امر به معروف و نهى از منكر يا نظارت همگانى(2)
روش صالحان و منافقان
هادى دوست محمدى علاوه بر اينكه در قرآن مجيد، يكى از وظائف اصلى پيامبراكرم(ص)، امر بمعروف و نهى از منكر معرفىشده:(يامرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر) (1) اصولا در بينش و تفكر اسلامى موضوع امر به معروف و نهى از منكربه قدرى از ارزش و اهميتبرخوردار است كه يكى از معيارهاى شناخت كفر و ايمان و صلاح و نفاق معرفى شدهاست. در قرآن مجيد مىفرمايد: (لعن الذين كفروا من بنى اسرائيل على لسان داود و عيسى بن مريم ذلك بما عصوا و كانوا تعملون) (2) . «مورد لعن و نفرين الهى قرار گرفتند، آنان كه از طائفه بنىاسرائيل كافر شدند و بر زبان داود(ع) و عيسى بن مريم(ع) نيزمورد لعن و نفرين واقع شدند. اين بدان جهتبود كه گناه كرده عصيان ورزيدند و متجاوز شدند، اينان (در اجراى نهىاز منكر) متناهى نمىشدند و پذيرا نبودند، بىترديد عمل زشتى را مرتكب مىشدند». آنگا پس از آن كه دوستى آنان را با كفار تقبيح نموده سرزنش مىكند مىفرمايد: (ان سخط الله عليهم و فى العذاب همخالدون) (3) . «خشم و غضب خدا بر آنان و در عذاب ابدى خواهند بود». و سپس در آيه بعد بيان مىكند: (....كثيرا منهم فاسقون) (4) . «بسيارى از آنان فاسق هستند». و در جاى ديگر مىخوانيم: (المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض يامرون بالمنكر و ينهون عن المعروف... انالمنافقين هم الفاسقون) (5) . «مردان و زنان منافق برخى از بعضى ديگرند (سنخيت و همكارى دارند) اينان به منكرات و زشتيها امر مىكنند و اززيبائيها و نيكيها جلوگيرى مىنمايند. به درستى كه منافقان، همان فاسقان هستند». و چند آيه بعد، مىفرمايد: (المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) (6) . «مردان و زنان مومن، بعضى از آنان دوستدار(يا ولى) يكديگرند، امر به معروف مىكنند و نهى از منكر مىنمايند». و در سوره آل عمران، صالحان را با مشخه اجراى امر به معروف و نهى از منكر معرفى مىفرمايد: (يومنون بالله واليوم الاخر و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين) ( ) . «به خدا و قيامت ايمان دارند و امر به معروف مىكنند و نهى از منكر مىنمايند و در نيكيها و خيرات سرعت عملدارند و مسابقه مىگذارند». بنابراين در برهنگ اسلام، كسى نمىتواند نسبتبه اين قانون، كوچكترين كوتاهى داشته باشد يا آن را كوچك شمارد. پيشنهاد و نظريه اجرائى
با توجه به نكات و مطالب گذشته علاوه بر اين كه بايد همه مسلمانان با آگاهى علمى و عملى از اين قانون، با حفظشرائط و مراتب لازم، در تمام موارد و در همهجا آن را مورد عمل و اجرا بگذارند و خويشتن را مسوول مصالح فرد فردمردم، جامعه و حكومتبدانند و ناظر بر اعمال آحاد و گروهها باشند، دولت و حكومت اسلامى نيز بايد گروه ويژهاىمخصوص انجام اين وظيفه به وجود آورد و تشكيلاتى را به اين جهتسازماندهى كند. دائره حسبه چشم بيدار جامعه
آنچنان كه از روايات و تواريخ و سير مشاهده مىشود، از صدر اسلام، همواره به عنوان نظارت بر همه مصالح و حسناجراى قوانين اسلام، معصومين عليهم السلام خود و يارانشان اين نظارت را داشته و در طول تاريخ حكومتها، دائرهاى به عنوان(امور حسبه) تشكيل مىشده كه به صورت تشكيلاتى و سازماندهى شده، امر به معروف و نهى از منكر مىكردند كهدر متن كتاب (مسووليت و نظارت مردم در حكومت اسلامى) اجمالا مورد بحث قرار گرفته است (8) . بنابراين پيشنهاد، اين موضوع، يك امر جديد و تازه و بيگانه هم نمىباشد و امروز با داشتن امكانات و شرائط بهتر، مابهتر مىتوانيم اين هدف مقدس را تعقيب كرده و اين امر حياتى را احيا كنيم. سازمان قضائى و امر به معروف و نهى از منكراگر به خوبى دقت و تامل شود، تشكيلات قضائى در فرهنگ اسلام، درواقع بخشى از دائره امر به معروف و نهى ازمنكر مىباشد و بسيارى از بزرگان از فقهاى نامدار شيعه و سنى، به اين حقيقت