نگرانی های امام درباره حوزه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نگرانی های امام درباره حوزه - نسخه متنی

سید عباس رضوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

يـادآور مـى شـود: در گـذشته مراكز بزرگ علمى و با بركت با كم تـريـن امكانات رفاهى و دم و دستگاه بيشترين بازده را داشتند و اكـنـون نـيـز زنده داشتن سيرت نيكوى آنان دور از دسترس نيست. امـام از گـسترش بخش ادارى حوزه و همانند شدن اين نهاد با ديگر سازمانها و اداره هاى دولتى نگران بود و هشدار مى داد: اگر به هـمـپـا و هـمـراسـتاى آن طلاب در ميدان علم و اخلاق رشد نكنند و شـكـوفا نشوند خطرآفرين است و حقيقت فداى ظواهر و پوسته خواهد شد:

(مساله ديگر مساله تشريفات حوزه هاى روحانيت است كه دارد زياد مـى شـود. وقـتـى تـشـريـفات زياد شد محتوا كنار مى رود. وقتى سـاخـتـمـانها و ماشينها و دم و دستگاهها زياد شد موجب مى شود بـنـيـه فـقهى اسلام صدمه ببيند; يعنى با اين بساطها نمى شد شيخ مـرتـضى و صاحب جواهر تحويل جامعه داد. اين موجب نگرانى است.)3

امـام در پـيامى به مدرسان حوزه قم هشدار مى دهد: مبادا توجه بـه گـسـترش بناها و ابزار دست و پاگير ادارى آنان را از مساله اصـلـى; يعنى فقاهت باز دارد. رواج فرهنگ عافيت طلبى در نسلهاى بـعدى اثر بد مى گذارد و ميراث پيشينيان صالح فراموش مى گردد و خداى نكرده بر سر حوزه آن خواهد آمد كه نگرانيم.4

3. بـه خـدمت ستمكاران در آمدن: دنياطلبى در فكر و انديشه عالم شـيـفته دنيا رخنه مى كند و زبان و كردارش را به خدمت مى گيرد. چـنـيـن كـسـى يـاراى آن ندارد كه از ستمديدگان و محرومان اين يـاوران بـى شـائـبه اسلام و انقلاب دفاع

كند و براى احقاق بهره پـايـمـال شـده آنـان با يغماگران بستيزد. دردناك تر دنياجويى زمـيـنـه سازش با ستمگران را پديد مى آورد. دنياخواه هماره در پـى خـواسـته هاى خود است. مترفان از اين نقطعه ضعف در او رخنه مـى كـنـنـد و وى را نردبان قرار مى دهند براى رسيدن به هدفهاى ناپسند خودتـوجـه بـه ايـن آفتها بود كه علماى بزرگ خودرا از دايره نفوذ سـرمايه داران بى درد و خوانين و زورداران و زورمندان دور نگاه مـى داشـتـند و همواره در رويارويى جبهه فقر و غنا در اردوگاه پـابـرهـنـگـان و ستمديدگان جاى داشته و زبانشان در خدمت حقيقت بود.5

4. به بيراهه كشيده شدن مردم: دنيا طلبى عالمان دين و روحانيان بـه مـردم سرايت مى كند و بر شتاب ارزش گريزى جامعه مى افزايد. رفـتـار و گـفـتـار عـالمان بويژه مانند امامان جمعه و جماعت قـاضـيـان دادرسـان كـه مـسـوولـيت عمومى دارند و در زير نگاه مـردمـنـد در فـرهـنـگ عـمومى جامعه اثر مى گذارد اگر راهنماى كاروان به كژراهه افتاد قافله ره بيراهه مى گيرد.

اگـر ايـن افراد حتى در استفاده از مباح و لذتهاى مشروع زندگى زيـاده روى كـنـنـد ديـگران از مرز گناه و خط قرمز نيز در مى گـذرنـد چـه برسد كه خداى ناخواسته دست به حرام ببرند و چراغ دنياى خود را با پول بيت المال روشن نگهدارند!6

5. گـريـز از مـبـارزه و مـقاومت: از مهم ترين خطرهاى دنيازدگى روحـانـيـت گـريـز از مبارزه و مقاومت است. روحانى و عالم دين وقـتى دنيا را هم خود قراردهد هم ديگرى ندارد و توان مبارزه و ايـستادگى در برابر دشمن نخواهد داشت و در اصل گرد چنين مسائلى نـمـى گـردد و حـاضر نيست دنياى خود را به خطر بيندازد. در طول روزگـاران آنـچـه مردم را در كنار حوزه نگهداشته و به

مبارزه و مـقـاومت واداشته زهد و وارستگى علما و شكيبايى آنان در برابر سـختيهاى زندگى و نتيجه و دستاورد مبارك آن ايستادگى در برابر دشمنان دين بوده است. مردم وقتى بنگرند رهبران روحانيشان در پى دنـيـايـنـد و خـود و يـا نزديكان از زرق و برق زندگى رويگردان نـيـسـتند و آرمانها در نزد آنان برانگيزانده نيست در آرمانها بـه تـرديد مى افتند و در رفتارشان بازنگرى مى كنند و از ايثار و فـداكارى سرباز مى زنند و اسلام و انقلاب اسلامى بى پشتوانه مى ماند.

