گزارشى از «ميراث حديث شيعه»
ابوالفضل حافظيان ميراث حديث شيعه، به كوشش: مهدى مهريزى ـ على صدرايى خويى، چاپ اوّل: قم، مؤسسه فرهنگى دارالحديث، 1377ش، دفتر اوّل، 436ص، وزيرىحديث، پس از قرآن كريم، بزرگترين منبع و مصدر معارف اسلامى است و از جهت گستردگى موارد و آثار مترتّب بر آن، از اهميت ويژه اى برخوردار است.رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مسلمانان را به فراگيرى و فهم و نشر و تبعيت از احاديث، ترغيب نموده، از آنان خواسته اند تا به حفظ، تدوين و تبليغ و نشر آن همّت گمارند.از اين رو، عالمان دينى، كتابت حديث و صيانت آن از تحريف و تغيير را به روشى علمى و اصولى، وجهه همّت خود ساخته، كتابها و رسائل بسيار و جلسات و محافل درسى فراوانى را به احياى احاديث اختصاص دادند و به مرور زمان، گسترش مباحث حديثى سبب شد تا دانش هايى در دامن حديث زاده شود كه رسالت اصلى آنها حفظ و حراست از حديث بود.مجموعه علومى كه حول محور حديث نضج يافته و به تدريج كامل تر گشته، از مهمترين و گسترده ترين بخش هاى ميراث علمى اسلام است ودين مبين اسلام از اين جهت نيز برترى خود را بر ساير اديان، نشان داده است؛ چرا كه چنين مصدر معرفتى گسترده و دقيقى در مذاهب ديگر به چشم نمى خورد و اين از ويژگى هاى اسلام عزيز است.در اين ميان، مذهب حقه تشيع، حظّ وافر و سهم بسزايى در بسط و نشر مباحث حديثى داشته است؛ چرا كه استمرار دوره عصمت، طبق عقيده شيعه، موجب شد تا تعداد احاديث و روايات شيعه، چند برابر رواياتى باشد كه اهل سنّت نقل كرده اند.دانش هايى چون علم الحديث ( كه متكفّل تدوين و جمع و ضبط حديث است)، علم مصطلح الحديث و دراية الحديث (شامل تاريخ حديث و تأليف و آداب و شروط حمل و اقسام و انواع حديث و آنچه مرتبط با متن و سند حديث است) و علم رجال (كه احوال راويان حديث را بيان مى كند)، همه در بستر حديث زاده شدند.تحقيق و تفحص در آثار گذشتگان و تتبّع در منابع كتابشناسى و فهارس نسخ خطى و مصادر تاريخى، نمايانگر آن است كه دانشمندان شيعى در حفظ و كتابت، تدوين و تبويب، تبليغ و تدريس، و شرح و ترجمه حديث، و نيز در رشته هاى مختلف علوم حديث (چون رجال و درايه) تلاش هاى ارزنده اى داشته اند.شيخ حر عاملى مى گويد:در زمان ائمه(ع) كتب حديثى بسيارى تأليف شده كه تعداد آنها متجاوز از شش هزار و ششصد كتاب است.1پس از عصر حضور نيز اين تلاش ها ادامه يافت و در زمينه هاى مختلف علوم حديث، صدها كتاب و رساله گرانسنگ، محصول تلاش علمى دانشمندان و محققان شيعه در طى قرون متوالى بوده است؛ اما متأسفانه آمار آنچه به طبع رسيده، بسيار كمتر از تعداد كتب و رسائلى است كه در علوم حديث نگاشته شده است.بخشى از ميراث حديثى شيعه، گرفتار تندباد حوادث روزگار شده و از ميان رفته است و در كنار آن، بخشى از آن به همت دانش دوستان حفظ شده و عالمان فراوانى، سالهاى متمادى از عمر خويش را صرف حفظ آن كرده اند تا اين ميراث را به دست نسلهاى بعدى برسانند. اكنون شناسايى و نشر اين كتابها و رساله ها، رسالتى است بر دوش محققان و مؤسسات فرهنگى. بر اساس اين ضرورت، مركز تحقيقات مؤسسه فرهنگى دارالحديث، طرحى را براى شناسايى، تحقيق و تصحيح نسخ خطى در حوزه حديث و علوم حديث شيعه، تحت عنوان «ميراث حديث شيعه» به اجرا گذاشته است.