گام سوم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

گام سوم - نسخه متنی

سید عباس صالحی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید





گام سوم


توسعه و ترقي، ساخت و ساز مدينه آرماني ديني، تجديد عصر زرّين تمدن اسلامي، رهايي از سلطه خارجي و... آرمان‏واژه‏هايي است كه فعّالان اجتماعي مسلمان، با آن زيسته و در ساحت نظر و عرصه عمل، در تحقّق آن كوشيده‏اند؛ اما اين دغدغه‏ها و دل‏مشغولي‏ها، نقطه‏هاي آغاز و راهبردهاي يكسان نداشت. در ايران چونان ديگر كشورهاي مسلمان، نظريه‏ها و ديدگاههاي گوناگون پديد آمد و از آن جمله:

1. نگرش تكنولوژيك:

جماعتي بر اين باور بودند كه انقلاب فناوري، روح تمدن غربي است و تمامي همت خود را بر آن داشتند كه براي چيدن ميوه‏هاي مدنيت جديد، نهال صنعت را در اين مرز و بوم بنشانند و سرمايه‏ها و استعدادهاي ملّي را صرف آن كنند.

گرچه اين جريان اجتماعي در شيوه‏هاي دستيابي به تكنولوژي، فناوري‏هاي با اولويت و مزيت، دانش و مهارت فني و... همسان نمي‏انديشيد، اما در اين نكته هم‏انديش بودند كه توسعه و ترقي مرهون اقتباس سريع فناوري مدرن است.

2. ديدگاه‏هاي دانش‏محور:

تكيه و تأكيد بر «دانش مدرن» ديدگاه ديگر بود. اين گروه، خاستگاه جهش اجتماعي تمدني را در «تكاپوي علمي» تعريف مي‏كرد و رخدادهاي ديگر، همچون تحول صنعتي را ميوه‏هاي آن مي‏دانست. بر اين بنياد، افزايش و گسترش مدارس، دانشگاه‏ها، تعداد دانشجويان و دانش‏آموزان و... در كانون همت و اهتمام آنان قرار گرفت.

اين نگرش كه با تأسيس «دارالفنون» و «مدارس نوين» و «اعزام دانشجويان به خارج از كشور» آغاز گشت، تأسيس صدها مركز علمي و آموزشي و تربيت ميليون‏ها فارغ‏التحصيل آن مراكز رهاورد آن بود.

3. فرهنگ‏گرايي و ارزش مداري:

در بازخواني و تحليل تمدن‏هاي بشري، گروهي عنصر «باورها و ارزش‏هاي تمدن‏ساز» را اساس و شالوده شكل‏گيري مدنيّت‏هاي توسعه‏يافته دانستند. به نظر ايشان، تحولات سريع اجتماعي از توسعه اطلاعات و دانش و يا حوزه سخت‏افزاري بر نيامد، بلكه از باورها و ارزش‏هاي بنيادين جوانه زد و ساحت‏هاي ديگر را در بر گرفت.

اين نگرش، نوزايي غرب را، در ارزش‏ها و باورهاي اساسي چون دنيوي گروي، فرد گرايي، خردباوري و... مي‏شناسد و تمدن جديد را پيامد آن مي‏داند.

راهبرد برخي از مصلحان اجتماعي مسلمان، چونان سيد جمال، عبده و... چنين باوري را مي‏نماياند. آنان با تقريرهاي نو از مفاهيم فرهنگي و ارزشي، كوشيدند تا روح تحرك و بيداري را در جامعه اسلامي بدمند و كالبد امت اسلامي را از باورها و ارزش‏هاي تخديري بزدايند. گرچه در گونه باز تعريف باورها و ارزش‏ها، تفاوت‏ها فراوان بود، اما گوهر مشترك اين جريان آن بود كه «تمدن جديد اسلامي» را در توسعه دانش و فن جست‏وجو نكرد؛ بلكه آن را در بازآفريني باورها و ارزش‏هاي فرهنگي جديد ديد و جهاد علمي و تلاش عملي خود را بدان معطوف داشت.