امـام زى طـلـبـگـى عـالـمان دين و بى آلايشى بسان مردم روزگار گـذرانـدن و هـمـراهـى آنان با توده هاى فروتر را مهم ترين رمز تـوفـيق و حمايت مردم از عالمان دين بر شمرده و جدا شدن از شان روحـانـيـت و فـاصـله گرفتن از طبقات متوسط و محروم و همراهى و دمـسازى با مترفان و سرمايه داران را دليل جدايى مردم مى داند:

(... از اهـم مـسـائـلى كه بايد تذكر بدهم... و هميشه نگران آن هـسـتـم كـه مبادا مردمى كه همه چيزشان را فدا كردند و به اسلام خـدمـت نـمـوده و بـه ما منت گذاشتند به واسطه اعمال ما از ما نـگـران بشوند; زيرا آن چيزى كه مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمده اند... كيفيت زندگى اهل علم اسـت. اگـر خـداى نخواسته مردم ببينند كه آقايان وضع خودشان را تـغـيـير دادند عمارت درست كردند و رفت و آمدهايشان مناسب شان روحـانـيـت نـيـست و آن چيزى كه نسبت به روحانيت در دلشان بوده اسـت از دست بدهند. از دست دادن آن همان و از بين رفتن اسلام و جمهورى اسلامى همان.)7

ه هـايـى از دلنگرانيهاى امام اينك در پيش روى ماست. در برابر تـوده طـلاب و روحـانـيـون كـه با قناعت و مناعت زندگى مى كنند گـروهـى انـدك راه خود را از حوزه جدا كرده و به جاى مسابقه در ارزشـهـا بـا افـزون طـلـبـان هـمراهى و

همسفره شده اندو در پى چـيـزهـايـى هـستند كه دنيا طلبان و مترفان بى درد در پى آنند.

مـتـاسفانه شيوه ناپسند اين گروه اندك كه در مواردى بر سر خوان بـيـت المال و سهم سادات و سهم امام نشسته و هرگونه دخل و تصرف شـخـصـى را در آن روا مـى شمرند علاوه بر ويرانگرى فرهنگ قناعت و... سـبب مى شود توده ها و طبقات كم بضاعتى كه با دسترنج اندك روزگـار را بـه سـختى مى گذرانند و درد جانكاه زندگى زانوان آن را خـمانده نسبت به حوزه نگران شوند و خداى ناخواسته در پيمودن راه تـعـالـى سـست شوند و نيز مترفان با دستاويز قرار دادن كار ايـن گـروه خود را در استفاده نامشروع از ثروتهاى ملى و اموال دولـتـى و مـنـابع زيرزمينى و هرگونه دست اندازى به بيت المال مـجاز بدانند. وجود همين گروه اندك و زياده خواه و همه جا حاضر و فـرصـت طلب و نان به نرخ روز خور سبب مى شود بيش تر عالمان ديـن و روحانيان آگاه و به دور از زخارف دنيا نتوانند درامربه معروف و نهى از منكر نقش بايسته را داشته باشند و خيرخواهيها و نـصـيـحـتـهـا و پـند و اندرزهاى آنان اثر چندانى نداشته باشد.

فـرعـونـها و قارونها در جامعه رشد كنند و در كنار زندگى سرد و فـقـيـرانـه توده مردم كه پشتيبان اسلام و انقلاب هستند سرمايه داران و شـادخـواران و كـاخ نشينان ميدان يابند و جولان بدهند و در كـنـار حقوق از ميان رفته ميليونها انسان ثروتهاى بادآورده سربرآورد و اين آغازرجعت جاهلى است و بس خطرناك.

2 . اخـتـلاف: از ديـگـر نـگرانيهاى امام كه ريشه در كمرنگ شدن ارزشـهـا دارد نـاسـازگـارى عـلما با يكديگر است. نقد و نظر و تـضـارب آراء رمز شكوفايى دانش دين است. در سايه بحثهاى طلبگى و دوستانه حقيقت رخ نموده و مشكلات و بدگمانيها رخت بر مى بندد.

امـام از ايـن نـگران بود كه گوناگونى سليقه ها از مرز حق طلبى بـگـذرد و جدايى نظرها به كينه و كدورت بدل شود. دوستان ديروز دشـمنان امروز و فردا گردند و به جاى همكارى در پيشبرد هدفها

/ 21