سر دلبران نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

سر دلبران - نسخه متنی

محمدرضا بندرچی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سر دلبران

نهج البلاغه در كلام رجال انديشه

دكتر محمدرضا بندرچي

عضو هيات علمي دانشگاه اسلامي كار

در امثال و حكم عربي شهرت دارد كه «كلام الملوك، ملوك الكلام‏» ، اين سخني به غايت‏حكيمانه است، نهج‏البلاغه مولا اميرالمؤمنين كه الحق «اخ القرآن‏» نام گرفته نيز مصداق عالي اين سخن حكمت‏آميز است، زيرا از زبان و قلم بزرگ مردي تراويده كه در جهان سخنوري يگانه بوده كلامش سرآمد كلام‏هاست از همين روي درباره اين اثر جاودانه گفته‏اند «فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق‏» .

آري، امام مؤمنان در عرصه سخنوري گوي سبقت از همگان ربوده و توسن بلاغت را در ميدان فصاحت‏بي‏مهابا تازانده و هيچ كسي ياراي هماوردي با او را ندارد، و نه تنها هم كيشان امام متقين بر بي‏رقيبي وي اذعان دارند، بلكه سخنوران غير مسلمان هم بر اين امر گواهند، و جز اين نيست كه كلام امام علي (ع) مؤيد از جانب حق است و از زبان و قلمي تراويده كه در شهر علم نبي (ص) بوده است .




  • خوش‏تر آن باشد كه سر دلبران
    گفته آيد در حديث ديگران



  • گفته آيد در حديث ديگران
    گفته آيد در حديث ديگران



در ابتدا جهت تيمن به ذكر بياناتي از بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) مي‏پردازيم:

ما مفتخريم كه كتاب «نهج‏البلاغه‏» كه بعد از قرآن، بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست‏» . (1)

و در پيام ديگري آن را شفاي دردهاي فردي و اجتماعي دانسته و آن را اقيانوسي معرفي مي‏نمايد كه هر دانشمندي در آن فرو رود غرق مي‏شود . (2)

سخنوران و دانشي مردان عرب به حكم همزباني اولين كساني‏اند كه حلاوت اين اثر ماندني را چشيده‏اند:

سيدرضي كه خود همت‏به جمع‏آوري اين اثر سترگ گماشته و با نهج‏البلاغه جاودانه شده و همچون قطره‏اي كه خود دريا شده مي‏نويسد:

«جويندگان و سود برندگان از آن زياد است و اين به دليل گران سنگي و قدر و منزلت اين كتاب در فراهم داشتن شگفتي‏هاي سخن‏وري و زبان‏آوري اوست . (3)

عبدالحميد كاتب از سخنوران بزرگ عرب در عهد مروان، چشمه جوشا مكتب ادبي خود و سبب نويسندگي اش را حفظ خطبه‏هايي چند از نهج‏البلاغه مي‏داند .

«هفتاد خطبه از خطبه‏هاي علي (ع) را حفظ كردم و پس از آن ذهنم جوشيد كه جوشيد» . (4)

و چون از فصاحت و بلاغت‏سخنان او پرسيدند پاسخ مي‏دهد كه حفظ كلمات علي سبب فصاحت و بلاغت‏سخنانم شده است .

در همين راستا باز هم سيدرضي مي‏نويسد:

«بعد از قرآن و بيانات پيامبر اكرم (ص) هر كلام و خطبه و مقاله‏اي را كه خواندم و شنيدم توانستم با آن رقابت كنم و بهتر از ان يا همانندش را بگويم مگر كلمات اميرالمؤمنين علي «ع‏» را كه هرچه كوشيدم توانايي رقابت‏با آن را در خود نيافتم‏» . (5)

ابن ابي الحديد كه عالم سني مذهب منصفي است و شرح بزرگش بر نهج‏البلاغه شهرت جهاني دارد سخنان مولا را برتر از كلام مخلوق و كمتر از كلام الهي دانسته و مي‏گويد اگر چه ياران پيامبر (ص) از فصيحان بودند ولي علي (ع) از همه آنها افصح بود .

