سر دلبران
نهج البلاغه در كلام رجال انديشه
دكتر محمدرضا بندرچي عضو هيات علمي دانشگاه اسلامي كار در امثال و حكم عربي شهرت دارد كه «كلام الملوك، ملوك الكلام» ، اين سخني به غايتحكيمانه است، نهجالبلاغه مولا اميرالمؤمنين كه الحق «اخ القرآن» نام گرفته نيز مصداق عالي اين سخن حكمتآميز است، زيرا از زبان و قلم بزرگ مردي تراويده كه در جهان سخنوري يگانه بوده كلامش سرآمد كلامهاست از همين روي درباره اين اثر جاودانه گفتهاند «فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق» . آري، امام مؤمنان در عرصه سخنوري گوي سبقت از همگان ربوده و توسن بلاغت را در ميدان فصاحتبيمهابا تازانده و هيچ كسي ياراي هماوردي با او را ندارد، و نه تنها هم كيشان امام متقين بر بيرقيبي وي اذعان دارند، بلكه سخنوران غير مسلمان هم بر اين امر گواهند، و جز اين نيست كه كلام امام علي (ع) مؤيد از جانب حق است و از زبان و قلمي تراويده كه در شهر علم نبي (ص) بوده است .
خوشتر آن باشد كه سر دلبران
گفته آيد در حديث ديگران
گفته آيد در حديث ديگران
گفته آيد در حديث ديگران
ما فرمانروايان كشور سخن ايم و درختسخنوري در وجود ما ريشه دونيده و شاخهها آورده است» . (7) شيخ محمدحسن نانل المرصفي كه از اديبان مهم جهان عربي است نهجالبلاغه را همچون قرآن كريم، نوعي معجزه ميداند و ميگويد: «نهجالبلاغه برهاني روشن بر اين است كه علي (ع) بهترين نمونه زنده روشنايي و دانش، هدايت و فصاحت و معجزه قرآني است . در اين كتاب دلائل و نشانههايي از دانش وسيع و سياست صحيح و موعظههايي روشنگر امام علي (ع) به چشم ميخورد كه شبيه آن در آثار هيچ يك از دانشمندان بزرگ و فيلسوفان و نوابغ ديده نميشود . مولا در ژرفاي دانش و دين و سياست فرو رفته و در همه اين موارد سربلند بيرون آمده است» . (8) شيخ ناصيف يازجي، عقيده دارد: «كسي كه ميخواهد در دانش و نگارش برتر از همه قرار گيرد بايد به نهجالبلاغه متوسل شود و از حفظش كند». وي به فرزندش سفارش ميكند كه هرگاه خواستي در دانش و ادب و نگارش بر ديگران برتري جويي حتما قرآن و نهجالبلاغه از بر كن . (9) طه حسين، اديب بزرگ معاصر مصري كه امروزه به سمبلي ادبي براي اديبان عرب مبدل شده و وجهه مذهبي زيادي هم ندارد عقيده دارد كه: «من پس از وحي خداوندي، سخني شيواتر و زيباتر از كلمات علي (ع) را سراغ ندارم» . (10) «امين نخله» ميگويد: «هر كس بخواهد روح تشنه خود را از بيانات علي (ع) سيراب سازد بايد به نهجالبلاغه روي آورد و آن را با دقت و صفحه به صفحه بخواند و گام نهادن در پرتو آن را فرا گيرد» . (11) «ابن نباته» عبدالرحيم بن محمد اسماعيل، خطبهها و مواعظ مولا را گنجي تمام نشدني ميداند و ميگويد: «از خطابهها گنجي از بركردهام كه هرچه از آن بردارم نميكاهد و بلكه افزون ميشود و بيشتر آنچه را كه از بركردهام حدود يكصد فصل از كلمات موعظهآميز علي بن ابيطالب است» . (12) شيخ محمد عبده كه در زمان خود شيخ مطلق از هر بود و