سيدحسين شمس، مرتضوى لنگرودى، ابوطالب تجليل، هادى معرفت، مرحوم ستوده. فقه اهل بيت:چنان كه مستحضريد كنگره بزرگداشت علماى خوانسار به زودى برگزار مى شود.از جمله اين عالمان بزرگ، فقيه معاصر، عالم متقى مرحوم آيت اللّه آقاى سيد احمد خوانسارى است به همين مناسبت خدمتتان رسيده ايم تا در جهت معرفى شخصيت علمى و معنوى و بيان ديدگاههاى فقهى آن بزرگوار، ما و خوانندگان مجله را بهره مند سازيد.لطفا نخست از شخصيت علمى و معنوى آيت اللّه سيد احمد خوانسارى برايمان بفرماييد.استاد ستوده:آيت اللّه خوانسارى جامع معقول و منقول بود.هم فقه مى فرمود و هم فلسفه و كلام. ابتداى ورود ايشان به قم، در مسجد كوچكى در تكيه خلوص به تدريس مشغول شدند. آن موقع ايشان براى بنده و آقاى حاج شيخ على پناه اشتهاردى و جمعى ديگر از فضلاى حوزه قم شوارق مى گفتند. بعد كه شرح تجريد شروع كردند فضلاى بيشترى شركت كردند. حدود سه، چهار سال هم قضا و شهادات مرحوم شيخ را خدمت ايشان خوانديم. خلاصه از موقعى كه به قم آمدند تا وقتى كه از قم به تهران رفتند از محضرشان استفاده كردم. مرحوم آيه اللّه خوانسارى از اساتيد بزرگى مانند مرحوم آخوند خراسانى، آقاضياء عراقى و آقاى حائرى بهره هاى فقهى و اصولى برده بود. از آقا ضياء عراقى بيشترين استفاده را كرده بود. مى فرمود:من وقتى به درس آقا ضياء رفتم كه دو تا شاگرد داشت يكى من بودم و يكى سيد ديگر. بعد به تدريج شاگردان ديگرى آمدند. حدود دو سال درس مرحوم آخوند را درك كرده بودند. بعد از فوت مرحوم آخوند در درس حاج شيخ عبدالكريم حائرى شركت مى كردند. درموقعيت علمى ووالايى فضل ايشان همين بس كه وقتى مرحوم حاج شيخ از اراك به قم مى آيند مرحوم آقا سيد احمد هم با ايشان به قم مى آيند. عده اى از اراك خدمت حاج شيخ مى آيند كه شما آقا سيد احمد را اراك بفرستيد. آقاى حائرى اجازه نمى دهد و مى فرمايد:من مى خواهم سيد احمد، آقاى دنيا باشد نه آقاى اراك. ويژگيهاى اخلاقى و فضائل و مناقب انسانى ايشان فراوان است. از جمله:1- اعتقاد راسخ به خدا و قيامت و اصول دين. 2- تعبد به احكام شرعى و پاى بندى به عمل به دستورات دين:انجام واجبات و مستحبات و ترك محرمات و مكروهات. اگر تمام دنيا را طلا مى كردند و به او مى دادند تا يك دورغ بگويد نمى گفت. 3- احتياط را از اصول مسلم زندگى خويش قرارداده بود. تا در كارى يقين به رضايت الهى نداشت انجام نمى داد. احتياط ايشان در مصرف وجوهات زبانزد عام و خاص است. 4- زهد و ساده زيستى يكى ديگر از مشخصات ايشان بود.به دنيا و تعلقات آن وابستگى نداشت.به اندازه ضرورت از امكانات دنيا استفاده مى كرد و مصداق اين فراز خطبه متقين بود:عظم الخالق فى اعينهم فصغر ما دونه فى انفسهم. 5- تواضع و ادب يكى ديگر از ويژگيهاى ايشان بود.به همه بندگان خدا احترام مى گذاشت. هيچ تكبر و غرورى در او ديده نمى شد. در مجالس با حالت دو زانو خيلى مودب مى نشست. به اهل علم و سادات احترام خاصى مى گذاشت و خلاصه آن مدتى كه من با ايشان حشر و نشر داشتم نه تنها خلافى از ايشان نديدم بلكه صفات اخلاقى، صداقت، صفا، توحيد، ادب و تواضع در رفتار ايشان متجلى بود.استاد شمس:سپاس خداى را كه به بركت انقلاب اسلامى، و تاكيد مقام معظم رهبرى، احوال علما و بزرگان دين مورد بررسى و تحقيق قرار مى گيرد و كنگره هايى در جهت معرفى ابعاد علمى، فقهى، اخلاقى شخصيت هايى همچون شيخ مفيد، شيخ انصارى، شيخ طوسى، مقدس اردبيلى و خوانساريها برگزار مى شود.