همگان دو هنر خطابه و نويسندگي را از وي فرا گرفته‏اند، و به همين دليل است كه يك دهم بلكه يك بيستم آنچه را كه مردمان از سخنان علي (ع) گردآوري كرده و حفظ كرده‏اند در مورد سخنان هيچ يك از صحابه رسول‏الله (ص) انجام نداده‏اند با اين كه در ميان آنان نيز فصحاي بزرگي وجود داشته‏اند .

و سپس كلام امام (ع) را برتر از كلام حكيماني چون افلاطون، ارسطو و سقراط دانسته است و مي‏گويد:

«فصاحت را بين كه چگونه مهار خود را به دست علي داده و زمام خويش را به وي سپرده است . نظم شگفت الفاظ را بنگر كه يكي پس از ديگري مي‏آيند و در اختيار او قرار مي‏گيرند . گويا چشمه‏اي است كه خود به خود و بدون زحمت از زمين مي‏جوشد . سبحان‏الله كه جواني از عرب و در شهري چون مكه مي‏بالد و با هيچ حكيمي هم برخورد نكرده است اما كلماتش در حكمت

نظري، برتر از سخنان افلاطون و ارسطو قرار گرفته و با اهل حكمت عملي نيز آمد و شد نداشته اما از سقراط هم پيشي گرفته است‏» . (6 )

امام يحيي يمني مي‏گويد:

«از معاني گوارا و شيواي سخنان علي (ع) هر سخنوري سيراب شده و به سبك كلام وي هر خطيبي لباس سخنوري به تن كرده است چرا كه مولا آبشخور بلاغت و زاينده آن است و ابر پر بار فصاحت مي‏باشد به حدي كه خود فرمود:

ما فرمانروايان كشور سخن ايم و درخت‏سخنوري در وجود ما ريشه دونيده و شاخه‏ها آورده است‏» . (7)

شيخ محمدحسن نانل المرصفي كه از اديبان مهم جهان عربي است نهج‏البلاغه را همچون قرآن كريم، نوعي معجزه مي‏داند و مي‏گويد:

«نهج‏البلاغه برهاني روشن بر اين است كه علي (ع) بهترين نمونه زنده روشنايي و دانش، هدايت و فصاحت و معجزه قرآني است . در اين كتاب دلائل و نشانه‏هايي از دانش وسيع و سياست صحيح و موعظه‏هايي روشن‏گر امام علي (ع) به چشم مي‏خورد كه شبيه آن در آثار هيچ يك از دانشمندان بزرگ و فيلسوفان و نوابغ ديده نمي‏شود .

مولا در ژرفاي دانش و دين و سياست فرو رفته و در همه اين موارد سربلند بيرون آمده است‏» . (8)

شيخ ناصيف يازجي، عقيده دارد:

«كسي كه مي‏خواهد در دانش و نگارش برتر از همه قرار گيرد بايد به نهج‏البلاغه متوسل شود و از حفظش كند».

وي به فرزندش سفارش مي‏كند كه هرگاه خواستي در دانش و ادب و نگارش بر ديگران برتري جويي حتما قرآن و نهج‏البلاغه از بر كن . (9)

طه حسين، اديب بزرگ معاصر مصري كه امروزه به سمبلي ادبي براي اديبان عرب مبدل شده و وجهه مذهبي زيادي هم ندارد عقيده دارد كه:

«من پس از وحي خداوندي، سخني شيواتر و زيباتر از كلمات علي (ع) را سراغ ندارم‏» . (10)

«امين نخله‏» مي‏گويد:

«هر كس بخواهد روح تشنه خود را از بيانات علي (ع) سيراب سازد بايد به نهج‏البلاغه روي آورد و آن را با دقت و صفحه به صفحه بخواند و گام نهادن در پرتو آن را فرا گيرد» . (11)

«ابن نباته‏» عبدالرحيم بن محمد اسماعيل، خطبه‏ها و مواعظ مولا را گنجي تمام نشدني مي‏داند و مي‏گويد:

«از خطابه‏ها گنجي از بركرده‏ام كه هرچه از آن بردارم نمي‏كاهد و بلكه افزون مي‏شود و بيشتر آنچه را كه از بركرده‏ام حدود يكصد فصل از كلمات موعظه‏آميز علي بن ابيطالب است‏» . (12)

