نگاهي به کتاب رفتار سياسي شهيد مطهري و انقلاب اسلامي
پژوهشگر: محمدرضا تمري چکيده: با دستگيري امام خميني، ارتباط ايشان با مردم قطع شده، و بزرگترين مسوؤليت به عهده شهيد مطهري گذاشته شد و ايشان رهبري مبارزه را به نحو احسن ـ رهبر پنهان ـ انجام داد، سرانجام بر اثر فشار افكار عمومي و تلاش مراجع و علما، امام بعداز چند ماه از زندان آزاد و به قم برگردانده شد و استاد مطهري در مراسم تجليل و آزادي امام خميني و بازگشت ايشان به قم نقش محوري داشت رفتار سياسي شهيد مطهري و انقلاب اسلامي عنوان كتابي است كه به همت سيد احسان جوانمرد نگارش شده و توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي در 312 صفحه در زمستان 1385 منتشر شده است.نويسنده در بخش اول ابتدا در نگاهي به زندگي شهيد مرتضي مطهري اشاره دارد، كه ايشان در يك خانواده روحاني در فريمان مشهد متولد شده و تا سن سيزده سالگي در دامان پدر پرورش يافته، و بعد از آن براي ادامه تحصيل به مشهد عزيمت نموده اند. شهيد مطهري براي اولين بار ، شاهد عيني مبارزه و موضعگيري روحانيت ـ حادثه مسجد گوهرشاد در سال 1314 به رهبر علما و مجتهدين در برابر رژيم در مشهد بود.نويسنده در ادامه به مهمترين اساتيدي كه در شكلگيري شخصيت شهيد مطهري نقش داشتند، اشاراتي نموده كه از جمله اين استادان: 1ـ امام خميني: كه شهيد مرتضي پس از مهاجرت به حوزه علميه قم گم شده خود را در وجود امام يافت و شيفتگي خود را نسبت به امام همانند مولوي به شمس ميدانست.2ـ آيتالله بروجردي 3ـ علامه محمدحسين طباطبايي 4ـ ساير اساتيد ايشان: شيخ محمد صدوقي، آيتالله العظمي سيد شهابالدين مرعضي نجفي، آيات عظام سيد صدرالدين صدر، سيد محمدرضا گلپايگاني ، سيد احمد خوانساري ...کتاب در همين بخش به ارتباط شهيد مطهري با مهمترين گروه سياسي آن روز يعني فداييان اسلام ـ كه خواهان اصلاح جامعه و اقدام مسلحانه بودند ـ و نيز اينكه استاد فلسفه و فقه و اخلاق تحت فشار و نياز مالي ـ البته سوء تفاهم آيتالله بروجردي درباره ايشان كه مجبور به ترك حوزه علميه قم شدند ـ اشاره نموده است. شهيد مطهري از سال 1331 تا 1341 به تلاشهاي خستگيناپذير فعاليت علمي را دنبال كرده و در اين دوران به دنبال پيريزي يك بناي فكري و اجتماعي از اسلام بود و بدين منظور در جلسات هفتگي و ماهانه گروههاي مختلف فكري شركت كرد.ايشان از سال 1334 تا 1355 به تدريس و تحقيق ميپردازد و سخنرانيهاي علمي، فلسفي ، اخلاقي و تاريخي استاد در آن محافل علمي ـ با وجود ايكه جو سياسي اجازه نداد ـ نتايج پرباري بر جاي گذاشت.نويسنده در ادامه بخش اول به همكاري شهيد مطهري با نشريه مكتب اسلام و كانونها و مجامع اسلامي همچون: انجمن اسلامي مهندسين، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و انجمن اسلامي پزشكان ـ كه استاد در تأسيس برخي از آنان نقش داشتند ـ اشاره نموده است.