استراتژي زيبا در قالب دانشگاه
نويسنده: حجةالاسلام اصغر باباييدرآمد:
با معرفت عاميانه و معرفت علمي معمولي، نميتوان از مرحله معرفت شهودي و فناء في اللّه، سخن گفت. كسي كه راه را نرفته و راه را نميشناسد، چگونه ميتواند از شناخت و معرفت فردي سخن بگويد كه راه را شناخت و پشت سر گذاشت وبراي دستگيري ديگران به جامعه انساني برگشت؟مقام علمي و انقلاب علمي امام صادق(ع) چيزي نيست كه با معرفت انسان معمولي يا معرفت كودكانه، آن هم در قالب واژهها بيان گردد.به گفته تيموتي ليري (Timothy leary): «كلمات انجماد واقعيت هستند»
با واژههاي سرد و يخچالي، نميتوان به عاطفهها گرما بخشيد و عشق حقيقي را به قلم آورد.با واژهها، در حدّ معرفت كودكانه، ميتوان مقام علمي و انقلاب علمي و فرهنگي فردي چون امام صادق(ع) را شناخت يا شناساند.كسي كه «ذو فنون و ذو علوم» ميباشد، سخن گفتن در مورد مقام علمي و انقلاب علمي و فرهنگي وي كار آساني نيست.به هر تقدير، در اين مقال و مقاله كوتاه، تلاش شد تا سيماي انقلاب علمي امام، به نوشتار درآيد، تا از اين طريق بتوان به عظمت امام صادق(ع) و مقام علمي و انقلاب علمي وي واقف و آگاه گشت.سخن از مقام علمي امام معصومي چون امام صادق(ع)، سخن از «عشق حقيقي است».عشقي كه آغوشش هميشه و بر روي همه باز است.به قول مولانا:
-
چون به عشق آيم خجل باشم از آن
هرچه گويم عشق را شرح و بيان
-
هرچه گويم عشق را شرح و بيان
هرچه گويم عشق را شرح و بيان
در اين نوشتار مختصر، درصدد برآمديم مقام علمي، انقلاب علمي و گستره گرايشهاي مختلف علوم در دانشگاه بزرگ امام صادق(ع) را بررسي كنيم. ولي در سده دوّم هجري قمري، آنقدر عظمت كار و استراتژي امام، بزرگ بود كه بعد از گذشت هزار و سيصد سال، يك انسان معمولي، اگر بخواهد در مورد آن سخن بگويد، با شرمندگي و خجالت مواجه ميگردد. ما كجا و امام صادق كجا؟
ولي بايد به قول معروف اشاره كرد كه:«عشق حقيقي نيازها و خواستهها را تشخيص ميدهد.»
اميد است جامعه بشري عموما و جامعه شيعي خصوصا، نياز خود به امامان را تشخيص دهند و از اين درياي نوراني و پرفيض بهره ببرند.
شناخت صورت:
حضرت جعفر صادق(ع):نام: جعفر(ع).لقب: صادق.كنيه: ابوعبداللّه.نام پدر: محمّد(ع).نام مادر: امّ فروه.تاريخ ولادت: هفدهم ربيع الاوّل، سال هشتاد وسوم هجري.مدّت امامت: سي و چهار سال.مدّت عمر: شصت و پنج سال.تاريخ شهادت: بيست و پنجم شوال سال 148 هجري.قاتل: منصور.محل دفن: بقيع (مدينه منوّره).1تحدّي تحسينآميز:
همه امامان(ع)، همسان قرآن مجيد، صاحبان تحدّي و مبارزه جويي بودند.2علي بزرگ(ع)، بنيانگذار اين «تحدّي» بود كه از آن، بايد به «تحدّي امامت» نام برد.سخن آشناي علي(ع) كه فرمودند:«سلوني قبل ان تفقدوني»3، بهترين گواه بر اين تحدّي است. تحدّي كه همه انس و جنّ در مقابل آن اظهار عجز ميكنند.تحدّي كه فقط از دو قرآن، يعني: كتاب كريم ـ ثقل اكبر ـ و قرآن ناطق ـ ثقل اصغر ـ پذيرفته است.اگر فضاي حاكم بر جوامع عصر امامان(ع) آمادگي داشت، امامان(ع) هر كدامشان آمادگي تحدّي بزرگي داشتهاند و ميتوانستند جوامع انساني را به يك جامعه بزرگ آرماني و ايده آل تبديل كنند.غير از پيامبران و اهل بيت(ع) كه در واقع «با معجزه علمي و علم لدنّي» تحدّي و مبارزه جويي ميكردند، كسي شايستگي ندارد چنين سخني را ادّعا بكند.اكنون كه «عصر ماهواره» را تجربه ميكنيم، چنين ادّعايي از جانب هر كس صورت پذيرد، خنده آورتر، جلوه ميكند...در همين رابطه آيت الله جوادي آملي ميفرمايند:«تحدّي، اختصاصي به اعجاز قرآن كريم ندارد، بلكه معجزات پيامبران گذشته نيز همواره