شيخ محمد عبده كه در زمان خود شيخ مطلق از هر بود و افتخار شاگردي مفخر شرق «سيد جمال‏الدين اسدآبادي‏» را دارد و چه بسا شرح نهج‏البلاغه وي نيز نشاني از تاثير روح شيعي و حماسي سيد بروي باشد و سخنان امام را پس از آيات قرآني و كلمات رسول‏الله (ص) جامع‏ترين كلام دنياي عرب مي‏داند . وي مي‏گويد:

در ميان تمام مردم عرب كسي نيست كه معتقد نباشد سخن علي (ع) پس از قرآن و احاديث رسول خدا (ص) شريف‏ترين و بليغ‏ترين و جامع‏ترين سخنان است‏» . (13)

همو در فراز ديگري آن را آموزشگاه پند و حكمت دانسته و تمسك بدان را پاك كننده دل‏ها مي‏داند . (14) عبده مي‏نويسد:

«در هنگام مطالعه نهج‏البلاغه هرگاه به فصلي ديگر مي‏رسيدم حس مي‏كردم كه پرده‏هاي سخن عوض مي‏شوند و آموزشگاههاي پند و حكمت تغيير مي‏يابند . گاهي خودم را در ميان جهاني مي‏يافتم كه روح بلند معاني با زيور عبارات تابناك آن را آبادان ساخته است . اين معاني، پيرامون جانهاي پاك و دلهاي روشن مي‏گردد تا به آنها رستگاري و الهام كند و به مقصد عالي‏شان برساند و از لغزش گامهاي گوناگون دورشان سازد و به شاه راه مستحكم فضيلت و كمال برساند» . (15)

اين گونه سخنان از مردي كه خود هم فقيه است و هم در ميدان ادبيات عرب شهره‏ور است‏بيانگر مكانت و منزلت والاي نهج‏البلاغه مي‏باشد .

يكي ديگر از ادباي شهير عرب «دكتر زكي مبارك‏» صاحب كتاب‏هاي مهم «النثر الفني‏» و «عبقرية الشريف‏» و تحقيقات برجسته در آرايه‏هاي ادبيات عرب است . وي در كتاب «النثر الفني‏» كه به بررسي زيبايي‏هاي كلام عرب پرداخته پس از توصيف نثر فني درباره جايگاه سخن بحث مي‏كند و چنين ادامه مي‏دهد:

«نامه‏هاي علي بن ابي‏طالب و خطب و وصيت‏نامه و عهدنامه‏هاي او از صنعت ايجاز و تطويل بجا برخوردار است . علي وقتي كه پيمان‏نامه مي‏نويسد گفتار را طولاني مي‏سازد چرا كه عهدنامه، دستورهاي سياسي منطقه‏اي را كه حاكم بدانجا اعزام مي‏شود در بردارد اما زماني كه براي خواص ياران خود نامه مي‏نگارد عبارت‏ها كوتاه است چرا كه در اين گونه موارد موجبي براي طولاني ساختن گفتار نيست‏» . (16)

به گفته دكتر «علي الجندي‏» رئيس دانشكده علوم قاهره، سخنان حضرت علي (ع) به حدي زيباست كه گويي شعر منثور است . وي درباره نثر امام مي‏گويد:

«نوعي خاص از آهنگ موسيقي كه بر اعماق احساسات پنجه مي‏افكند در اين بيانات هست . از نظر سجع، چنان منظوم است كه مي‏توان آن را «شعر منثور» ناميد . (17)

«ابوعثمان عمروبن جاحظ‏» كه از ادباي بنام و طراز اول ادبيات عرب است‏به جمله با ارزش «قيمة كل امرئ‏ما يحسنه‏» كه تراويده فكر بلند امام متقين است اشاره مي‏كند و مي‏گويد:

«اگر از نوشته‏هاي علي (ع) جز همين كلمه را نداشتيم آن را شافي و كافي و بي‏نياز كننده مي‏يافتيم بلكه آن را برتر از كفايت و منتهي به غايت مي‏دانستم چرا كه نيكوترني سخن آن است كه اندك آن ترا بسيار بي‏نياز سازد و معني آن در ظاهر لفظ باشد» . (18)