افتخار شاگردي مفخر شرق «سيد جمالالدين اسدآبادي» را دارد و چه بسا شرح نهجالبلاغه وي نيز نشاني از تاثير روح شيعي و حماسي سيد بروي باشد و سخنان امام را پس از آيات قرآني و كلمات رسولالله (ص) جامعترين كلام دنياي عرب ميداند . وي ميگويد: در ميان تمام مردم عرب كسي نيست كه معتقد نباشد سخن علي (ع) پس از قرآن و احاديث رسول خدا (ص) شريفترين و بليغترين و جامعترين سخنان است» . (13) همو در فراز ديگري آن را آموزشگاه پند و حكمت دانسته و تمسك بدان را پاك كننده دلها ميداند . (14) عبده مينويسد: «در هنگام مطالعه نهجالبلاغه هرگاه به فصلي ديگر ميرسيدم حس ميكردم كه پردههاي سخن عوض ميشوند و آموزشگاههاي پند و حكمت تغيير مييابند . گاهي خودم را در ميان جهاني مييافتم كه روح بلند معاني با زيور عبارات تابناك آن را آبادان ساخته است . اين معاني، پيرامون جانهاي پاك و دلهاي روشن ميگردد تا به آنها رستگاري و الهام كند و به مقصد عاليشان برساند و از لغزش گامهاي گوناگون دورشان سازد و به شاه راه مستحكم فضيلت و كمال برساند» . (15) اين گونه سخنان از مردي كه خود هم فقيه است و هم در ميدان ادبيات عرب شهرهور استبيانگر مكانت و منزلت والاي نهجالبلاغه ميباشد . يكي ديگر از ادباي شهير عرب «دكتر زكي مبارك» صاحب كتابهاي مهم «النثر الفني» و «عبقرية الشريف» و تحقيقات برجسته در آرايههاي ادبيات عرب است . وي در كتاب «النثر الفني» كه به بررسي زيباييهاي كلام عرب پرداخته پس از توصيف نثر فني درباره جايگاه سخن بحث ميكند و چنين ادامه ميدهد: «نامههاي علي بن ابيطالب و خطب و وصيتنامه و عهدنامههاي او از صنعت ايجاز و تطويل بجا برخوردار است . علي وقتي كه پيماننامه مينويسد گفتار را طولاني ميسازد چرا كه عهدنامه، دستورهاي سياسي منطقهاي را كه حاكم بدانجا اعزام ميشود در بردارد اما زماني كه براي خواص ياران خود نامه مينگارد عبارتها كوتاه است چرا كه در اين گونه موارد موجبي براي طولاني ساختن گفتار نيست» . (16) به گفته دكتر «علي الجندي» رئيس دانشكده علوم قاهره، سخنان حضرت علي (ع) به حدي زيباست كه گويي شعر منثور است . وي درباره نثر امام ميگويد: «نوعي خاص از آهنگ موسيقي كه بر اعماق احساسات پنجه ميافكند در اين بيانات هست . از نظر سجع، چنان منظوم است كه ميتوان آن را «شعر منثور» ناميد . (17) «ابوعثمان عمروبن جاحظ» كه از ادباي بنام و طراز اول ادبيات عرب استبه جمله با ارزش «قيمة كل امرئما يحسنه» كه تراويده فكر بلند امام متقين است اشاره ميكند و ميگويد: «اگر از نوشتههاي علي (ع) جز همين كلمه را نداشتيم آن را شافي و كافي و بينياز كننده مييافتيم بلكه آن را برتر از كفايت و منتهي به غايت ميدانستم چرا كه نيكوترني سخن آن است كه اندك آن ترا بسيار بينياز سازد و معني آن در ظاهر لفظ باشد» . (18) گذشته از گفتارهاي عرب زبانان، به مصداق «همدلي از همزباني خوشتر است» فارسي گويان نيز افزون بر تمايلات شيعي كه خود موجب اهتمام آنان به كتاب