بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
اما پس از شهادت علامه عارف حسين از انگيزه دشمنان از به شهادت رساندن او سخن مى گويد: (روحـانـى وارسـته عاشق خدمت به خدا و خلق او است و براى يارى پـابرهنگان زمين لحظه اى آرام و قرار ندارد و تا سر منزل جانان عـلـيـه كـفـر و شرك مبارزه مى كند و بدين جهت است كه مطهريها بـهـشـتـى ها صدرها حكيم ها راغب حربها و كريم ها و... عارف حسينى ها هدف توطئه و ترور مى شوند.)37 3. تـوطـئـه بيگانگان: طى سده اخير بيگانگان از تلاشهاى گسترده اجـتماعى حوزه خسارتها ديده است. اينان ديده بودند: پيشاپيش هر نـهـضتى هر حركتى هر حماسه اى هر شور و نشورى گروهى از علما حـركـت مـى كـنند و مردم سخنان آنان را با گوش و دل پذيرايند و ديـدند كه اين عالمان ربانى و مردان صمدانى اند كه مدرسه را به كـانون رزم دگر ساخته اند و از محراب عبادت به جبهه هاى جنگ در حـركـت هستند; از اين روى تلاش ورزيدند با تحليلهاى مرموزانه ايـن تـلـقى را در حوزه ها و در مردم به وجود آوردند كه كارهاى اجـتـمـاعى و بويژه حكومتى مربوط به دنيا است و علما نبايد در آن پـاگـذارند و از شان و مقام و جايگاه عالم ربانى به دور است كـه در ايـن امور دستى داشته باشد و شايسته است كه عالم صمدانى تـنـهـا بـه امـامـت جـماعت و درس بسنده كند و هر چه با كارهاى اجـتماعى بيگانه تر باشد و دست چپ و راست خود را نشناسد به زهد و تقدس نزديك تر است.38 حـركـت اسـتـعمار تبليغات مسموم اندك اندك در فرهنگ مردمى و مـذهـبى جاى باز كرد چنانكه در محافل مذهبى واژه آخوند سياسى نـاسـزا شمرده مى شد.39 بسيارى باور كرده بودند اسلام و روحانيت را بـه جـامـعـه چـه كار؟ اين وسوسه هاى شيطانى و اثرهاى ويران گـرانـه آنها بر روى فرهنگ و انديشه مردم در دورشدن گروهى از علماء از كارهاى سياسى پس از مشروطه كارگر افتاد. 4. نـاامـيـد از پيروزى: نوميدى از پيروزى و سرخوردگى در انجام كـار از ديـگـر انگيزه هاى انزواى گروهى از علماى حوزه بوده و هـسـت. مبارزه و تلاشهاى اجتماعى شكست و پيروزى دارد و وارد شدن در آن دلـيـرى و پـايـدارى مـى طلبد و كسى را شايسته است كه از دشـنـامـها و تهمتها و توطئه ها نهراسد و در برابر فشارها سنگر را بـه دشمن نسپارد. كسانى كه از آرمانهايشان كوچك بوده و براى روبـه رو شـدن بـا خطر خود را آماده نكرده اند با هجوم بادهاى مـخـالـف امـيد را از دست داده و از صحنه خارج مى شوند واكنش افـراد در برابر كم شدن اميد به پيروزى و يا شكست يكسان نيست و بـسـتگى به شرايط روانى و اجتماعى افراد دارد. شمارى شخصيت خود را تباه مى سازند و گروهى همه چيز را به قضا و قدر وامى گذارند و از ايـن كـه شكست را جبران كنند واهمه دارند و كار را رها مى سازند و گروهى سياست صبر و انتظار را پيش مى گيرند و كسانى نيز استقامت مى كنند. امـام خـمـينى در ملاقاتى با آقاى حكيم در نجف از بايستگى كار سـيـاسى سخن مى گويد و ايشان را به مبارزه و فعاليتهاى اجتماعى فرا مى