یوسف عاشورا (9) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

یوسف عاشورا (9) - نسخه متنی

سید محمد انجوی نژاد

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد

موضوع : يوسف عاشورا - قسمت دوم

مکان : حسينيه سيدالشهداء

امشب مي خواهم زيبايي عشق در عبادت آقا عبدالله و اصحاب کربلا را با امروز تطبيق دهيم .

خطبه 182 نهج البلاغه

پدر آقا عبدالله و موسس تبليغ و اسلام ناب برخوردش با خداوند طوري است گويا بدهکارترين و سياهترين فرد خلقت است يعني اينکه وقتي عشق در کار مي آيد آنقدر قدرت دارد که عبادت کسي مثل علي(ع) که سيد الساجدين است را کاملا هيچ و پوچ مي کند

امام به خودش مي گويد:اي پيرمحاسن سفيد چگونه خواهي بود!؟

اميرالمومنين صاحب جهنم و بهشت است.کسي که علي (ع) را دوست داشته باشد به بهشت مي رود.حتي جنيان امامشان اميرالمومنين است.چون زماني که عشق مي آيد همه چيز حتي عبادت را هم مي سوزاند و اونقدر نزديک مي شوند به اولياء و آنقدردر مقام عرفاني بالا مي رود که اصلا احساس نمي کند آدم خوبي است

.




  • در معاصي شد همه عمرت سياه
    قامت خم گشته از بار گناه



  • قامت خم گشته از بار گناه
    قامت خم گشته از بار گناه



کسي که اگر تمام دنيا را به من بدهند که يک دانه گندمي را از دهان مورچه اي بگيرم نمي گيرم .




  • موي تو دررو سياهي شد سفيد
    يعني از ره،قاصد مرگت رسيد



  • يعني از ره،قاصد مرگت رسيد
    يعني از ره،قاصد مرگت رسيد



اگر کسي مثل اباعبدالله همه چيزش را براي خداوند قرباني کرد آيا مي تواند فکر کند که ارزني از خداوند طلب کارست ؟ !

امام علي (ع) مي فرمايند :

خدا مي داند که من به نماز و تلاوت قرآن و استغفار و مناجات علاقه مندم.حتي براي رفتن به ديدار معشوق ،خرج مي کنم .

من هزينه مي کنم از وقتم،از راحتيم،از گرما و سرما،از پولم، از کارم،از دير رفتن به خانه براي اينکه به اباعبدالله علاقه مندم و اصلا فکر نکردم که راحت باشم. بنابراين چون خدارو دوست دارم خجالت هم مي کشم .

وقتي گنهکاران اينهمه براي رسيدن به گناه خرج مي کنند .کم خوابي و خيلي چيزها را تحمل مي کنند و از کله صبح تا بوق سگ براي دنياي حرامشان تلاش مي کنند چرا من براي رسيدن به خدا و وصل شدن به اهل بيت تلاش نمي کنم؟ !

زبان يوسف عاشورا همه جمال و کمال و جلال است.زبان يوسف عاشورا، زبان شکر است وقتي نمي تواند يوسف فاطمه را ناراحت کند حتما يوسف پيغمبر خجالت مي کشيد از عبادت حسين در چاه !

در ميان عقل و عشق، کداميک ارزش عرق ريختن ،ارزش بي خوابي و ارزش گرسنگي را دارد.و اينجا عاشقان حسين(ع) سرشان را بالا مي گيرند که ليلاي ما ارزش دارد که در راهش عرق ريخت و بي خوابي و...را تحمل کرد

شيخ صدوق روايتي را نقل مي کند :

ايشان مي فرمايند:امام حسين(ع) صبح عاشورا دارن تعريف مي کنند که خيلي عجيبه.((صبح کردم در حالي که خداوند را بالاي سرم مي ديدم و آتشي در پيشِ رو.مرگ را مي طلبيدو حساب خيره خيره تماشايم مي کرد و به يقين مي دانستم آنچه را دوست دارم نمي يابم !

و آنچه را دوست ندارم از خود نمي توانم دور کنم.اما زمام امور در دست اوست.اگر خواست عذابم کند و اگر خواست عفوم نمايد و چه نيازمندي از منِ حسين در پيش خداوند نيازمندتر !

