زنده نگاه داشتن روحيّه جهاد و شهادت طلبى در ميان ياران - تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع) - نسخه متنی

علی رفیعی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

زنده نگاه داشتن روحيّه جهاد و شهادت طلبى در ميان ياران

امـامـان (ع )در همه دورانها حتى در شرايطى كه زمينه قيام مسلّحانه عليه حكومتهاى فاسد فراهم نـبـود هـمواره فرهنگ جهاد و شهادت را در ميان پيروان خود زنده نگاه داشته با بيانات مختلف از آن ترويج مى كردند.

امام باقر(ع )نقش جهاد و مبارزه مسلحانه در حفظ ارزشهاى الهى را چنين بيان مى كند:

(اَلْخَيْرُ كُلُّهُ فِى السَّيْفِ وَ تَحْتَ السَّيْفِ وَ فى ظِلِّ السَّيْفِ)(243)

نيكيها و ارزشها همه و همه در شمشير و در لوا و سايه شمشير نهفته است .

و نيز فرمود:

(اِنَّ الْخَيْرَ كُلَّ الْخَيْرِ مَعْقُودٌ فى نَواصِى الْخَيْلِ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ(244))

تمام خوبيها و همه ارزشها تا روز قيامت بر پيشانى اسبهاى ميدان نبرد نقش بسته است .

امـام بـاقـر(ع )در بـزرگداشت امر جهاد و شهادت مى فرمايد: پدرم على بن حسين (ع )هميشه اين سخن را از رسول خدا(ص )نقل مى فرمود:

(ما مِنْ قَطْرَةٍ اَحَبُّ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فى سَبيلِ اللّهِ(245))

هيچ قطره اى نزد خداوند بزرگ از قطره خونى كه در راه او ريخته شده باشد محبوبتر نيست .

و بـالا خـره در مـقـام بـيـان پـاداش جـهـاد و شـهـادت فـرمـود: مـردى بـه حـضـور رسـول خـدا(ص ) رسـيـد و عـرض كـرد: مـن بـشـدّت راغـب و عـلاقمند به جهاد هستم .

پيامبر(ص ) فرمود:
پـس در راه خـدا جـهـاد كـن !

زيرا اگر كشته شوى به زندگى جاويد راه خواهى يافت و نزد خدا روزى مـى خـورى ؛ و اگـر در مـسـيـر جـهـاد بـميرى پاداش تو از سوى خدا تضمين شده است ؛ و چنانچه (از ميدان نبرد) سالم بازگردى از تمام گناهانت پاك شده اى .(246)

اميدوار ساختن شيعيان به آينده اى روشن

ـ حـكم بن عتيبه مى گويد: در محضر امام باقر(ع )بودم و خانه پر از جمعيّت بود كه پيرمردى در حـالى كـه عـصـايـى بـر دسـت داشـت وارد شد. پس از عرض سلام به حاضران و امام (ع ) از حضرت خواست او را در كنار خود بنشاند و افزود:

(سوگند به خدا، من شما و دوستان شما را دوست دارم و اين دوستى از روى طمع به دنيا نيست ؛ و دشـمن شما را
دشمن دارم و از او تبرّى مى جويم و اين كينه و عداوت به خاطر خونى نيست كه در مـيـان مـا ريـخـتـه شـده بـاشـد.

/ 77