امام علي(ع):«و من اشتَبَهَ عليكُم امرُهُ و لم تَعرفوا دينَهُ فانظروا اِلي خُلَطائه، فان كانوا اهلَ دينِ اللّه فهُوَ
علي دين الله، و اِن كانوا علي غيرِ دينِ اللّه فلاحظَّ لهُ مِنْ دين اللّه» (بحارالانوار، ج74، ص197)
هرگاه وضع كسي بر شما مشتبه شد و دين او را نشناختيد به دوستانش نظر كنيد، اگر اهل دين خدا باشند
او نيز پيرو آيين خداست و اگر بر آيين خدا نباشند، او نيز بهرهاي از آيين حق ندارد.همراه تحدّي بوده است و آن رسولان الهي هميشه به مردم زمان خود ميگفتند كه هر كس در حقانيت اين معجزه ترديد دارد و آن را كاري بشري ميداند، نه از سوي خداوند، اگر ميتواند شبيه آن را بياورد.»4
تنها در صورت بين تحدّي پيامبران(ع) و امامان(ع) فرق است كه تحدّي امامان از نوع «سلوني قبل أن تفقدوني» است و تحدّي پيامبران به صورت ديگر. در معنا و سيرت، بين تحدّي امامان و پيامبران فرق وجود ندارد.اين معجزه علمي و تحدّي امامان، معجزه جاويداني است كه تا قيام قيامت، پايدار و استوار خواهد ماند.غير از امامان(ع)، احدي نميتواند يك چنين ادّعايي داشته باشد.چون يك قانون الهي و علمي است كه: «ان تَعُدّوا نعمةَ الله لاتُحصُوها»
اگر نعمتهاي خدا را برشماريد، هرگز نميتوانيد آن را احصاء كنيد.5
هرچه زمان بگذرد و هرچه علم بشري رشد و پيشرفت بيشتري پيدا بكند، بشريت بيشتر متوجه اسرار حاكم بر عالَم هستي خواهد گشت و به عجز و جهالت و ناتواني خويش بيشتر واقف خواهد شد.و بالاخره بشريت، زماني بايد به جايي برسد كه: «بداند كه نميداند» و اعتراف به عجز و ناتواني بكند...امام صادق(ع)، كشّاف اسرار علوم و بحر حقايق ميباشد.در برابرش، عقول به حيرت افتاده و زبانها به گنگي گراييده است.6
مقام علمي امام جعفر صادق(ع)، تحدّي تحسينآميز و تحدّي بزرگ بود. كسي كه گنج علم ومعرفت الهي و صاحب منتهاي مقام علم و اصول7 است، چگونه تحدّي نكند؟!كسي كه با يك «استراتژي زيبا»، اولين و بزرگترين دانشگاه تاريخ را بنيان گذارد، چگونه و چرا تحدّي نكند؟...اين سخن يك دوست نيست، سخني است كه دوست و دشمن بدان اعتراف دارند.در اين رابطه عارف محيي الدّين عربي ميگويد:«صلوات خدا و ملايك و حمله عرش و جميع خلقش در زمين و آسمان، بر استاد عالم و سند وجود، مرتقاي معارج و منتهاي صعود، بحر مواج ازلي و سراج وهاج ابدي، ناقد خزاين معارف و علوم، عقول و نهايت فهوم، عالم اسماء و دليل طرق آسمان، وجود جامع حقيقي و عروه وثقاي وثيقي، برزخ برازخ و جامع اضداد، نور هدايت ارشاد خدا و مستمع قرآن از قايلش، كاشف اسرار مسايلش، مطلع شمس ابد، جعفر بن محمّد، عليه صلوات الله الملك الاحد.»8
آلوسي ميگويد:ابوحنيفه از اهل سنت است و معترف است كه اگر دو سال شاگرد امام صادق(ع) نبود، هلاك ميشد.و در جاي ديگر ابوحنيفه ميگويد:«ما رأيت افقه من جعفر بن محمّد»
هيچ مردي را فقيهتر از جعفر بن محمّد نديدم.چنان انقلاب علمي امام صادق(ع) نضجي به خود گرفته بود كه از همه شهرها و آباديها، براي كسب علم و دانش به محضرش ميشتافتند. در هر محفل و مجلس از سخنان دُرر بارش نقل ميكردند.موافق و مخالف حتّي ملحدين و ماديهاي آن عصر تماما اذعان و اعتراف داشتند كه آن امام عالي مقام در علم ودانش و فضايل و مكارم، از تمام مردم جهان برتر و بالاتر است.9
به هر صورت، در مورد عظمت مقام علمي و «انقلاب علمي و فرهنگي»، امام آنقدر مطالب گفته و نوشته شده كه در تأليف مستقل بايد بيان شود.در پايان بايد اعتراف كرد به اينكه:«سلوني قبل ان تفقدوني»، شعار تحدّي همه امامان (ع) است و مقام علمي و انقلاب علمي و فرهنگي امام صادق(ع) خود تحدّي بزرگ است.