آقا رفتند زيارت خانه خدا و صورتشان را بر سنگ مقام ابراهيم گذاشتند که خدايا سيدالشهداء آمده خدايا پسر فاطمه آمده،پسر اميرالمومنين آمده،اشرف مخلوقات آمده ،باب رحمت آمده،سيد جوانان بهشت آمده است .

امام حسين در مقابل معبودش اينطور سخن مي گويد :

الهي عبيدک ببابک(بنده کوچولوت اومده در خانه ات. و نه خادمت بلکه نوکر بي مقدارت به در خانه خدا آمده است.يک گدا،اين کسي که هيچ کاري براي تو نکرده مگر اينکه تو خودت عفو و رحمت داشته باشي .

در احقاق الحق

الهي عبيدک ببابک و خويدمک ببابک سائلک ببابک و مسکينک ببابک

در جاي ديگرآقا فقر را با عجز تلقين مي کند

در کتاب مهج الدعوات اينکه خدايا من از تو خواهش مي کنم و ترسي را در دلم بينداز که از نزديک شدن به مخالفت با تو دوري کنم و اطاعت تو را کنم.آنچنان که مستحق توست و حتي در توبه پندپذير باشم .

بسياري از جملات بسيار خوب که به گوش من مي رسه که اگر خدايا تو نخواهي تاثيري برمن نمي گذارد و بسياري از خادمان و فرزندان اهل بيت ،بدترين انسانهاي تاريخ شدند.بنابراين در مقابل خداوند عجز کامل داشته باشيم.خدايا موجود پست و نحيف و ذليل و مسکين خلق کردي خودت هم بايد يه جورايي سرويس بهش بدي .

خيلي وقتها عقل ما را به خدا نمي رساند بلکه اين دل است که ما را به خداوند مي رساند.مي بيني 4 ساعت صحبت مي کنيم اثر نمي کنه اما وسط سينه زني و عزاداري يکدفعه مي بيني دلت هم ميگه حسين !!!

خدايا کاري کن که اگر مي خواهم به مردم بگويم توبه کنند براي اين باشد که محبت تو را در دلشان بيندازم و نه اينکه پرده اي به نام من در جلويشان بگذارم.خدايا بفهمم و درک کنم که تو از پدرو مادرم به من نزديکتري و کساني که مي گويند برايت مي ميرم و مي پرستمت تو از اينها هم بر من مهربان تري .

بنابراين هميشه سعي کنيم به خداوند حسن ظن داشته باشيم و نااميدي نسبت به او را در دلمان راه ندهيم

زماني براي زيارت رفته بوديم جمکران، ظهرش با رفقاء رفتيم رستوران. و هر کس سفارش غذايي داد .يکي گفت مرغ يکي گفت کوبيده و الي آخر. يکي از بچه ها که تقريبا فقير بود و وضع مالي چنداني نداشت گفت کوبيده بغل دستي اون شخص که از اون فقيرتر بود گفت من برگ مي خورم.اون شخص با تعجب بهش گفت؟مگه تو پول داري که برگ مي خواي؟در جواب گفته بود:اگر بگي کوبيده مي خوام مجبوري تا آخر عمرت کوبيدي بخوري. پس بالارو بخواه.يعني چي؟؟؟يعني اينکه طرف مي بيني هيچي نداره اما حسن ظن داره.بهش ميگن کجا داري ميري؟ميگه دارم ميرم مجلس؟؟ميگن تو هنوز دهنت بوي عرق ميده. ميگه خدا رو نشناختي خدا کريم تر از اين حرفاست.حتي عرق خوره هم نسبت به خداوند حسن ظن داره .

آيا مي دانيد که چرا عرق خورها در خانه امام حسين(ع) آدم مي شوند.چون مي گويند که تو خدا و اباعبدالله را نشناختي.فرمود امام حسين؛ که بدترين جمله به خداوند اين است که بگويد من آدم نشدم! يعني واقعا فکر مي کني که خداوند زورش نمي رسد با اينهمه عظمت تورا آدم کند !

