ماه خدا جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ماه خدا - جلد 2

محمد محمدی ری شهری، رسول افقی؛ مترجم: جواد محدثی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شهرها ، يكسان نيست؛ بلكه اتّحاد اُفق ، 1 شرط ثبوت هلال است. بنا بر اين نظريّه ، شب قدر ، در همه مناطق و شهرها يكى نخواهد بود.

2. شمارى از محقّقان 2 بر اين عقيده‏اند كه آغاز ماه‏هاى قمرى ، در همه مناطق ، يكى است و اگر در يك منطقه ، هلال ماه رمضان ديده شود ، در مناطق ديگر هم ماه رمضان آغاز مى‏شود. 3 بر اساس اين نظريّه ، شب قدر در همه مناطق ، يك شب


1 -  مگر در مواردى كه هلال با رؤيت قطعى ، ثابت مى‏شود.

2 -  اگر اُفق مختلف باشد و هلال در مناطق غربى ديده شود ، آيا براى مناطق شرقى كفايت مى‏كند (مثل: سوريه نسبت به عراق) ، يا نه؟

مشهور ، دومى (عدم كفايت) است؛ چون معتقد به اتّحاد اُفق‏اند. بعضى از محقّقان نيز بر اوّلى (كفايت) معتقدند و ثبوت ماه در يك جا را براى همه جا كافى مى‏دانند ، از جمله: علاّمه در المنتهى و مؤلّفِ الوافى و الحدائق و المستند و مرحوم خوانسارى و ديگران. صاحب جواهر نيز به اين نظر متمايل است. شهيد نيز در الدروس ، آن را محتمل دانسته است (مستند العروة الوثقى ، كتاب الصوم : 2 / 116).

3 -  آيه‏اللّه‏ خويى رحمه‏الله براى اثبات اين نظريّه ، علاوه بر تمسّك به اطلاق روايات ، به يك مسئله نجومى نيز استدلال كرده ، مى‏گويد:

«ماه ، خودش جِرمى تاريك است و به سبب رويارويى با خورشيد ، از آن نور مى‏گيرد. پيوسته ، نيمى از ماه ، روشن و نيم ديگرش تاريك است ، جز آن كه آن نيمه روشن هميشه براى ما ديدنى نيست؛ بلكه به خاطر اختلاف در گردش ماه ، كم و زياد ديده مى‏شود.

در شب چهاردهم از هر ماه ( ، بلكه در شب پانزدهم ، اگر ماه سى روز باشد) ، به فاصله كمى از غروب خورشيد ، وقتى ماه از افق مشرق طلوع مى‏كند ، همه نيمه رو به مغربِ آن روشن است؛ چرا كه با خورشيد روبه‏روست ، همچنان كه نيمه رو به شرقِ آن ، تاريك است.

سپس اين نور در شب‏هاى بعد ، سير نزولى مى‏يابد و بر اساس خطّ سير ماه ، كم كم از وسعت آن كاسته مى‏شود ، تا آن كه در اواخر ماه به سمت مغرب مى‏رسد و ديگر ، نيمه روشن آن به رو به خورشيد است و همه نيمه تاريك آن ، رو به ماست. اين ، همان است كه از آن به «تحت‏الشعاع» و «محاق» تعبير مى‏شود كه هيچ جزئى از آن ديده نمى‏شود؛ چرا كه نيمه روشن آن ، نه تمامش (مثل شب چهاردهم) و نه بخشى از آن (مثل شب‏هاى پيش يا بعد از شب چهاردهم) ، رو به ما نيست.

سپس كم كم از محاق در مى‏آيد و بخشى از آن از سمت مشرق آشكار مى‏شود و به صورت هلال باريك ديده مى‏شود. اين ، معناى پيدايش و تولّد هلال است. پس ، هر گاه از آن اندكى هم ديده شود ، نشانگر اين است كه ماه قبلى پايان يافته و آغازى براى ماه جديد است.

بنا بر اين ، پيدايش هلال ، يعنى: بيرون آمدن آن از تحت‏الشعاع ، به اندازه‏اى كه اجمالاً ديده شود. اين مسئله‏اى واقعى و يكسان است و در شهرى با شهر ديگر تفاوت ندارد ، و نه منطقه‏اى با منطقه ديگر؛ چون همان گونه كه روشن شد ، نسبتى ميان ماه و خورشيد است ، نه ماه و زمين. پس اختلاف سرزمين‏ها تأثيرى در پيدايش اين پديده طبيعى در فضا ندارد.

