تربیت و شخصیت انسانی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تربیت و شخصیت انسانی - نسخه متنی

مجتبی هاشمی رکاوندی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اجتماعى هر فرد متناسب با ايفاى نقش او در قبال جامعه است.
نظام ارزشى و بيوريتم(1) جامعه ايجاب مى كند كه هركس در قبال مقام و شخصيت اجتماعى خود همواره به نقش
خويش توجه داشت و در اعمال آن دقت و زحمت بيش ترى به خود بدهد
به همين جهت براى مقام اجتماعى هر فرد
بايد ارزش حقوقى قائل شد و از صاحب مقام طلب مسؤوليت كرد. همان طورى كه فرد در قبال عوامل و حوادثى كه
به سلامت جسمى و روانى و اموال و اعراض او صدمه و ضرر مى رساند به طور غريزى و به انگيزه حبّ ذات
احساس مسؤوليت مى كند و عكس العمل تعصّب آميز نشان مى دهد
در برابر عواملى كه تعادل حيات اجتماعى او
را به مخاطره مى اندازد
نيز عكس العمل متعهدانه نشان دهد
زيرا حيات اجتماعى براى هر فردى كه در
جامعه زندگى مى كند بيش از حيات فردى ارزش دارد.
تعهّد مسؤوليت اجتماعى وقتى معنا دارد كه از دو خصيصه اختيار و قدرت برخوردار باشد. اگر فرد متناسب
با نقش و مقام اجتماعى خود داراى اختيار يعنى قدرت انتخاب باشد و يا توانايى انجام كارى را داشته
باشد
مسلماً در برابر پاسخ از عمل خود و آثار پيامدهاى آن
احساس مسؤوليت پيدا مى كند. بين مسؤوليت
فرد نسبت به خود و جامعه رابطه منطقى و ضرورى وجود دارد. وقتى نتوان مرز حيات فردى را از حيات اجتماعى
جدا كرد در اين صورت نمى توان مرز بين مسؤوليت فردى با مسؤوليت اجتماعى را نيز جدا ساخت. جامعه چون
خانواده محيط رشد و تكامل فرد تلقى مى شود
درواقع خانه دومى است كه دامنه كاركردهاى آن وسيع تر مى
باشد. همان طور كه هر عضوى از اعضاى خانواده داراى نقش و مقام خاصى مى باشد و در برابر مقام و منزلت
خانوادگى خويش مسؤوليت دارد
طبعاً در خانه بزرگ تر خود يعنى جامعه نيز مطابق نقش خويش بايد احساس
مسؤوليت كند و ضمان آثار و عواقب اعمال خود را بپذيرد.
مقام اجتماعى هر فرد معرّف شخصيت و ميزان لياقت و كفايت اوست. اگر فرد در جايگاه اجتماعى خود احساس
مسؤوليت نكند درپى آن شخصيت اجتماعى خود را نيز از دست مى دهد. مسؤوليت يك مفهوم اضافى دارد
يعنى در
برابر هر مسؤولى بايد يك سائلى وجود داشته باشد كه مسؤول در برابر آن بايد محاسبه و مؤاخذه شود.
سائل مى تواند وجدان اخلاقى فرد باشد يا قضاوت اجتماعى و يا محاكم قضايى و مقامات ادارى. اگر سائل
فقط وجدان اخلاقى فرد باشد ممكن است ضمانت اجرايى آن در طى تكرار عملِ خلاف نقش از بين برود. همان
طورى كه هركس مى تواند از زير بار سؤال و بازخواست محاكم قضايى با لطايف الحيل فرار نمايد
در اين
صورت بايد مسؤوليت الهى را به مسؤوليت فردى افزود تا همواره ضمانت اجرايى ايفاى نقش هر فرد
مطابق
مقام و منزلت اجتماعى او محفوظ بماند. تا وقتى حس مسؤوليت اخلاقى و الهى نباشد مسؤوليت هاى ديگر
چندان تأثيرى در ايجاد انگيزه براى ايفاى بهتر نقش اجتماعى ندارد.
اصولاً احساس مسؤوليت
يك واقعيت درونى است. درون هر فرد بايد مسؤوليت پذير باشد
چون هر نوع اراده و
انگيزه اى از درون انسان برمى خيزد
بيرون فقط مى تواند مسؤوليت جعلى و تحميلى ايجاد كند

/ 103