جلوه هایی از حیات عالم ربانی آیة الله سید جمال الدین گلپایگانی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه هایی از حیات عالم ربانی آیة الله سید جمال الدین گلپایگانی - نسخه متنی

سید محمدرضا آقامیری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جلوه‏هايي از حيات عالم رباني آية‏الله سيد جمال الدين گلپايگاني 1

سيد محمّد رضا آقاميري




  • فلاقلم يقوي عليه ولافم2
    بأيّ بيان عن شعوري أترجم



  • بأيّ بيان عن شعوري أترجم
    بأيّ بيان عن شعوري أترجم



كتاب زندگاني او را چگونه ورق زنم در حالي كه قلم از نوشتار وصفش عاجز است و انديشه از كنه وجود او بي‏خبر. سالها بايد بگذرد و تاريخ، سير خود را به سوي افقهاي تكامل طي كند تا مگر عظمت و بلنداي مقام آن رادمرد بزرگ مكتب ائمه هدي عليهم آلاف التحية والثناء نموده شود و ابعاد و خصايص آسماني آن پير طريق هدايت تفسيري بسزا يابد.

مقام بلندش ما را بر آن داشت تا با زمزمه نام و گراميداشت يادش شبنمي از بهارستان وجودش و نمي‏ازيم فضايلش برگيريم.




  • رمزي بيا بپرس و حديثي بيا بگو 3
    جان‏پرور است قصه ارباب معرفت



  • جان‏پرور است قصه ارباب معرفت
    جان‏پرور است قصه ارباب معرفت



تـولـد

در سال 1295 ق كودكي پا به عرصه وجود گذارد، پدر اسم او را جمال‏الدين نهاد و تاريخ اسم او را جمال الملّة والدين.

خاندان

پدرش مرحوم آية‏الله سيد حسين گلپايگاني (م 1304 ق)، فرزند فقيه بزرگوار سيد محمّد علي گلپايگاني (م 1280 ق) است.

برادران مرحوم آية‏الله سيد جمال‏الدين همه غير از يكي، از علماي گلپايگان بوده‏اند و اسامي شريفشان از نظر مي‏گذرد:

1 ـ آية‏الله سيد محمّدعلي، مؤلف كتابي در اصول و از تلاميذ ميرزا حبيب‏الله رشتي متوفي به سال 1312 ق؛ 2 ـ مرحوم آقا سيد جعفر از علماي گلپايگان؛ 3 ـ مرحوم آية‏الله سيد ابراهيم؛ 4 ـ مرحوم سيد محمّد؛ 5 ـ مرحوم سيد ميرزا آقا از زهاد و اتقياي گلپايگان.

تحصيـلات

سيد جليل‏القدر، نه سال بيشتر نداشت كه پدر بزرگوارش درگذشت. وي چند سالي را در سعيدآباد به شباني و فلاحت گذراند، ولي روح بلندي كه از پدران خود به ارث برده بود او را بر آن داشت تا به آبا و اجداد بزرگوار خود اقتدا كند.

دوازده ساله بود كه در همان سامان نزد برادران بزرگوارش درس را آغاز كرد. مقداري از دروس مقدماتي را در موطن خود فرا گرفت و براي ادامه تحصيل راهي گلپايگان شد.

عمده علوم عربيت و بلاغت و منطق را از علماي گلپايگان آموخت. مي‏گويند: هر روز مسافت بين سعيدآباد و گلپايگان را براي آموختن علم پياده مي‏پيمود. چند سالي را در گلپايگان به درس و تحصيل اشتغال داشت تا به سال 1311 ق در حالي كه 16 سال بيش نداشت عزم اصفهان نمود و در مدرسه الماسيه ساكن گرديد. مدتي را در آن مدرسه ساكن بود تا اينكه از آنجا به مدرسه شيخ محمّد علي ثقة‏الاسلام منتقل گرديد.

در آن ديار سطوح عالي را نزد مرحوم حاج ميرزا بديع و مرحوم آخوند ملاّ عبدالكريم گزي فرا گرفت و معقول را نزد مرحومان آخوند ملا علي كاشي و ميرزا جهانگير خان قشقايي بياموخت و فقه و اصول را نزد مرحوم سيد محمّد خاتون‏آبادي و شيخ محمّد علي ثقة‏الاسلام و شيخ محمّد تقي مشهور به مدرسي و سيد محمّد باقر درچه‏اي فرا گرفت. همچنين درايه و رجال و علوم ديگر را از علماي اصفهان آموخت.

در زمان جواني كه در اصفهان تحصيل مي‏كرد با مرحوم آية‏الله حاج آقا حسين بروجردي همدرس و هم مباحثه بوده است و آية‏الله بروجردي چه در هنگامي كه در بروجرد بودند و چه اوقاتي كه به قم مهاجرت كردند نامه‏هايي به ايشان مي‏نوشتند و در باره بعضي از مسائل غامض و حوادث واقعه استمداد مي‏كردند.