گذشته از گفتارهاي عرب زبانان، به مصداق «همدلي از همزباني خوش‏تر است‏» فارسي گويان نيز افزون بر تمايلات شيعي كه خود موجب اهتمام آنان به كتاب مولا شده، چون ذاتا اهل ذوق و عرفانند به سخنان زيبا و حكمت‏آميز گرايش دارند . لذا نهج‏البلاغه در ميان ايرانيان، پس از قرآن مكانت عالي را بدست آورده و همواره در كنار كتاب الهي زينت افزاي كاشانه هر مسلماني است . در اين فراز بجاست‏به بررسي گفتارهايي از دانشوران ايران زمين پيرامون كلمات عالي‏شان مولا علي (ع) بپردازيم .

يكي از شارحان بزرگ فارسي نهج‏البلاغه مرحوم ملا صالح روغني قزوني است كه در عهد شاه عباس دوم سليمان صفوي مي‏زيسته و از مترجمان زبردست عصر خويش بوده و ترجمه‏ها و شرح‏هاي او بر كتب مهمي چون نهج‏البلاغه، صحيفه سجاديه و مثنوي رومي در دربار صفوي مقبوليت تام داشته است . وي از شاگردان حكيم متبحر «ميرداماد» مي‏باشد . (19) مهم‏ترين اثر وي «شرح نهج‏البلاغه‏» به فارسي است كه به گفته مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني از سودمندترين و مفيدترين شرح‏هاي نهج‏البلاغه است (20) كه البته چاپ هم شده است .

اين دانشي مرد، نهج‏البلاغه را جامع و عديم‏المثل و فوق طاقت‏بشري دانسته است . (21) استاد علي دواني كه امروزه از رجال شرح حال نويس مهم به‏شمار مي‏رود و تاليفات متعددي در آثار و احوال دانشمندان دارد برآنند كه نهج‏البلاغه خود بهترين وسيله شناخت امام متقين علي (ع) است . دانشمندان معتقدند كه پس از قرآن دنياي اسلام كتابي از لحاظ ابعاد و ارزشهاي اسلامي همچون نهج‏البلاغه در اختيار ندارند . (22)

گروهي ديگر نيز نهج‏البلاغه را به عنوان برگزيده سخنان مولا، بيان گر اسلام راستين و ترجمان وحي خدا و برگدان شيوايي قرآن مي‏دانند (23) و منشا اين دفتر حكمت را نيز قرآن دانسته‏اند لذا همه حكمت‏ها و دستورات مندرج در آن را ملهم از قرآن و رسول خدا (ص) دانسته‏اند . (24)

استاد دكتر سيد جعفر شهيدي كه امروزه از اديبان طراز اول كشور ماست و استادي مسلم او بر لغت و ادب عرب مورد تاييد و تصديق همگان است و ترجمه شيوايش از نهج‏البلاغه ناسخ همه ترجمه‏هاي پيشين شده است، اين كتاب عظيم را منبع و سرمايه غني همه اديبان، شاعران، خطيبان و نويسندگان تاريخ اسلامي دانسته و همه مطالب آن را يك گنجينه سرشار مي‏داند . وي مي‏گويد:

«پس از آن كه شريف رضي سخنان امام را از خطبه، نامه و فقره‏هاي كوتهاه گردآوري نمود سرمايه‏اي غني در دسترس اديبان و خطيبان و مترسلان نهاده شد چنانچه ظاهرا توجه اديبان ايراني به فقره‏هاي كوتاه سخنان امام، پس از تاليف كتاب «مطلوب كل طالب من كلام علي بن ابي طالب‏» به وسيله رشيد وطواط است . بحث در اين كه آيا همه اين خطبه‏ها و نامه‏ها و سخنان كوتاه (كلمات قصار) كه در مجموعه‏اي به نام نهج‏البلاغه گردآمده گفتار علي (ع) است و يا برخي از گفته‏هاي ديگران نيز به نام حضرت، ثبت‏شده از قرن‏ها پيش آغاز شده و تا امروز به قدر كافي پيرامون آن گفته و نوشته‏اند . آنان كه در سخن‏شناسي و نقد ادبي نزد گويندگان عرب كنانتي دارند گواهي داده‏اند كه اين گوهرهاي گرانبها همه به يك گنجينه تعلق دارد . . . پس از آن كه مذهب تشيع در ايران رواج يافت‏به اطمينان خاطر مي‏توان گفت كه شعر و شاعر و نثر از تاثير نهج‏البلاغه و گفتار علي (ع) خالي نيست‏» (25)

