از پس ديوار سال ها - گیاه و سنگ نه، آتش نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

گیاه و سنگ نه، آتش - نسخه متنی

نادر نادرپور

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














از پس ديوار سال ها

اي کولي کبود نگاه ستاره
چشم

اي با غم غريبي من آشنا هنوز

اي نغمه ساز عشق که با پنجه
ي اميد

بر مي کشي ز چنگ دلم ناله ها هنوز

من بار ديگر از پس ديوار سال ها

سوي تو آمدم

سوي تو آمدم که به ياد تو
آورم

آن نغمه را که موج زند در
فضا هنوز

همچون صداي ناله يني از ره دراز

ياد تو شاد مي کندم در شب نياز

هر چند نغمه اي نسرودي ز
ديرباز

در گوش من طنين فکند آن صدا هنوز

در خواب هاي تيره ي اندوهگين خويش

يک شب ترا چو مستي افيون شناختم

تا در نگين مردمک چشم خود نهم

نقشي از آن خيال گريزنده
ساختم

نقش تو ماند و ، نام تو در
خاطرم نشست

اما تو همچو خواب ز چشمم گريختي

چون سايه اي که پر تو ماه آفريندش

پيوند خود ز ظلمت شب هاي گسيختي

اي کولي کبود در نگاه ستاره چشم

اي در غروب چشم تو خورشيدها به خواب

اي گيسوان تو

مانند يال اسب ، پر از برق
آفتاب

آيا شود که يک شب آري ، نه بيشتر

آغوش آشتي بگشايي براي من ؟

اي کولي کبود نگاه ستاره چشم

اي در غم غريبي من ، آشناي من











/ 55