بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
امـام در وصـيت نامه نيز به دست اندركاران حوزه هشدار مى دهد مـراقب رخنه نامحرمان باشند و آن را از توطئه جاسوسهاى دشمن در امان بدارند. اسـتعمار با نفوذدر حوزه هدفهاى گوناگونى دارد كه به پاره اى از آنها به گونه گذرا اشاره مى كنيم: مـردم به روحانيت و عالمان دين علاقه دارند و اين علاقه و پيوند و مـعـنـوى بـيـن عـالمان دين و مردم بسيارى از خطرها آفتها گـرفـتـاريـهـا از هـم گـسـسـتـگـيها و دو دستگيها و اختلافها و نـابسامانيها را از بين مى بردو جامعه را هميشه و همه گاه سالم و سـرزنـده و شاداب نگه مى دارد. جامعه سالم در برابر هر آفتى و هر نيروى خارجى و بيگانه اى و هر دست نامحرمى واكنش نشان مى دهـد و همين واكنشها سريع و زود درك كردن درد سبب مى شود دشمن ويـرانـگر و تباهى آفرين نتواند در بدنه سالم جامعه راه يابد; از اين روى دشمن شبان و روزان از ديرباز تلاش مى ورزد مردم را بـه ايـن كانون مقدس بدبين كند و چه بهتر اين بدبينى را به دست افـرادى در همين لباس انجام دهد. افراد نفوذى خود را به كار مى گـيـرد بـا زبـان آنـان شايعه مى پراكند نااميدى مى گستراند اخـتـلاف مـى افـكـند در بيوت علما نفوذ مى دهد تا سياست بست و سـخـنان و موضع گيرى عالم و مرجع دينى را در راستاى برنامه هاى خود جهت بدهد . اين محرمان از يك سو در حوزه به اين تخريبها دست مى زنند و از ديـگـر سـو در بـيـن مـردم هـمـيـن تـخـريبها و دو دستگيها و نـابـسـامانيها و بى تقواييها را كه خود به وجود آورده اند هر چـه بيش تر و پررنگ تر مى نمايانند تا مردم از گرما و نور اين شـعـلـه مـقـدس محروم كنند و آن گاه بندهاى استعمارى خود را در پهنه اين سرزمين بگسترانند. زعـامـت آقاى بروجردى كه باران رحمتى بود براى مردم اين مرز و بـوم و چـشـم و چراغى براى شيعيان بلكه مسلمانان جهان و اميدى بـراى عـالمان دينى و حوزه ها دشمن را برانگيخت كه دست به كار شـود و نـگذارد اين كانون نپايد. از اين روى تلاش گسترده اى را آغـاز كـرد و ايادى خود را در حوزه به كار گرفت كه بين ايشان و بـارزتـريـن شخصيتهاى حوزوى همو كه مى ترسيد اگر به اين كانون نـزديـك شـود شـورى و نـشورى بر پا خواهد كرد و دگرگونى ژرف و گـسترده اى خواهد آفريد يعنى امام خمينى اختلاف بيفكند و امام از اين مساله و از نفوذيها و بدخواهان بسيار رنج مى برد.62 بـا آن كـه امـام از مـهم ترين حاميان آقاى بروجردى بود و خدشه وارد كـردن سـرپرستى ايشان را بر حوزه جايز نمى شمرد نفوذيها بـر ايـن بـودنـد كـه بنمايانند: ايشان با مرجعيت آقاى بروجردى همراه نيست.63 در هـنـگام بيمارى آقاى بروجردى دربارشاه در صدد بود بفهمد چه كـسـى سـرپـرسـتى حوزه و مرجعيت عمومى را پس از ايشان بر عهده خـواهد داشت تا خود را براى رويارويى با او آماده سازد. دربار بـا اسـتـفـاده از ايادى نفوذى خود درصدد برآمد ازوصيت نامه و انـدرزهـاى خـصـوصى آقاى بروجردى با خبر شده كه با هوشيارى آن زعيم بزرگ توطئه ناكام ماند.64 در سـالهاى نخست دفاع مقدس كه كشور در هجوم همه جانبه نيروهاى عـراق و آشـوب گروهكهاى مزدور داخلى مى سوخت و بيت المال اسلامى نـيـازمـند كمك بيش تر مردم بود كارگزاران نظام اسلامى از مردم خـواستند: