تاریخ ولایت در نیم قرن اول نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تاریخ ولایت در نیم قرن اول - نسخه متنی

حسین ذاکر خطیر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

1ـ گروهى با على $ بيعت نمودند و حاضر به هرگونه همكارى با امام خود شدند و او را تنها وديعه الهى بعد
از رسول خدا # مى دانستند.(1)
2ـ جمعى از بيعت سرباز زدند و خواهان تقاصّ خون عثمان شدند
كه اكثريت آنان را بنى اميه تشكيل مى
دادند. يعقوبى آورده: (جمعى به شام فرار كردند و با على بيعت نكردند.(1))
3ـ گروهى با على $ بيعت كردند اما در صحنه هاى نبرد
حاضر نشدند از دستورهاى امام پيروى كنند
كه بدين
صورت مذهب اعتزال را پيشه كردند.
4ـ دسته اى با امام $ بيعت كردند
ولى از پيشواى خود رو برتافتند و تابع هواهاى نفسانى شده و روياروى
امام قرار گرفتند. از اين رو
ما در سطور بعدى برآنيم تا نقش هريك از اين گروه ها را درزوال انديشه ها
مورد ارزيابى قراردهيم و بيابيم كه هريك از اين گروه ها چقدر در مشوب نمودن اذهان توده ها نقش آفرينى
نمودند و باگذشت زمان
اين واكنش ها چه مقدار در انحرافات فكرى مؤثر بود; و فراموش نكنيم كه: نفس گروه
گرايى
تفكر قالبى و سطحى نگرى را درپى خواهد داشت. با وجود اين با ارزيابى روند هريك از اين گروه ها
خواهيم دريافت كه باگذشت زمان باورهايشان در نزد آنان مقدس شده و افراد آن را ـ ولو باطل ـ تقديس مى
كنند.
از اين رو
وقتى از گروه ها صحبت مى شود بايد بدانيم صدها و يا هزاران نفر در پشت سر آنان قرار گرفته
اند كه افراد و يا گروه مقابل را قبول ندارند
كما اين كه خوارج نه على $ را قبول داشتند و نه معاويه
را; و همچنين معاويه
نه على $ را قبول داشت و نه خوارج را و هريك درصدد جلب عوام الناس و طرد گروه
مقابل بودند. اين مسائل تخريب ذهنى فراوانى را به دنبال داشت و بيش از هركس اهل بيت مورد تهاجم قرار
داشتند
زيرا همه آنان
از اسلام ناب و اسلام اهل بيتى در هراس بودند.
پاسى فيسم(1) يا مذهب اعتزال
ييعقوبى مى گويد: (على $ در سال 35 ق. با اصرار فراوان و مستمر مردم منصب خلافت را پذيرفت و سپس عمال
عثمان را عزل كرد و قثم بن العباس را به مكه و عبيدالله بن العباس را به يمن و قيس بن سعد بن عباده را
به مصر و عثمان بن حنيف انصارى را به بصره و سهل بن حنيف را به شام و عمارة بن شهاب را به كوفه
فرستاد.(1))
طبرى مى گويد: (سهل بن حنيف وقتى به منطقه تبوك رسيد با سربازان مرزى شام روبه رو شد از وى پرسيدند:
كيستى؟ سهل جواب داد: من اميرم. سربازان شامى گفتند: اگر از سوى عثمان فرستاده شدى خوش آمدى
اما اگر
غير عثمان تو را فرستاده
برگرد.
عمارة بن شهاب هم چون به منزل زباله(1) رسيد
طليحة بن خويلد كه به خون خواهى عثمان بيرون آمده بود

/ 163