در وادي سير و سلوك

مرحوم سيد جمال‏الدين مي‏فرمود:

من در دوران جواني كه در اصفهان بودم نزد دو استاد بزرگ، مرحوم آخوند كاشي و جهانگيرخان درس اخلاق و سير و سلوك مي‏آموختم و آنها مربي من بودند. به من دستور داده بودند كه شبهاي پنجشنبه و جمعه به بيرون از شهر بروم و در قبرستان تخت فولاد در عالم مرگ و ارواح تفكر كنم و مقداري هم عبادت كنم و صبح برگردم.

عادت من اين بود كه شب پنجشنبه و جمعه مي‏رفتم و مقدار يكي دو ساعت در بين قبرها و در مقبره‏ها حركت مي‏كردم و تفكر مي‏كردم و بعد چند ساعت استراحت نموده سپس براي نماز شب و مناجات برمي‏خاستم و نماز صبح را مي‏خواندم و پس از آن به اصفهان برمي‏گشتم.

همچنين مي‏فرمود:

شبي از شبهاي زمستان هوا بسيار سرد بود، برف هم مي‏آمد. من براي تفكر در ارواح و ساكنان وادي آن عالم از اصفهان حركت كردم و به تخت فولاد وارد شدم و براي خوردن غذا و استراحت به بقعه‏اي رفتم.

در اين حال در مقبره را زدند تا جنازه‏اي را كه از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود و از اصفهان آورده بودند آنجا بگذارند و شخص قاري قرآن كه متصدي مقبره بود مشغول تلاوت شود و آنها صبح بيايند و جنازه را دفن كنند.

آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاري قرآن مشغول تلاوت شد. من همين كه دستمال را باز كرده و مي‏خواستم مشغول خوردن غذا شوم ديدم ملائكه عذاب آمدند و مشغول عذاب كردن شدند. چنان گرزهاي آتشين بر سر او مي‏زدند كه آتش به آسمان زبانه مي‏كشيد، و فريادهايي از اين مرده برمي‏خاست كه گويي تمام قبرستان را متزلزل مي‏كرد. نمي‏دانم اهل چه معصيتي بود. قاري قرآن از اين جريان اطلاع نداشت و آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت. من از مشاهده اين منظره از حال رفتم، بدنم لرزيد، رنگم پريد و به قاري اشاره كردم كه در را بازكن من مي‏خواهم بروم.

گفت: آقا! هوا سرد است، برف زمين را پوشانده، در راه گرگ تو را مي‏درد.

هرچه خواستم به او بفهمانم كه من طاقت ماندن ندارم او درك نمي‏كرد. بناچار خود را به در اتاق كشيدم در را باز كردم و خارج شدم و تا اصفهان بسختي آمدم و چندين بار به زمين خوردم. يك هفته در مدرسه مريض بودم و مرحوم آخوند كاشي و جهانگير خان مي‏آمدند و استمالت مي‏كردند و به من دارو مي‏دادند و جهانگيرخان برايم كباب باد مي‏زد و به زور به حلقم فرو مي‏برد تا كم‏كم قدري قوت گرفتم. 4

ورود سيد به حوزه علميه نجف

سيد در جمادي الآخره 1319 ق آهنگ نجف اشرف كرد و در مسير خود از گلپايگان گذشت و مورد استقبال عالمان آن سامان قرار گرفت، و در اوايل ماه رمضان المبارك 1319 ق وارد نجف گرديد. مرحوم آقا سيد جمال مي‏فرمود:

من وقتي از اصفهان به نجف اشرف مشرف شدم تا مدتي مردم را به صورتهاي برزخي آنها مي‏ديدم: به صورتهاي وحوش و حيوانات و شياطين، تا آنكه از كثرت مشاهده ملول شدم. يك روز كه به حرم مطهر مشرف شدم، از اميرالمؤمنين عليه‏السلام خواستم كه اين حال را از من بگيرد، من طاقت ندارم، حضرت آن حال را از من گرفت و از آن پس مردم را به صورتهاي عادي مي‏ديدم! 5

سيد از نخستين روزهاي ورود به نجف در درس مرحوم آخوند ملاّ محمّد كاظم خراساني حاضر شد و از ملازمان درس ايشان قرار گرفت. دو دوره اصول مرحوم آخوند را حاضر شد و در بحث فقه در مباحث مختلف از آن وجود ذي قيمت استفاده فراوان برد.

سيد علاوه بر شركت در درس آخوند خراساني، از افادات مرحوم حاج آقا رضا همداني هم بهره‏مند مي‏شد و نيز از ملازمان فقه فقيه عصر سيد محمّد كاظم طباطبايي يزدي بود.

همچنين از انفاس ملكوتي آقا شيخ هادي طهراني، آخوند ملا علي نهاوندي، عالم كامل شيخ محمّد بهاري و آقا سيد ابوتراب خوانساري استفاده كرد.

بعد از فوت مرحوم آخوند خراساني قدس‏الله نفسه الزكيه وي در درس هيچ كس حاضر نشد تا آن هنگام كه متوجه وجود گرانقدر آية‏الله ميرزا حسين غروي نائيني گرديد.