تلفيق عشق و بدهکاري در عبادت

خدايا قبول دارم که نعمت دادي ولي شکر نکردم آخه بلد نيستم شکر کنم. آخه وقتي نعمت ميدي نمي تونم شکر کنم.ميگي آقا شکر کن. ميگه؟چطوري؟با چه زباني؟زبان را هم که خدا خودش داده و آنهم نعمت است !خدايا بعضي وقتها که خواستي يک گوشمالي به ما بدهي يک امتحان و بلايي را نازل کردي اما ديدي که من صبر هم نمي کنم و اصلا صبر کردن بلد نيستم.اما خدايا تو کسي نيستي که اگر نعمت دادي ومن شکر نکردم نعمتت را از من بگيري و اگر ديدي من صبر نکردم عقب نکشي.اينکه بگويي خدايا دستت درد نکنه که اين بلاها را نازل کردي اما من نکشيدم. نمي خواي بکشي عقب؟غير ممکن است که يک کريم رفتاري غير از اين داشته باشد.بنابراين هر کس که فکر کند خداوند بلايي خارج از ظرفيت من آورده و يا نعمت داده و من شکر نکردم و خداوند به اين دليل نعمتش را بر من قطع کرده در اشتباه است .

استعانت از امام

بدان که امام خيلي از جاها دستت رو مي گيره و بهت کمک مي کنه

شيخ مرتضي پولي را لاي کتابي گذاشته بود در کتابخانه اش و فراموش کرده بود که آن را کجا گذاشته.هر چه گشت پيدا نشد.روزي در خانه اش را مي زنند فقيري بود که 1300 تومان پول مي خواست.گفت:از کجا بياورم؟فقير در جواب مي گويد که امام زمان گفت لاي فلان کتاب طبقه فلان قفسه فلان و....!امام اينطور کمک مي کند .

بعضي وقتها ميگي ديدي شانس آوردم فلان حرف رو نزدم يا ديدي جدا اون لحظه فلان جمله اومد تو ذهنم گفتم و آبروم نرفت.در حالي که شانس اصلا وجود ندارد.و خداوند مقسمه يعني تقسيم کننده.حتي شانس در فوتبال هم وجود ندارد.فکر کن ببين چه کردي که نرفته تو گل و بي جهت نگو که شانس نياوردم .

توان روحي به علاوه عشق

حضرت ابالفضل 3 تا برادر از ام البنين که هر 3 تا هم شهيد شدند. عبدالله،عثمان و جعفر.روز عاشورا حضرت عباس به آنها فرمودند:برادرانم حرکت کنيد و به سمت دشمن بتازيد. و آنها را تارو مار کنيد.و جان خويش را فداي پسر فاطمه کنيد و در مقابل چشمانم به شهادت برسيد.براي اينکه بلا و مصيبت بزرگي را به دوش بکشم و با سعادت بيشتري از دنيا بروم !

و امتحان بزرگتري را بدهم .

و حال توي بچه شيعه مطمئني که شهادتت فرار از دنيا نيست؟آيا تا حالا بلا کشيدي؟صبر کردي؟مزه مقاومت در مقابل معصيت را تجربه کردي؟در مقابل دين خداوند چقدر تحمل کردي؟آيا دست فقرا را گرفتي؟آيا دست توي جيبت کردي براي دين؟يا اينکه از درس خواندن و غرزدن و کم خوابي خسته اي؟؟و بدان که هر چه بلا بالاتر عشق بيشتر .

و اين ابالفضل بود که به برادرانش گفت که شما برويد تا داغ شما بر دلم بماند تا امتحان بزرگي را پس دهم بعد شهيد هم مي شوم .

تلفيق عشق با صبر

درمصاحبه اي از آقاي قرائتي پرسيده بودند که شما خيلي در مورد نماز صحبت کرديد. و آيا مي شود بگوييد شيرين ترين نمازي که شنيديد کي و کجا بوده ؟

فرمودند:در يکي از مسافرت هاراننده اتوبوس براي نماز نگه نداشت. و گفت بعدا قضايش را بخوانيد.در اينجا يک دختر 11 ساله به پدرش گفت:پدرم چرا براي نماز نگه نمي دارد تا نمازم را بخوانم؟لذا دختر 11 ساله گفت من بايد نمازم را بخوانم.آب خوردن را برداشت و گذاشت وسط اتوبوس.مادرش با چادر پرده اي برايش گرفت تا وضو بگيرد. و شروع کرد به وضو گرفتن.راننده داد زد که اونجا چه خبره؟گفتند هيچي مي خواد ميخواد وضو بگيره تا نمازش را بخواند.راننده تا اعتراض کرد اين دختر به او گفت: قول مي دهم که حتي يک قطره آب هم روي صندلي نريزد.آقاي قرائتي فرمودند:به خاطر اين محبت و حساسيت اين دختر 11 ساله راننده در اولين مکان زد کنار.و آنهايي که نمازخون بودند و دوست نداشتند که استقامت کنند و حتي خود راننده همه وضو گرفتند و نماز خواندند.يک بچه 11 ساله در مسير خدا اينچنين استقامت نشان داد و بعد وقتي عبادت شيرين مي شود رنگ و بوي محبت هم مي آيد.و حتي خودش هم شيرين مي شود

. المومنون حلويون !


