نگاهي به المسلسلات فيالاجازات
ميراث شهاب ـ سال چهارم، ش اول، مسلسل 11، بهار 77تدوين: سيّد محمود مرعشي نجفي، چاپ اوّل: قم،کتابخانه آيتالله العظمي مرعشي نجفي، 1416 ق، رحلي، 2 ج: 650 + 585 ص.ناصرالدّين انصاري قمي
حديث، پس از قرآن، دوّمين مصدر تشريع و معرفت اسلامي، از منظر حجّيت و
اعتبار، و گستردهترين منبع، از حيث وسعت محدوده به شمار ميرود.حديث، در کتاب و سنّت داراي اهميتي بسيار بوده و ائمّه اطهار (ع)، شيعيان و
شاگردان خويش را هماره به وجوب پيروي از آن و حفظ و نگهدارياش و نگارش و
تدوينش، و فهميدن و به کار بستنش، و بليغ و نشرش توصيه کردهاند.چنانکه حديث شريف «من حفظ علي امّتي اربعين حديثاً بعثه الله يوم القيامة
عالماً فقيها» در بين مسلمانان مشهور است، و بر همين اساس، دهها کتاب «اربعين
حديث» نگاشته شده است.مسلمانان از دير زمان - به دليلي که گفته آمد - به علم حديث عنايت ويژهاي
مبذول داشته و در صدد مواظبت و محافظت از آن برآمدند و در اين راستا به تأسيس
علومي همانند رجال (شناسايي راويان حديث)، درايه (شناخت تاريخ و انواع و آداب
تحمّل حديث)، علم حديث (بيانگر تدوين و جمع حديث) دست يازيدند، که هم اکنون صدها
کتاب گرانسنگ و ارزشمند در اين علوم در دسترس ماست.راههاي گوناگون حمل حديث عبارتاند از: املا، قرائت، اجازه، مناوله،
مکاتبه، إعلام، وصيّت، و جاده، که در اين ميان، اجازه - پس از املا و قرائت - از
اهميّتي ويژه برخوردار است، و به همين دليل بوده است که دانشمندان مذاهب
اسلامي، در بيش از دوازده قرن، از اين سيره پسنديده به خوبي محافظت کردهاند.اجازه نقل حديث - که استاد (مجيز) به شاگرد (مجاز) اعطا مي کند - در حقيقت
گواهي است بر شايستگي شاگرد در شناخت حديث و خبرويّت وي در اين فن و اجازاتي است
در ممارست مجاز با علم حديث. نخستين اجازه شفاهي که سراغ داريم، اجازه امام صادق
(ع) به ابانبن تغلب در نقل حديث و فتواست؛ و اوّلين اجازه کتبي شيخ
عبدالسلامبن حسين بصري به احمدبن عبدالله ورّاق است.اجازات حديثي، به وسيله کتابها و در گستره حلقات تدريس، منتشر گرديده، و
دامنه آن از قرون گذشته، تا زمان ما گسترده شده است. اين اجازات، غالباً در
برگيرنده معرفت طبقات، اخبار علما و دانشمندان و زندگي علمي و آرا و نظرات
ايشان بوده، و منبع معتبر و اصيل شناخت ابعاد زندگاني آنان است.اين اجازات - که گاه بسيار مفصّل و گاه مختصر بوده - در طول زمان در کتابهاي
متعددّي گردآوردي شده است؛ از جمله: جلد 25 بحارالانوار (جلد 104 - 107 چاپ جديد)،
مستدرک البحار ميرزا محمّد تهراني، رياضالابرار سيّد محمّد علي روضاتي.برخي از اجازات کبير - که در طول زمان مورد مراجعه و استفاده بسيار قرار گرفته
است - عبارتاند از:اجازه علاّمه حلّي (م 726 ق) براي بنيزهره.2. الاجازة الکبيرة. سيّد عبداللهبن سيّد نورالدين بن سيّد نعمتالله
جزايري، که به چهار تن از علماي هويزه در 1168 ق اعطا کرد.3. لؤلؤة البحرين فيالاجازة لقرّتي العين. شيخ يوسف بحراني (م 1186 ق)، که به دو
پسر برادرش در1182 ق اعطا کرد. 4. مناقب الفضلاء في رياضالعلماء امير محمّدحسين خاتون آبادي(1151ق). 5. الروضة البهية فيالطريق الشفيعية. سيّد شفيع جاپلقي (م1280)، که مرحوم مؤلف
در 1278 به فرزندانش داده است.6. بغيةالوعاة في طبقات مشايخالاجازات. سيّد حسن صدر کاظمي (1280ق)، که مؤلف
بزرگوار در 1326ق به علاّمه سيّد محمّد مرتضي جونفوري داده است.7. ذخيرة المعاد فيالاجازة لافلاذ الاکباد. شيخ محمّدباقر بيرجندي (م1352ق).8. ثبت الاثبات في سلسلة الرواة. سيّد عبدالحسين شرفالدين (م 1377ق). اجازاتي
است که وي به ديگران اعطا کرد. 9. الاسناد المصفّي الي آلبيت المصطفي. شيخ آقابزرگ تهراني (م 1389ق). اجازتي
است که وي به صدها عالم شيعي اعطا کرده است. 10. الطريق و المحجة. لثمرة المهجة. سيّد شهابالدين مرعشي نجفي (م 1411ق).
