نگرانی های امام درباره حوزه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نگرانی های امام درباره حوزه - نسخه متنی

سید عباس رضوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دهد درس خود را تعطيل كند.45

حضرت از اين دوران پر ادبار با اندوه ياد مى كند:

(... يـاد گرفتن زبان خارجى كفر و فلسفه و عرفان گناه و شرك به شـمار مى رفت. در مدرسه فيضيه فرزند خرد سالم مرحوم مصطفى از كـوزه اى آب نـوشـيـد كـوزه را آب كـشيدند چون كه من فلسفه مى گفتم.)46

درس تـفـسـير حضرت امام نيز كه پس از انقلاب از تلويزيون پخش مى شـد چـون جـنـبـه عـرفانى داشت با مخالفت گروهى از ناسازگاران فلسفه روبه رو و تعطيل گرديد.47

2. تـفكر دور نگهداشتن دين از جامعه: دور بودن دين از حكومت در ادوار تاريخ اين انديشه را در ذهن گروهى جاى گير ساخته دين با كـشـوردارى هـمـسـازى نـدارد. اين فكر چنان ريشه دوانده بود كه هـرگـونـه تـلاش بـراى به قدرت رساندن دين و هر نوع آمادگى براى اداره كـارهـاى بزرگ اجتماعى برخلاف شان روحانيت دانسته مى شد.

بـا آن كـه آمـادگـى رزمـى از بـرنـامـه هاى اساسى پيامبر(ص) و امـامـان(ع) بود پيامبر(ص) امام على و حسن و حسين(ع) بارها در جـبـهـه هـاى نبرد شركت كرده و فرماندهى جنگها را برعهده داشته انـد مـقـدس نـمـايان پوشيدن لباس رزم و آمادگى نظامى را خلاف مروت و عدالت مى شمردند.48

همين تفكر و انديشه به دور از خرد سبب شد پس از انقلاب با وجوب نـيـاز شديد كشور به قاضى افرادى به بهانه دورى گزيدن از دنيا از پذيرش اين سمت خوددارى كرده و مى كنند. بالاتر از آن افرادى بـه بـهانه زهد و پاكى و پيروى از ولايت و دوستى با اهل بيت(ع) خود را از همه كارها كنار كشيده و در همان زمان كه كشور از هر سـوى مـورد يورش دشمنان قرار داشت كوچك ترين

كمكى به رزمندگان نكردند و تماشاگر صحنه بودند:

(اگـر شـمـا اهـل ولايتيد چرا الان كشور ولايت در معرض خطر است و نـشـسـتـيـد؟ بـرويـم بـبـينيم اميرالمومنين در مصالح اسلامى چه كردند.)49

تـفـكر مردم گريزى ريشه برون دينى داشت. غريبان براى دور داشتن ديـن داران از نـظـارت بـر سـرنـوشـت خود و به يغما بردن منابع اقـتـصـادى مسلمانان بدان دامن مى زدند و سياست را دنيا مدارى مـعـنى مى كردند كه بهتر است به دنيامداران واگذار شود. همسويى تفكر متحجران با استعمار غرب سبب شد كه امام اسلام مقدس نمايان را دشـمـن اسلام ناب محمدى شمرد و آن را اسلام امريكايى خواند.50

3. مـخـالـفـت بـا براءت از مشركان: ناسازگارى با مراسم براءت بـراءت از كافران در حج از ديگر كارهاى متحجران است. اينان بر ايـن گـمـانـند بيزارى از دين ستيزان ويژه زمان پيامبر بوده و چـون مـشـركـان حـجاز از ميان رفته اند جايى براى براءت به جا نـمـانـده اسـت. يا اگر براءتى در كار باشد بايد به تلاوت آيات سـوره بـراءت بـسـنـده كـرد. علاوه حج و مناسك عبادت است و مكه جـايگاه ذكر و نبايد آن را با شعار نفرت از ديگران آلوده ساخت. ايـن شـيـوه جـديـد بـراءت مـانند راهپيمايى و شعار بيزارى از آمريكا و اسرائيل بدعت است!

امـام خـمـينى اين استدلالهاى به ظاهر زيبا كه در ذهنهاى ساده لـوحان و راحت طلبان اثر مى گذاشت برخاسته از روحيه قشرى گرى و ظـاهـر بـيـنـى مـى دانست كه از فلسفه حج كه همان اعتلاى شعار تـوحـيدى است بى خبرند. قرآن ويژه زمان و مكان ويژه اى نيست و فـرياد براءت از مشركان ستم پيشه مخصوص روزگار پيامبر(ص) نبوده و همه دورانها را در بر مى گيرد.51 اين پندار نادرست به وسيله عـالمان دين فروش در جامعه پراكنده شده و جاهلان

مقدس نما آن را باور كرده اند:

(و چـه بـسا جاهلان متنسك بگويند كه قداست خانه حق و كعبه معظمه را بـه شـعار و تظاهرات و راهپيمايى و اعلان براءت نبايد شكست و حج جاى عبادت و ذكر است نه ميدان صف آرايى و رزم و نيز چه بسا عـالمان متهتك القا كنند كه: مبارزه و براءت و جنگ و ستيز كار دنـيـاداران و دنـياطلبان بوده است. و ورود در مسائل سياسى آن هـم در ايـام حـج دون شان روحانيون و علما مى باشد كه خود اين الـقـائات نيز از سياست مخفى و تحريكات جهانخواران به شمار مى رود.)52

4. سازش با آمريكا: امام از گذشته دور تحجر و بى بصيرتى را از زمـيـنـه هـاى مـهم شاه دوستى و طرفدارى از رژيمهاى هوادار غرب شـمـرده اسـت. ايـشـان در برابر تبليغات شاه كه پيروان مذهب و روحـانـيت را عقب مانده و مرتجع مى خواند كه توانايى همراهى با تـمـدن جـديـد و دمـوكراسى غربى را ندارند دست به كار شد و در سـخـنـرانيها و بيانيه هاى گوناگون از پيشگامى اسلام در تمدن و ترقى سخن گفت و اين باور راستين و بى آميغ را گستراند:

تـرقـى و تـكـامل راستين در سايه اسلام به دست مى آيد و كرامت و آزادى انـسان در اين مكتب تضمين شده است. آنچه غرب آن را فرياد مـى كند وجهه حيوانيت و ماديت انسان است. نشانه آن اين است كه:

بـيـش تـريـن وحـشـى گريها و ستمها بر جهان سوم توسط امريكا و اروپـا در لـواى دفـاع از آزادى و دمـوكراسى روا داشته مى شود.

جـنـايـتهاى رژيم شاه كه خود را شاخه اى از مدنيت غرب مى شمرد نـمـونـه اى از آن است. كسانى سنگ هوادارى از او را به سينه مى زنـنـد روشـن بـيـن نبوده و بر اثر بى خبرى از حقايق پشت پرده فـريـب خـورده اند و از اين كه شاه تظاهر به مذهب مى كند گمان

( 266 )

/ 21