مبحث اول: منابع حقوق جزا در شريعت اسلام - بایسته های حقوق جزای عمومی(1-2-3) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بایسته های حقوق جزای عمومی(1-2-3) - نسخه متنی

ایرج گلدوزیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

37

منابع حقوق جزا را در سه بخش مورد مطالعه قرار مي دهيم:

در بخش اول منابع حقوق جزاي اسلامي؛

در بخش دوم منابع حقوق جزاي موضوعه ايران؛

و در بخش سوم منابع ارشادي حقوق جزاي ايران را بيان مي نمائيم.

مبحث اول: منابع حقوق جزا در شريعت اسلام

اصولي که اساس اين رشته حقوقي را تشکيل مي دهد به علت قدرت فوق العاده (فوق بشري) واضع آن از اهميت و
ثبات زيادي برخوردار و همگاني و هميشگي مي باشد. فرد انساني که در ساير سيستم هاي حقوق پيشرو حقوق
است، در حقوق مبتني بر مذهب، پيرو تلقي مي گردد. قواعد حقوق مذهبي جنبه الهي و فطري دارد و بدين لحاظ
شايسته است مطالعات حقوقي در جهت شناختن منظور شارع، تطبيق اصول با موارد و يا در خصوص نحوه اجراي
قواعد و احکام آن به عمل آيد. منابع حقوق جزاي اسلامي عبارتند از:

1- قرآن

مهمترين منبع حقوق جزا در شريعت اسلام قرآن است. اين کتاب مقدس امور اخلاقي، اعتقادي، تاريخي، وظايف
عملي (عبادات) و احکام حقوق مدني و کيفري را در بر دارد که از طريق وحي بر پيامبر اسلام نازل شده و
اساس و شالوده تعليمات معارف اسلامي را تشکيل مي دهد.(1)

قرآن مبين داراي يکصد و چهارده سوره است که از اول بعثت تا زمان رحلت نبي اکرم(ص) بر حسب احتياج و
نيازمندي افراد بشر نازل و به مسلمين ابلاغ شده و خليفه سوم (عثمان) آن را به صورت کنوني تدوين کرده
است.


1. استاد محمود شهابي خراساني، ادوار فقه، ج1، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، ص 398:

« قرآن مجيد...
به يکبار نزول نيافته بلکه به تدريج در ظرف 23 سال که از آغاز بعثت تا زمان رحلت مي باشد نازل گرديده
است. اشخاصي زياد آيات و سوره هاي نازله را فرا مي گرفتند و حفظ مي کردند چندين کس هم، كه به عنوان
«كاتب وحي» خوانده شده اند به امر پيغمبر(ص) قرآن را بر پوست درخت و سنگهاي صيقلي و استخوانهاي عريض
مي نوشتند و در محلي مخصوص مي نهادند».

/ 388