مومنين شيرينند

گفته مي شود که اگر کافران مي دانستند که مومنين چقدر خوشمزه اند آنها رامي خوردند

طرف ممکنه حتي با تو بد باشد اما توي دلش يک محبتي نسبت به تو ايجاد مي شود .

در دعاي جوشن کبير داريم:اي کسي که ذکرت شيريني مي آورد.يا من ذکره حلو

اي که ذکرت شيريني دارد .

وقتي از اصحاب عمر سعد بعد از واقعه عاشورا در مورد اصحاب اباعبدالله سوال کردند که چگونه بودند همه خوب مي گفتند.حتي از آنها تعريف و تمجيد مي کردند!چون جملاتي که دشمنان عاشورا عمرسعد و اصحابش بيان مي کردند تمام ديدن زيباييهاي عجيب است. حتي يک کلمه هم نگفتند که فلان شخص کم آورد .

المومنون حلويون !


برادرا و خواهرا امتحان کنند که با نماز شب و پاک نگه داشتن چشم و خالي کردن دل از کينه و نفاق آيا شيرين مي شوند در نزد خلق يا نه؟

تلفيق عشق و ناچيزي عبادت

زهير و سعيدبن عبدالله حنفي ظهر عاشورا زماني که امام مي خواستند نماز بخوانند اين دونفر سپر ايستادند تا امام نمازش را بخواند 13 تير به بدن زبير و سعيد بن عبدالله حنفي مي خورد آنهم نه يکباره بلکه يکي يکي.و حال وقتي نماز آقا عبدالله تمام مي شود زبير مي گويد:يابن رسول الله آيا وفاداري خودم را اثبات کردم؟از من راضي شدي؟ببينيد تا کجا ميره که طرف سپر امام حسين مي شود آنهم براي نماز حسين..کسي که جلوي نماز حسين سپر ايستاده و 13 تا تير يکي يکي خورده تا امام سلام نمازش را داده و بعد که امام بالاي سر زبير مي آيد زبير مي گويد آيا راضي شديد؟و چرا بعضي از ماها اينقدر خيالمان راحت است.چرا!؟

امام جواب مي دهند:نعم انتي امامي في الجنة(تو زودتر از من رفتي بهشت )

ببين مقام يک آدم مثل سعيدبن عبدالله حنفي به کجا مي رسد که سيد جوانان اهل جنت مي شود.انت امامي في الجنة !

صبح عاشوراست و امام مي خواهند به ميدان بروند.آخرين کلمات امام با خدا در مصباح المجتهد آمده.امام اول خدا را تعريف مي کند :

خداي عظيم بزرگ؛کسي که اگر غضبت راه بيفتد هيچ کس نمي تواند جلويت را بگيرد و اي کسي که اگر رحمتت خروشان شود باز هم هيچ کس نمي تواند جلويت را بگيرد.تو اي خداي بزرگ که اگر خيري بخواهي اگر همه دست به دست هم دهند سر سوزني نمي توانند مانع اين خير شوند و اگر شري را بخواهي اگر همه مردم هم زير بغلهايم را بگيرند باز هم سر سوزني نمي توانند مانع از رسيدن اين شر شوند..تويي که هيچ نيازي به من نداري و هر ابهت و هر موجودي و هر چيزي ذره اي از ابهت توست

خيلي عجيبه. خانم زينب دارن ميگن حسين جان نرو.بچه کوچک پاي اسبش را گرفته.در مقابلش تمام برادرانش را قطعه قطعه کردند و دشمن هلهله مي کند اما در صحبتهاي آقا اباعبدالله حتي بويي از گله هم وجود ندارد .