فقيه و اصولي معاصر آيه‏الله جعفر سبحاني خبرهاي غيبي نهج‏البلاغه را گواه بر اين دانسته كه امام (ع) علاوه بر آگاهي‏هاي حسي و عقلي از آگاهي سومي به نام الهام و تاييد الهي برخوردار است و انسان به وسيله اين حس، شكننده مرزهاي زمان و مكان و حجاب ماده مي‏باشد و با اين قوه، حوادث را پيش از وقوع درك كرده و با آن حوادث ارتباط برقرار كرده و كاملا آن را لمس مي‏كند . آگاهي از غيب و گزارش امام (ع) از حوادث و رويدادهاي پنهان و پوشيده خصوصا جريان‏هايي كه پس از شهادت وي رخ داد يكي از ابعاد گسترده نهج‏البلاغه را تشكيل مي‏دهد و اين خبرهاي غيبي گواه است كه امام علاوه بر آگاهيهاي متعارف از آگاهي سومي برخوردار بوده كه هرگز نمي‏توان آن را از طريق ابزاري به نام حس و عقل كشف كرد . (26)

مرجع معاصر حضرت آيت‏الله مكارم شيرازي كه علاوه بر تبحر در فقه و اصول، ترجمه‏اي شيوا از قرآن كريم و نهج‏البلاغه به جهان معرفت عرضه كرده و معتقدند نهج‏البلاغه مرهمي بر دردهاي جانكاه بشريت است عالي‏ترين روش آزادي انسانها را در ابعاد مختلف مورد بررسي قرار مي‏دهد چرا كه منادي عدالت اجتماعي است . اين كتاب در نوع خود بي‏نظير و براي هر زمان و هر نسل، اثر مفيد مي‏باشد (27) .

عارف و فيلسوف يگانه استاد حسن‏زاده آملي كه در ادبيات فارسي و نيز تبحري ويژه دارد . اين كتاب را شجره طيبه‏اي كه براي زندگي انسانها در تمام شئونات و برنامه‏ها راهنما و دليل قويي است مي‏دانند . از ديدگاه استاد آملي اين كتاب، معجزه گفتاري است چرا سيره امام علي (ع) به دو معجزه فعلي و قولي تقسيم مي‏شود . معجزه فعلي مانند كندن در قلعه خيبر، و معجزه قولي كتاب گرانقدر نهج‏البلاغه است . (28) همو مي‏گويد:

در سلسله معجزات قولي، قرآن مجيد است كه صورت كتبي خاتم (ص) است و معارف صادر از اهل بيت عصمت و وحي چون نهج‏البلاغه و زبور و انجيل آل محمد (ص) صحيفه سجاديه و جوامع روايي، تالي آن . (29)

مرحوم عارف بي‏دليلف آيه‏الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي كه در زمان خود اسوه علم و تفوا بوده و امروزه براي آشنايان با معارف اسلامي نامي آشناست از استادان و غواصان درياي بي‏كران نهج‏البلاغه بوده است .

استاد شهيد مطهري كه خود نهج‏البلاغه‏شناسي مهمي است در مكتب اين دانشور، زانوي تعلم بر زمين زده و با عالم شگفت كتاب حكمت‏آميز علي (ع) آشنا شده است . وي مي‏گويد: او يك نهج‏البلاغه مجسم بود، مواعظ نهج‏البلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود . براي من محسوس بود كه روح اين مرد با روح اميرالمؤمنين (ع) پيوند خورده و متصل شده است . (30)

جالب اين كه آشنايي و پيوند اين عارف با نهج‏البلاغه از طريق مرحوم شهيد مدرس بوده است . به گفته ميرزا علي آقا شيرازي «مدرس‏» نخستين كسي بوده كه تدريس نهج‏البلاغه را در حوزه‏هاي علميه رسمي كرد و اين كتاب گرانسنگ را متن درسي براي تعليم قرار داد . (31)

