بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
امـام كـم بـهـادادن به علومى چون عقايد و كلام و تاريخ و دانش اديـان و مـكاتب و حقوق و قضا و اقتصاد و اجتماع و... را پديده اى تـوطئه گرانه و تحميلى شمرد و بر اين نظر بود: درسهاى موجود بـراى برآوردن نيازهاى جهان اسلام بسنده نيست و براى معرفى اسلام بـه دنياى معاصر پاسخ به شبهه هاى جديد به صحنه زندگى كشاندن دين تنها با اين آموخته ها نمى شود به صحنه رفت. امام به روشنى حصار بر پيرامون حوزه مى ديد كه نمى گذاشت پاره اى از دانـشـهـاى جديد و مورد نياز به داخل حوزه راه يابند. مى گـفـت: ايـن حصارها ناخواسته است و تحميلى بايد آنها را در هم شـكـنـيم و دانشها و فنونى كه حوزه در طى هزار سال آنها را پاس داشـتـه و در تـمدن اسلامى نقش بس بزرگ ايفا كرده دوباره احياء كرد و با كمك آنها به دين خدا يارى رساند. امـام بـه پيشرفت و ترقى حوزه مى انديشيد و هر دانشى را كه در ايـن راسـتـا مورد نياز مى ديد سفارش بهره بردارى مى كرد. ديد گـسـتـرده جامع همه سونگر او در جاى خاص و در مقوله خاص ثابت نـمـى ماند و هميشه و همه گاه مقوله جديدى را در چشم انداز خود قرار مى داد; از اين روى به گونه ظريف مطرح مى كرد: با تكيه بر اجـتـهاد جواهرى مى شود از روشهاى تبليغى جديد جهان براى تكامل حوزه بهره برد.22 بـارى در نـگـاه امـام هماهنگ بودن آموزه هاى حوزه با نيازهاى جـامـعه ضرورت است درحوزه هاى علمى مى بايد همه دانشهاى اسلامى تـدريـس شود و كتابهايى كه به بوته فراموشى سپرده شده دوباره پـس از بررسى و برطرف كردن كاستيهاى آنها درگردونه آموزش قرار گـيـرد تـا در پـرتـو آن غـنا و عظمت ديرين حوزه بازگردد و به عنوان دژى استوار و پاينده به دفاع از دين برخيزد.23 در بـيـن همه دانشهاى مهجور و خارج شده از گردونه آموزش تفسير قـرآن از هـمـه مـهجورتر است و اين مهجور بودن قرآن و تفسير در حـوزه هـا بـى گمان بر بنيه علمى حوزه ها و پايگاه علمى آنها ضـربـه زده اسـت و آنـهـا را از مهم ترين دستاويز استوار محروم كـرده; از اين روى امام حوزه ها را توجه به دانش قرآن مى دهد: (... و شـمـا اى فـرزنـدان برومند اسلام... تدريس قرآن را در هر رشـتـه اى از آن مـحـطـ نظر و مقصد اعلاى خود قرار دهيد. مبادا خـداى نـاخـواسته در آخر عمر كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد از كرده ها پشيمان و تاسف بر ايام جوانى بخوريد.)24 3. كم توجهى به فقه سنتى: بهاندادن به ميراث فقهى و سر برتافتن از روش فـقـاهـتـى سـلـف در اسـتـنباط دستورهاى شرعى از ديگر تـشـويشهاى امام است. در بينش آن فقيه بزرگ كارايى حوزه بستگى بـه پيمودن سيره فقاهتى علماى سلف دارد و آنچه اسلام را در فراز و نـشـيب روزگاران از آفتها به دور نگه داشته و احكام آن را به درستى به مردم رسانده اين شيوه بوده است: (حـوزه هـا بايد حوزه فقاهت باشد. اين حوزه هاى فقاهت بوده است كه هزار و چند سال اين اسلام را نگه داشته است.)25 امـام روى بـر تـافـتن از سيرت علماى پيشين در صيانت فقاهت را خـيـانت بزرگ شمرده و هشدار داده: اگر حوزه در حفظ فقه و پرورش فـقيهان كوتاهى ورزد حوزه از ميان مى رود و زحمتهاى هزار ساله علما فراموش خواهد شد. (مـمكن است اشخاصى بگويند كه بايد فقه تازه اى درست كرد كه اين آغاز هلاكت حوزه است.)26 بـايـد ديد فقه سنتى چيست و چه كسانى در پى انحراف فقه از مسير گـذشـته خود هستند؟ فقه مجموعه آيينها و دستورهاى اسلام است كه تـوسـطـ اسـلام شناسان ارائه مى شود و فقهاى بزرگ در طول تاريخ مـجـمـوعـه گرانبهايى از ميراث فقهى فراهم آورده اند. فقه سنتى مـورد نـظـر امـام تـركـيـبى است از متد علمى و دقيق دقت در روشـهـاى فـقـه و اسـتنباط فروع از قواعدى كه در اصول و فقه به درسـتـى تـبـيـيـن شـده است. فقيه به يارى آن روشها دستورها و قـانـونـهـايـى را كـه مـردم در زنـدگـى فـردى و اجـتماعى بدان نـيـازمـندند از كتاب و سنت به دست مى آورد. نمونه آن را صاحب جـواهر در كتاب فقهى جواهرالكلام به گونه شفاف ارائه كرده است. در تفسير رهبر انقلاب: