعه ما وجود دارد، خيلي فرق دارد.

مسجد در آينه روايات

1 ـ نشستن درمسجد

اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «الجلسة في الجامع خير من الجلسة في الجنة فانّ الجنّة فيها رضا نفسي والجامع فيها رضا ربّي؛ نشستن در مسجد از نشستن در بهشت بهتر است. چون در بهشت رضاي نفس من است ولي در مسجد رضاي پروردگار من.»

البته بيكار نشستن در مسجد بدون تعقيب، برنامه و نداشتن هيچ نقشي تأثير ندارد بلكه نشستي بالاتر از نشستن در بهشت است كه سرچشمه حركت‏ها در جامعه اسلامي باشد.

2 ـ شكايت مسجد

امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: «ثلاثة يشكون الي اللّه عزّوجلّ يوم القيامة: مسجد خراب لايصلّي فيها اهله و عالم بين جهّال و مصحف معلّق قد وقع عليه غبار لايقرأ فيه؛ در روز قيامت سه چيز در نزد خداوند شكايت مي‏كنند: مسجد خرابي كه اهلش در آن نماز نمي‏خوانند و عالمي كه در بين جاهلان است و مصحف [و كتابي] كه به حالت تعليق درآمده و غبار بر آن نشسته و خوانده نمي‏شود.»

نكته قابل توجّه اين كه عطف مسجد، عالم و قرآن بر يكديگر نشانگر وجود پيوندي در ميان آن‏ها است. عالم، مسجد و قرآن در روز قيامت از كساني كه از آن‏ها بهره‏گيري نكرده‏اند، شكايت مي‏كنند.

عالم مبدأ پرورش انسان‏هاي باارزش است. قرآن مبدأ همه حركت‏ها در جامعه اسلامي است. مسجد نيز كه به آن‏ها عطف شده بلكه اوّل قرار گرفته، بايد چنين باشد. نه اين كه فقط موقع نماز در آن باز شود و بعد از نماز تعطيل شود.

3 ـ روشن كردن چراغ مسجد

پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «من اسرج في مسجد سراجا لم‏تزل الملائكة و حملة العرش

بلند كردن صداي بلندگو براي برنامه‏هاي مختلف، عدم وجود پاركينگ براي مسجد، بد بودن وضعيت فاضلات مسجد و ... از عوامل ايجاد مزاحمت براي مردم است.

يستغفرله مادام في ذلك المسجد ذوقه؛ كسي كه در مسجدي چراغي روشن كند، مادامي كه نور اين چراغ فضاي مسجد را روشن مي‏كند، ملائكه و حاملان عرش خدا [كه در صف اول فرشتگان قرار دارند] براي او استغفار مي‏كنند.»

آيا استغفار حاملان عرش الهي و فرشتگان براي نور چراغي است كه در فضاي مسجد بدرخشد و در پرتو اين نور هيچ كاري انجام نشود و يك عده بيايند و بخوابند و يا فقط يك نماز دست و پا شكسته بخوانند و بروند؟ يا براي چراغي استغفار مي‏كنند كه مي‏درخشد و در پرتو آن علوم اسلامي تدريس مي‏شود؛ ارزش‏هاي اسلامي زنده مي‏گردد؛ مجاهدان و مبارزان پرورش مي‏يابند؛ مشكلات مردم حل مي‏شود و افراد رميده از اسلام به سوي اسلام بر مي‏گردند؟

راه‏هاي ايجاد جاذبه براي مساجد

مسجد بايد كانون جذب باشد و مثل يك آهنربا، جمعيّت را به سوي خودش بكشاند نه اين كه مردم با كراهت و فقط به نيت بردن ثواب، دندان بر جگر گذاشته و به مسجد بيايند.