نگارنده در فصلي به شكلگيري نخست اسلامي ايران تا تأسيس نظام جمهوري اسلامي، و به طور مختصر به حوادث و جريانات اين دوران از جمله: تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي و برخورد امام به دولت علم، اصلاحات آمريكايي، رفراندوم شش بهمن 1341، فاجعه فيضيه، قيام پانزده خرداد، ورود امام و سقوط نظام شاهنشاهي و جايگزيني نظام جمهوري اسلامي تشريح نموده است.نويسنده در قسمتي از بخش دوم به نقش شهيد مطهري از سال 1341 تا 1343 كه در اين مقطع تاريخي، ايشان يكي از جهت دهندگان اصلي مبارزه عليه شاه بود پرداخته و استاد به شكلهاي مختلف به مبارزه اقدام كرده از جمله:1ـ قبل از دستگيري حضرت امام ، به صورت رابط بين قم و تهران 2ـ دوران دستگيري و تحت نظر بودن امام ، به عنوان رهبر پنهان مبارزه 3ـ تلاش براي هماهنگ سازي مراجع در دوره آزادي امام خميني روش مبارزاتي استاد مطهري به صورت دقيق و پنهاني از روي تقيه واقعي بوده است كه اتخاذ اين شيوه باعث شد از چنگال ساواك دور ماند و از طرفي چهره سياسي ايشان پنهان ماند. شيوه مبارزاتي ايشان يك نوع تاكتيك مكتبي و هدفدار بود. هر چند عدهاي وي را مردي آرام و بركنار از سياست و بيشتر اهل تحقيق و حليف قلم ميدانند، اما نويسنده نقل و قولهاي مختلفي از علما آورده كه دلالت بر سياسي بودن شهيد مطهري دارد. نويسنده در ادامه بخش دوم به سخنرانيهاي شهيد در كانونها و انجمنها عليه رژيم و نيز به نقش استاد به عنوان رابط بين تهران و قم براي هماهنگي در امر مبارزه اشاره كرده و بيان ميكند كه استاد اخبار و تحولات قم را به پايتخت و از طرفي اخبار پايتخت را به گوش مراجع ـ به خصوص حضرت امام ـ ميرساند.استاد در تمام روزها و هفتههيا سال 41 و اوايل 42 بيش از هر كس ديگر در متن حوادث و جزئيات مبارزه در ارتباط نزديك يك مبارزين و روحانيون بود، سخنرانيهاي ايشان در ماه محرم، مجالس تهران را به كانونهاي سياسي عليه رژيم تبديل كرده است.نويسنده در ادامه به نقش استاد در جريان قيام پانزده خرداد پرداخته و اينكه ايشان در هدايت مردم و مرتبط كردن آنان با رهبري حضرت امام نقش اساسي داشته كه در شب دوازدهم محرم ـ شب پانزده خرداد ـ استاد سخنراني آتشين خود را در منبر خطاب به روحانيون و وعاظ چنين ميگويد:«بايد واقعيت را بگويند و در مقابل همه نوع حادثه و گرفتاري بايستد» رژيم به سركوب قيام و دستگيري علما از جمله شهيد مطهري پرداخته كه رژيم اتهام ايشان را اقدام عليه امنيت ملي مطرح و در تاريخ 15/3/42 دستگير ميشود.با دستگيري امام خميني، ارتباط ايشان با مردم قطع شده، و بزرگترين مسوؤليت به عهده شهيد مطهري گذاشته شد و ايشان رهبري مبارزه را به نحو احسن ـ رهبر پنهان ـ انجام داد، سرانجام بر اثر فشار افكار عمومي و تلاش مراجع و علما، امام بعداز چند ماه از زندان آزاد و به قم برگردانده شد و استاد مطهري در مراسم تجليل و آزادي امام خميني و بازگشت ايشان به قم نقش محوري داشت.