ماليات خود را به طور دقيق و بى كم و كاست بپردازند تـا گـرفـتاريها و نابسامانيها برطرف شود و دولت در تنگنا قرار نـگـيـرد و بـتواند از اين بحران بزرگ پيرومندانه به درآيد از پـاره اى از بـيوت زمزمه هايى بلند شد:ماليات نبايدگرفته شود. گـرفـتـن مـاليات درست نيست. كشور را مى شود با سهم امام اداره كرد. ايـن سـخنان كه براى بسيارى از ثرتمندان بازاريان و... شيرين مـى نـمـود در آن بـر هه مى توانست خسارتهاى جبران ناپذيرى به اقـتـصـاد جنگ وارد سازد كه امام هوشيارانه به پيشروى شايعه ها راه بـسـت و گفت: اگر اين سخن در جاى خود درست باشد اكنون وقت طـرح آن نـيـسـت و القاء اين گفته ها در اين شرايط از نقشه هاى مـفـسدان است كه از سادگى و يكرنگى بزرگان سوء استفاده مى كنند و بـا بـيان آرزوهاى خود از زبان بزرگان قصد دارندانقلاب را به شكست بكشانند: (آقـا خـودش خـيـلـى خـيلى آدم خوبى است مى رود ده نفر از همين اشـخـاصـى كـه مى خواهند اين كارها را بكنند... سلطنت طلبها... طـبـقـات بـالايى كه مى خواهند عياشى بكنند... از منافقين... از احـزاب... با ظاهر خيلى خوب... پيش آقا مى نشينند مى گويند: هى اسـلام دارد از بين مى رود ديديد چه شد. اينها مى خواهند اينجا را... مـثـلا شـوروى بـكـنند... آقافو ر ا باور مى كند... آقا مى نـويـسـد: ماليات نبايد داد... ببينيد بى اطلاعى چقدر... خوب بى فـكـر حـرف مـى زنند آقايان. يك كسى مى رود يك چيزى به آنها مى گويد آنها هم... با سلامت نفسى كه دارند باورشان مى آيد.)65 ح. تـرور شـخـصـيـت: بدخواهان نفوذى در برون و درون حوزه براى شـكستن اين نهاد دينى همواره عليه روحانيان كارآمد انقلابى با تـقـوا عـالـم آگـاه بـه زمان و آشناى به ترفندهاى دشمن لجن پـراكـنى مى كنند و يا اگر از طلبه اى و روحانى كار ناشايست آن را ايـن جـا و آن جـا مـى پـراكـنـنـد تا مردم را از الگوها و راهنماهاى خود روى گردان كنند. مـسـخـره كردن و كوچك شماردن علماى كارآمد و پرهيزكار از ديگر دسـيـسه هاى دشمن است. دشمن بر آن است تا هيبت و حرمت و جايگاه مـعنوى علما را در دلها بشكند و جوانان را از روى آورى به محفل گرم و روحبخش علما بازدارند. امـام از دوره مـشروطه مثل مى زند كه شبه روشنفكران بى ريشه و مـدعـيـان آزادى و دمـوكـراتها با پناه كرفتن در سنگر مطبوعات مـانـند روزنامه ملانصرالدين حيثيتها را نشانه رفتند و با رواج شايعه و استفاده از كاريكاتور و... مسخره گرفتن شيوه طلبگى در صدد برآمدند اين گروه را در نظر مردم كوچك كنند.66 در آن دوره نـويـسـندگان مذهب ستيز در جرائد با نشر داستانهاى سـاخـتـگـى از فرهنگ مذهبى و سنتى رهبران مذهبى را عقب مانده مـخـالف نوآورى به شمار مى آوردند و چنان جو را مسموم كردند كه بـسـيـارى ازعـالمان و روحانيان عرصه سياست را ترك گفتند و اين پديده شوم زمينه را براى روى كار آمدن رضاخان هموار كرد. رضـاخان نيز به نام ترقى و تمدن حوزه را تحقير كرد و پاى بندى به ارزشها و عمل به دستورها و آيينهاى شرع مقدس و فرهنگ مذهب و مـلـى ايـرانـيان چون: حجاب و عزادارى امام حسين را كهنه پرستى خـواند67 و روشنفكرنمايانى چون كسروى و حكمى زاده كه از حمايت رضـاشـاه بـرخوردار بودند آشكارا فرهنگ دينى و احكام مذهبى را به ريشخند گرفتند.68