هنر انقلاب اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

هنر انقلاب اسلامی - نسخه متنی

زهرا رهنورد

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

هـنـــــر انـقـــلاب اســلامـي

زهرا رهنـورد

هنر انقلاب‏اسلامي، سبكِ‏خاصي از هنراست كه در دهه اول انقلاب ايران و در دامن ارزش‏ها و باورهاي اسلامي كه انقلاب را به ثمر رساند و نيز با الهام از مضامين فرهنگي و سياسي و اجتماعي ايران، در آن دوره خاص شكل گرفت. در ضمن مطالعه و تحقيقي كه بر روي هنر تجسمي انقلاب اسلامي انجام شده، بررسي كوتاهي در مورد تفاوت‏ها و اشتراك‏ها در هنر اسلامي و هنر انقلاب اسلامي انجام خواهد شد و آن‏گاه عناصر سازنده هنر انقلاب‏اسلامي، چه به لحاظ مضموني و چه به لحاظ زيباشناسي فرمي و شكلي تحليل خواهد گرديد و نقاط قوّت و ضعف هر يك تجزيه و تحليل خواهند شد.

مقايسه‏اي بين هنر اسلامي و هنر انقلاب اسلامي

از آن‏جا كه اغلب، هنر اسلامي و هنر انقلاب اسلامي را مترادف مي‏شمارند، در اين بررسي، وجوه اتحاد و افتراق اين دو دوره هنري بررسي خواهد شد.

هنر اسلامي، تركيب شگفتي از رمزهاي تصويري است كه در رفت و آمد يا گفت‏وگويي بين تجريد و شكل تجربي، صورت پذيرفته است، بودن آنها، به هنر انقلاب اسلامي، رنگ زمانه را مي‏بخشد و آن را در قيد زمان در مي‏آورد، اما در هنر اسلامي، حوادث و ماجراها، بر روند شكل‏گيري تصاوير، بي‏اثرند. هنر اسلامي از تراوت و جاودانگي خاص رمزهاي ازلي برخوردار است كه هنر انقلاب اسلامي، از چنين جاودانگي بي‏بهره است.

تزيين در هنر اسلامي، ره يافتي براي بيان توحيد است. اطلاق تزييني به هنر اسلامي از سوي شرق‏شناسان، به‏دليل عدم درك رمزهاي تصويري است كه به غلط، تزيين به معني آرايه فريبنده و بي‏معني برداشت شده است. خط در هنر اسلامي و مجسمه در هنر قرونِ وُسطي به‏خصوص دوره گوتيك يك نقش را دارند؛ هر دو برآنند كه زمينه حضور و وصل در قلمرو خدايي را فراهم آورند، با اين تفاوت كه خط، حالت انتزاعي پيدا مي‏كند و در ايدئولوژي اسلامي حل مي‏شود، اما مجسمه به دليل عينيت نهايي، ضمن آن‏كه بر آن است تا انسان را به خدا برساند، گاه، خودش به حجاب و پرده‏اي بين انسان و خدا تبديل مي‏شود. هر چند كه اين تحليل از ديدگاه ماست و نه از ديدگاه مسيحيانِ مؤمن، در هنر اسلامي رمزها آن گونه خالص و ناب شده‏اند كه اغلب هرگونه تداعي را با شكل بيروني از دست داده و تبديل براي انطباق تصويري با باورهاي ديني شكل يافته است.اما هنر انقلاب اسلامي، بهره از عينيات دارد، از اجتماع و اوضاع زمانه بهره برده است، اگر چه اين هنر نيز در موارد متعددي رمزي است اما آن رمزها، فيگوراتيو و تجربي هستند؛ به يك معنا، در آن‏جا كه هنر انقلاب اسلامي و هنر اسلامي، در وجوه باطني و رمزي به يكديگر فاصله مي‏گيرند، هر دو نحله هنري در بسياري از موارد درك تئوريك يا ائدئولوژيكي مشابهي از انسان را به رستگاري برسانند، اما در بيان اين درك، روش متفاوتي را در پيش مي‏گيرند.

در هنر اسلامي، شكل در پرتو رمزها و سمبل‏ها به دليل عدم بهره‏برداري تجربي از محيط عيني، روحيه‏اي عرفاني به خود گرفته. برعكس ملموس بودن شكل‏ها و زمان‏دار بودن هنرمند، بيان‏هاي مادي را معنوي مي‏كند و ديگر عنصر مادي باقي نمي‏گذارد. تجردي كه پيدا مي‏شود وصل و حضور را ميسر مي‏كند و ديگر عنصر مادي باقي نمي‏گذارد. زيرا ديگر هيچ عنصري غير از انسان و خدا باقي نمي‏ماند و گويي در اين ارتباط همه اشيا و عناصر، زبان باز كرده‏اند كه اين وصل و حضور را ميسّر كنند و در همين سبك و سياق است كه اشكال، خاطره تجربي خود را از دست مي‏دهند و به صور خيالي در يك تركيب‏بندي توحيدي تبديل مي‏شوند. اين غرق شدن دسته جمعي تمامي هستي است در عرفان تصويري، در اين‏جا، خط، سطح، رنگ، كه نمودهاي مادي هستند به دليل جهت گيريشان غيرمادي و رمزي مي‏شوند و تركيب‏بندي، خود، نمايش از توحيد است.

زينت در قرآن و تزيين در هنر اسلامي

زينت در قرآن‏مجيد و مفهوم ناب آن، با تزيين در هنر اسلامي ارتباطي شگفت دارد. اگر رابطه بشري خود را با اشيا و پديده‏هاي هستي حذف كنيم، هرچه در آسمان و زمين است، زينت‏اند: انا جعلنا ما علي الارض زينتالها. قرآن‏كريم به ما مي‏آموزد كه با نگاهي خدايي به هستي بنگريم و از قيد تمنيّات فردي بگذريم تا به چنين ديدي دست يابيم. چرا كه اين زينت، آزمايشي است تا نيكوكاران در اين ميانه رخ نمايند: ليبلوكم ايكم احسن عملا.

بگذريم. مواردي است كه قرآن «تزئين» را نسبي مي‏كند، يعني زشتي رفتار انسان‏ها را تزيين شيطاني مي‏نامد. تزيين ديگري هم هست: و زينّا السماء الدنيا بمصابيح. جدا كردن از جهان ماده، برتري كردن آن و نزديك‏تر كردن به خداست. در اين‏جا زينت بهانه‏اي مي‏شود براي خوب‏تر، بهتر و صميمي‏تر شدن، لطيف‏تر و قابل تحمل‏تر شدن: خذوا زينتكم عند كل مسجد. اين زينت، زينت مقبول است. در مساجد، خود را زينت كنيد. پس در قرآن زينت مي‏تواند از سه ديدگاه مورد نظر قرار گيرد.

1. از ديدگاه الهي: انا جعلنا ما علي الارض زينتالها؛ «هر چه در زمين هست زينت است براي آن».

2. زينت شيطاني كه انسان را به شيطان نزديك‏تر مي‏كند؛ (اعمال زشت و زينت‏هاي فرعونيان).

3. زينتي كه سبب قرب الهي مي‏شود و به مقصود متعالي و زيبايي نزديك‏تر مي‏كند و سبب مي‏شود، مثل: انا زيّنا سماء الدنيا به مصابيح؛ «آسمان دنيا را با چراغ‏هايي زينت بخشيده‏ايم».

/ 6