نويسنده سعي كرده به ارتباط ايشان با تشكلهايي همچون جامعه روحانيت مبارز ـ كه استاد از بنيانگذاران آن بود ـ هيأتهاي مؤتلفه اسلامي و نهضت آزادي اشاره نمايد، استاد بيش از ديگران در انديشه تشكيل و سازماندهي روحانيت بود و از مشاوران عالي جامعه روحانيت مبارز به شمار ميرفت و بسياري از مبارزات عليه رژيم از طريق همين جمعيت هدايت ميشدند شهيد مرتضي مطهري تغذيه فكري جمعيت مؤتلفه نيز محسوب ميشد و عضو شوراي تصميمگيري اين هيأت بود، ارتباط شهيد با نهضت آزادي دليل وجود عدهاي از دوستانش همچون آيتآلله طالقاني و مهندس بازرگان بود.درسالهاي 1343 تا 1356 دو نوع حركت تعليه رژيم صورت گرفت يكي حركت مسلحانه و ديگر حركت و مبارزات فكري و فرهنگي ، كه استاد از معدود افرادي بودند كه در هر دو بعد مبارزات خود را ادامه داد.نويسنده در ادامه به مسأله كاپيتولاسيون پرداخته و مي نويسد : استاد مطهري مصوبه مجلس را در اختيار امام قرار داد.ايشان مطهري پس از سال 1344 بيشتر فعاليتهايشان را روي تشريح مباني فكري اسلام ، پاسخگويي به شبهات ضددين و تبليغات متجددان ، كه وسائل ارتباطي را در اختيار داشتند و تلاش فكري براي نامشروع جلوه دادن رژيم متمركز كرد.نويسنده در ادامه بخش دوم به فعاليتهاي فرهنگي استاد پرداخته و از جمله اين فعاليتها:1ـ همكاري با مجله زن روز: رد سال 1345 ، استاد در پاسخ به مقالاتي كه بر ضد حقوق زن در اسلام در اين مجله نوشته شده بود و بسياري از خوانندگان را نسبت به دين اسلام بد بين نموده بود ، مقالاتي نوشت.استاد مطهري با آگاهي كامل از نقش مساجد و منابر و پتانسيل نهفته در آن حداكثر استفاده را از منابر نمود، و در دهه 50 مسجد و منبر از مهمترين پايگاههاي مبارزاتي استاد بود و بر اثر سخنرانيها عليه رژيم ممنوعالمنبر شدند، شهيد مطهري علاوه بر سخنراين در مساجدي همچون هدايت، مسجدالجواد، در مساجد ديگر تهران و برخي شهرستانها فعاليت روشنگري خود را ادامه داد و از جمله كساني بودند كه به مسجد هامبورگ از نظر مذهبي و فرهنگي كمك ميرساندند.ممنوعالمنبر شدن و ساير موانع رژيم و فشارهاي ساواك باعث نشد كه استاد مطهري سخنرانيها و اقدامات روشنگرانه خود دست بردارد و از اين رو سنگرهاي فرهنگي ديگر همچون كانونها ، دانشگاهها، سمينارهاي ديني و تأليف ... را وسايل هدايت و افشاگري ايشان شد.در همين زمان استاد به مبارزه با باستانگرايي رژيم ـ كه تفكر ناسيوناليستي منهاي معتقدات اسلامي ـ پرداخت. ايشان مقارن برگزاري جشنهاي 2500 ساله رژيم که بانگ ايرانگردي و ناسيوناليسم همه جا را پركرده بود، شهيد مطهري كتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ايران را به رشته تحرير در آورد.نويسنده در قسمتي به تشريح برخي از جريانهاي سياسي مانند نهضت آزادي، سازمان مجاهدين خلق و ماهيت و وجوه افكار آنها را مشخص و افشا نموده و در ضمن به دفاع از روحانيت در سه جنبه پرداخته است:الف) انتقاد از وضع روحانيت. ب) اصلاح: نظم و سازمان دادن تشكيلات روحانيت . ج) دفاع در مقابل جرياني كه در پي كوبيدن روحانيت بودند.