شهید مطهری و رهبری نسل جوان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شهید مطهری و رهبری نسل جوان - نسخه متنی

مجتبی محدث

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شهيد مطهرى و رهبرى نسل جوان

مجتبى محدث

بررسيهاى آمارى, جامعه كنونى ايران را يك جامعه جوان معرفى مى كند. كارشناسان مى گويند به طور تقريبى افراد گروه سنى 15 تا 24 سال, يك سوم جمعيت كشور را تشكيل مى دهند. اين آمار, خود بهترين دليل براى توجه بيشتر به جوانان است.

يك تصوير مبهم

اگر از شما در باره وضعيت عمومى جوانان كشور سوال شود چه پاسخ مى دهيد؟

با اينكه مدتهاست موضوع ((جوان)) محور بحث كارشناسان و متخصصان علوم اجتماعى قرار گرفته است, اما هنوز تصوير روشنى كه بيانگر نماى كاملى از جوان ايرانى باشد ارائه نگرديده است. در ابتداى امر, بيشتر اين تصوير در ذهن انسان نقش مى بندد كه جوان در هر جا كه حضور يابد مشكلى ايجاد مى شود, براى مثال در خانواده, پدر و مادر يا ساير اعضاى خانه او را درك نمى كنند, در مدرسه با همسالان خود كلنجار مى رود يا با مدير و ناظم و معلم نمى سازد, خوب درس نمى خواند, به مسايل اساسى و مهم توجه ندارد, در پى بازى و وقت گذرانى است, در جامعه خود را فراموش شده مى پندارد, احساس مى كند كه مورد بى مهرى و كم لطفى واقع مى شود, درهاى موفقيت و پيشرفت را به روى خود بسته مى بيند, گاه ترس از آينده و ناكامى وجودش را فرا مى گيرد و به دنبال آن احساس ضعف و ناتوانى بر او چيره مى شود و اين احساس باور پوچى و بى مصرف بودن را در او تقويت مى نمايد, براى رهايى از اين باور يا دست كم فراموش كردن پندارهايش, به اين سو و آن سو مى زند, پرخاشجو و عصيانگر مى شود و رفتارى از خود بروز مى دهد كه خوشايند ديگران نيست ...

آيا شما با اين تصوير از وضعيت عمومى جوانان ما موافقيد؟ اين نكته درخور دقت است كه نتيجه اين برداشت چه خواهد بود؟ به نظر مى رسد اين تصوير موجب مى شود, قضاوت نادرستى نسبت به نسل جوان و پوياى مملكت ارائه گردد و بزرگترها را از اين سرمايه قدرتمند محروم سازد. به بيان ديگر, بزرگترها را از جوانها مى ترساند و بين آنها و نسل جوان فاصله مى اندازد. از سوى ديگر, جوانان نيز خود را تنها احساس كرده و واكنش نشان مى دهند. اين واكنش به سهم خود جدايى بيشتر و عميق تر شدن شكاف را در پى خواهد داشت.

خطر و حادثه در همين جا كمين كرده است, در جايى كه فاصله بين دو نسل زياد مى شود, بله فاصله بين دو نسل; نسل امروز و نسل فردا.

امروز, اگر اين دو نسل يكديگر را درك و باور نكنند, هيچ يك فرداى روشنى در پيش رو نخواهند داشت. بايد چاره اى انديشيد. جوان امروز, ستون استوارى و بقاى فرداى كشور است. پس بايد او را در مقابل توفانهاى سهمگين از خود بيگانگى و وابستگى يارى داد و اين ذخيره تمام نشدنى را حفظ كرد.