اجازهاي است که وي به فرزندش آقاي سيّد محمود مرعشي در سال 1395ق داده است. مرحوم آيت الله العظمي مرعشي نجفي (1315-1411ق) در نيم قرن اخير به کوششي
تحسينبرانگيز براي کسب
اجازه متعدّد از علماي مذاهب اسلامي دست يازيدند، که نتيجه اين تلاش، اخذ و
گردآوري بيش از چهار صد اجازه از علما و فقهاي اماميّه، زيديّه، اسماعيليّه و
مذاهب مختلف اسلامي است. (164 اجازه کتبي و بيش از 250 اجازه شفاهي، که 327 اجازه از
علماي شيعه، 150 اجازه از علماي سنّي، هفده اجازه از علماي زيدي و دو اجازه از
علماي اسماعيلي است.)آيتالله العظمي مرعشي نجفي را، به حق، بايد «سيّد مشايخ الاجازه» ناميد.
هيچکس در اخذ و اعطاي اجازه نقل حديث به پايه وي نميرسد، چرا که از
نظر کثرت طرق و جمع اسانيد و اهتمام در احيا و نشر حديث، همچون خورشيدي فروزان
در ميان علماي مسلمان است. وي علاوه بر اجازات مفصّل و گسترده، مانند الدوحة الفاطمية، غنية المستجيز،
الدّرالفريد، به تأليف اجازات ديگري دست زد که برخي از آنها عبارتند از: 1. الثبت
الکافي؛ 2. الطرق والاسانيد الي مرويات اهلبيت (ع)؛ 3. زبدة الاسانيد؛ 4. الاجازة
الکبيرة.در زمره کساني که از وي اجازه نقل حديث گرفتهاند، نام اين افراد به چشم
ميخورد: شيخ آقابزرگ تهراني، سيّد محمّد صادق بحرالعلوم، ميرزا علي علياري
تبريزي، شيخ عطاءالله اشرفي اصفهاني، سيّد محمّد قاضي طباطبايي:، سيّد
مصطفيصفايي خوانساري، و از معاصران: محمّدتقي بهجت، سيّد علي خامنهاي، جعفر
سبحاني، ناصر مکارم شيرازي، لطفالله صافي، سيّد مرتضي عسکري، محمّد فاضل
لنکراني، سيّد رضي شيرازي، شيخ عبدالله نظري مازندراني، سيّد مهدي يثربي
کاشاني، شيخ جعفر صبوري قمي، سيّد مهدي لاجوردي و … .المسلسلات فيالاجازات در بر گيرنده اجازات کتبي آن فقيه فقيد از علماي
اسلامي، و اغلب به خط خود ايشان است. درنگ در صفحات اين مجموعه، خواننده را به
باغي دلگشا و آکنده از گلهاي خوشبوي علم و معرفت فرا ميخواند. مطالب گوناگون
رجالي، تاريخي، کتابشناسي و نسبشناسي، از جمله فوايد اين اجازات است.1. در نخستين مجلّد اين کتاب، تعداد 164 اجازه گردآوري شده که برخي از آنها
بسيار مفصّل و شامل فوايد گوناگون رجالي، تاريخي و کتابشناسي است؛ مانند اجازه
شيخ محمّد باقر بيرجندي، اجازه ميرزا حسن علياري، اجازه سيّد قاسم بن ابراهيم
علوي حسني زيدي، اجازه سيّد علوي حضرمي حداد، اجازه شيخ عبدالحفيظ فاسي، اجازه
قاضي احمد سياغي يماني و اجازه سيّد اسماعيل و سيّد محمّد زيدي يماني.2. اکثر اجازات به خطّ مجيزان محترم است، امّا برخي از آنها نسخه چاپي اجازات
بوده که به نام آيتالله مرعشي مصدّر گرديده است؛ مانند اجازه علامه سيّد