مسجد بايد براي همه قشرها جاذبه داشته باشد و افراد با شنيدن «حيّ علي الصّلوة»، واقعا براي نماز بشتابند. در «حيّ علي الصّلوة» و «حيّ علي خير العمل» تعبير از حركت نيست بلكه شتاب است و شتاب، بدون جاذبه نيست. بايد كاري كرد كه مردم به سوي مساجد شتاب كنند. براي رسيدن به اين مقصود مي‏توان و بايد برنامه‏هايي را پياده كرد:

1 ـ نظافت

با ديدن هر تشكيلات و يا هر فردي اوّل چيزي كه نظر شما را به خود جلب مي‏كند، نظافت محل يا لباس و بدن و ... است. متأسفانه مساجد ما نظافت لازم را ندارند. مساجد ما بايد مثل مسجدالحرام و مسجدالنبي كه امروزه به آن‏ها خوب رسيدگي مي‏شود، تميز و مرتب باشد.

در حديث آمده است: «من كنس مسجدا يوم الخميس ليلة الجمعه فاخرج منه التّراب مايضرّ في العين غفر له؛ كسي كه روز پنجشنبه (شب جمعه) مسجدي را جارو كند، پس به اندازه

يك ذره خاك كه اگر در چشم رود، ضرر مي‏رساند، از مسجد خارج سازد، خداوند او را مي‏آمرزد.»

آيا معني اين حديث اين نيست كه به اندازه يك غبار هم نبايد در مسجد باشد؟ امام جماعت، متولّيان، هيئت امنا و مديران مساجد بايد اوّلين وسوسه و دغدغه‏شان نظافت مسجد باشد. مساجد بزرگ بايد نظافت شبانه‏روزي داشته باشد نه هر روز يك مرتبه. بايد عده‏اي دائما در آن‏ها در حال نظافت باشند. و جاهاي ديگر نيز بايد مرتب نظافت شود.

شما مي‏خواهيد جوان را از دانشگاه به مسجد بكشانيد، سجده كه مي‏كند، بوي عرق‏هاي پايي كه قبلا روي اين فرش بوده است و ماه‏ها شسته نشده، او را آزار مي‏دهد. اين مسجد چه جاذبه‏اي دارد؟

2 ـ نظم

مسجد بايد منظم باشد. معلوم باشد چه ساعتي در مسجد باز و چه ساعتي بسته مي‏شود تا مردم سرگردان و بلاتكليف نباشند. در همه برنامه‏هاي مسجد بايد نظم برقرار باشد.

3 ـ عدم مزاحمت

مسجد نبايد براي همسايه‏هايش مزاحمت ايجاد كند. متأسفانه بعضي از مساجد به شكلي است كه اگر كسي بخواهد خانه بخرد، خانه كنار مسجد را نمي‏خرد. براي اين كه بلندگو را روي پشت‏بام گذاشته‏اند و تا ساعت 12 شب برنامه از آن پخش مي‏شود. مگر مستمعين روي پشت‏بام هستند كه اين كار لازم باشد؟ ما فقط موقع اذان مي‏توانيم صداي اذان را با بلندگو به همه شهر برسانيم و خوش آمدن و بدآمدن مردم در اين حكم تأثيري ندارد. اذان را بايد گفت و البته با يك صوت معقول بايد گفت.

بلند كردن صداي بلندگو براي برنامه‏هاي مختلف، عدم وجود پاركينگ براي مسجد، بد بودن وضعيت فاضلات مسجد و ... از عوامل ايجاد مزاحمت براي مردم است.

مسجد براي مردم قرار داده شده است (وضع للنّاس) نه بر عليه مردم (وضع علي النّاس).

4 ـ برنامه‏ريزي

مسجد براي هر سليقه و جمعيّتي بايد برنامه مناسب داشته باشد. براي هر يك از كودكان، بزرگسالان، دانشجويان، جوانان و ... بايد برنامه خاصي داشت. براي آن‏ها كه اهل دعا هستند برنامه دعا، براي آن‏ها كه اهل كتاب هستند، كتابخانه و براي جوانان آنچه مناسب سليقه جوانان است، برنامه‏ريزي شود.

بعضي مي‏گويند: نگذاريد بچه‏ها مسجد بيايند، چون شلوغ مي‏كنند. زن‏ها نيز مسجد نيايند چون مسجدِ زن خانه اوست. ولي ما مي‏گوييم: بچه‏ها واجب است به مسجد بيايند. زن‏ها هم واجب است و اجازه شوهر هم شرط نيست. براي اين كه كانوني براي آموزش اسلام (كه واجب است) جز مسجد نيست. اگر مسجد نيايد اصلاً از اسلام بريده مي‏شود.