استاد مطهري به عنوان يك تئوريسين بزرگ انقلاب درباره جايگاه روحانيت در نهضت معتقد بود كه رهبر نهضت تنها متعلق به روحانيت است و مراقب بود كه برخي از گروهها با شخصيتسازي نقش رهبري را در نهضت كمرنگ نكنند، استاد مطهري از طريق پيك و نامه با رهبر نهضت در ارتباط بود و در بسياري از محافل جانشين امام شناخته ميشد. استاد مطهري معتقد بود كه تنها گروهي كه قادرند رهبري مسلمانان را به عهده گيرند، روحانيوناند كه در متن فرهنگ اسلام رشد يافتهاند.نويسنده در فصلي از بخش دوم حوادث سال 56ـ57 را تشريح نموده، كه سال 1356 يكي از حساسترين مقاطع تاريخ انقلاب اسلامي است، حوادثي در اين سال رخ داد كه نهضت را وارد مرحله جديدي نمود، يعني براندازي رژيم. در اين زمان شهيد مطهري همانند سالها، قبل دومين شخصيت پس از امام، و هدايت نهضت را در داخل به عهده داشتند. در اين سال درگذشت دكتر شريعتي اتفاق افتاد كه استاد مطهري مراسم چهلم ايشان را به مراسم حمله عليه رژيم پهلوي تبديل نمود و با مرگ مشكوك فرزند امام، روحانيت و فعاليت آنان وارد مرحله تازهاي شد و اين حادثه باعث گرديد كه بين گروههاي مختلف خارج از كشور و جريان اصلي مبارزه ـ براي سرنگوني رژيم ـ وحدت ايجاد گردد.پس از رحلت آيتالله مصطفي خميني و برگزاري مجلس ترحيم، روزنامه اطلاعات با درج مقالهاي به امام توهين نمود كه ايشان از خارج دستور ميگيرد، به دنبال درج اين مقاله توهينآميز ، طلاب حوزه علميه قم در شانزدهم دي ماه به تظاهرات پرداختند و تعدادي از آنان شهيد شدند و اين نقطه عطفي در تاريخ نهضت اسلامي محسوب ميشد، و شهيد مطهري در اين برهه زماني، حلقه ارتباط امام و مراجع وقت بود. به مناسبت شهداي قم، در تبريز عزاي عمومي اعلام شد و در مسجد درگيري رخ داد و قيام 29 بهمن شكل گرفت و عدهاي كشته و مجروح شدند.نويسنده در ادامه اين فصل به ارتباط استاد مطهري با گروههاي مبارز چه در داخل و چه در خارج از جمله: گروه محمد منتظري ، گروه روحانيون مبارز ، ارتباط با گروههاي هفتگانه مبارز مسلمان: گروه توحيدي صف، گروه فلاح، گروه فلق، گروه توحيدي بدر ، گروه منصورون، گروه موحدين و گروه امت واحده ميپردازد. فصل آخر كتاب به حوادث سالهاي 57 و 58 اختصاص يافته كه در اين دوران نهضت اسلامي به رهبري امام خميني به ثمره رسيد و جايگزين نظام طاغوتي و شاهنشاهي شده است. استاد مطهري به جهتدهي رويداد سال 57 پرداخته و در اين فاصله زماني، شاهد سخنراني و اعلاميههاي مختلف از استاد هستيم و سازماندهي مبارزات در راهپيمايي و تظاهرات و نيز برگزاري جلسات جامعه روحانيت مبارز در منزل استاد مطهري و با محوريت ايشان صورت ميگرفت. در ادامه مبارزه شهيد مطهري در 13 آبان 57 در دانشگاه تهران به سخنراني ميپردازد و با فرا رسيدن محرم، روحانيت مبارز از روزهاي تاسوعا و عاشورا بهرهبرداري لازم را به نهايت رساندند كه در 19 و 20 آذرماه 57 با مشورت شهيد تظاهرات با شكوهي برگزار شد، در همين سال استاد براي تبادل نظر به فرانسه ميرود و در مورد مسائل مختلف انقلاب با امام مذاكره نمودند.