عبدالحسين شرفالدين، اجازه آيتالله شيخ عبدالله مامقاني، اجازه شيخ
محمّدحسن محمّد المشاط المکي، اجازه شيخ عبدالحفيظ فاسي و اجازه سيّد ابراهيم
راوي بغدادي.3. برخي از اجازات اين مجموعه مدبّح است؛ يعني هريک از مجيز و مجاز (استاد و
شاگرد) به ديگري اجازه حديث داده است؛ مانند علاّمه شيخ آقابزرگ تهراني، علاّمه
سيّد محمّد صادق بحرالعلوم، حاج شيخ محمّدحسين آيتي بيرجندي، حاج ميرزا علي
غروي علياري و حاج سيّد محمّد علي موحّد ابطحي اصفهاني.4. برخي از اجازات اين مجموعه به خطّي بسيار خوش نگاشته شده است؛ مانند اجازه
شيخ محمّد حرزالدين، اجازه ميرزا محمّد تهراني، اجازه شيخ ابوالهدي کلباسي،
اجازه سيّد جعفر بحرالعلوم و اجازه ميرزا فضلالله زنجاني.5. در اين کتاب، برخي از علما به نام غير معروفشان نيز مذکورند؛ مانند حاج آقا
حسين طباطبايي قمي (ميرسراجي)، سيّد محمّدعلي حسيني تفرشي (ميرسپاسي) و ميرزاي
نائيني (منوچهري).6. مرجع فقيد شيعه، از برخي از علما اجازات متعدّد روايي، اجتهاد و امور حسبيه
دريافت داشته است که همه آنها در کنار هم ذکر شده است؛ مانند حاج شيخ عبدالکريم
حائري (سه اجازه)، سيّد حسن صدر (چهار اجازه)، آقا ضياءالدين عراقي (چهار
اجازه)، ميرزا آقا اصطهباناتي (چهار اجازه)، سيّد فخرالدين امامت کاشاني (دو
اجازه) و سيّد ابراهيم راوي بغدادي (سه اجازه).دومين جلد اين کتاب که به خامه حجتالاسلام والمسلمين، دکتر سيّد محمود
مرعشي نجفي نگاشته شده، در برگيرنده شرح احوال و زندگاني بزرگاني است که نام
شريف آنان در نخستين جلد کتاب آمده است. اين نوشتار آکنده از فوايد گوناگون
تاريخي، رجالي، کتابشناسي، اخلاقي و نسبشناسي است و مرجعي موثّق در نگارش
تراجم دانشمندان به شمار ميرود. شرح احوال، همه با استفاده از دهها کتاب - و در
صورت نبودن منبع، با استناد به گفتار و نوشتار اولاد و احفاد و علماي شهرها - به
رشته تحرير درآمده، و حقّاً مجموعهاي گرانبها فراهم آمده است.در اين کتاب، به زندگاني 140 تن از علماي شيعه، پانزده نفر از علماي زيديه و هشت
نفر از دانشمندان اهل سنّت پرداخته شده، و اطّلاعات برخي از تراجم احوال به خطّ
آيتالله مرعشي، و بسياري ديگر هم به خطّ صاحب ترجمه است؛ مانند شيخ محمّدباقر
بيرجندي، سيّد عبدالله بلادي بوشهري، سيّد ابوالقاسم دهکردي، سيّد راحت حسين
لکهنوي، شيخ محمّد رضا ابوالمجد اصفهاني، سيّد محمّد مهدي موسوي اصفهاني، شيخ
ابوعبدالله زنجاني، ميرزا عنايتالله اخباري، سيّد محمّد علمالهدي نقوي،
شيخ مرتضي چهرهقاني تبريزي، حاج ميرزا حسن حائري و سيّد عبدالله برهان
سبزواري.
1. رجال نجاشي، ج 1، ص 78.2. همان، ص 223.