تصريح كردهاند كه بحث مستوفاى آناز طرفيت اين مقال خارج است، و در جاى خود بايد مورد بحث و تحليل و تامل بيشتر قرار گيرد. مرحوم «شيخ طوسى»;(شيخالطائفه) مىفرمايد: «تصدى قضا، از واجبات كفائى است كه هرگاه گروهى اين وظيفه را تقبل كرده، متصدى آن شدند، از ديگران ساقطخواهد شد، پس اگر مردم شهرى و بلدى بر ترك آن همدستشوند و جلوى آن را بگيرند، در واقع بر ضد حكومتاسلام خروج كردهاند و گنهكارند و بر امام و حكومت وقت لازم است كه بر جنگ و قتال با آنان برخيزد». آنگاه به حديث نبوى استناد جسته مىافزايد: «انه قال(ص) : ان الله لا يقدس امه ليس فيهم من ياخذ للضعيف حقه و لانه من الامر بالمعروف و النهى عن المنكر). «به درستى كه خداى متعال امت و ملتى راتقديس نمىكند كه در ميانشان كسانى نباشند كه حقوق ضعفا را باز ستانند وبراى اين كه تصدى قضاء بخشى از امر به معروف و نهى از منكر مىباشد» (9) . همچنان كه امروز در حكومت جمهورى اسلامى ايران و كشورهاى ديگر، سازمان قضائى، يك سازمان متشكل ومنسجم و قدرتمند است، دائره و سازمان امر به معروف و نهى از منكر يا دائره حسبه مىتواند به همين صورت،تشكيلاتىتر و قدرتمندتر وارد عمل گردد مانند برخى از ارگانها و سازمانها كه به طور ناقص، در برخى از موارد عملمىكنند. چگونه؟ آنچه كه به نطر نگارنده روشن است و امكان عملى شدن دارد و بر خود وظيفه مىدانم كه مطرح كرده پيشنهاد نمايم،به اينگونه است: الف ) دولت اسلامى بايد افرادى را به اين منظور گزينش، انتخاب و جذب نمايد كه شرائط آنان از سوى زعماى دينىخواهد شد كه از جمله شرائط، اينها است: 1 - معلومات در حد دكترا و فوق ليسانس رشتههاى الهيات، حقوق و... و در ميان طلاب حوزههاى علميه در حداوائل درس خارج. 2 - داراى تقوا وتعهد اسلامى. 3 - افرادى متعادل و منزه از افراط و تفريط. 4 - حسن ظاهر. 5 - فرم لباس مورد پسند از جهت اخلاقى و روانشناسى(هم زيبا و هم با شكوه و پسنديده). 6 - داراى اصالتخانوادگى و نسب. 7 - خوش بيان. 8 - علاوه بر داشتن اين شرائط، درآغاز، دوره ويژهاى را مانند پليس و نظامى، به صورت آموزش ببينند، هم در بعدپليسى نظامى، چون كار، نوعى پليسى است و هم در بعد آشنائى با روشها، شرائط و مراتب اين قانون علاوه بر آن، دردوران آموزش بايد در موضوعات اخلاق، علوم اجتماعى تربيتى، سياسى، روانشناسى اسلامى و احكام، آموزشببينند. 9 - افراد زيردست، كمتر از ديپلم نباشند كه بايد خود دوره آموزش نيز ديده باشند. ب ) اين سازمان با وزارتخانهها بخصوص وزارت كشور و سازمان قضائى مرتبط و هماهنگ باشند. ج ) افراد اين گروه، در مورد برخى از تخلفات و جرائم، بالفور اقدام مىكنند. همچنان كه در دائره حسبه در گذشتهچنين بوده است. اخطارى لازم و ضرورى
يكى از نكاتى كه توجه به آن بسيار ضرورت دارد و رسول اكرم(ص) و ساير معصومان عليهم السلام نيز هشدار دادهاند، موضوعاعمال نفوذ افراد يا گروههاى مغرض و منحرف و تغيير دادن مصاديق معروف و منكر مىباشد. در طول تاريخ حتى هنگامى كه مانند معتزله امر به معروف و نهى از منكر را از اصول دانستهاند، قدرتهاى غالب وغاصب توانستهاند از طريق ديگر، به اين قانون لطمه وارد سازند و مانند (مرجئه) در مصداقها تشكيك كنند، تا آنجاكه در زمان بنىاميه و بنىعباس، دانشمندانى را استخدام كردند تا در مورد برخى از معروفها و منكرها اظهار نظرنموده، معروف را منكر و منكر را معروف معرفى كردند (10) . شكى نيست هنگامى كه اين امر حياتى به نحو احسن اجراء گردد، جلوى همه مفاسد و فاسدها گرفته خواهد شد. دراين صورت گروهى و افرادى به وساوس شيطانى مجهز مىگردند تا تدريجا برخى از مفاسد را توجيه كنند و باكوچكترين سوژه و بهانهاى قبح آن را از بين ببرند و به بهانه اين كه منكر نيست، آن را ترويج نمايند كه هم در تاريخ و همدر زمان خود نمونههائى از آن را ديدهايم. بنابراين در اينگونه موارد مسوولين امر، مسووليت دارند تا به اين امور نيز نظارت كنند تا كسى نتواند سوء استفادهنمايد و از راه ديگر قوانين الهى را تغيير دهد. حضرت امام صادق(ع) از رسول اكرم(ص) نقل مىكند كه فرمود: «كيف بكم اذا فسدت نسائكم و فسق شبابكم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنكر؟ فقيل له و يكون ذلك يارسولالله؟ فقال: نعم و شر من ذلك كيف اذا امرتم بالمنكر و نهيتم عن المعروف؟ فقيل له يا رسولالله و يكون ذلك؟ قال: نعم و شر من ذلك كيف بكم اذا رايتم المعروف منكرا و المنكر معروفا؟» (11) . «بر شما چه خواهد گذشت هنگامى كه زنان و جوانانتان فاسد و فاسق شده باشند و شما امر به معروف و نهى از منكرننمائيد؟ عرضه داشتند: يا رسولالله، آيا چنين خواهد شد؟ فرمود: آرى و بدتر از اين بر شما چه خواهد گذشت زمانىكه امر به منكر و از معروف نهى نمائيد؟ باز عرضه داشتند: آيا چنين خواهد شد؟ فرمود: آرى بدتر از اين. بر شما چهخواهد گذشت آنگاه كه معروف (زيبا) را منكر (زشت) ببينيد و منكر(زشت) را معروف(زيبا) به حساب آوريد». ما در جامعه افراد و گروههائى را مىبينيم كه هماكنون مصداق اين پيشبينى رسول اكرم(ص) هستند و نه تنها ازمعروف و نيكى دفاع و جلوى منكرات و زشتى را نمىگيرند، بلكه دقيقا در نظر آنان حق، ناحق و باطل، حق شمردهمىشود و زيبائى را زشتى و زشتى را زيبائى مىبينند و بر اثر آن كه بينش و ديد انسانى آنان بسته شده است، با چشمخودخواهى، انانيت و حيوانى مىنگرند، طبعا نمىتوانند واقعيات را آنچنان كه هست، ببينند. اصولا دواعى مختلف و علل و عوامل گوناگون، محيط تربيتى، عادت، تلقين و تبليغات سوء در ديدگاهها اثرمىگذارند و شرائط متفاوت چهبسا ديد و بيشن متفاوت به وجود مىآورد. روزى «عمار ياسر» با «مغيره بن شعبه» بحث مىكردند، حضرت امام على(ع) رو به عمار كرده فرمود: او را واگذار. «فانهلم ياخذ من الدين الا ما قار به من الدنيا. و على عمد لبس على نفسه ليجعل الشبهات عاذرا لسقطاته» (12) . «پس او(مغيره) چيزى از دين را نياموخته جز آنچه كه وى را به دنيايش برساند و عمدا امر را بر خود مشتبه كرده استتا شبهات (امورى كه باطل و منكرند و به حق و معروف شباهت دارند) عذر و بهانه براى خطاها و لغزشهايش باشد». علاوه بر علل و عوامل و دواعى، انسانهاى چندچهره و بىتقوا و متزلزل نيز، همواره حقائق را وارونه جلوه مىدهند، تااعمال ناشايستخود را توجيه كنند، بنابراين در مورد حفظ قوانين الهى، از تغيير و تبدل و دگرگون ساختن معروف ومنكر، بايد بسيار هشيار بود و علما و دانشمندان بزرگوار و مسوول، اين هشدار و اخطار را جدى تلقى كنند. امام على(ع) در اين رابطه مىفرمايند: «فمن لم يعرف بقلبه معروفا و لم ينكر منكرا قلب فجعل اعلاه اسفله و اسفله اعلاه» (13) . پس كسى كه در قلب خود معروفى را معروف نداند و منكرى را انكار ننمايد، دلش وارونه و دگرگون مىشود. تا آنجا كهبالاى او به پائين آمده پائين او به بالا برمىگردد (وارونه تشخيص مىدهد و حقائق را وارونه مىبيند)». با توجه به اين نكات، ضرورت پاسدارى و نگهبانى از قوانين الهى و مواظبت كامل براى جلوگيرى از تغيير وتبديلهاى بدعتگونه، بر همگان محسوس خواهد بود. 1) مائده، 79 . 2) مائده، 75 . 3) مائده، 80. 4) مائده، 81. 5) توبه، 67. 6) توبه، آيات 71 و 112. ) آل عمران، 114. 8) به كتابهاى (الاحكام السلطانيه)، (معالمالقربه فى احكام الحسبه) از محمد بن محمد بن احمد قرنى(648 - 729 )و (مسووليت و نظارت مردم در حكومت اسلامى) از نگارنده مراجعه شود. 9) (مبسوط). در اين باره به كتب فقهى مثل (دروس) از شهيد اول و احياء العلوم غزالى و كتب يادشده قبل مراجعهشود. 10) اين موضوع از زمان خلافت عثمان آغاز و در حكومت معاويه و پس از آن به اوج رسيد. به منابع تاريخى مراجعهشود. 11) وسائل الشيعه، ج6، ص 397. 12) نهج البلاغه، فيض الاسلام، كلمه 397. 13) كلمه 367 نهج البلاغه فيض الاسلام. درسهايي ازمكتب اسلام-سال76-شماره10