با آغاز بهمن 57 شمارش معكوس پيروزي انقلاب شروع شد و شهيد مرتضي مطهري در رأس سه نهاد انقلابي همچون جامعه روحانيت مبارز تهران، كميته استقبال از امام و شوراي انقلاب بود. تشكيل شوراي انقلاب براي سازماندهي انقلاب و هدايت آن و نيز اينكه قدرت را از رژيم شاهنشاهي به جمهوري اسلامي انتقال يابد، تشكيل كرد و شهيد مرتضي مطهري مسئول تشكيل اين نهاد انقلابي بود.نويسنده در ادامه به مخالفت علني رژيم با بازگشت امام و نيز تحصن علما و روحانيون، مدرسين حوزه در مسجد دانشگاه تهران كه خوستار بازگشت امام شدند و نيز نقش شهيد مطهري در اين تحصن ميپردازد. سرانجام با ورود امام مراقبت از محل اقامت ايشان از وظايف شهيد مطهري بود. با شكلگيري دولت موقت كه اعضاي آن نهضت آزادي بود و بازرگان با پيشنهاد استاد به نخست وزيري رسيد و استاد با پيروزي انقلاب براي تثبيت اين نظام نوپا فعاليت زيادي نمود و مشاور عالي امام بودند و در بسياري از عزل و نصبها و تصميمگيريها نقش اساسي داشت و بسياري از ارگانها و نهادهاي انقلابي با پيشنهاد شهيد مطهري شكل گرفت، سرانجام استاد مطهري به وسيله گروه فرقان ـ شهيد مطهري حاضر بود جان خود را در راه مبارزه با اين گروه بدهد ـ در 12 ارديبهشت 1358 به شهادت رسيد و انقلاب اسلامي را با فقدان يك انديشمند بزرگ مواجه نمود .
نگاه آخر:
نويسنده در بخش اول به بيان برخي از حوادث و جريانات كه به شكلگيري نظام جمهوري اسلامي منجر شده، اشاره نمود و در بخش دوم همين موضوعات را آورده با اين تفاوت كه به نقش شهيد مرتضي مطهري و ارتباطي كه ايشان با اين جريانات داشتهاند، پرداخته است.به نظر ميرسد نويسنده خواننده را ناآگاه از حوادث و تحولات انقلاب فرض کرده است لذا سعي كرده اول يك نوع آگاهي و آشنايي مختصر از پديدههايي كه منجر به ظهور انقلاب اسلامي شده، به خواننده بدهد و بعد كه ذهن وي آماده پذيرش شد آنگاه به نقش شهيد مطهري در اين جريانات بپردازد.نويسنده ميتوانست همين مطالب در بخش دوم بياورد و ديگر به تكرارگويي روي نياورد و بر حجم اثر خود نيفزايد و براي آن تصلي مستقلي تهيه ننمايد. مسأله ديگر اينكه نقل قولهاي بيش از حد از زيبايي مطالب ميكاهد، نويسنده در اين كتاب نتوانسته است خود را از محيط نقل قول مستقيم خارج كند.نويسنده براي راحتي كار خود، برخي نوشتههاي خود را از كتب به روايت اسنادي استفاده كرده ـ البته منظور اين نيست كه نبايد به اين منابع ارجاع دهد ـ كه در مركز اسناد انقلاب اسلامي ... منتشر شده ، نويسنده بهتر بود اين چنين نوشتهها به اصل پرونده كه در مراكز آرشيوي همچون آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي ... كه پرونده آنها موجود است ارجاع دهد. نكته آخر اينكه به نظر ميرسد نويسنده از يك منبع لاتين استفاده نمود حال آنكه بر اثر اشتباه چاپي فهرستي از منابع را تحت عنوان كتب انگليسي در فهرست منابع آخر كتاب گنجانده شده است.به هرحال محقق در حد توان سعي كرده كه رفتار سياسي يكي از چهرههاي سرشناس انقلاب اسلامي را رشته تحرير در آورد.