پيشينه دانشگاه در اسلام:
بعثت رسول اسلام(ص) با تحولات و تغييرات بنيادي، اصولي و بزرگ آغاز شد.در واقع، اسلام با يك «انقلاب فرهنگي بنيادي» آغاز شد و در يك برنامه زمان بندي شده، طي بيست و سه سال، قرآن مجيد ميبايست توسط استاد بزرگ قرآن يعني رسول اسلام(ص) براي عموم مردم، با يك «سبك و سياق» ويژهاي تدريس و تفسير ميشد.مكه و مدينه، دو سرزمين سنبل و نمادگونهاي بودند كه بصورت نمونهگيري قرآن مجيد در آن سرزمين نازل و تدريس و تفسير شد. وگرنه «كتاب كريم» براي تمام اعصار و براي تمام عرصههاي زندگي كل بشريت ميباشد...بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص)، رسالت اسلامي، از مرحله نبوّت به مرحله ديگري به نام «امامت» تغيير يافت و هر كدام از امامان با يك استراتژي ويژهاي، به حفاظت از رسالت دست زدند. مثلاً امام سجاد(ع) با يك استراتژي بسيار زيبا، آغاز به كار كرد كه سه محور اساسي و اصولي كار امام عبارتند از:1 ـ دعا.2 ـ گريه!.3 ـ تربيت و آموزش بردگان وسپس آزاد ساختن آنها.دانشگاه رسمي در تاريخ اسلام، از زمان امام باقر(ع)، پايه گذاري شد.«پيشواي پنجم طي مدّت امامت خود، در همان شرايط نامساعد، به نشر و اشاعه حقايق و معارف الهي پرداخت و مشكلات علمي را تشريح نمود و جنبش علمي دامنه داري به وجود آورد كهامريكاي جهانخوار بايد بداند كه ملّت عزيز و خميني تا نابودي كامل منافعش او را راحت نخواهند
گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدايي خود ادامه خواهند داد...16 / 3 / 60
مقدمات تأسيس يك دانشگاه بزرگ اسلامي را كه در دوران امامت فرزند گراميش امام صادق(ع) به اوج عظمت رسيد، پي ريزي كرد.»10
«امام صادق(ع)، با توجه به فرصت مناسب سياسي كه به وجود آمده بود، و با ملاحظه نياز شديد جامعه و آمادگي زمينه اجتماعي، دنباله نهضت علمي و فرهنگي پدرش امام باقر(ع) را گرفت و حوزه وسيع علمي و دانشگاه بزرگي به وجود آورد و در رشتههاي مختلف علوم عقلي و نقلي آن روز، شاگردان بزرگ و برجستهاي همچون: هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مفضّل بن عمر، جابر بن حيّان و... تربيت كرد كه تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشتهاند»11
در واقع، امام باقر(ع) علوم را شكافت و هزار نفر جوان مستعد و دانش جوي لايق و شايق جمع آوري فرمود و بنياد علوم و مكتب اسلام را بر وجود آنان بنا نهاد و اساس علم و دين را بر آنها تعريف نمود و حس طلب ايشان را تحريك كرد و به كسب دانش تحريص و تشويق فرمود و اين هزار نفر طلبه و سرمايه مكتب جعفري و مدرسه صادقي گرديدند.12
امام صادق(ع) با انتخاب استراتژي زيبا به نام دانشگاه، كاركرد و عملكرد پدر بزرگوارشان را «نهادينه» كردند وبا بوجود آوردن «فرهنگ شيعي» شيعيان و اعتقادات ناب آنها را بيمه كرد.امام صادق(ع)، از طريق دانشگاه بزرگ، بيش از سي (30) سال زحمت و رنج، منابع و دايرةالمعارف بزرگ ديني را به وجود آوردند كه هميشه در مراكز علمي بزرگ دنيا نورافشاني ميكنند...«السلام عليك يا صادقا مصدّقا في القول والفعل؛ درود بر تو اي صادق مصدّق در گفتار و كردار.»13
علل انتخاب استراتژي زيبا، در قالب دانشگاه:امام صادق(ع) در سال صد و چهارده (114) به امامت رسيد.دوران امامت او مصادف بود با اواخر حكومت امويان كه در سال 132 به عمر آن پايان داده شد و اوايل حكومت عباسيان.14
به عبارت ديگر:دوران امامت امام صادق(ع)، مصادف و مواجه شد با عصري كه سلسله سياه ( 41 ـ 132) نود و يك ساله بنياميه در حال فروپاشي بود و سلسله ( 132 ـ 640) پانصد و دوازده ساله عباسيان در حال شكلگيري.15
