از بهشت تا دوزخ - گیاه و سنگ نه، آتش نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

گیاه و سنگ نه، آتش - نسخه متنی

نادر نادرپور

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














از بهشت تا دوزخ

از آغاز آنچه کردم ، بي ثمر
بود

همه سودم درين سودا ضرر بود

چه حاصل بردم از اين بازي
بخت

که انجامش از آغازش بتر بود

نه هرگز تن به راحت آشنا شد

نه هرگز دل ز شادي با خبر بود

بد و خوب آنچه گفتم ، بي اثر
ماند

شب و روز آنچه کردم بي
ثمر بود

بهار زندگي زودم خزان
گشت

که عمرم چون نسيمي تيزپر بود

به هر در ، حلقه اي کوبيد و کوچيد

مرا قسمت گدايي دربه در بود

گمان را از يقين برتر شمردم

که چشم و گوش عقلم کور و کر
بود

به کار ديگران خنديدم از کبر

ز بس انديشه ي بکرم به سر بود

به شعر آويختم ، چون
برگ در باد

ندانستم که باد آشوبگر بود

بناي هستي ام را واژگون
کرد

که اينم گوشمالي مختصر بود

حريفان ، خانه ها بنياد کردند

مرا خشت قناعت زير سر بود

رفيقان نعره ي مستي کشيدند

مرا فرياد خونين از جگر بود

به بيدردان سپردم خوشدلي را

که نوش ديگرانم نيشتر بود

بسا شب ها که از آشفته حالي

چو سر بر آسمان کردم ، سحر
بود

بسا ايام کز شوريده بختي

دل غمگينم از شب تيره تر بود

بهشت شادخواران ، جاي من نيست

مرا از آتش دوزخ گذر بود

گرم برگشت ممکن بود ازين راه

و يا در طالعم راهي دگر بود

بدينسانش نمي پيمودم اي مرد

که در اين راه پيمودن ، خطر
بود

برين عمر به باطل
رفته ، نفرين

خدايا ! بس کن اين بيداد ،
آمين











/ 55