نگرانی های امام درباره حوزه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نگرانی های امام درباره حوزه - نسخه متنی

سید عباس رضوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در نـگـاه امـام طلبه بايد خود را وقف شناخت اسلام و قران كند و ايـن بـدون تـلاش و سخت كوشى و شكيب بسيار به كف نمى آيد آن كس تـوانـمـنـد اسـت خدمتگزارى مفيد براى جامعه اسلامى باشد و مردم خـواهان اويند كه در مسائل دينى بينش و بصيرت داشته و آگاهيهاى ضرورى را كسب كرده باشد.

پـيـش از پـيـروزى نـهضت گروهى در ميان مدارس و طلاب جوان چنين زمـزمـه مى كردند: درس خواندن و اين همه در راه ادبيات و فقه و اصـول و رجال به سر دويدن چه سود دارد مبارزه مهم ترين نياز مـردم است و بس بايد دست به كار شد و اقدام كرد. اين سخنان كه در عـبارتهاى زيبا بيان مى شد سبب مى گرديد طلاب جوان و علاقمند بـه نهضت در درس و بحث سست شوند و حوزه مبارز از وجود افراد با بـنـيـه و دانـشور تهى گردد و اين خطرى بزرگ براى اسلام و آينده نهضت بود.

امـام در گرماگرم مبارزه با شاه در آن روزهاى سخت طلاب را به يـك حركت جدى عميق و همه سويه فراخواند. از يك سو با تيزنگرى و حـركتى پيامبرانه مبارزه و تلاش در راه برپايى نظام اسلامى را شـورانـگـيز بى بديل و آسمانى جلوه داد و ديگرسو درس خواندن و مـبـانـى فـكرى توانا ساختن را زيبا نماياند و زشتى بى سوادى و نـاكـارآمـدى روحـانى كم دانش براى فرداى جامعه اسلامى را گوشزد كـرد. و چـنـان وانـمـود كه تنها در پرتو آگاهيهاى ژرف حوزوى و ديـنـى مـى تـوان نـهضت را استوار پيش برد و از انحراف به چپ و راست نگه داشت و در فرداى پيروزى به مردم خدمت كرد.

در فراز زير به زيبا و روشنى و به گونه همه كس فهم دشمن را كه در لـجن زار ناآگاهيها و بى دانشيها رشد مى كند عامل اين حركت معرفى مى كند:

(: ايـن زمزمه بسيار ناراحت كننده كه اخيرا بين بعضى شايع شده كـه درس خـواندن چه فايده اى دارد انحرافى و مطمئنا يا از روى جـهـالـت و بـى خـبـرى اسـت و يا سوء نيت. و از القائات طاغوتى شـيـطانى است كه مى خواهند طلاب علوم دينى را از علوم اسلامى باز دارنـد كـه احـكـام اسـلامى به طاق نسيان سپرده شود و محو آثار ديانت به دست خودمان تحقق پيدا كند.)19

پـس از پـيـروزى نـهـضت نياز گسترده كشور به حضور روحانيون در كـارهاى

دادرسى و تبليغاتى و بعضا اجرايى سبب شد افراد بسيارى از اسـتـادان و فـضـلاى حـوزه وارد جامعه شوند. چه بسا به ضرورت بـرخى از افراد كه هنوز نيازمند تحصيل بودند در كارها به خدمت مـشغول شدند. اين سير افزون بر اين كه به حوزه آسيب مى رساند جـامـعـه را نيز با نابسامانيهايى رو به رو مى كرد. امام نگران آيـنـده حـوزه شـد و در ديـدار بـا حوزويان از برافروختن مشعل فـقـاهـت و دين پژوهى در همه گاه آموزش دقيق و با برنامه طلاب تـوسـط استادان دلسوز نيروسازى در حوزه ها براى خدمت به مردم تـوانـاسـازى حوزه به عنوان عقبه نظام دور نشدن از روش آموزشى حـوزوى تـلاش بـيـش تر كسانى كه با مردم و نظام در پيوندند در فـراگيرى دانشهاى اسلامى و تواناسازى بنيه علمى خود و... سخن مى گفت و اين سخنان حكايت از عمق نگرانى امام دارند.

او نـگـران بود كه مباد روحانيان در افق دانسته هاى پيشين خود بـمـانند و دانشهاى روز از آنان پيشى بگيرند و روحانيان نتواند پاسخ گوى نيازهاى زمان خود باشند.

امـام در فـرازى كه در زير به آن اشاره مى كنيم از نياز جامعه به عالم نه معمم سخن مى گويد:

(جـديت بكنيد و محصل زياد بكنيد. ملا زياد بكنيد... اسلام با اين طبقه به اين جا رسيده ست و بايد شما با جديت فقيه درست كنيد... مـردم معمم نمى خواهند مردم عالم مى خواهند. اين[ عمامه] منتها عـلامت علم است. اگر يك وقت خداى نخواسته حوزه هاى علميه ما سست شـدنـد در تـحـصـيل سست شدند در اين كه فقاهت را تقويت بكنند بدانند كه اين يك خيانت بزرگى به اسلام است.)20

2. مـهـجـور شدن بعضى از دانشها: در نگاه امام دين پژوهى تنها دانـستن فقه و اصول رايج نيست بلكه

دانشهايى چون: عقايد و كلام و تفسير بلكه تاريخ و مردم شناسى را نيز در بر مى گيرد.

در دو سـده اخير كه حوزه از جايگاه آموزشى عمومى كنار زده شد برخى از دانشها كه پيش از آن در دايره آموزش قرار داشتند رها گـرديـدند و حوزه نيازى به استفاده و پژوهش آن را براى خود نمى ديـد و كـار بـه جـايى رسيد كه دانش كلام حقوق و رياضيات روان شـنـاسـى سـياست و... كه قدماى حوزه آن را تدريس مى كردند در حوزه ها مهجور شدند:

(مـا محصور شده بوديم در يك كتابها و يك عقايد خاصى. كتابها از جـهـت تـعـليم و تعلم از طهارت و تجارت و صلاه غالبا تجاوز نمى كرد علوم قضايى و حدود و ديات از علوم غريبه بود.)21

/ 21