مولا شده، چون ذاتا اهل ذوق و عرفانند به سخنان زيبا و حكمتآميز گرايش دارند . لذا نهجالبلاغه در ميان ايرانيان، پس از قرآن مكانت عالي را بدست آورده و همواره در كنار كتاب الهي زينت افزاي كاشانه هر مسلماني است . در اين فراز بجاستبه بررسي گفتارهايي از دانشوران ايران زمين پيرامون كلمات عاليشان مولا علي (ع) بپردازيم . يكي از شارحان بزرگ فارسي نهجالبلاغه مرحوم ملا صالح روغني قزوني است كه در عهد شاه عباس دوم سليمان صفوي ميزيسته و از مترجمان زبردست عصر خويش بوده و ترجمهها و شرحهاي او بر كتب مهمي چون نهجالبلاغه، صحيفه سجاديه و مثنوي رومي در دربار صفوي مقبوليت تام داشته است . وي از شاگردان حكيم متبحر «ميرداماد» ميباشد . (19) مهمترين اثر وي «شرح نهجالبلاغه» به فارسي است كه به گفته مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني از سودمندترين و مفيدترين شرحهاي نهجالبلاغه است (20) كه البته چاپ هم شده است . اين دانشي مرد، نهجالبلاغه را جامع و عديمالمثل و فوق طاقتبشري دانسته است . (21) استاد علي دواني كه امروزه از رجال شرح حال نويس مهم بهشمار ميرود و تاليفات متعددي در آثار و احوال دانشمندان دارد برآنند كه نهجالبلاغه خود بهترين وسيله شناخت امام متقين علي (ع) است . دانشمندان معتقدند كه پس از قرآن دنياي اسلام كتابي از لحاظ ابعاد و ارزشهاي اسلامي همچون نهجالبلاغه در اختيار ندارند . (22) گروهي ديگر نيز نهجالبلاغه را به عنوان برگزيده سخنان مولا، بيان گر اسلام راستين و ترجمان وحي خدا و برگدان شيوايي قرآن ميدانند (23) و منشا اين دفتر حكمت را نيز قرآن دانستهاند لذا همه حكمتها و دستورات مندرج در آن را ملهم از قرآن و رسول خدا (ص) دانستهاند . (24) استاد دكتر سيد جعفر شهيدي كه امروزه از اديبان طراز اول كشور ماست و استادي مسلم او بر لغت و ادب عرب مورد تاييد و تصديق همگان است و ترجمه شيوايش از نهجالبلاغه ناسخ همه ترجمههاي پيشين شده است، اين كتاب عظيم را منبع و سرمايه غني همه اديبان، شاعران، خطيبان و نويسندگان تاريخ اسلامي دانسته و همه مطالب آن را يك گنجينه سرشار ميداند . وي ميگويد: «پس از آن كه شريف رضي سخنان امام را از خطبه، نامه و فقرههاي كوتهاه گردآوري نمود سرمايهاي غني در دسترس اديبان و خطيبان و مترسلان نهاده شد چنانچه ظاهرا توجه اديبان ايراني به فقرههاي كوتاه سخنان امام، پس از تاليف كتاب «مطلوب كل طالب من كلام علي بن ابي طالب» به وسيله رشيد وطواط است . بحث در اين كه آيا همه اين خطبهها و نامهها و سخنان كوتاه (كلمات قصار) كه در مجموعهاي به نام نهجالبلاغه گردآمده گفتار علي (ع) است و يا برخي از گفتههاي ديگران نيز به نام حضرت، ثبتشده از قرنها پيش آغاز شده و تا امروز به قدر كافي پيرامون آن گفته و نوشتهاند . آنان كه در سخنشناسي و نقد ادبي نزد گويندگان عرب كنانتي دارند گواهي دادهاند كه اين گوهرهاي گرانبها همه به يك گنجينه تعلق دارد . . . پس از آن كه مذهب