مدرس زندگي عجيبي داشت، در تمام عمر طلبگي را ترك ننمود، در مراجعت از نجف روزهاي پنج‏شنبه هر هفته براي طلاب درس اخلاق مي‏گفت و مبناي درسش نهج‏البلاغه بود . كي روز به درس ايشان رفتم، چنان حاضرالذهن، عبارات نهج‏البلاغه را از بر مي‏خواند و از كتب بزرگان شعر و ادب و ادربيات عرب، ضرب‏المثل مي‏آورد كه من علاقمند شدم و مدتي به درس ايشان مي‏رفتم . وي مي‏گفت‏بالاترين كتاب، نهج‏البلاغه است، بخوانيد و به ديگران ياد بدهيد . به هر حال مشوق من در نهج‏البلاغه، مدرس بود . (32)

حاج ميرزا علي آقاشيرازي بر اين باور بود كه جاذبه و بلنداي كلام امام علي عليه‏السلام چون قرآن، دل آدمي را روشني بخشيده و انديشه را جهت داده و روح را فرح مي‏نمايد . به عقيده وي نهج‏البلاغه پرتوي پرفروغ از قرآن و ترجمان آن است و تراوش روحي ملكوتي است كه به حق عبدالله بود و اثري است مفيد و سازنده براي بيدار نمودن خفتگان در بستر غفلت دارويي است‏براي شفاي آنان كه به بيماريهاي دل وامراض روان مبتلايند و مرهمي است‏براي افرادي كه از دردهاي فردي و اجتماعي در تب و تاب هستند و خلاصه سخنش اين بود كه نهج‏البلاغه در بين افراد طالب حق و مشتاق مصونيت و مغزهاي نوراني، مشتري دارد و شايسته نيست چنين اثري محجوب و مهجور بماند بلكه بايد جرعه‏هايي از آن را به كام تشنگان فرو ريخت . (33)

يكي از خوشه‏چينان خرمن وي

مي‏گويد:

آقا ميرزاعلي غيرممكن بود لب به سخن باز كند و از مضامين نهج‏البلاغه حضرت علي (ع) چيزي بر زبان نياورد (34) .

و همچنين وي آن چنان بر مطالب اين كتاب تسلط داشت كه خطبه‏هاي را ازبر و بدون مراجعه به كتاب مي‏خواند و به حالتي توضيح مي‏داد كه مستمعين را منقلب مي‏كرد و آنان را به خود مي‏آورد . (35)

مرحوم آميرزا علي آقا شيرازي، «سيد رضي‏» را دانشمندي بلند قدر مي‏دانست كه با تدوين نهج‏البلاغه چراغي فروزان فرا راه جامعه اسلامي قرار داد تا در قرون متمادي و اعصار متوالي، راهنماي جوامع انساني به راه راست و نيل آنان به كمالات شايسته و فضايل انساني و تكامل علمي و عقلي باشد و از اين كه عده‏اي در اصالت چنين اثري شك مي‏كنند و گويي عاملي از رسوبات رشك‏آلود و لجاجت از آنان برمي‏خيزد، رنج مي‏برد و در برابر اين شكاكان كه بي‏هيچ برهان يا هدف سالمي در صحت‏سند نهج‏البلاغه و انتساب محتواي آن به امام علي (ع) ترديد كرده‏اند كوشيد تا منابع و مراجعي كه اين نسبت را ثابت مي‏كنند بيابد و توفيق اين اثر ثمين را مسجل كند . (36)

در انتها به مصداق خاتمة‏المسك بجاست‏سخناني از استاد شهيد مرتضي مطهري ذكر كنيم كه خود ابتدا با تدوين كتاب جامع «سيري در نهج‏البلاغه‏» اين اثر گرامي را به نسل جوان شناسانيد .