عصر امام صادق(ع)، منحصر به فرد بود. روزگاري كه بايد از آن به «عصر طلايي انقلاب علمي فرهنگي» نام برد.1 ـ روزگاري كه باقي مانده اموي، در حفظ مقام خويش و اِعمال شهوات خود ميكوشيدند و طرفداران بنيعباس براي روي كار آوردن آنها جدّ و جهد مينمودند.16
2 ـ از آنجا كه بنياميه در اين مدّت گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند، لذا فرصت ايجاد فشار و اختناق نسبت به امام شيعيان را (مثل زمان امام سجاد«ع») نداشتند.17
3 ـ عباسيان نيز چون پيش از دستيابي به قدرت، در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل ميكردند، فشاري از طرف آنان مطرح نبود.4 ـ از نظر فكري و فرهنگي نيز عصر امام صادق(ع) عصر جنبش فكري و فرهنگي بود. در آن زمان شور و شوق علمي بيسابقهاي در جامعه اسلامي به وجود آمده بود و علوم مختلفي اعم از علوم اسلامي يا علوم بشري [عقلي ونقلي] پديد آمده بود، به طوري كه هر كس يك متاع فكري داشت به بازار علم ودانش عرضه ميكرد.بنابراين تشنگي علمي عجيبي به وجود آمده بود.5 ـ آزادي و ضريب فكر و عقيده در اسلام.6 ـ محيط آن روز اسلامي، يك محيط كاملاً مذهبي بود و مردم تحت تأثير انگيزههاي مذهبي بودند. تشويقهاي پيامبر اسلام به كسب علم، و تشويقهاي قرآن به علم، تعلّم، تفكّر و تعقّل.18
7 ـ كشت زار علومي كه به دست امام محمّد باقر(ع)، شكافته و باز شده بود.8 ـ تنوّع علوم و تضارب آراء:در اين رابطه، دكتر سيد جعفر شهيدي ميگويند:نيمه دوّم سده نخستين هجري، عصر گسترش علم و پرورش عالمان در ايالتهاي اسلامي است.از يك سو كتابخانههاي پزشكي، داروسازي، كيميا(شيمي) از سرياني به عربي ترجمه شد و مواد اوّليه در اختيار دانشمندان قرار گرفت، و آنان به بحث و تجربه در اين علمها پرداختند. از سوي ديگر بحث در علوم عقلي و مسأله قضا و قدر و صفات باري تعالي كه سالياني چند پيش از آن در كوفه آغاز شده بود رو به كمال نهاد. در پايان سده نخست، مكتب كلام در بصره و كوفه رونق فراوان داشت، و گفتگو درباره خدا و صفات او، از علم، قدرت و اراده، سخن روز بشمار ميرفت. مدينه بيشتر مركز تحقيق در علم فقه، قرآن و تفسير بود.اما متكلّماني نيز با تفكرهاي خاص در اين شهر بسر ميبردند.در عراق ابوحنيفه نعمان ثابت ( 50 ـ 80) هجري، مذهب فقهي خود را كه براساس قياس در احكام بود، پايه گذارد.19
در چنين دورهاي امام صادق(ع) چه رسالتي را در پيش رو داشت؟
9 ـ آمادگي آرماني و تعالي بخش، در امام صادق(ع):آمادگي علمي امام صادق(ع)، در حدّي عالي بود كه در دوره نوجواني امام نظريهپردازي ميكرد. نظريههاي علمي هزار سال قبل را ردّ ميكرد وقانون علمي بيان ميكرد كه در آن هزار سال از معاصران خود جلو بود.20
صاحب بن عباد در همين رابطه ميگويد:توطئه خارجي بر عليه افراد نيست... امريكا بر ضد اسلام است و از اسلام صدمه خورده نه از افراد...نه از من سيلي خورده، نه از آقاي رئيس جمهور سيلي خورده است نه از اشخاصي كه در مجلس هستند
و نه دولتها، از اينها سيلي نخورده است، از اين زاغه نشينها سيلي خورده است. از اين ملّت سيلي خورده است و او درصدد اين است كه اگر توطئه كند، بر ضد ملّت توطئه كند نه اينكه بر ضد من يا بر ضد كس ديگر...15/ 5 / 59
در اسلام، دانشمندي بزرگتر از جعفر صادق بوجود نيامد.10 ـ مذهب و عقايد و آرايي كه پس از سقيفه بالاخص بعد از جنگ نهروان و ظهور خوارج بروز كرد و به دنبال آن، شبهات و عقايد موهومي كه توأم با خرافات بوجود آمده بود.21
11 ـ در واقع، عصر امام صادق(ع)، اين سخن رسول خدا كه فرمودند:«ستفرق امّتي علي ثلاث و سبعين فرقة كلّهم في النّار الاّ الواحدة؛ بزودي امّت من، به 73 فرقه تقسيم ميشوند؛ جز يك فرقه و گروه، بقيه اهل عذاب و داخل آتش جهنّم ميشوند. مصداق داشت و متحقق شده بود.
