عرفان اسلامی جلد 7
لطفا منتظر باشید ...
اين دسته ، از آنجايى كه تمامى رغبتها و اميال مختلف خود را متوجه يكسو كردند و آن هم رضاى خداست و تنها غايت و نتيجهاى كه در نظر گرفتند خداست ، لذا محبت به خدا در دلهاشان جايگير شده است .آرى ، اين دسته خداى تعالى را به همان نحوى شناختند كه خود خداى تعالى خود را به داشتن آن اسما و صفات معرفى كرده و چون او خود را به بهترين اسما و عالىترين صفات معرفى و توصيف كرده و نيز از آنجايى كه يكى از خصايص دل آدمى مجذوب شدن در برابر زيبايىها و كمالات است ، در نتيجه محبت خدايى كه جميل على الاطلاق است در دلهايشان جايگزين مىشود .آرى ، از آيه شريفه : ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لاَإِلهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ [201] .اين است خدا پروردگار شما ، جز او معبودى نيست ، آفريننده همه چيز است ؛ پس تنها او را بپرستيد . به ضميمه آيه : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ [202] .همان كسى كه آنچه را آفريد نيكو ساخت . استفاده مىشود كه خلقت دائر مدار حسن و اين دو متلازم و متصادق با همند .آيات ديگرى بر مىآيد كه يك يك موجودات ، آيه و دليل بر وجود خدا و آنچه در آسمانها و زمين است ، آياتى است براى صاحبان عقل و خلاصه در عالم وجود چيزى كه دلالت بر وجود او نكند و جمال و جلال او را حكايت ننمايد ، وجود ندارد .پس اشيا از جهت انواع مختلفى كه از خلقت و حسن دارند همه بر جمال لايتناهاى او دلالت نموده ، با زبان حال او را حمد و بر حسن فناناپذير او ثنا مىگويند و از جهت انواع مختلفى كه از نقص و حاجت دارند ، همه بر غناى مطلق او دلالت نموده ، با زبان حال او را تسبيح و ساحت قدس و كبرياييش را از هر عيب و احتياجى تنزيه مىكنند ، هم چنان كه فرمود : وَإِن مِن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ [203] .وهيچ چيزى نيست مگر اين كه همراه با ستايش ، تسبيح او مىگويد . پس اين دسته از مردم در معرفت اشيا ، از راهى سلوك مىكنند كه پروردگارشان بدان راهنمايى كرده و نشانشان داده و آن راه اين است كه هر چيزى را آيه و علامت صفات جمال و جلال او مىدانند و براى هيچ موجودى نفسيت و اصالت و استقلال نمىبينند و به اين نظر به موجودات مىنگرند كه آيينههايى هستند كه با حسن خود حسن ماوراى خود را كه حسنى لا يتناهى است جلوهگر مىسازند و با فقر و حاجت خود ، غناى مطلقى را كه محيط به آن هاست نشان مىدهند و با ذلت و مسكنتى كه دارند ، عزت و كبرياى ما فوق خود را حكايت مىكنند .و پر معلوم است كه آن دسته از مردم كه نظرشان به عالم هستى ، چنين نظرى باشد خيلى زود نفوسشان مجذوب ساحت عزت و عظمت الهى گشته و محبت به او آن چنان بر دلهاشان احاطه پيدا مىكند كه هر چيز ديگرى و حتى خود آنان را از يادشان مىبرد و رسم و آثار هوا و هوس و اميال نفسانى را ، به كلى از صفحه دلهاشان محو مىكند و دلهاشان را به دلهايى سليم مبدل مىسازد كه جز خداى عز اسمه ، چيز ديگرى در آن نباشد ، هم چنان كه فرموده : وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلّهِ [204] .