در مستحبات اجازه شوهر شرط است ولي در واجبات كه اجازه شوهر شرط نيست. اگر اين خانم مسجد نيايد، پس اسلام را از كجا ياد بگيرد؟

بگذاريد بچه‏ها مسجد بيايند، شلوغ بكنند، يادشان مي‏دهيم كه شلوغ نكنند، بشكنند، مي‏خريم و جاي آن مي‏گذاريم. يواش يواش ياد مي‏گيرند. ولي اگر پاي بچه را از مسجد بريديم، بزرگ هم كه شد نمي‏آيد.

مادر بزرگم ـ خدا رحمتش كند ـ مرا از بچگي به مسجد مي‏برد و مي‏گفت: براي من مهر بياور. و بعد مرا تشويق مي‏كرد. وقتي مسجد مي‏آمديم، آنجا به عنوان يك مكان محبوب در اعماق روح ما جا داشت و اين‏ها مؤثر بود.

5 ـ خوشرفتاري

امام جماعت، هيئت امنا، خادم و همه بايد با احترام با مردم برخورد كنند. اگر بچه‏اي به صف اوّل جماعت آمد، اشكالي ندارد، دو تا هم اشكال ندارد. اگر او را بگيرند و به صف ديگر پرت كنند، ديگر مسجد نمي‏آيد. بچه‏ها را مي‏شود با احترام جابجا كرد.

همه مردم از كوچك و بزرگ بنده محبتند. متأسفانه خشونت در برخوردها و عدم رعايت آداب، باعث فرار بعضي از مردم از مساجد شده است.

6 ـ پرهيز از افراط و تفريط در برنامه مسجد

بعضي مي‏خواهند فيلم و وسايل ورزشي و ... به مسجد بياورند. به آن‏ها مي‏گوئيم: اين‏ها خوب است ولي جايي غير از مسجد براي آن‏ها انتخاب كنيد. و بعضي نيز در مقابل آن‏ها تفريط مي‏كنند.

خاتمه

مسجد بايد از صورت كنوني در آمده و همان بشود كه مورد توجّه اسلام و قرآن است. ما بايد بتوانيم همان گونه كه انقلابمان را از مسجد شروع كرديم، آن را با مسجد حفظ كنيم. انقلاب از مسجد شروع شد امّا از مسجد بريده شد و اين خيلي ضايعه است. بدانيد غير از مسجد پاسدار ديگري براي انقلاب نخواهد بود و دشمنان انقلاب هم به همين دليل اصرار دارند مسجدها را خلوت كنند.

مسجد از زمان پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و در عصر امام راحل قدس‏سره پايگاه اصلي انقلاب بود. الان نيز بايد نماز جمعه‏ها، مسجدها، جماعت‏ها و ... پايگاه انقلاب باشند.

در مورد مساجدي كه امام ندارد و اين روزها از غير روحانيين در آن‏ها استفاده مي‏شود، از ما سؤال مي‏شود كه در اين موارد آيا غير روحاني اقامه جماعت كند يا نه؟ چه جواب بدهيم؟ تعطيل كنيم؟ مي‏گوئيم: مادامي كه دسترسي به روحاني هست (روحاني جامع الشرايط) نماز خواندن پشت سر غير روحاني جايز نيست. براي اين كه نكند نقشه‏اي باشد، همان گونه كه امام قدس‏سره هم همين را مي‏فرمود و مي‏گفت: مي‏خواهند مساجد را از دست روحانيين درآورند. ما بايد جوابگو باشيم، به اندازه كافي امام جماعت در مساجد داشته باشيم تا مجبور نشوند از غير روحاني استفاده كنند. اي بسا غير روحانييني كه نماز

مي‏خوانند آدم‏هاي خوبي هم هستند ولي براي اين كه دشمن سوء استفاده نكند، بايد جلو اين كار را گرفت.

/ 1