-
جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
-
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
عماد الدّين، حسين اصفهاني، شهير به عمادزاده، در كتاب «زندگاني حضرت امام صادق(ع)»، جلد دوّم، 174 فِرق اسلامي را ذكر ميكند كه از ميان اين فرقهها، آنهايي كه در عصر امام ششم فعّاليّت داشتند و متشكل و منشعب و مشاراليه بودند، چهار فرقه بودند: عبارتند از:1 ـ مرجئه 2 ـ معتزله 3 ـ شيعه [با شاخههاي متعدد] 4 ـ خوارج.12 ـ در واقع، فتنههاي فرهنگي كه جرقه آن زير «سقف سقيفه» زده شده بود و تمام توان، بكار گرفته شده بود تا اسلام را به صورت «پوستين وارونه» وحشتناك و در عين حال «اموي پسند» جلوه دهند، در زمان امام صادق(ع)، به بار نشسته بود.13 ـ مدينه اوّلين شهريست كه آل محمّد را شناختند... از اين جهت اموي و عباسي به آنجا از آن جهت كه اصحاب پيغمبر و خاندان رسول خدا(ص) در آنجا نشو و نما يافتهاند؛ توجه داشته و ميكوشيدند در درجه اوّل، هر فكري پيدا ميشد؛ تحميل بر مردم مدينه كنند و لذا فقهاي مدينه قابل اعتناء و اهميت بوده و از طرف خلفا مقرري داشتند و جلب توجه آنها ميشد.در عهد عباسي كه مركز خلافت از دمشق به عراق رفت، آنها فقها را زير نظر خود گرفته تا آراء و افكار آنها منطبق با تمايلات آنها بشود و مسير احكام الهي را با سياست خود منطبق نمايند.22
14 ـ استاد مرتضي مطهري، در رابطه با عوامل مؤثر در نشاط علمي زمان امام صادق(ع) ميفرمايند:«در زمان امام صادق(ع)، نشاط علمي فوق العادهاي پيدا شد و همان نشاط علمي منشأ شد كه «جنگ عقايد» داغ گرديد و براي هر مسلمان پاك نهادي لازم بود كه در اين جنگ عقايد به سود اسلام وارد شود و از اسلام دفاع كند.»23
سه عامل مؤثر در نشاط علمي زمان امام صادق(ع)، عبارتند از:1 ـ محيط آن روز اسلامي يك محيط صد در صد مذهبي بود و مردم تحت تأثير انگيزههاي مذهبي بودند.2 ـ نژادهاي مختلف وارد دنياي اسلام شده بودند كه اينها سابقه فكري و علمي داشتند.3 ـ عامل سوّم كه زمينه را مساعد ميكرد «جهان وطني اسلامي» بود، يعني اينكه اسلام با وطنهاي آب و خاكي مبارزه كرده بود و وطن را وطن اسلامي تعبير ميكرد كه هر جا اسلام هست آنجا وطن است و در نتيجه تعصّبات نژادي تا حدود بسيار زيادي از ميان رفته بود، به طوري كه نژادهاي مختلف با يكديگر همزيستي داشتند و احساس اخوّت و برادري ميكردند.24
به هر تقدير، در يك گير و دار اينگونه، رسالت امام، چه ايجاب ميكرد؟
امام صادق(ع)، چه استراتژي را ميبايست انتخاب ميكرد؟ با توجه به آنكه اسلام دين «كتاب محور» و «انسان ساز» است و رسالت امامت و امام هم بر آن محور ميچرخد و زمينه هم براي «انقلاب علمي و فرهنگي» هموار است و معلّم كبير، امام صادق(ع) هم استاد بينظير تمام قرنها و اعصار است، چرا امام «از فرصت طلايي براي انقلاب فرهنگي» استفاده نكند؟
چه استراتژي براي يك امام مناسبتر از «استراتژي دانشگاه» كه يك امام معصوم مستقيما خود، معلّم كبير آن دانشگاه باشد و حرفهايي در آن بزند و بحثهايي در آن مطرح كند كه همسان قرآن داراي شأن نزول، تفسير و تأويل باشد و براي همه زمانها پيام داشته باشد؟!اين بود خلاصهاي از نكات لازم، پيرامون «علل انتخاب استراتژي زيبا، در قالب دانشگاه» كه عوامل مختلفي زمينه ساز انتخاب اين استراتژي بود. استراتژي خونين امّا شيرين، در قالب دانشگاه بزرگ.