بدين ترتيب ، پيدايش هلال ماه ، آغاز ماه قمرى براى همه مناطق زمين است ، با همه اختلافى كه در مشرق و مغرب دارند ، هر چند در بعضى مناطق به سبب مانع بيرونى (مثل: نور خورشيد يا حايل شدن كوه‏ها و شبيه آن) هلال ديده نشود.

البتّه اين ، در مورد مناطقى كه محلّ ديدن آنها در شب ، مشترك يا نزديك به هم است ، پذيرفتنى است ، به نحوى كه يك شب براى هر دو منطقه ، شب باشد ، هر چند براى يك جا اوّلِ شب و براى جاى ديگر پايانِ شب باشد كه اين مسئله بر يك نيم‏كره زمين منطبق مى‏شود ، نه بر نيم‏كره ديگر كه خورشيد در هنگام غروب نزد ما در حال تابيدن بر آن است و روشن است كه آن هنگام نزد آنان ، روز است و بى‏معناست كه نسبت به آنان هم حكم شود كه شب اوّل ماه است.

شايد آيه شريف: « رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ» (الرحمن ، آيه 17) به اين نكته اشاره مى‏كند؛ چون زمين به لحاظ رو به خورشيد بودن يا نبودن ، دو نيم دارد و هر نيمه مشرقى دارد و مغربى. هر گاه خورشيد بر نيمى مى‏تابد ، از نيم ديگر غروب مى‏كند و به عكس. از اين رو ، زمين دو مشرق دارد و دو مغرب. شاهد بر اين ، آيه شريف: « يَــلَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ؛ كاش ميان من و تو فاصله ميان دو مشرق بود!» (زخرف ، آيه 38) كه مى‏رساند اين ، بيشترين و طولانى‏ترين فاصله ميان دو نقطه زمين است ، يكى مشرق اين نيمه و ديگرى مشرق آن نيمه .

بنا بر اين ، اگر در يكى از دو نيم‏كره ، ماه قابل ديدن باشد ، حكم مى‏شود كه آن شب ، نسبت به ساكنان اين نيمه ـ كه در شب بودنِ آن براى آنان ، مشترك‏اند ـ اوّل ماه است ، هر چند در آغاز و پايان شب ، اختلاف داشته باشند...» تا آن جا كه مى‏گويد: «مقتضاى اين روايات كه با واقعيّت هم منطبق است ، آن است كه مدار حُكم ، بر اتّحاد اُفق نيست و هيچ مقتضى‏اى وجود ندارد كه روايات را بر اين حمل كنيم؛ چون هيچ وجهى براى اين تقييد نگفته‏اند ، مگر مقايسه وضع هلال به اوقات نمازها ، كه ضعف آن را شناختى و قياسى مع‏الفارق است و توضيح بيشتر نمى‏خواهد.

از سوى ديگر ، آنچه در دعاى نماز عيد آمده ، اين مطلب را تأييد مى‏كند ، آن جا كه امام عليه‏السلام مى‏فرمايد: تو را به حقّ اين روز مى‏خوانم ، روزى كه آن را براى مسلمانان عيد قرار داده‏اى} ، كه به روشنى از آن فهميده مى‏شود كه يك روز مشخّص كه با كلمه اين} به آن اشاره شده است ، عيد همه مسلمانانى است كه در اطراف كره زمين (با وجود اختلاف در اُفق‏ها) پراكنده‏اند ، نه آن كه مخصوص شهرى باشد ، نه شهر ديگر.

آيه مربوط به شب قدر نيز كه مى‏گويد: بهتر از هزار شب است و هر كار حكمت‏آميزى ، در آن فيصله مى‏يابد ، همين گونه است و آيه در اين ، ظهور دارد كه: آن ، يك شب معيّن براى همه مردم و همه جهانيان است ، با احكام خاص ، نه اين كه هر منطقه و سرزمينى ، شبى مخصوص داشته باشد ، جدا از سرزمين ديگر» (مستند العروة الوثقى ، كتاب الصوم : 2 / 118 ـ 122) .

/ 286