نخستين اقدامات حكومتى
امـيـر مـؤ مـنـان (ع )پـس از آن كه كار بيعت خاتمه يافت ، سياست آينده خود را ـ به منظور تحقّق بخشيدنبه اهداف خويش از پذيرش حكومت ـ اعلام كرد. خطوط و مواد اين سياست يك امر اتّفاقى و ناگهانى نبود كه
امير مؤ منان (ع )همان روز آن را ابداع كرده باشد، بلكه مجموعه برنامه و روشِ رسول خدا(ص )بود كه از وحى
و قرآن سرچشمه مى گرفت .كـارهـايـى كـه از نـظـر امـيـر مـؤ مـنـان (ع )اولويـّت و فـوريـّت داشـت شـامـل سـه قـسـمـت بـود:نـصـب كـارگـزاران صـالح ، از مـيـان بـردن تـبـعـيـضات و احقاق حق و بـازگـردانـدن امـوال بـه
غـارت رفـتـه و تـقـسـيـم عـادلانـه بـيـت المال .
1 ـ نصب كارگزاران صالح
حـضـرت عـلى (ع )در نـخـسـتين روزهاى حكومت ، حُكّام و عُمّال عثمان را از كار بركنار ساخت ؛ زيراسـتـمـگـرى و عـدم آشـنـايـى آنـان بـا سـيـاسـت مـردمـدارى و اصول حكومت اسلامى ، يكى از عمده
ترين عوامل قيام بر ضدّ عثمان بود.مـُغـِيرَةِ بْنِ شُعْبَه درباره حكّام مزبور با امير مؤ منان (ع )گفت وگو و پيشنهاد كرد كه آن ها را
در پست هايشان اِبقا كند، ولى حضرت نپذيرفت و فرمود: سوگند به خدا در اجراى وظايف دينى ام سستى نمى
كنم . (124) و در جاى ديگر در مورد انگيزه اين اقدام مى فرمايد:مـن از ايـن انـدوهـنـاكم كه سرپرستى حكومت اين امّت ، به دست اين بى خردان و نابكاران افتد، بـيـت
المـال را به غارت ببرند، آزادى بندگان خدا را سلب كنند و آن ها را برده خويش سازند. با صالحان ، نبرد
كنند، و فاسقان را همدستان خود قرار دهند.در ايـن گـروه افـرادى هـسـتـند كه شراب نوشيده ، و حدّ بر او جارى شده است ، و برخى ديگر اسلام را
نپذيرفتند تا براى آن ها عطايى تعيين گرديد.(125)امـام (ع )پـس از بـركـنـارى فـرمـانداران عثمان ، افراد صالح و دورانديش را به حكومت ولايات
مـنـصـوب كـرد. در آن روز ايـالات بـزرگ قـلمـرو اسـلامـى را بـصـره ، مـصـر و شـام تـشـكـيـل مـى
داد، لذا عـُثـْم انِ بـْنِ حـُنـَيـْف را بـه استاندارى بصره ، سَهْلِ بْنِ حُنَيْف را به
استاندارى شام ، و قَيْسِ بْنِ سَعْد را به استاندارى مصر منصوب كرد. و اَبُو مُوسى اَشْعَرى ، والى
كوفه را با اصرار مالك اشتر، در پست خود ابقا كرد.(126)