گستره گرايشهاي مختلف علوم، در دانشگاه امام صادق(ع):در اين قسمت از مقال، اين نكته جالب توجه و قابل تذكر است كه دانشگاه امام صادق(ع) را، با هيچ دانشگاهي مقايسه نكنيم.مقايسه دانشگاه بزرگ امام صادق(ع)، با هر دانشگاه بزرگ دنيا، مقايسهاي است بيمقياس و قياس مع الفارق.اگر دانش بشري و دانشگاه، در دنيا پيشرفت و گسترش يافت، كه چنين هم هست، و اگر دانش بشري به... تلويزيون، ويدئو، اينترنت، ماهواره و... دسترسي پيدا كرد، و اگر قرن و عصر حاضر را، عصر سرعت، عصر ارتباطات، عصر اطلاعات، عصر صنعت و تكنولوژي، عصر تمدن و گفتگوي تمدنها، نام ميبرند، در مقابل پيامدها و پديدههاي بزرگي مانند: قرن ديوانه، عصر استرس و بيماري صنعتي، عصر جهنّم رواني، اعتياد در اينترنت،
خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسؤولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين
و رو آوردن و حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار
بشوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمه معصومين عليهم السلام سازگار نيست، دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است و تا ابد هم بايد منزّه باشد.(اول ذيحجه 1407)
سرقت در اينترنت، اختلاس در اينترنت، فحشا و فتنههاي فرهنگي در اينترنت، فحشا و ماهواره و... هم مطرح است؛ تا جايي كه كارشناسان، از پخش دو هزار كانال فيلم ماهوارهاي خبر ميدهند كه اولاً قابل كنترل و پيگيري نيست.ثانيا اكثر آنها سر از فحشا و فتنه بيرون ميآورند.با اين مقدمه كوتاه، اصل بحث را تعقيب مينمائيم، تا با چشيدن قطرهاي از اقيانوس بيكران دانشگاه معلم كبير، جان تشنه خويش را سيرآب سازيم.ولي بايد اعتراف كرد، قصه ما در اين نوشتار، قصه كودكي را ميماند كه براي كار بزرگ برخيزد و آن را به شوق تمام سامان بخشد، ليكن ثمره اهتمام او همان معرفت كودكانه است.يكي از نكات جالب پيرامون «دانشگاه امام صادق(ع)»، بحث تنوع علوم و گستره گرايشهاي مختلف علوم است كه در آن وجود داشت.«حضرت صادق(ع) از مقتضيات زمان و مكان استفاده كرده و مكتب جعفري را گشود و آن حقايق علمي را به مردم آموخت و آن درجات و مقام روحاني و دقايق لطيفه معنوي را كه مولود و محصول علم و دانش است به مسلمين ارائه داد.»25
از كجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند26 من خاكي كه ازين در نتوانم برخاست
به هر تقدير گستره گرايشهاي مختلف علوم در زمان امام صادق(ع) و در دانشگاه بزرگ وي آنقدر زياد بود كه در اين زمينه ابنخلكان درباره جابر بن حيان چنين مينويسد:«انّ لجابر بن حيان خمس مأة رسالة ذكر انّه تلقي ما فيها من علم عن الامام الصادق.»
او ميگويد:«من پانصد علم از امام صادق گرفتم و هزار ورق در آن فنون نگاشتم.»27
اينك مروري مينمائيم بر گرايشهاي علوم در دانشگاه امام صادق(ع).در يك تقسيم كلي به سه دسته تقسيم ميشوند كه عبارتند از:1 ـ علم الهي (عقلي).2 ـ علم طبيعي (تجربي ـ حسي).3 ـ علم رياضي (عقلي ـ تجربي).اما علم الهي (عقلي):در اين قسمت از علوم، گرايشهاي متعدد و متنوع در دانشگاه امام صادق(ع) تدريس ميشد، عبارتند از:1 ـ علم قرائت قرآن.2 ـ علم تفسير.3 ـ علم حديث.4 ـ علم فقه.5 ـ علم كلام.6 ـ علم فلسفه.7 ـ علم روان درماني و روانشناسي.8 ـ علم ادبيات منظوم.9 ـ علم تاريخ و باستانشناسي.10 ـ علم درس اخلاق.11 ـ علم حقوق.12 ـ و... .