همچنين، يكى از برنامه هاى مركز تحقيقات موسسه فرهنگى دارالحديث، تدوين «فهرستگان نسخ خطى علوم حديث» است كه در اين راستا، تقريبا از تمامى فهارس نسخ خطى كتابخانه هاى ايران، برگه نويسى صورت گرفته و برگه ها در موضوعاتى چون حديث شيعه و حديث عامه، دعاى شيعه و دعاى عامه، رجال شيعه و رجال عامه، درايه شيعه و درايه عامه، اجازات شيعه و اجازات عامه و… به ترتيب الفبايى، با لحاظ نمودن تاريخ كتابت نسخه ها تنظيم شده و در آينده اى نزديك به دانش پژوهان و دوستداران معارف اسلامى تقديم خواهد شد.ميراث حديث شيعه، يكى از آثار و بركات ارزشمند اين طرح عظيم پژوهشى است كه به صورت دفترهاى مستقلى منتشر مى شود.در اين دفترها، رساله هاى كوتاه يا بلندى كه در حجم يك كتاب نيست، تصحيح و احيا مى گردد.گردآورندگان فاضل اين دفاتر، همراه با همكاران علمى خود، برآنند كه هر يك از دفترها را در پنج بخش سامان دهند. بخش هاى پنجگانه (طبق آنچه كه در مقدمه دفتر نخست آمده) به قرار زيرند:يك. متون حديث: در اين بخش، نسخه ها و رساله هايى كه حاوى اربعين هاى حديثى، كلمات قصار، گزيده هاى موضوعى و… باشد، جاى مى گيرند.دو. شرح و ترجمه حديث: رساله هايى كه به شرح احاديث اختصاص دارند، يا ترجمه هاى كهنى كه از پاره اى روايات صورت پذيرفته ـ چه به صورت نثر يا نظم ـ در اين بخش جاى خواهند گرفت.سه. علوم حديث: رساله هايى در زمينه رجال، مصطلح الحديث، غريب الحديث، اصول و قواعد فقه الحديث و ديگر شاخه هاى علوم حديث، در اين بخش، مجال نشر مى يابند.چهار. اجازات: اجازاتى كه در ميان عالمان شيعى، محدّثان و فقيهان مبادله شده و پشتوانه صحت و درستى نقلهاست ـ و امانتدارى و دقت اين بزرگان را در حوزه سنّت معصومان(ع) نشان مى دهد ـ در اين قسمت قرار خواهند گرفت.پنج. معرفى نسخه: نسخه هاى مربوط به رساله هاى حجيم كه در حدّ يك كتاب اند، يا نسخه هاى تازه اى از كتب و رساله هاى چاپ شده كه انتشار آنها بر اعتبار آن كتاب و رساله مى افزايد، در اين بخش معرفى خواهند شد.پس از اين مقدمه، دفتر نخست از اين گرامى مجموعه را ورق زده، برگهاى زيباى آن را به تماشا مى نشينيم… بسم اللّه مجريها و مرسيها:دفتر اول ميراث حديث شيعه، مجموعا دوازده مقاله كوتاه و بلند را دربرگرفته است. طولانى ترين مقاله، «اجازات المحقق الكركى» است كه حدود نود صفحه از مجموعه را به خود اختصاص داده است و كوتاهترين آن، معرّفى «نسخه اى كهن از نهج البلاغه» است كه در كمتر از ده صفحه جاى گرفته است. رساله هاى ديگر، همچون «الفوائد الرجالية»، «ألقاب الرسول وعترته» و «الأربعون حديثا»، هر كدام در حدود پنجاه صفحه اند.در ابتداى بعضى از رساله ها تصويرى از صفحات اول و آخر نسخه خطى رساله درج شده است، كه شايسته بود اين ابتكار درباره همه رساله ها انجام مى شد.در بخش اوّل (متون حديثى)، سه رساله، در بخش دوم (شرح و ترجمه حديث)، پنج رساله، در بخش سوم (علوم حديث)، تنها يك رساله، در بخش چهارم (اجازات)، دو رساله و در بخش پنجم (معرّفى نسخه) كه بخش پايانى اين دفتر است، يك مقاله درج شده است.سر دفتر اين مجموعه، رساله اى است به نام ألقاب الرسول و عترته كه با تحقيق آقاى سيد عليرضا سيد كبارى، در صفحات 15 تا 81 به چاپ رسيده است.