قدر اين نعمت را بايد دانست. اما مرحوم آيت اللّه آقا سيد احمد خوانسارى، شخصيت علمى و معنوى ايشان، مورد تاييد بزرگان است. آيت اللّه حائرى(ره) درباره ايشان فرموده است:اجتهاد را به هر معنى كه تفسير كنيم آقا سيد احمد خوانسارى مجتهد است و عدالت را به هرگونه معنى كنيم ايشان عادل است. مرحوم آقا سيد احمد جامع معقول و منقول بود نه تنها در فقه و اصول و رجال و درايه كه در فلسفه و كلام نيز كار كرده بود و به مبانى عقلى احاطه داشت. برخى از بزرگان، شوارق را نزد ايشان خوانده اند و كتاب عقايد الحقه كه يك دوره ا صول دين استدلالى است ميزان احاطه ايشان به فلسفه و كلام را نشان مى دهد. ملاحظه كنيد امام خمينى(ره) به آسانى از كسى تعريف نمى كند و اهل مبالغه هم نيست. ايشان در موضوع شطرنج كه مطرح كرده بودند به مقام علمى و تقوايى مرحوم آقا سيد احمد خوانسارى اشاره مى كند و مى فرمايد:شما مراجعه كنيد به كتاب جامع المدارك مرحوم آيت اللّه حاج سيد احمد خوانسارى... در تمام ادله خدشه مى كند. درصورتى كه مقام احتياط و تقواى ايشان و نيز مقام علميت و دقت نظر ايشان معلوم است. همان طور كه حضرت امام اشاره فرمودند كتاب جامع المدارك كه شرحى بر مختصر النافع علامه حلى است يك دوره فقه استدلالى است و بيانگر احاطه علمى ايشان به فقه و مبانى است. مرحوم خوانسارى در تحليل مطالب گذشتگان بسيار متبحر و قوى است ولى در مباحث فنى به جمع بندى نهايى و ارائه نظر نمى رسيد. ايشان از اين جهت نظير آيت اللّه رفيعى قزوينى است. من استادى درخوش بيانى ورفع زوايد، همانند مرحوم قزوينى نديدم، ليكن اهل نظر نبود و به جمع بندى نهايى نمى رسيد. برخلاف علامه طباطبايى كه اهل نظر بود پس از تحليل دقيق و عميق مطالب ديگران، نظريه اى را هم برمى گزيد، ولى مرحوم خوانسارى- آن مقدارى كه من درمحضر ايشان بوده ام و آن مقدار كه درجامع المدارك ديده ام- مطالب گذشتگان را خوب تحليل مى كند، نقد مى كند، شبهات را مطرح مى سازد ولى در نهايت نظريه اى را برنمى گزيند و برآن استدلال و برهان اقامه نمى نمايد. از نظر معنوى و اخلاقى، درساده زيستى، احتياط، تواضع فضايل ا خلاقى و ادب اسلامى، كم نظير بود. مردم را اهل و عيال خداوند مى دانست و به آنها خدمت مى كرد و درعمل مصداق اين حديث شريف بود:الخلق عيال اللّه فاحبكم الى اللّه احسنكم الى عياله. واجبات شرعى و مستحبات را به خوبى انجام مى داد و از محرمات و مكروهات پرهيز مى كرد. آن قدر مودب بودكه تا از او سوال نمى كردند حرف نمى زد. سعى مى كرد زندگى خويش را براساس وظايف شرعى و تشخيص وظيفه، تنظيم نمايد. در دريافت وجوهات شرعى سخت احتياط مى كرد و از مرجعيت گريز داشت. اگر تمام دنيا را به او مى دادى تا خلاف شرعى را مرتكب شود غير ممكن بود. مرحوم سيد احمد خوانسارى در مناعت طبع، بى اعتنايى به دنيا و ساده زيستى مى تواند براى حوزه هاى ما الگوى خوبى باشد. اگر مردم ما به افرادى چون امام خمينى(ره) و مرحوم سيد احمد خوانسارى ارادت مى ورزند به خاطر مناعت طبع و عزت نفس و بى اعتنايى آنان به تعلقات دنيوى است. آيت اللّه معرفت:مرحوم آيت اللّه خوانسارى از شخصيتهاى برجسته علمى وفقهى بود كه در عرصه تقوا و عمل كم نظير بود. عظمت فقهى و قداست ايشان زبانزد عام و خاص بود آنچه در ميان علماى قم پس از فوت آيت اللّه بروجردى مسلم بود اعمليت ايشان بود.لذا افرادى چون امام خمينى سعى داشتند مرجعيت ايشان را پس از آيت اللّه بروجردى مطرح نمايند اما ايشان نپذيرفت. ما آن موقع نجف بوديم ومى ديديم كه ايشان در ميان علماى نجف و كربلا نيز معروفى ت و مقبوليت علمى داشت. بسيارى از فضلاى حوزه نجف و كربلا بعد از آيت اللّه بروجردى از ايشان تقليد مى كردند. يا اگر خود مجتهد بودند خانواده خويش را به ايشان ارجاع مى دادند. اين نشانگر مقبوليت علمى و قداست و تقواى ايشان در ميان علما و فضلاى حوزه قم و نجف و كربلا بود. درمقام علمى و قدسى و تقواى ا يشان همين بس كه شخصيتى مانند امام خمينى مقام علميت و تقوا و دقت نظر ايشان را مى ستايد. آيه اللّه خوانسارى از فقيهان برجسته اى بود كه به زودى تحت تاثير نظرات فقهى مشهور قرار نمى گرفت. استقلال راى از ويژگيهاى فقهى ايشان است كه مى تواند براى فضلاى جوان حوزه مورد توجه قرار گيرد. شما جامع المدارك ملاحظه كنيد نوعا در برابر ديدگاه مشهور نظريه اى مستقل ارائه مى دهد ولى از آنجا كه جامع المدارك را كتاب فتوا نيست به طور قطع نظر نمى دهد و همانند شيخ انصارى فكر انسان را به جولان و تامل وا مى دارد. فقه اهل بيت :حضرت امام(ره) بعداز رحلت ايشان فرمودند:اوما فوق عدالت بود و مادون عصمت. لطفا دراين باره توضيح بفرماييد.