شركت آقا جمال در درس مرحوم نائيني عامل بزرگي براي شركت علما و فضلاي حوزه نجف در درس ايشان شد. او مشاور علمي نائيني بود و در اجازه‏اي كه به وي داده از ايشان به عنوان حجة‏الاسلام ياد كرده است. 6 كه اين عنوان را مرحوم نائيني در هيچ اجازه‏اي براي هيچ كس به كار نبرده است.

مرحوم سيد جمال پس از نيل به مقام تدريس و افاده هيچگاه مراقبت از حالات و اعمال خود را فراموش نكرده و در اين وادي از انفاس قدسيه مرحوم آية‏الله سيد مرتضي كشميري و آية‏الحق سيد احمد كربلايي بهره‏ها برد و از اشارات عارف كامل مرحوم حاج شيخ علي محمّد نجف‏آبادي همواره متنبّه بود تا اينكه حقايق و معاني را از وجود اين انوار فروزان اخذ كرد و واصل به درجه‏اي از معاني شد كه آنان واصل شده بودند و حايز رتبه‏اي از كرامات گرديد كه آنان جايز گرديده بودند.

حضور در صحنه نبرد

در جنگ بين‏الملل اوّل كه عراقيها به ياري دولت عثماني شتافتند و بر ضدّ استعمار بريتانيا به رهبري روحانيت آگاه به مبارزه برخاستند، مرحوم آية‏الله سيد جمال‏الدين همگام با مرحوم آية‏الله ميرزا محمّد تقي شيرازي در اين جنگ شركت داشتند.

نيل به مقام مرجعيت

پس از آنكه مرحوم آية‏الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني قدس‏سره در سال 1365 ق وفات نمود، مرحوم آية‏الله سيد جمال گلپايگاني به مرجعيت شيعه نايل شد و عده زيادي از شيعيان در عراق و ايران از وي تقليد مي‏كردند.

تأليفات و آثار

مرحوم آية‏الله گلپايگاني داراي تأليفات زيادي هستند كه اندكي از آنها به طبع رسيده است كه ما بعضي از آنها را از نظر مي‏گذرانيم:

1) رسالة في جواز البقاء علي تقليد الميت؛

2) رسالة في اجتماع الامر والنهي؛

3) رساله استدلالي در غيبت. رساله‏هاي ياد شده، همراه بيست مسأله مهم استدلالي فقهي در سال 1370 ق در چاپخانه حيدريه نجف‏اشرف چاپ شده است؛

4) تقريرات درس اصول مرحوم نائيني؛

5) يك دوره اصول فقه به قلم خود ايشان؛

6) يك دوره فقه شامل ابواب: طهارت، صلات، وصايا، اجاره، مكاسب، طلاق، قضا (ناتمام)، اطعمه و اشربه و حج.

فرزندان

مرحوم آية‏الله گلپايگاني داراي چهار فرزند پسر بوده‏اند كه به ذكر نام آنها مي‏پردازيم:

1) مرحوم آية‏الله علامه سيد محمّد جمال هاشمي متولد 1332 ق در نجف اشرف، اين عالم جليل داراي تأليفاتي متعدد بوده است.

2) مرحوم آية‏الله حاج سيد احمد گلپايگاني بوده كه در تهران از علماي طراز اوّل به شمار مي‏رفتند و در سال 1412 ق در تهران دارفاني را وداع گفتند.

3) آية‏الله حاج سيد علي گلپايگاني.

4) حاج سيد حسين گلپايگاني.

وفـات

سرانجام آية‏الله العظمي حاج سيد جمال‏الدين گلپايگاني پس از خدمات زيادي كه به جامعه علم و اسلام و مسلمين نمودند در عصر روز دوشنبه 29 محرم‏الحرام 1377 ق در سن 82 سالگي چشم از اين جهان فاني فرو بستند. پيكر پاك ايشان را برحسب وصيت خود او در وادي‏السلام [ نجف[ به خاك سپردند.




  • و سار من الوادي المقدس سيده
    لقد غاب عن أُفق الهداية فرقده



  • لقد غاب عن أُفق الهداية فرقده
    لقد غاب عن أُفق الهداية فرقده




1 . از جناب حجة‏الاسلام آقا سيد احمد حجازي كه در تهيه اين مقاله مرا ياري داد، تشكر مي‏كنم.

2 . شعراء الغري، ج 11، ص 6 ، شعر از آيت‏الله سيد محمّد جمال هاشمي گلپايگاني. 3 . از حافظ شيرازي .

4 . معادشناسي، علاّمه سيد محمّد حسين تهران قدس‏سره ، ج 1 ، ص 138 ـ 141 .

5 . معادشناسي علامه سيد محمّد حسين تهران قدس‏سره ، ج 1 ، ص 142 .

6 . صورت اين اجازه نزد آية‏الله حاج سيد علي گلپايگاني (يكي از فرزندان ايشان) موجود است.

/ 1