4. تغيير در معادله قدرت:

استعمار، استبداد و سلطه حاكمان فاسد و بي‏كفايت، اين ديدگاه را نيز پديد آورد كه گام‏هاي آغازين تمدن‏سازي، در تغيير و جايگزيني «قدرت مشروع» به جاي «قدرت‏هاي وابسته و فاسد» است و اينكه جز در حكومت صالحان، نمي‏توان تحولات بنيادي و فراگير را انتظار داشت. در جهان اسلام، نمونه‏هايي، همچون «فداييان اسلام» اندك نبودند و نيستند؛ احزاب و جنبش‏هاي اسلامي كه زيرساخت عقب‏ماندگي و انحطاط را در ساختار قدرت داشتند و تغيير آن را، اهتمام نخست خود قرار دادند.

گفتمان جمهوري اسلامي و توسعه اجتماعي

در انقلاب اسلامي، سه مرحله تاريخي را مي‏توان مشاهده كرد:

مرحله نخست: در دوران نهضت اسلامي تا پيروزي انقلاب اسلامي، امام خميني(قدس سره) با جريان چهارم، همسو و هم‏انديش بود ؛ يعني بدون تغيير رژيم سلطنت و جايگزيني جمهوري اسلامي، نمي‏توان به تجديد تمدني دست يازيد، و اينكه گسترش مدارس، كارخانجات و... در ايران و جهان اسلام به اعتلاي تمدني نمي‏انجامد، بلكه در خاتمت حلقه‏هاي وابستگي را استوارتر و پيچيده‏تر مي‏كند. همچنين قدرت‏هاي آلوده و فاسد، مانع از آن خواهند شد كه باورها و ارزش‏هاي حركت‏آفرين، شكل و بسط يابند.

حضرت امام، با اين تحليل، فروپاشي كانون قدرت فاسد را همت اصلي نهضت خويش قرار داد و تا مقطع تأسيس جمهوري اسلامي، دغدغه‏هاي موازي را كم اهميت شمرد.

مرحله دوم: با سقوط سلطنت و استقرار جمهوري اسلامي، گام دوم در تمدن‏سازي آغاز گشت. در دهه 68 ـ 58 در شرايط تثبيت انقلاب و دوران دفاع مقدس، كانون محوري توصيه‏هاي راهبردي حضرت امام(ره) در حوزه‏هاي فرهنگي ـ ارزشي است.

ايشان در اين دوره كوشيدند در جامعه ايراني، مفاهيم و ارزش‏هاي اسلامي همچون عزت و غيرت ديني و ملي، خودباوري و اعتماد به نفس اجتماعي، يأس‏زدايي و اميد به آينده و... را زنده و بارور سازند.

مرحله سوم: اينك در دهه سوم انقلاب اسلامي، طرح ايده «جنبش نرم‏افزاري علمي» تدارك و تكميل ضلع سوم گفتمان جمهوري اسلامي است؛ زيرا در مثلث «قدرت، ارزش و دانش» است كه شكل‏گيري تمدني ممكن مي‏نمايد.

سخنان اخير مقام معظم رهبري در مناسبت‏هاي گوناگون و از جمله در پاسخ به نامه جمعي از فضلاي حوزه علميه قم، بازگويي اين مرحله اخير و خطير است.

ايشان در بخشي از اين منشور فرموده‏اند:

بايد توليد نظريه و فكر، تبديل به يك ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاي گوناگون عقل نظري و عملي، از نظريه‏سازان تقدير به عمل آيد و به نوآوران جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود تا ديگران نيز به خلاقيت و اجتهاد تشويق شوند. بايد ايده‏ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامي با يكديگر رقابت كنند و مصاف‏دهند تا جهان اسلام، اعاده هويت و عزت كند و ملت ايران به رتبه‏اي جهاني كه استحقاق آن را دارد، بار ديگر دست يابد.

اكنون وقت آن رسيده است كه بينديشيم چگونه مي‏توان به گسترش و تعميق اين جنبش دست يافت؟ سرمايه‏هاي فكري و فرهنگي جامعه را بدان معطوف داشت؟ از اتلاف امكانات و فرصت جلوگيري كرد و بسيج ملي را پديد آورد؟...

ويژه‏نامه‏اي را كه پيش‏رو داريد، گامي در اين مسير است؛ بدان اميد كه با نگرش‏ها و نگارش‏هاي تكميلي بتواند زمينه‏هايي را براي باروري و شكوفايي توليد دانش، فراهم سازد.

/ 1