تشيع در ايران رواج يافتبه اطمينان خاطر ميتوان گفت كه شعر و شاعر و نثر از تاثير نهجالبلاغه و گفتار علي (ع) خالي نيست» (25) فقيه و اصولي معاصر آيهالله جعفر سبحاني خبرهاي غيبي نهجالبلاغه را گواه بر اين دانسته كه امام (ع) علاوه بر آگاهيهاي حسي و عقلي از آگاهي سومي به نام الهام و تاييد الهي برخوردار است و انسان به وسيله اين حس، شكننده مرزهاي زمان و مكان و حجاب ماده ميباشد و با اين قوه، حوادث را پيش از وقوع درك كرده و با آن حوادث ارتباط برقرار كرده و كاملا آن را لمس ميكند . آگاهي از غيب و گزارش امام (ع) از حوادث و رويدادهاي پنهان و پوشيده خصوصا جريانهايي كه پس از شهادت وي رخ داد يكي از ابعاد گسترده نهجالبلاغه را تشكيل ميدهد و اين خبرهاي غيبي گواه است كه امام علاوه بر آگاهيهاي متعارف از آگاهي سومي برخوردار بوده كه هرگز نميتوان آن را از طريق ابزاري به نام حس و عقل كشف كرد . (26) مرجع معاصر حضرت آيتالله مكارم شيرازي كه علاوه بر تبحر در فقه و اصول، ترجمهاي شيوا از قرآن كريم و نهجالبلاغه به جهان معرفت عرضه كرده و معتقدند نهجالبلاغه مرهمي بر دردهاي جانكاه بشريت است عاليترين روش آزادي انسانها را در ابعاد مختلف مورد بررسي قرار ميدهد چرا كه منادي عدالت اجتماعي است . اين كتاب در نوع خود بينظير و براي هر زمان و هر نسل، اثر مفيد ميباشد (27) . عارف و فيلسوف يگانه استاد حسنزاده آملي كه در ادبيات فارسي و نيز تبحري ويژه دارد . اين كتاب را شجره طيبهاي كه براي زندگي انسانها در تمام شئونات و برنامهها راهنما و دليل قويي است ميدانند . از ديدگاه استاد آملي اين كتاب، معجزه گفتاري است چرا سيره امام علي (ع) به دو معجزه فعلي و قولي تقسيم ميشود . معجزه فعلي مانند كندن در قلعه خيبر، و معجزه قولي كتاب گرانقدر نهجالبلاغه است . (28) همو ميگويد: در سلسله معجزات قولي، قرآن مجيد است كه صورت كتبي خاتم (ص) است و معارف صادر از اهل بيت عصمت و وحي چون نهجالبلاغه و زبور و انجيل آل محمد (ص) صحيفه سجاديه و جوامع روايي، تالي آن . (29) مرحوم عارف بيدليلف آيهالله حاج ميرزا علي آقا شيرازي كه در زمان خود اسوه علم و تفوا بوده و امروزه براي آشنايان با معارف اسلامي نامي آشناست از استادان و غواصان درياي بيكران نهجالبلاغه بوده است . استاد شهيد مطهري كه خود نهجالبلاغهشناسي مهمي است در مكتب اين دانشور، زانوي تعلم بر زمين زده و با عالم شگفت كتاب حكمتآميز علي (ع) آشنا شده است . وي ميگويد: او يك نهجالبلاغه مجسم بود، مواعظ نهجالبلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود . براي من محسوس بود كه روح اين مرد با روح اميرالمؤمنين (ع) پيوند خورده و متصل شده است . (30) جالب اين كه آشنايي و پيوند اين عارف با نهجالبلاغه از طريق مرحوم شهيد مدرس بوده است . به گفته ميرزا علي آقا شيرازي «مدرس» نخستين كسي بوده كه تدريس نهجالبلاغه را در حوزههاي علميه رسمي كرد و اين كتاب گرانسنگ را متن درسي براي