بیشترلیست موضوعات فصل اول موضوع شناسى غنا فصل دوّم حكم غنا روايات گروه دوّم روايات گروه سوم روايات گروه چهارم روايات گروه پنجم توضیحاتافزودن یادداشت جدید
راه دوم اين است كه روايات ديگرى را قرينه به اختصاص اين روايات به غناى لهوى مضل كه شامل هر گونه زمزمه و خواندن آواز لذت بخش چه در زير لب براى خود،چه توسط كنيز خود و چه در مجالس عمومى تر بدون آنكه همراه با گناه باشد وكيفيت نغمه آن باعث بر گناه شود، بگيريم. رواياتى كه شمول ممنوعيت و حرمت غنا را نسبت به غناى لهوى غير مضل موردترديد قرار مى دهد از اين قرارند: 1 - روايت 13 باب 99 ابواب مايكتسب به وسايل الشيعه وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ يُونُسَ قَالَ سَأَلْتُ الْخُرَاسَانِيَّ ع عَنِ الْغِنَاءِ وَقُلْتُ إِنَّ الْعَبَّاسِيَّ ذَكَرَ عَنْكَ أَنَّكَ تُرَخِّصُ فِي الْغِنَاءِ فَقَالَ كَذَبَ الزِّنْدِيقُ مَا هَكَذَا قُلْتُ لَهُ سَأَلَنِي عَنِ الْغِنَاءِ فَقُلْتُ إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَبَا جَعْفَرٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَسَأَلَهُ عَنِ الْغِنَاءِفَقَالَ يَا فُلَانُ إِذَا مَيَّزَ اللَّهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فَأَيْنَ يَكُونُ الْغِنَاءُ فَقَالَ مَعَ الْبَاطِلِ فَقَالَ قَدْحَكَمْتَ سند اين روايت قابل مقبول است زيرا سهل بن زياد در نظر محققان رجالى قابل اعتماد است و على بن ريان بن صلت هم ثقه است. در اين روايت امام رضا عليه السلام نسبت مجاز دانستن غنا به خود را تكذيب كرده و پاسخ امام باقر عليه السلام را در مورد حكم غنا نقل كرده اند. امام باقر (ع) از كسى كه حكم غنا را پرسيده بود سؤال كردند آن زمان كه خداوند بين حق و باطل جدانمود غنا در كدام صف قرار گرفته است؟ آن شخص پاسخ داد: در طرف باطل؛ امام باقر فرمودند: پاسخى حكيمانه گفتى! روشن است كه انكار مجاز شمردن غنا به طور مطلق از سوى امام رضا(ع)به معنى اثبات حرمت غنا به طور مطلق نيست و نقل فرمايش امام باقر عليه السلام هم كه غنا در جبهه باطل قرار دارد نيز به معنى تحريم همه اقسام آن نيست. زيرا مى توان پذيرفت كه - به جز غناى معنوى كه تذكار آخرت است و در صف حق قرار دارد -انواع ديگر آن، چه لهوى و مضل و چه التذاذى غير مضل، در صف باطل قرارمى گيرد؛زيرا داراى منقصت و مرجوحيت است. ولى صرف ناشايستى عمل وخارج بودن از صف حق و قرار گرفتن در صف باطل حرام بودن آن را ثابت نمى كند.پاسخ امام رضا و امام باقر عليه السلام به پرسش سائلى كه از حكم غنا سؤال كرده است اين نظر را تأييد مى كند زيرا آنان به جاى بيان حكم حرمت غنا به اعلام اين كه غنا در موضع حق قرار ندارد اكتفا كرده اند.و شايد همين موضع ملايم امام،عباسى را به اين گمان افكنده كه امام غنا را مجاز و كاملا بلامانع مى داند. پس مفاد اين روايت تنهااعلام مرجوحيت ناپسندى و بطلان تمامى اقسام غناى لهوى است،بدون آنكه تحريم همه اقسام آن را افاده نمايد. عدم تصريح به حرمت غنا در اين روايت و روايت هاى مشابه بعدى را نمى توان ناشى از تقيه دانست زيرا هيچيك ازفقهاى اهل سنت قائل به حليت تمام اقسام غنا به طور مطلق نيستند. 2 - روايت 19 باب 99 ابواب مايكتسب به وسايل الشيعه وَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْبَيْهَقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الصَّوْلِيِّ عَنْ عَوْنِ بْنِ مُحَمَّدٍالْكَاتِبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبَّادٍ وَ كَانَ مُسْتَهْتَراً بِالسَّمَاعِ وَ يَشْرَبُ النَّبِيذَ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ السَّمَاعِ فَقَالَ لِأَهْلِ الْحِجَازِ فِيهِ رَأْيٌ وَ هُوَ فِي حَيِّزِ الْبَاطِلِ وَ اللَّهْوِ أَ مَاسَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً در اين روايت يكى از شيعيان كه دلباخته سماع و آواز بوده است در اين باره از امام سؤال مى كند و امام (ع) پاسخ مى دهند "گويا فقهاى حجاز در اين باره رأيى (به اباحه) دارند! و حال آنكه سماع در حوزه باطل و لهو قرار دارد آيا نشنيده اى كلام خداى عز و جل را كه مى فرمايد: (بندگان خدا) زمانيكه بر "لغو" مى گذرند با بزرگى از آن عبور مى كنند (و خود را بر آن نمى آلايند). در اين روايت هم امام به جاى پاسخ صريح به حرمت سماع تنها متذكر مى شوند كه سماع امرى لغو و لهو است و در زمره باطل ها قرار دارد و به جاى استشهاد به آيات عذاب، به آيه 72 سوره فرقان كه درباره اوصاف بندگان وارسته خدا وارد شده استناد نموده اند و به جاى تحريم تنها متذكر لهو و لغو بودن و منقصت آن شده اند.بسيار بعيد است كه مراد سائل در اين روايت از سماع انواع فاسد غنا باشدزيرا با توجه به اينكه او معروف به چنين عملى بوده در اين صورت امام در برابرسؤال او چنين ملايم پاسخ نمى گفتند.بنابراين،اين روايت هم بر اباحه بمعنى الاعم غناى التذاذى غير مضل و هم بر منقصت و كراهت آن دلالت دارد.