ج ـ در برابر توده هاى مردم - تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع) - نسخه متنی

علی رفیعی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

3 ـ در مـقام تاءييد موضع متعرّضانه و پرخاشگرانه زيد در برابر حكمرانان اموى : زياد بن منذر نقل مى كند:

از امام باقر(ع )سؤ ال شد كداميك از برادرانت نزد تو محبوبتر و برتر است ؟

فـرمـود: عـبـداللّه دست من است كه به وسيله آن با قدرت از خود دفاع مى كنم ؛ عمر چشم من است كـه بـا آن مـى بـيـنـم ؛ زيد زبان گوياى من است كه بدان وسيله (حق را) بيان مى كنم و حسين ، بردبارى است كه با آرامش و بدون تكبّر بر زمين راه مى رود.(233)

4 ـ زيـد روزى بـر امـام بـاقـر(ع )وارد شـد. چـون چشم حضرت به وى افتاد اين آيه را تلاوت كرد:

(يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ)(234)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! كاملاً قيام به عدالت كنيد! براى خدا شهادت دهيد.

آنگاه خطاب به زيد فرمود:

(اَنْتَ وَاللّهِ يا زَيْدُ مِنْ اَهْلِ ذلِكَ)(235)

اى زيد به خدا سوگند تو از مصاديق اين آيه هستى !

ج ـ در برابر توده هاى مردم

تبليغات مسموم كننده و ضدّ اسلامى امويان ، اكثريّت مردم جامعه اسلامى را به انحراف كشيده از مـبـانـى اسـلام دور سـاخـتـه بود؛ بگونه اى كه عامّه مردم نيز مانند سردمداران و حكمرانان اموى گـوش بـه دعـوت نـجات بخش ‍ امامت نمى دادند. از سوى ديگر، رها كردن اين مردم ، آن هم در آن شـرايـط و جـريـان انحرافى كه همه چيزش ـ حتى درس فقه ، كلام ، حديث و تفسيرش ـ در مسير تـمـايـلات و تـمنّيات حكّام اموى قرار داشت ، مخالف وظيفه و رسالت الهى بود؛ چه آنكه اگر مقام امامت كمر به دعوت و هدايت چنين مردمى نبندد، راه هدايت يكسره بر آنان بسته خواهد شد.

امام باقر(ع )در سخنى اين واقعيت تاءسّف بار فرهنگى را چنين ترسيم مى كند:

(بـَلِيَّةُ النـّاسِ عـَلَيـْنـا عـَظـيـمـَةٌ اِنْ دَعـَوْنـاهـُمْ لَمْ يـَسـْتـَجـيـبـُوا لَنـا وَ اِنْ تَرَكْناهُمْ لَمْ يَهْتَدُوا بِغَيْرِنا)(236)

گـرفـتـارى مـا از نـاحيه مردم بس بزرگ است ؛ اگر (به حق ) فرا خوانيمشان دعوت ما را نمى پذيرند و اگر به خود واگذاريمشان به هيچ وسيله ديگر هدايت نمى يابند.

بر اساس درك عميق اين واقعيّت تلخ اجتماعى بود كه امام (ع )تا جايى كه امكان داشت و شرايط اجـازه مـى داد، به تناسب افكار و روحيات افراد، سمت كلى حركت امامت را تبيين مى كرد و درباره مـوضـع بـاطـل امـويـان بـه افراد هشدار مى داد و ضمن نظارت بر عملكرد شيعيان ، آنان را به آيـنـده اى درخـشـان و تـحـقـق آرمان بزرگ شيعه ، يعنى ايجاد حكومت اسلامى نويد مى داد و از هر موقعيّت و فرصتى براى بيدار كردن و روشن ساختن افكارشان بهره مى جست . اينك به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى كنيم .

تبيين موضع حق و ارشاد ناآگاهان

ـ زمـانـى كـه امـام بـاقر(ع )به شام احضار شد مردم شام آن حضرت را به يكديگر معرفى مى كردند و به تمسخر مى گفتند: اين فرزند ابوتراب است .

امـام بـاقـر(ع )بـرغـم شرايط نامساعد، سكوت را روا ندانست و در پاسخ به تمسخر و سخنان نـاآگـاهـانه آنان در حالى كه بر ديوارى تكيه داده بود پس از ستايش پروردگار و درود بر پيامبر(ص )و خاندانش فرمود:

اى اهل اختلاف و نسل نفاق و پس مانده هاى آتش و هيزمهاى جهنم ! از تعرض و ناسزاگويى به ماه تـابـان ، دريـاى مـتـلاطم ، شهاب درخشنده ، چراغ هدايتگر مؤ منان و (صراط مستقيم ) بپرهيزيد، پـيـش از آنـكه
چهره هايتان زشت و مسخ شود يا مانند (اصحاب سبت )(237) مورد لعن و نفرين قرار گيريد و امر خدا حتمى و انجام شدنى است .

/ 77