مراتب سعادت روحانى
بهره مندان از سعادت روحانى در يك مرتبه قرار ندارند و كيفيت چنين سعادتى مرهون مشاهده و علم حضورى به مدركات عقلى است چرا كه ادراكات عقلى در حيات دنيوى زمينه ساز حضور آن ها در عالم آخرت است. و چون نفوس در علم و معرفت اختلاف دارند، لذّت حاصل از آن نيز يكسان نيست.امّا سعادتى كه براى نفس از جهت عملى حاصل مى شود، بازدارندگى وى از هر رذيلت و كدورتى است كه موجب عذاب و رنج مى شود. از اين رو افرادى كه در جنبه ى عملى پاك و منزه اند ولى از كمال عقلى در بعد علم و معرفت بهره اى ندارند به سعادتى مخصوص به خود كه بيش تر از نوع جسمانى است نايل مى شوند.
مبتلايان به شقاوت اخروى
محروميت از سعادت روحانى مستلزم شقاوت روحانى نيست. چرا كه معرفت كمالات روحانى بديهى نيست، بلكه با علم و نظر حاصل مى شود. نفوسى كه توانايى ادراك كمالات روحانى را با اكتساب دريافته اند، از فقدان آن ها رنج مى برند. چرا كه هر علمى شوقى را به همراه دارد و با حصول معرفت به كمالات روحانى نفس، شوق به دست آوردن آن حاصل مى شود.امّا دست يابى به لذات عقلى در حيات دنيوى مقدور نيست، مگر اينكه نفس با انجام اعمال و افعالى از كدورات جسمانى پالايش شود; به طورى كه اشتغال هاى بدنى مانع ادراك عقلى و بهجت و سرور حاصل از آن نشود. پس از زوال مانع يعنى مفارقت از بدن، وقتى نفس به شوق روحانى خود متوجه شده در عين حال كمالات خويش را نمى يابد، دچار عذاب روحانى مى شود. نفوسى كه در اين بخش قرار مى گيرند عبارت اند از:
الف ـ كسانى كه به ضد كمالات عقلانى و انكار حقايق مبتلا هستند.
ب ـ كسانى كه به واسطه ى اشتغال به امور ديگر در عين ادراك كمالات عقلى، توجهى به آن ها نكرده اند.
ج ـ كسانى كه به سبب تنبلى و كسالت از به دست آوردن كمالات عقلى باز ايستاده اند.
هر سه دسته در چشيدن عذاب روحانى اشتراك دارند، هر چند مراتب عذاب آن ها يكسان نيست. امّا نفوسى كه از شوق وصول به كمالات عقلى بى بهره اند، از آن جهت كه توانايى ادراك اين سنخ از كمالات را ندارند، به نجات نزديك ترند، بلكه در رحمت واسعه ى خداوند از لذت هاى جسمانى بهره مندند. به شرط اينكه دارى اوصاف زشت و ناپاك جسمانى نباشند. پس فقدان كمالات روحانى براى نفس، اگر از نقصان و قصور استعداد باشد، شقاوت روحانى به همراه ندارد و تنها كسانى كه در اثر وجود مانع يا شاغل، از اين كمالات بى بهره اند، مبتلا به عذاب روحانى اند.(312)