چه كسى مسوول است؟

استاد شهيد مطهرى(ره) كه به هنگام تحليل مسايل اجتماعى با آينده نگرى و بصيرتى شگرف, سخن مى گويد, سالها پيش از اين در بحثى كه به بررسى مسايل جوانان پرداخته, پاسخ اين سوال را به روشنى بيان كرده است:

((اين اصل را همه مى دانيم كه در ديانت مقدسه اسلام مسووليتها مشترك است, يعنى افراد, مسوول يكديگرند و در مسووليتهاى يكديگر شريكند ((كلكم راع و كلكم مسوول عن رعيته)) بلكه نسلها مسوول يكديگرند. هر نسل مسوول نسل بعدى است كه اين دين و اين هدايتى كه از نسلهاى گذشته, دست به دست به آنها رسيده است آن را حفظ كنند و به نسلهاى بعدى برسانند, يعنى نسلهاى بعدى را آماده كنند براى پذيرفتن و استفاده از آن, بنابراين بحث در رهبرى نسل جوان, بحثى است از يك وظيفه و مسووليت كه متوجه همه است.))

بنابراين در همه شرايط و زمانها ((هر نسلى مسوول هدايت نسل بعدى است.))

نخستين مسووليت

فورىترين وظيفه ما كه مسوول انتقال آموخته هاى خود به نسل جوان هستيم چيست؟

بدون ترديد, بسيارى از پدر و مادرها, مربيان و همه كسانى كه براى هدايت و سعادت نسل جوان دل مى سوزانند, بايد قبل از هر چيز براى اين سوال پاسخى تهيه كرده باشند. شايد اين سوال مشكل اساسى آن دسته از مربيانى باشد كه براى بررسى عملكرد خود, در پى كشف ريشه هاى عدم موفقيت در تربيت نسل جوان و ايجاد ارتباط با آنان هستند. آنها بخوبى مى دانند كه بدون توجه به مراحل مسووليت و ويژگيهاى آن در موارد مختلف, هر گونه اقدامى اتلاف وقت محسوب مى شود.

نخستين مسووليت ما, شناخت جوان و روحيات و نيازهاى اوست اگر ما از شرايط فكرى, روحى و اجتماعى فردى كه در صدد ايجاد ارتباط با او هستيم, آگاهى لازم را نداشته باشيم, چگونه مى خواهيم اين ارتباط را برقرار سازيم. بخصوص زمانى كه بخواهيم با استفاده از اين رابطه, نوعى شناخت و تفكر تازه به او ارائه كنيم و انتظار داريم كه او استدلال ما را در مورد درستى اين تفكر بپذيرد.

استاد شهيد مطهرى(ره) در اين خصوص مى نويسد:

((فكر اساسى اين است كه اول ما درد اين نسل را بشناسيم, درد عقلى و فكرى, دردى كه نشانه بيدارى است يعنى آن چيزى را كه احساس مى كند و نسل گذشته احساس نمى كرد. مولوى مى گويد:




  • حسرت و زارى كه در بيمارى است
    هر كه او بيدارتر, پردردتر
    هر كه او هوشيارتر, رخ زردتر



  • وقت بيمارى هم از بيدارى است
    هر كه او هوشيارتر, رخ زردتر
    هر كه او هوشيارتر, رخ زردتر



بايد توجه داشت كه جوان امروز در شرايطى قرار گرفته است كه بيش از هر چيز كمبودها را احساس مى كند, آنچه لازم دارد در خود و محيط اطراف خود نمى يابد. اين احساس كمبود با سرابهاى متعددى كه برايش پديدار ساخته اند و او آنها را چشمه سار رهايى و سعادت مى پندارد تشديد مى شود.

بايد به جاى طرح و بزرگ نمايى موارد منفى رفتار جوان كه او را موجودى غير قابل تفاهم مى نماياند, بيش از پيش سعى در شناخت او داشته باشيم. توجه به اين مطلب ضرورتى انكارناپذير است. سرزنشها, توبيخها و توهينها جوان را در دل بستن به سراب آرزوها, استوارتر مى كند.

شناخت ويژگيهاى مثبت افراد يك نسل به معناى چشم پوشى از كاستيها و معايب آنها نيست. منظور ما از شناخت نسل جوان توجه دقيق به تمام رفتارها, كنشها و واكنشهاى اين نسل است. در اين رابطه نكته اى ظريف وجود دارد كه آن را از زبان استاد شهيد مى شنويم:

((نسل جوان ما مزايايى دارد و عيبهايى, زيرا اين نسل يك نوع ادراك و احساساتى دارد كه در گذشته, نبود و از اين جهت بايد به او حق داد. در عين حال يك انحرافات فكرى و اخلاقى دارد و بايد آنها را چاره كرد. چاره كردن اين انحرافات بدون در نظر گرفتن مزايا, يعنى ادراكات و احساسات و آرمانهاى عالى كه دارد, بدون احترام گذاشتن به اين ادراكات و احساسات ميسر نيست.