خواند. آن بزرگ در پاسخ همى گويد: (بـه پيروزى و مقاومت مردم اميدى نيست. مبارزه بى فايده است و مـردم غـيـر درخـور اعتماد. پس از شروع حركت مردم چونان مردم كـوفـه مـا را در مـعـركه رها مى كنند و به سراغ زندگى خود مى روند.) در ايـران نـيز شكست حركت روحانيت پس از مشروطه و سركوبى شديد آن تـوسـطـ رضـاشـاه و فـرزندش بسيارى را دلسرد كرده بود و مى گفتند: مشت با درفش هماورد نيست. امـام امـيدوار بود. تكيه بر خدا داشت حضور مليونى مردم را در پـانـزده خـرداد نـشـانه همراهى و حمايت مردم مى شمرد و علماى حـوزه و مـرحـوم حـكـيـم را تشويق مى كرد: پايدارى كنند به طور عـمـيق باور داشت: اگر عالمان و روحانيان در صحنه باشند مردم به ميدان باز خواهند گشت و رنجها را به جان خواهند خريد.40 اكـنـون خطر انزواجويى در حوزه نه تنها رخت نبسته كه در زواياى جـديد رخ نشان مى دهد. عافيت طلبان كه درگذشته خودرا از كارهاى اجـتـمـاعـى و سـيـاسى دور نگه مى داشتند و در دوران دفاع مقدس نـظـاره گـر جـنگ اسلام و كفر بودند امروز آشكارا گذشته خود را تـوجـيه مى كنند و در محافل با يادآورى پاره اى از مشكلات مذهبى و اقـتـصـادى كـه جـامعه با آن درگير است آن را پيامد انقلاب و دخالت در سياست مى شمرند. يـاس از رسـيـدن بـه آرمـانـها و مشكلات كارى نيز گروهى ديگر از حـوزويـان را به درون حوزه برگردانده است كه اين كم خطر نيست و بايد دست اندركاران حوزه و عالمان تيزنگر شور و نشور در اينان پـديـد آورنـد و نـگذارند اين نااميدى در نسل نوخاسته حوزه نيز اثـر بگذارد و آنان از كار و تلاش اجتماعى باز دارد. جداى از آن دسـتـه كـه هـمـواره در پى بهانه و انتقادند نق زدن كار هميشگى آنـان است بايد هوشيار باشيم كه بيش تر نابسامانيها و بحرانها و از كـم كـارى و رخوت و ها كردن صحنه بر مى خيزد. اگر حوزه از نـيروهاى كارآمد به درستى استفاده كند و طلاب و فضلا چونان گذشته در صـحنه باشند دشمن هرگز نخواهد توانست كانونهاى پويش و حركت را از مـا بـگيرد چنانكه در دوران جنگ دشمن با همه توطئه ها و جـوسـازيـهـا و... نـتوانست كارى پيش ببرد. امروز اگر جامعه با تـهـاجـم فـرهنگى درگير است و موجهاى تبليغاتى تا درون خانه ها رخـنـه كـرده از كـم كـارى حـوزه است. در جبهه هاى خارجى اگر امـروز مـسلمانان بويژه شيعيان پياپى ضربه مى خورند و ايادى امـريـكـا در افغانستان شيعيان مظلوم را دچار تنگنا كرده اند بـاز از كـم كارى و بى تفاوتى عالمان و روحانيان و طلاب آن ديار سرچشمه مـى گـيـرد. ايـن در حالى كه هزاران نفر از نيروهاى طالبان از مـدارس اهـل سـنـت وابـسـته وهابيان به يارى ارتش پاكستان در افـغـانـستان برخاسته اند; چرا از هزاران نيروى جوان افغانى كه در حـوزه هـاى: قـم مـشهد تهران اصفهان و... مشغول به تحصيل هـسـتـنـد درسـت استفاده نمى شود و سازماندهى نمى شوند و براى تـبـليغ و رزم و كمك به مردم محروم و ستم كشيده افغانستان گسيل نمى شوند؟ آيا اين بى حركتى برخاسته از نااميدى نيست؟