رساله مذكور، يكى از بهترين رسائلى است كه به روش محدّثان اسلامى، به بيان فضايل و مناقب ائمه اطهار(ع)، با بهره ورى از روايات و احاديث، پرداخته است.محقق محترم، اين رساله را از تأليفات قطب الدين راوندى (م573ق) دانسته و دلايل خود را در اثبات اين انتساب، در مقدمه متذكر شده است. همچنين، در مقدمه محقّق، حيات علمى قطب راوندى و مشايخ و شاگردان و تأليفات وى بيان شده و در تصحيح رساله، آيات و روايات در پاورقى به منابع ارجاع داده شده است. تصحيح و تحقيق اين رساله، با استفاده از نسخه خطى شماره 2272 كتابخانه آية اللّه مرعشى و نسخه چاپ شده در «مجموعه نفيسه»، صورت پذيرفته است.رساله دوم با عنوان التعقيبات والدعوات اثر خامه عارف نامى، ابن فهد حلّى (م841ق) است كه با تحقيق محمّد جواد نورمحمدى، در صفحات 83تا 102 آمده است.مصحّح در مقدمه اى كوتاه به بيان زندگى علمى و عرفانى مؤلف رساله پرداخته و متذكر شده است كه رساله مذكور را با استفاده از نسخه هاى خطى، شماره5651 و 8084 كتابخانه آية اللّه مرعشى و نسخه چاپ سنگى (كه در حاشيه «مكارم الأخلاق» طبرسى به چاپ رسيده) تصحيح نموده است.اين رساله، داراى مقدمه اى كوتاه و نه فصل است.رساله سوم از بخش اوّل (متون حديثى)، يكى از آثار ارزشمند محدّث شهير عصر صفوى، ملا محمّد تقى مجلسى (م1070ق) است كه الأربعون حديثا نام دارد؛ اين رساله را آقاى على صدرايى خويى تصحيح نموده است كه در صفحات 103 تا 140 قرار دارد.محقّق در مقدمه با دو شيوه كتابشناسى و نسخه شناسى، آثار علمى مجلسى را به اختصار شناسانيده و منابع شرح حال وى را با ذكر نشانى جلد و صفحه آنها، فهرست نموده است.حديث شريف «من حفظ عن أمّتى أربعين حديثا…» موجب شده است كه از دير زمان، دانشمندان مسلمان كتابها و رساله هاى بسيارى به نام «اربعين» يا «الأربعون حديثا» يا «شرح اربعين» مرقوم دارند كه بخش مهمى از كتب حديث فريقين را به خود اختصاص داده است. شايسته بود مصحح محترم در مقدمه، در اين باره اطلاعاتى ارائه دهد تا جايگاه اين رساله در ميان نوشته هاى همنوع آن، بيشتر مشخص گردد.در اين رساله، چهل حديث از احاديث نبوى و علوى و احاديث صادقين و ديگر ائمه معصوم(ع)، با ذكر شماره، و هر حديث در موضوعى خاص، جمع آورى شده است.تصحيح اين رساله از روى نسخه خطى شماره 9764 كتابخانه آية اللّه مرعشى صورت گرفته است.بخش دوم (شرح و ترجمه حديث) با شرح حديث من عرف نفسه، اثر خامه سيد محمد مهدى تنكابنى (م1280ق) شروع مى شود. تحقيق اين رساله را آقاى مهدى مهريزى به عهده داشته و رساله در صفحات 141 تا 172 آمده است.حديث شريف «من عرف نفسه…» از غرر احاديث است كه مورد توجه بسيارى از دانشمندان شيعه و سنى قرار گرفته و دهها شرح بر آن نگاشته شده و وجوه مختلفى در معناى آن بيان گرديده است. مصحح در مقدمه، نام 25 رساله مستقل را در شرح حديث مذكور آورده است.تنكابنى در شرح حديث شريف، هفده وجه از وجوه و معانى اين حديث را بر شمرده است.تصحيح اين رساله براساس نسخه شماره 5695 كتابخانه آية اللّه مرعشى انجام شده است.رساله پنجم، به نام شرح حديث نقطه، از آثار صائن الدين ابن تركه اصفهانى، از دانشمندان مشهور قرن هشتم و نهم هجرى است كه با تحقيق آقاى على فرّخ، در صفحات 173 تا 190 جاى گرفته است.