بايد به اين جهات احترام گذاشت. در نسل گذشته فكرها اين اندازه باز نبود, اين احساسات بلند و اين آرمانهاى عالى نبود, بايد به اين آرمانها احترام گذاشت. اسلام هم به اين امور احترام گذاشته است, اگر ما بخواهيم به اين امور بى اعتنا باشيم, محال است كه بتوانيم جلوى اين انحرافهاى فكرى و اخلاقى نسل آينده را بگيريم.))

اگرچه نسل جوانى كه استاد ويژگيهاى آن را برشمرد, امروز دوران جوانى را پشت سر گذاشته و خود مسووليت هدايت نسل بعدى را به عهده گرفته است, اما كلام استاد همچنان تازه و گوياست و ويژگيها و خصوصيتهاى مزبور نيز در باره جوان امروز, صادق است و طبيعتا مسووليتها نيز تغيير نكرده است.

شيوه هاى مناسب

براى درك هر فرد يا گروه و نيز ايجاد ارتباط با او لازم است با زبان فهم آن فرد يا گروه آشنا باشيم. سخن گفتن با كسى كه زبان او را نمى دانيم حاصلى در بر نخواهد داشت؟

اين مطلب, نكته اى اساسى در رابطه با اعمال شيوه هاى تربيتى است. به عبارت كوتاه بدون همزبانى, همدلى حاصل نخواهد شد.

بايد دانست كه نسل جوان در هر زمانى ويژگيهاى مخصوص به خود را دارد. اگر استاد مطهرى در زمان خود بر اين نكته تاكيد مى ورزد كه لازم است شيوه هاى تربيتى نسل جوان متناسب با شرايط روحى و اجتماعى آنان باشد, اين مطلب امروز نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. بايد زبان و الگوهاى رفتارى جوانان عصر خود را بشناسيم و با همان زبان و شيوه ها به تربيت و هدايت آنان اقدام كنيم.

پس با اين توجه كه شيوه هاى مورد نياز جامعه امروز با شيوه هايى كه در زمان شهيد مطهرى براى ايجاد ارتباط با نسل جوان, مورد استفاده قرار مى گرفت متفاوت است, عبارات شهيد مطهرى را در اين جهت, مورد دقت قرار مى دهيم:

((رهبرى يك فرد يا يك نسل در همه احوال و همه شرايط يكسان نيست, متفاوت است, شكلها و كيفيتهاى گوناگون دارد. وسايلى كه به كار برده مى شود متفاوت است. يك نسخه معين ندارد كه در باره همه افراد و همه نسلها يك جور داده شود. از اين رو, در هر زمانى تحت هر شرايطى بايد دقيقا انديشيد كه با چه نحو بايد صورت بگيرد و چه نسخه اى بايد داده شود.))

ايشان در جاى ديگر چنين مى نويسد:

((مهمتر از اينكه طرحى براى رهبرى اين نسل تهيه كنيم اين است كه اين فكر در ما قوت بگيرد كه مساله رهبرى و هدايت از لحاظ تاكتيك و كيفيت عمل در زمانهاى متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت فرق مى كند و ما بايد اين خيال را از كله خود بيرون كنيم كه نسل جديد را با همان متد قديم رهبرى كنيم.))

نسل جوان در هر دوره اى به شيوه ها و اصول تربيتى متناسب با همان دوره, پاسخ مثبت مى دهد. اهميت اين موضوع باعث شده است كه استاد مطهرى(ره) قسمت عمده اى از بحث رهبرى نسل جوان را به ((تناسب شيوه هاى تبليغى با نيازهاى هر دوره)) اختصاص دهد.