کسي که آنچه بخواهي تواني و وعده هايت راست و صادق و رحمتت شامل ما و امتحانت زيباست و به بندگاني که تو را بخوانند نزديکي. و به آنچه آفريده اي احاطه داري.تو مدبر همه اموري که چه کسي بالا باشد و چه کسي پايين.(اينکه کي فقر باشه کي غني. چه کسي گريه کند و چه کسي بخنددو...)و هر که را از در توبه درايد پذيرايي.آنچه را که بخواهي درک تواني کرد.کسي را که شکرگزاز باشد تورا،شکرگزاري و ياري کننده ات را ياري مي کني که در آخرين لحظات بسيار به تو محتاجم و به پيشگاهت ناله مي کنم و غمگين در برابرت مي ايستم و گريه مي کنم و مرد مي طلبم که خدايا ناتوانم و خود را به تو وامي گذارم که تو را مرا بسي.در ميان ما داوري کن که آنها از در مکر و حيله وارد شدند و ما اهل بيت را به قتل رساندند کسي که پيغمبر عالم و انيس مردم بود .

ببينيد عشق همه را مي سوزاند

اما نتيجه اخلاقي

برادران و خواهرانم اين دنيا براي عده اي آنقدر جدي است که از جديهاي دنيا غافل شدند در حالي که دنيا دار امتحان و مزرعه است و برخي آنقدر جدي گرفتند رسيدن به مطعمه و مشربه، که از رسيدن به حقيقت دنيا غافل شدند و آنقدر بالا و پايين بودن دنيا برايشان مهم شده که بالا بودن يا پايين بودن براي خداوند اهميتي ندارد.و آنقدر براي رسيدن به قله هاي دنيا تلاش مي کنند که از رفتن و صعود به قله هاي انسانيت غافل شدند. زدنها،کشتنها،زورگوييها،ستمها،رسيدن به شهوات،استعداد صرف کردن ها وهمه و همه تنها و تنها براي رسيدن به دنياست. در حالي که اگر انساني در اين دنيا بتواند خود را جزو خواص قرار دهد که فکرشان در جهت تعالي باشد امام زمان خيلي زودتر از اينها مي آيند

.

شب تاسوعاست و اباالفضل در مقابل ما.از محرم پارسال تا امسال را در نظر بگيريد که چه کارهايي کردي به چه قله هايي رسيدي؟و آنها که تنها و تنها براي دنيايشان تلاش کردند به کجا رسيدند؟و چه مضحک است آناني که غرق در دنيا شده اند .

يا برعکس کسي که پارسال وقتي به رکوع مي رفت و مي گفت سبحان ربي العظيم و بحمده هيچ احساس و نوري نداشت اما امسال که به رکوع مي رود زماني که سر از سجده برمي دارد در مقابل عالم آقايي مي کند يک احساس خوبي به او دست مي دهدنماز،نمازي شده که سالمش کرده .

براي زندگيتان برنامه ريزي مادي داشته باشد اما نه به عنوان قسمت اصلي دنيا. شما درس که مي خوانيد يک سري درسهاي پيش نياز،يک سري اختياري،يک سري اختصاصي،يک سري اصلي و يک سري هم عمومي داريد..اما مردم تنها به دروس اختياريشان اهميت مي دهند.اينکه مختاراست مرغ بخورد يا نون و ماست. اينکه مختار است در خانه اي 60 متري زندي کند يا 6000 متري !

و فصل آخر عزت عشق

وقتي انسان به خداوند نزديک مي شود و احساس عزيز بودن مي کند مي شود عزيز دردانه خداوند .

عزيز دردانه خداوند ديگه خيلي از عذاب نمي ترسد .

مي بيني پسره دعوا کرده دختره هم دعوا کرده دوتاشون شرن.اما پدر که مياد فقط پسر رو کتک مي زنه وکاري به دختر نداره با اينکه او هم مقصر است چرا؟چون دختره عزيزدردانه باباست و بابا کاري به او ندارد .

ديدين تو بعضي خونه ها داداش کوچيکه داداش بزرگه رو ميزنه. با اينکه داداش بزرگه زورش بيشتره. اما وقتي بهش ميگن چرا چيزي بهش نميگي ميگه مگه کسي مي تونه بگه بالاي چشمش ابروست عزيز دردونه باباست !!

لذااين دردانه خدا هم،اگر احيانا لغزش و خطايي مرتکب شد خدا يه جوري سرو تهش رو به هم مياره !

/ 1