جمله معروفى به امام على(ع) نسبت داده شده كه آن حضرت فرموده است: «أنا النقطة التى تحت الباء». در معنى اين جمله، مطالب مختلف و شروح متعددى به رشيه تحرير درآمده است كه يكى از مهمترين آنها ـ كه به فارسى و به سبك عرفانى نگاشته شده ـ رساله مذكور است.مصحح محترم، نسخه خطى شماره 3035 كتابخانه آية اللّه مرعشى را اصل قرارداده و از دو نسخه ديگر (نسخه خطى شماره 1012كتابخانه مركزى دانشگاه تهران و نسخه خطى شماره326 دانشكده ادبيات دانشگاه تهران) نيز در تصحيح رساله استفاده نموده است.رساله ششم و هفتم، دو ترجمه منظوم از احاديث است كه هر دو از آثار شاعر خوش ذوق قرن دهم هجرى، عادل بن على بن عادل خراسانى است.اين دو رساله، يكى با نام زبدة الأخبار در صفحات 191 تا 211 و ديگرى با عنوان ستّين عادلى در صفحات 212 تا 230 آمده است.تصحيح هر دو رساله ياد شده، با استفاده از نسخه خطى شماره 1003 كتابخانه آية اللّه مرعشى، انجام يافته است.«زبدة الأخبار» كه تصحيح آن توسط ابوالفضل حافظيان صورت پذيرفته، شامل نظم 41 حديث از احاديث نبوى است. مصحّح، در مقدمه، بحثى راجع به تدوين صد كلمه ها و چهل حديث ها و نيز نظم احاديث به ميان آورده و در ضمن شمارش آثار عادل خراسانى، به كتابشناسى و نسخه شناسى رساله هايى كه در نظم «صد كلمه» جاحظ و «نثراللئالى» بوده، پرداخته است.تحقيق رساله «ستين عادلى» را آقاى حسين گودرزى به انجام رسانده و در پاورقى، به منابع احاديث نبوى كه در رساله مذكورآمده، اشاره نموده است.رساله هشتم كه آخرين رساله از بخش دوم (شرح و ترجمه حديث) است، ترجمه دعاى صباح از سيد محمود جامى است كه با تحقيق سيد محمد رضا حسينى در صفحات 231 تا 252 به چاپ رسيده است.محقق، اين رساله را از روى نسخه هاى خطى شماره 386 و 6543 كتابخانه آية اللّه مرعشى تصحيح نموده و در مقدمه، ضمن برشمردن يازده شرح و ترجمه دعاى صباح، گفته است كه از مؤلف اين رساله، شرح حالى در كتب تراجم به دست نياورده است.مترجم، دعاى صباح را به 78 عبارت تقسيم نموده و ابتدا كلمات هر عبارت را معنا كرده و سپس معناى كامل آن عبارت را آورده است.در بخش سوم ميراث حديث كه به علوم حديث اختصاص دارد، رساله الفوائد الرجالية از مؤلفى ناشناخته ارائه شده است. اين رساله به زبان عربى و مؤلف آن از تلامذه ملاّ على كنى است. محقق و مصحح اين اثر، آقاى محمد حسين مولوى است كه با تصحيحى دقيق، اين رساله را در صفحات 253 تا 308 آورده است.اين رساله از روى نسخه شماره 4216 كتابخانه آية اللّه مرعشى تصحيح شده و محقق محترم در مقدمه اى كوتاه به اهميت علم رجال و بيان موضوعات «الفوائد الرجالية» پرداخته است. اين رساله از پنج مقدمه تشكيل يافته و برخى مقدمات، شامل تنبيهات و فصولى چند مى باشند.مصحح، فهرستى از كتب منابع خويش را ـ كه در تصحيح رساله بدانها رجوع نموده ـ نيز ارائه داده است.رساله نهم إجازات المحقّق الكركى است كه با تحقيق آقاى محمد حسّون، در بخش چهارم ميراث حديث (اجازات)، در صفحات 311 تا 400 جاى گرفته است. آقاى حسون، پيش از اين، آثار محقق كركى را تصحيح نموده و در چند مجلد به چاپ رسانده است و در اينجا دو اجازه به محقق كركى و پانزده اجازه كوتاه وبلند از محقق كركى را آورده است و به گفته ايشان، شمار اجازاتى كه محقق كركى از اساتيد خود دريافت داشته و اجازاتى كه به تلامذه خود داده است، بيش از اين مى باشد. محقق در مقدمه، اطلاعات خود را راجع بدين موضوع درج كرده است.