عرفان اسلامی جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - جلد 7

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين دسته ، از آنجايى كه تمامى رغبت‏ها و اميال مختلف خود را متوجه يكسو كردند و آن هم رضاى خداست و تنها غايت و نتيجه‏اى كه در نظر گرفتند خداست ، لذا محبت به خدا در دل‏هاشان جايگير شده است .

آرى ، اين دسته خداى تعالى را به همان نحوى شناختند كه خود خداى تعالى خود را به داشتن آن اسما و صفات معرفى كرده و چون او خود را به بهترين اسما و عالى‏ترين صفات معرفى و توصيف كرده و نيز از آنجايى كه يكى از خصايص دل آدمى مجذوب شدن در برابر زيبايى‏ها و كمالات است ، در نتيجه محبت خدايى كه جميل على الاطلاق است در دل‏هايشان جايگزين مى‏شود .

آرى ، از آيه شريفه :

ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لاَإِلهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ [201] .

اين است خدا پروردگار شما ، جز او معبودى نيست ، آفريننده همه چيز است ؛ پس تنها او را بپرستيد .

به ضميمه آيه :

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ [202] .

همان كسى كه آنچه را آفريد نيكو ساخت .

استفاده مى‏شود كه خلقت دائر مدار حسن و اين دو متلازم و متصادق با همند .

آيات ديگرى بر مى‏آيد كه يك يك موجودات ، آيه و دليل بر وجود خدا و آنچه در آسمان‏ها و زمين است ، آياتى است براى صاحبان عقل و خلاصه در عالم وجود چيزى كه دلالت بر وجود او نكند و جمال و جلال او را حكايت ننمايد ، وجود ندارد .

پس اشيا از جهت انواع مختلفى كه از خلقت و حسن دارند همه بر جمال لايتناهاى او دلالت نموده ، با زبان حال او را حمد و بر حسن فناناپذير او ثنا مى‏گويند و از جهت انواع مختلفى كه از نقص و حاجت دارند ، همه بر غناى مطلق او دلالت نموده ، با زبان حال او را تسبيح و ساحت قدس و كبرياييش را از هر عيب و احتياجى تنزيه مى‏كنند ، هم چنان كه فرمود :

وَإِن مِن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ [203] .

وهيچ چيزى نيست مگر اين كه همراه با ستايش ، تسبيح او مى‏گويد .

پس اين دسته از مردم در معرفت اشيا ، از راهى سلوك مى‏كنند كه پروردگارشان بدان راهنمايى كرده و نشانشان داده و آن راه اين است كه هر چيزى را آيه و علامت صفات جمال و جلال او مى‏دانند و براى هيچ موجودى نفسيت و اصالت و استقلال نمى‏بينند و به اين نظر به موجودات مى‏نگرند كه آيينه‏هايى هستند كه با حسن خود حسن ماوراى خود را كه حسنى لا يتناهى است جلوه‏گر مى‏سازند و با فقر و حاجت خود ، غناى مطلقى را كه محيط به آن هاست نشان مى‏دهند و با ذلت و مسكنتى كه دارند ، عزت و كبرياى ما فوق خود را حكايت مى‏كنند .

و پر معلوم است كه آن دسته از مردم كه نظرشان به عالم هستى ، چنين نظرى باشد خيلى زود نفوسشان مجذوب ساحت عزت و عظمت الهى گشته و محبت به او آن چنان بر دل‏هاشان احاطه پيدا مى‏كند كه هر چيز ديگرى و حتى خود آنان را از يادشان مى‏برد و رسم و آثار هوا و هوس و اميال نفسانى را ، به كلى از صفحه دل‏هاشان محو مى‏كند و دل‏هاشان را به دل‏هايى سليم مبدل مى‏سازد كه جز خداى عز اسمه ، چيز ديگرى در آن نباشد ، هم چنان كه فرموده :

وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلّهِ [204] .

/ 210