در پرسش از شكوفه بادام
اندام بيدبن ها در امتداد جوياز دور
سبز مي زند
اما هنوز هم
نزديك شاخه ها
همه لخت اند
مرز بهار و مرز زمستان
نزديك تر شده ست
آرام و رام
مي پرسم از شكوفه ي بادام
آيا كدام فاتح مغرور
آيا كدام وحشي خونخوار
در ساحت شكوه تو
آرامش سپيد
وقتي رسيد
بي اختيار اسلحه اظ را
يك سو نمي نهد؟
گنجشك ها به چهچه شاداب و شنگ شان
سطح سكوت صيقلي صبحگاه را
هاشور مي زنند
وانگاه
پر در هواي صبح نشابور مي زنند