رساله دهم، زندگى نامه خود نوشت شيخ آقا بزرگ تهرانى است كه با تصحيح و تحقيق استاد سيّد احمد حسينى اشكورى، در صفحات 401 تا 428 به چاپ رسيده است.علامه بزرگوار و پژوهشگر پر تلاش، شيخ آقا بزرگ تهرانى، از چهره هاى بسيار مشهورى است كه با آثار گرانقدر خود، خدمات شايانى به محققان و دانشمندان تقديم داشته و سالهاى پر بركت عمر طولانى خود را صرف معرّفى آثار علما و فضلاى مسلمان و شيعى عصرهاى مختلف نموده است. ايشان در امر اجازه نيز بزرگترين شيخ اجازه معاصر است؛ به طورى كه گفته مى شود چهار هزار طالب علم از او اجازه روايت دريافت كرده اند.2پايان بخش اين دفتر، معرّفى نسخه اى كهن از نهج البلاغه است، كه به قلم آقاى ابوالفضل عرب زاده در صفحات 431 تا 436 به انجام رسيده است. با اين مقاله، بخش پنجم (معرّفى نسخه) و نيز دفتر نخست به پايان مى رسد. نسخه مورد بحث، نسخه اى نفيس از نهج البلاغه است كه در قرن ششم هجرى تحرير شده و به شماره 36/65 در كتابخانه آية اللّه گلپايگانى نگهدارى مى شود.در خاتمه، نكاتى را كه به خاطر راقم سطور رسيده است، متذكر مى شوم:1ـ لازم است در تصحيح و تحقيق و ويرايش رساله ها و مقالات، از يك روش صحيح و متقن و يكسان پيروى گردد تا تعدّد مصححان، موجب اختلاف فاحش در چگونگى تصحيح و تحقيق رساله ها نگردد.2ـ اكثر رساله هايى كه در دفتر اول احيا گرديده اند، متعلّق به يكى از كتابخانه هاى قم اند؛ امّا ضرورى به نظر مى رسد كه براى غناى بيشتر مجموعه، از ساير گنجينه هاى كتب خطى نيز استفاده گردد.3ـ غالبا رساله ها از روى يك نسخه خطى تصحيح شده اند؛ در حالى كه در تصحيح ،حداقل بايد دو نسخه خطى از يك رساله مورد استفاده قرار گيرد؛ البته در مواردى كه نسخه اى منحصر به فرد باشد، چاره اى نيست.4ـ با توجه به تعداد زياد رساله هاى حديثى چاپ نشده و امكانات محدود چاپ و نشر، به نظر مى رسد رساله ها و كتابهايى كه از جهت محتوا و قدمت و ديگر جهات، داراى مزيت بيشترى هستند، بايد در اولويت قرار گيرند.5ـ لازم است فهرست تفصيلى ابواب و فصول رساله ها در اوّل يا آخر مجموعه درج شود. مثلا رساله اول اين دفتر (ألقاب الرسول و عترته)، داراى ابواب و فصولى است كه درج فهرست آن، در يافتن سريع تر مطالب مؤثر مى بود.6ـ در بخش معرّفى نسخه هاى خطى، مى توان نسخه هاى بيشترى (از كتب مربوط به علوم حديث) را گزارش نمود؛ مثلا اين امكان وجود داشت كه در همين شماره، نسخه هاى مهم نهج البلاغه موجود در كتابخانه آية اللّه گلپايگانى معرّفى شود و يا تعداد مقالات ارائه شده در اين بخش، افزايش يابد.اميد است اين گرامى دفتر، با استفاده از انديشه كارشناسان و دانايان علوم حديث، روز به روز پربارتر گردد و دير پايد و عددش از اربعين ها درگذرد و گردآورندگان و مصححان فرزانه آن، مصداق حديث شريف نبوى «من حفظ عن امّتى أربعين حديثا…» قرار گيرند.1. وسائل الشيعه، ج3، ص165
2.يكى از اجازه گيرندگان از علامه تهرانى، شيخ اجازه ما، مرحوم علامه سيد عبدالعزيز طباطبايى است كه همچون علامه تهرانى در حوزه كتابشناسى و تراجم شيعه، زبانزد عام و خاص است.