اما علم طبيعي (تجربي ـ حسي):
علوم طبيعي شامل تمام گرايشهاي علوم طبي (پزشكي) و طبيعي است كه رشتههاي زيادي از آن علوم، در دانشگاه امام صادق(ع) تدريس ميشد.محورهاي مهم آن گرايشها عبارتند از:1 ـ زمينشناسي و جغرافيا.2 ـ نباتشناسي. (گياهشناسي).3 ـ علوم كشاورزي و فلاحت.4 ـ جانورشناسي.5 ـ نجومشناسي و هيئت.6 ـ علوم پزشكي و طبابت.7 ـ كيميا. شامل فيزيك، شيمي و مكانيك.6 ـ علوم پزشكي، شامل گرايشهايي مانند:6 ـ 1 ـ كالبد شكافي و تشريح بدن.6 ـ 2 ـ داروشناسي.6 ـ 3 ـ بهداشت فردي و اجتماعي.6 ـ 4 ـ ميكروبشناسي.6 ـ 5 ـ معالجه امراض و... 28بيماريها و دردهايي كه امام علاج فرمود:
1 ـ سرفه 2 ـ سل 3 ـ گلو درد 4 ـ زكام 5 ـ بادهاي داخل بدن 6 ـ درد مثانه 7 ـ درد مفاصل 8 ـ سلس البول 9 ـ اسهال 10 ـ عرق النّساء 11 ـ جروح و قروح 12 ـ حصبه 13 ـ دردشكم 14 ـ درد پشت 15 ـ بواسير 16 ـ طغيان بلغم 17 ـ يبوست مزاج 18 ـ كثرت عطش 19 ـ مسموميت 20 ـ وباء 21 ـ جذام ـ خوره 22 ـ برص، پيسي 23 ـ بهق 24 ـ بلة و رطوبت 25 ـ فالج 26 ـ لقوه 27 ـ خفقان 28 ـ درد طحال 29 ـ ذات الجنب 30 ـ چشم درد 31 ـ سردرد 32 ـ موي چشم 33 ـ درد پا و رماتيسم 34 ـ ضعف باه 35 ـ عقرب زدگي و غيره 36 ـ تب 37 ـ درد دندان 38 ـ جنون و صرع 39 ـ دهان درد 40 ـ كرم معده 41 ـ اسهال خوني 42 ـ و... 29داروهايي كه امام(ع) تجويز و استعمال نمودهاند (گياهان دارويي):
1 ـ سياهدانه 2 ـ بنفشه 3 ـ قارچ 4 ـ فلفل سفيد 5 ـ نشادر 6 ـ صبر 7 ـ كافور 8 ـ حنظل 9 ـ الكاشم 10 ـ ارز 11 ـ اسپند 12 ـ سماق 13 ـ جاورس 14 ـ شكر 15 ـ الكندس 16 ـ سركه 17 ـ عنبر 18 ـ هليله سياه 19 ـ دارچين 20 ـ زنجبيل 21 ـ الكراث ـ نوعي سبزي 22 ـ گردو 23 ـ پنير 24 ـ روغن 25 ـ مويز 26 ـ عناب 27 ـ شلغم 28 ـ كدو 29 ـ ترب 30 ـ كاهومسأله حفظ نظام جمهوري اسلامي در اين عصر و با وضعي كه در دنيا مشاهده ميشود... از اهم
واجبات عقلي و شرعي است كه هيچ چيز به آن مزاحمت نميكند واز اموري است كه احتمال خلل
در آن عقلاً منجز است.امام خميني 22 / 11 / 3
31 ـ كرفس 32 ـ سير 33 ـ پياز 34 ـ باقلا 35 ـ هويچ 36 ـ سبزي 37 ـ و....
امّا علم رياضيات (عقلي ـ تجربي و حسي)
در اين تقسيم هم، گرايشهاي متعدد و متنوع در دانشگاه بزرگ معلم كبير، تدريس ميشد كه از جمله شاخههاي آن عبارتند از:1 ـ هندسه 2 ـ حساب 3 ـ جبر و مقابله 4 ـ مثلثات 5 ـ مكانيك اعداد حروف 6 ـ عقود 7 ـ انامل و...30روان پزشكي ـ روان درماني :
امام صادق(ع)، ذوفنون و ذو علوم بود.معلّم كبير بينظير بود وخواهد بود.معلّم عوالم و جهانيان بود...روان شناس و روان پزشك عاليمقام و آرماني بود.از لابلا و لايههاي كلام نوراني امام صادق(ع) روان درماني، روان پزشكي و بهداشت رواني، موج ميزند و ميبارد.نمونههايي از روان پزشكي امام صادق(ع) عبارتند از:
1 ـ درمان غضب 2 ـ درمان كذب و دروغ 3 ـ درمان حسد 4 ـ درمان خود ستايي 5 ـ درمان خلف وعده 6 ـ درمان زياده خواهي و تكاثرطلبي 7 ـ درمان مراء و جدال 8 ـ درمان مدپرستي 9 ـ درمان تجمل پرستي 10 ـ درمان خودباختگي 11 ـ درمان بداخلاقي 12 ـ و...اين بود مروري كوتاه و فهرست وار بر گستره گرايشهاي مختلف علوم، در دانشگاه بزرگ امام صادق(ع). اما بايد اعتراف و اذعان داشت كه «نَمي» از آن اقيانوس بيكران نمايان و نمودار نگشت.«مدرسه علميه و دانشگاه جعفريه كه در نيمه دوّم قرن دوّم تأسيس شده، بيش از سيزده قرن ادامه دارد و حوزه علميه آن منشعب به هزاران كشور و شهرهاي اسلامي شده و دست بدست منتقل و توسعه داده ميشود.در مدرسه علميه جعفري بيش از دوازده هزار دانشجو تربيت شد [حدود سي و چهار سال در مكتب امام جعفر صادق(ع)] كه از كلاس اوّل تا آخرين حدّ اجتهاد و استنباط به رهبري امام پيمودند و آنها جهان اسلامي را از علم و دانش سيراب كردند.چهار هزار نفر آنها در يك عصر شروع به تدريس و آموختن كرده و يك صدا گفتند: حدّثنا جعفر بن محمّد الصادق31.»در پايان بايد متذكر شد كه:اهميت مكتب جعفري در اين بود كه شاگردان خود را، اوّل تربيت ميكرد و آنگاه تعليم مينمود و همه را چنين آموخت كه علم را براي «عمل» بخوانند و دانش را براي خدمت به دين و حفظ شرافت نفس و ناموس اجتماع فراگيرد.ولي بايد سؤال كرد، كه با وجود اين همه عظمتها و قداستها، گناه اين همه عقب افتادگي و واپس گرايي افراد و ملّتها از آن كيست و به حساب كيست؟!
خلاصه و نتيجه :
وقتي با فضاي فكري قرن دوّم، زندگي علمي، استراتژي و انقلاب علمي و فرهنگي امام جعفر صادق(ع)، بررسي ميگردد، بسيار عظمت آفرين است. آن همه گرايشها، در يك دانشگاه ساده ـ از نظر ساختماني ـ و بسيار كم هزينه، معجزه آسا است. تدريس رشتهها و گرايشهاي مختلف و متنوع، به روز و نياز روز و كاربردي در يك فضاي علمي بسيار ساده، بيآلايش و بسيار كم هزينه، آن هم در سده دوّم بسيار مهم و جالب توجه و تعجبآميز است.اگر دانشگاه امام صادق(ع)، از نظر مدّت زماني و با اهداف و برنامه امام، بدون هيچ مانع تراشي و وقفه استمرار پيدا ميكرد، تا به چه درجهاي از رشد علمي و فرهنگي ميرسيد و انسانهاي جهان چه بهرههايي از آن استاد، از آن شاگردان و دانشجويي و از آن دانشگاه ميبردند؟! اگر آن دانشگاه با همان هدف و برنامه، در سراسر دنيا شعبه و شاخه ميزد چه؟ آن وقت سرنوشت فرهنگ به كجا ختم ميشد؟!... تفكّر بزرگي را طلب ميكند!1 . حسن زاده آملي، حسن، «امامت» قم، قيام، 1376، ص183.2 . عبدالله، جوادي آملي، «پيرامون تفسير آيات 19 ـ 21 از سوره توبه، 26/ 1 / 80.3 . نهج البلاغه، خ190.4 . عبداللّه، جوادي آملي، تفسير موضوعي قرآن در قرآن، قم: اسري، دوم، 1378، ج1، ص128.5 . سوره نحل، 16 / 18.6 . حسن زاده، حسن، همان.7 . مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.8 . حسن زاده، حسن، همان.9 . قمي، قوام الدّين وشنوهاي، نور درخشان پيرامون زندگي حضرت صادق(ع)، اسماعيل نوروزي، قم، مهر، ص4.10 . پيشوايي، مهدي، سيره پيشوايان، قم، مؤسسه تحقيقاتي و تعليماتي امام صادق، سوم، 1375، ص306.11 . همان.12 . عماد زاده، زندگاني معلم كبير حضرت امام صادق، تهران، گنجينه، ج1، 1362، ص3.13 . مفاتيح الجنان، زيارت ائمه(ع).14 . پيشوايي، مهدي، همان.15 . حسين پور، پرويز، در گذرگاه هستي، قم: حافظ نوين، 1371، ص97.16 . عماد زاده، همان، ج2.17 . پيشوايي، مهدي، همان.18 . همان.19 . شهيدي، سيد جعفر، آشنايي با زندگاني امام صادق، ص17.20 . مركز مطالعات اسلامي استراسبورگ، و مغز متفكر جهان شيعه، ذبيحالله منصوري، تهران: جاويدان نهم، 1361، ص66.21 . عمازاده، همان.22 . همان.23 . مطهري، مرتضي، سيري در سيره ائمه اطهار، تهران: صدرا، دوم، 1367، ص159.24 . همان.25 . عمادزاده، همان، ج2.26 . حافظ.27 . عمادزاده، همان.28 . همان.29 . همان.30 . همان.31 . همان.