سيماى يك نسل صالح

هدايت و رهبرى آگاهانه ((نسل جوان)) اگر با رعايت همه جوانب و شرايط و توجه به همه حساسيتها و ظرافتهاى آن به انجام برسد و اگر ((نسل جوان)) كشور باور كند كه فرداى روشن و آينده سعادت او در كنار زنان و مردان اين سرزمين كه او را تعليم داده اند رقم خواهد خورد, در اين صورت همه نگرانيها از آنچه كه سرنوشت ((نسل جوان)) ناميده مى شود, برطرف خواهد شد. آينده كشور و ملت در گرو برخوردارى از يك نسل صالح است, نسلى كه قرآن به زيبايى, چهره آن را تصوير نموده است, نسلى كه به سعادت مى رسد و نسل بعد از خود را نيز به سعادت و نيكبختى رهنمون مى سازد, تصوير اجمالى اين نسل را در آيات ذيل چنين مى خوانيم:

((و وصذينا الانسان بوالديه احسانا حملته امده كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتى اذا بلغ اشدذه و بلغ اربعين سنه قال اوزعنى ان اشكر نعمتك التى انعمت علىذ و على والدىذ و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لى فى ذريتى اسنى تبت اليك و اسنى من المسلمين))(1)

ما انسان را به نيكى نسبت به پدر و مادر سفارش كرديم, مادرش به سختى بار او را كشيد و به سختى بر زمين نهاد, مدت باردارى تا جدا شدن از شيرخوارگى در مجموع سى ماه بود, تا رسيدن به سن چهل سالگى و گفت پروردگارا به من القا كن كه نعمت تو را كه به من و پدر و مادرم انعام كرده اى شكرگذارى كنم, و عمل صالحى كه موجب رضا و خوشنودى او باشد به جا آورم, پروردگارا نسل مرا صالح گردان, من به سوى تو بازگشت مى كنم و از كسانى هستم كه تسليم امر تو هستند.

استاد مطهرى(ره) با طرح اين آيات, سيماى يك نسل صالح را ترسيم مى كند. با عبارات استاد به عنوان حسن ختام مطلب را به پايان مى بريم:

در اين آيه خصوصياتى را براى نسل صالح ذكر مى كند:

((يكى روح شكرگذارى و قدردانى نسبت به نعمتها و موهبتهاى خلقت. ((رب اوزعنى ان اشكر نعمتك التى انعمت على و على والدى)) چشم مى اندازد با اين همه نعمتها و موهبتها كه خداوند بر او, و نسل گذشته كرده است, مى گويد خدايا به من نيرو بده و قوت بده كه بتوانم حق شناسى و قدردانى كنم, از نعمتهاى گذشته طبق رضاى تو استفاده كنم, شكر هر نعمت اين است كه بهره اى كه شايسته آن نعمت است از او شود.

ديگر اينكه از خداوند توفيق عمل و كار مى خواهد, رو به كار و عمل آورده, آن هم كار مفيد كه مورد رضايت خداست ((و ان اعمل صالحا ترضاه.))

ديگر اينكه توجه دارد به نسل آينده و صلاح و اصلاح آن نسل. مى گويد: ((و اصلح لى فى دريتى.))

چهارم حال توبه و بازگشت از تقصيرها و كوتاهيهايى كه در گذشته صورت گرفته است. ((انى تبت اليك.))

پنجم حالت تسليم به حق و مقرراتى كه خداوند در تكوين و يا تشريع قرار داده است. تخلف از اين مقررات است كه سبب نابودى و هلاكت است. ((و انى من المسلمين.))

در باره اين نسل مى فرمايد:

((اولئك الذين نتقبل عنهم احسن ما عملوا و نتجاوز عن سيئاتهم فى اصحاب الجنه وعد الصدق الذى كانوا يوعدون.))

مى فرمايد: اين گونه افراد و اين گونه نسل است كه ما اعمال نيكوى آنها را مى پذيريم و از خطاهاى آنها مى گذريم و از اهل بهشت هستند. وعده راستى است كه به آنها داده شده است.(2)


1ـ احقاف, آيه 15.

2ـ كليه فرازهايى كه از استاد شهيد نقل شد برگرفته از مقاله ((رهبرى نسل جوان)) اثر استاد, در كتاب ده گفتار مى باشد.

/ 1