تعليم قرار داد . (31) مدرس زندگي عجيبي داشت، در تمام عمر طلبگي را ترك ننمود، در مراجعت از نجف روزهاي پنجشنبه هر هفته براي طلاب درس اخلاق ميگفت و مبناي درسش نهجالبلاغه بود . كي روز به درس ايشان رفتم، چنان حاضرالذهن، عبارات نهجالبلاغه را از بر ميخواند و از كتب بزرگان شعر و ادب و ادربيات عرب، ضربالمثل ميآورد كه من علاقمند شدم و مدتي به درس ايشان ميرفتم . وي ميگفتبالاترين كتاب، نهجالبلاغه است، بخوانيد و به ديگران ياد بدهيد . به هر حال مشوق من در نهجالبلاغه، مدرس بود . (32) حاج ميرزا علي آقاشيرازي بر اين باور بود كه جاذبه و بلنداي كلام امام علي عليهالسلام چون قرآن، دل آدمي را روشني بخشيده و انديشه را جهت داده و روح را فرح مينمايد . به عقيده وي نهجالبلاغه پرتوي پرفروغ از قرآن و ترجمان آن است و تراوش روحي ملكوتي است كه به حق عبدالله بود و اثري است مفيد و سازنده براي بيدار نمودن خفتگان در بستر غفلت دارويي استبراي شفاي آنان كه به بيماريهاي دل وامراض روان مبتلايند و مرهمي استبراي افرادي كه از دردهاي فردي و اجتماعي در تب و تاب هستند و خلاصه سخنش اين بود كه نهجالبلاغه در بين افراد طالب حق و مشتاق مصونيت و مغزهاي نوراني، مشتري دارد و شايسته نيست چنين اثري محجوب و مهجور بماند بلكه بايد جرعههايي از آن را به كام تشنگان فرو ريخت . (33) يكي از خوشهچينان خرمن وي
ميگويد:
آقا ميرزاعلي غيرممكن بود لب به سخن باز كند و از مضامين نهجالبلاغه حضرت علي (ع) چيزي بر زبان نياورد (34) . و همچنين وي آن چنان بر مطالب اين كتاب تسلط داشت كه خطبههاي را ازبر و بدون مراجعه به كتاب ميخواند و به حالتي توضيح ميداد كه مستمعين را منقلب ميكرد و آنان را به خود ميآورد . (35) مرحوم آميرزا علي آقا شيرازي، «سيد رضي» را دانشمندي بلند قدر ميدانست كه با تدوين نهجالبلاغه چراغي فروزان فرا راه جامعه اسلامي قرار داد تا در قرون متمادي و اعصار متوالي، راهنماي جوامع انساني به راه راست و نيل آنان به كمالات شايسته و فضايل انساني و تكامل علمي و عقلي باشد و از اين كه عدهاي در اصالت چنين اثري شك ميكنند و گويي عاملي از رسوبات رشكآلود و لجاجت از آنان برميخيزد، رنج ميبرد و در برابر اين شكاكان كه بيهيچ برهان يا هدف سالمي در صحتسند نهجالبلاغه و انتساب محتواي آن به امام علي (ع) ترديد كردهاند كوشيد تا منابع و مراجعي كه اين نسبت را ثابت ميكنند بيابد و توفيق اين اثر ثمين را مسجل كند . (36) در انتها به مصداق خاتمةالمسك بجاستسخناني از استاد شهيد مرتضي مطهري ذكر كنيم كه خود ابتدا با تدوين كتاب جامع «سيري در نهجالبلاغه» اين اثر گرامي را به نسل جوان شناسانيد . از نظر مطهري (ره) نهجالبلاغه چندين دنيا دارد: دنياي زهد و تقوا، دنياي عبادت و عرفان، دنياي ملاحم و مغيبات، دنياي سياست و مسئوليتهاي اجتماعي، دنياي حماسه و شجاعت . . . (37) امتياز نهجالبلاغه براي فردي كه سخنشناس باشد و زيبايي سخن را درك كند نياز به توضيح و توصيف ندارد . اساسا زيبايي درك كردني است، نه وصف كردني نهجالبلاغه پس از نزديك چهارده قرن براي شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گيرندگي و جذابيت را دارد كه براي مردم آن روز داشت است . (38) اما اين وصفها چون دريا پايان ندارد:
درنيابد حال پخته هيچ خام
آنكس كه ز باغ آشنايي است
داند كه متاع ما كجايي است
پس سخن كوتاه بايد والسلام
داند كه متاع ما كجايي است
داند كه متاع ما كجايي است
1 - وصيت نامه الهي و سياسي . 2 - پيام مروخ 27/2/1360 امام خميني به كنگره هزاره نهجالبلاغه، ص 7 . 3 - استادي، رضا، بحثي كوتاه پيرامون مدارك نهجالبلاغه، بنياد نهجالبلاغه، تهران، 1362 . 4 - مطهري، مرتضي، سيري در نهجالبلاغه، صدرا، تهران، 1378، چ 15، ص 11 . 5 - محمد امين النواوي: جولات اسلاميه، بيروت، 1980، چ 3، ص 99 . 6 - مطهري، مرتضي: همان، ص 15 . 7 - امام يحيي يمني: الطراز، بيروت، 1971، چ 1، ص 12 . 8 - محمد امين النواوي: همان، ص 98 . 9 - همان، ص 99 . 10 - طه حسين: علي وبنوه، بيروت، 1970، چ 5، ص 30 . 11 - امين نخله: ماة كلمه من كلام الامام علي، بيروت، دارالتعارف، 1981، ص 41 . 12 - ابن ابي الحديد: شرح نهجالبلاغه، كتابخانه مرحوم مرعشي نجفي، قم، 1364، ج 1، ص 24 . 13 - مرتضي مطهري: همان، ص 18 . 14 - همان، همانجا . 15 - همان . 16 - دكتر زكي مبارك: النثر الفني، قاهره، مكتبه مصطفي البابي، 1970، چ 3، ج، ص 59 . 17 - مرتضي مطهري: همان، ص 18 . 18 - جاحط، البيان و التبيين، قاهره، مكتبه مصطفي البابي 1948، چ 2، ج 1، ص 82 . 19 - ريحانه الادب، مدرس تبريزي، كتابفروشي خيام، ج 1 و 2، ص 343 . 20 - الذريعه، ج 14، ص 128 . 21 - حكمت اسلام، مولا صالح روغني قزويني، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354، ص 12 . 22 - دواني، علي: نگاهي كوتاه به زندگي پرافتخار سيد رضي (مندرج در يادنامه كنگره هزاره نهجالبلاغه) تهران، بنياد نهجالبلاغه، 1360، ص 232 . 23 - همان، ص 50 . 24 - همان، ص 51 - 50 . 25 - يادنامه كنگره هزاره نهجالبلاغه: بنياد نهجالبلاغه، 1360، ص 221 . 26 - يادنامه كنگره هزار نهجالبلاغه: ص 163 . 27 - همان، ص 178 . 28 - حسنزاده آملي، حسن: انسان كامل در نهجالبلاغه، مندرج در يادنامه كنگره هزار نهجالبلاغه - ص 50 . 29 - همان، ص 50 . 30 - مطهري، مرتض: عدل الهي، صدرا، تهران، 1378، چ 10، ص 49 . 31 - گلي زواره ، غلامرضا، شهيد مدرس ماه مجلس، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چ 1، ص 54 . 32 - باقي، عبدالعلي: مدرس مجاهدري شكستناپذير، قم، نشر تفكر، چ 1، ص 159 . 33 - گلي زواره، غلامرضا: ناصح صالح، قم، انتشارات حضور، 1378، چ 1، ص 124 . 34 - انجمن آثار و مفاخر اصفهان، طبيب جسم و جان، (مندرج در يادنامه حاج ميرزاعلي شيرازي)، ص 90 . 35 - همان، ص 42 . 36 - گلي زواره، غلامرضا: همان، ص 170 . 37 - مطهري، مرتضي: سيري در نهجالبلاغه، ص 7 . 38 - همان، ص 7 .