از نظر مطهري (ره) نهج‏البلاغه چندين دنيا دارد: دنياي زهد و تقوا، دنياي عبادت و عرفان، دنياي ملاحم و مغيبات، دنياي سياست و مسئوليت‏هاي اجتماعي، دنياي حماسه و شجاعت . . . (37)

امتياز نهج‏البلاغه براي فردي كه سخن‏شناس باشد و زيبايي سخن را درك كند نياز به توضيح و توصيف ندارد . اساسا زيبايي درك كردني است، نه وصف كردني نهج‏البلاغه پس از نزديك چهارده قرن براي شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گيرندگي و جذابيت را دارد كه براي مردم آن روز داشت است . (38)

اما اين وصف‏ها چون دريا پايان ندارد:




  • درنيابد حال پخته هيچ خام
    آن‏كس كه ز باغ آشنايي است
    داند كه متاع ما كجايي است



  • پس سخن كوتاه بايد والسلام
    داند كه متاع ما كجايي است
    داند كه متاع ما كجايي است



1 - وصيت نامه الهي و سياسي .

2 - پيام مروخ 27/2/1360 امام خميني به كنگره هزاره نهج‏البلاغه، ص 7 .

3 - استادي، رضا، بحثي كوتاه پيرامون مدارك نهج‏البلاغه، بنياد نهج‏البلاغه، تهران، 1362 .

4 - مطهري، مرتضي، سيري در نهج‏البلاغه، صدرا، تهران، 1378، چ 15، ص 11 .

5 - محمد امين النواوي: جولات اسلاميه، بيروت، 1980، چ 3، ص 99 .

6 - مطهري، مرتضي: همان، ص 15 .

7 - امام يحيي يمني: الطراز، بيروت، 1971، چ 1، ص 12 .

8 - محمد امين النواوي: همان، ص 98 .

9 - همان، ص 99 .

10 - طه حسين: علي وبنوه، بيروت، 1970، چ 5، ص 30 .

11 - امين نخله: ماة كلمه من كلام الامام علي، بيروت، دارالتعارف، 1981، ص 41 .

12 - ابن ابي الحديد: شرح نهج‏البلاغه، كتابخانه مرحوم مرعشي نجفي، قم، 1364، ج 1، ص 24 .

13 - مرتضي مطهري: همان، ص 18 .

14 - همان، همانجا .

15 - همان .

16 - دكتر زكي مبارك: النثر الفني، قاهره، مكتبه مصطفي البابي، 1970، چ 3، ج، ص 59 .

17 - مرتضي مطهري: همان، ص 18 .

18 - جاحط، البيان و التبيين، قاهره، مكتبه مصطفي البابي 1948، چ 2، ج 1، ص 82 .

19 - ريحانه الادب، مدرس تبريزي، كتابفروشي خيام، ج 1 و 2، ص 343 .

20 - الذريعه، ج 14، ص 128 .

21 - حكمت اسلام، مولا صالح روغني قزويني، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354، ص 12 .

22 - دواني، علي: نگاهي كوتاه به زندگي پرافتخار سيد رضي (مندرج در يادنامه كنگره هزاره نهج‏البلاغه) تهران، بنياد نهج‏البلاغه، 1360، ص 232 .

23 - همان، ص 50 .

24 - همان، ص 51 - 50 .

25 - يادنامه كنگره هزاره نهج‏البلاغه: بنياد نهج‏البلاغه، 1360، ص 221 .

26 - يادنامه كنگره هزار نهج‏البلاغه: ص 163 .

27 - همان، ص 178 .

28 - حسن‏زاده آملي، حسن: انسان كامل در نهج‏البلاغه، مندرج در يادنامه كنگره هزار نهج‏البلاغه - ص 50 .

29 - همان، ص 50 .

30 - مطهري، مرتض: عدل الهي، صدرا، تهران، 1378، چ 10، ص 49 .

31 - گلي زواره ، غلامرضا، شهيد مدرس ماه مجلس، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چ 1، ص 54 .

32 - باقي، عبدالعلي: مدرس مجاهدري شكست‏ناپذير، قم، نشر تفكر، چ 1، ص 159 .

33 - گلي زواره، غلامرضا: ناصح صالح، قم، انتشارات حضور، 1378، چ 1، ص 124 .

34 - انجمن آثار و مفاخر اصفهان، طبيب جسم و جان، (مندرج در يادنامه حاج ميرزاعلي شيرازي)، ص 90 .

35 - همان، ص 42 .

36 - گلي زواره، غلامرضا: همان، ص 170 .

37 - مطهري، مرتضي: سيري در نهج‏البلاغه، ص 7 .

38 - همان، ص 7 .

/ 1