شیفته «حیا» هستم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شیفته «حیا» هستم - نسخه متنی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

شيفته «حيا» هستم

چه كنم تا با حيا شوم؟ حس مي كنم خيلي گستاخ و بي پروا هستم. گاهي اوقات كه به اين مسأله فكر مي كنم عذاب وجدان پيدا مي كنم، راهي نشان دهيد؛ البته من دختري محجبه هستم و ظاهري مذهبي دارم؟ س. ر. م

دانشجوي گرامي، سوءال در مورد حيا و نحوه دستيابي به آن بسيار ارزشمند است؛ زيرا درباره يكي از بهترين صفات انساني و الاهي است؛ صفتي كه هر كس به آن آراسته باشد، از متانت و وقار و شخصيت والا برخوردار است. حيا براي زن و مرد زيبنده است؛ اما آراستگي زن ها به حيا از دو جهت اهميت دارد: يكي از اين جهت كه زنان با حيا از شخصيت و متانت والايي برخوردارند و ديگر اين كه حيا موجب مصونيت آن ها از آفت ها و اسيب هايي است كه گوهر وجود زن را نشانه رفته اند. از اين رو، تبيين حيا و متمايز ساختن حياي پسنديده از آنچه به ظاهر حيا ناميده مي شود ولي پسنديده نيست، بسيار شايسته است.

معناي حيا

حيا در لغت يعني شرم داشتن از ارتكاب زشتي ها و در اصطلاح حالت رواني خاصي است كه موجب متانت و وقار در رفتار و حركات و سكنات انسان مي شود. در نتيجه هر چه اين حلالت در انسان قوي تر باشد، شخصيت آدمي وزين تر و رفتارش سنجيده تر خواهد بود و از آنچه با آراستگي شخصيت منافات دارد، بيش تر اجتناب مي كند.

حيا در روايات جايگاهي ويژه دارد، به گونه اي كه آن را محصول ايمان و حتي عين ايمان شمرده اند. امام صادق(ع) مي فرمايد: «حيا از ايمان است و ايمان در بهشت است.»1 «حيا و ايمان در يك رشته و همدوش همديگرند؛ چون يكي از آن دو رفت، ديگري هم مي رود.»2 بنابراين، حيا ثمره ايمان است. هر چه ايمان انسان بيش تر باشد، حيا بيش تر در رفتارش مشاهده مي شود و از ارتكاب كارهاي زشت بيش تر احساس شرمندگي مي كند. در مقابل، هر چه ايمان انسان ضعيف تر باشد، گستاخي اش براي انجام گناه بيش تر خواهد شد. امام صادق(ع) فرمود: كسي كه حيا ندارد دين ندارد.3 در اين روايت، امام(ع) حيا را معادل دين قرار داده است و اين اهميت حيا و جايگاه رفيع آن را در معارف ديني نشان مي دهد.

اقسام حيا

همان طور كه در مسائل مادي افراد غير ماهر و غير متخصص اشياي بدلي را بااشياي با ارزش اشتباه مي گيرند و فريب مي خورند، در بازار معنويت نيز گاه مردم به سبب جهل و عدم آشنايي با معارف ديني امور ناپسند را پسنديده و ارزشمند تلقي مي كنند. از اين رو، امامان معصوم(ع) و پيامبر گرامي(ص) در جهت تبيين معناي واقعي واژه ها كوشيده اند. پيامبر گرامي(ص) فرمود: دو نوع حيا داريم: حياي عقل و حياي حُمق. حياي عقل علم است و حياي حمق ناداني. حياي برآمده از عقل همان حياي پسنديده است كه معادل ايمان و دين معرفي شده است. انسان موءمن با حيا است؛ ولي حيا مانع سوءال كردنش نمي شود. بدين سبب، هر چه نمي داند با كمال متانت و جرأت مي پرسد و جهل خود را به علم تبديل مي كند.

كم رويي سبب مي شود افراد نتوانند از توانايي هاي شان به خوبي استفاده كنند، جرأت سوءال كردن نداشته باشند و در جهل باقي بمانند. اين نوع حيا امري ناپسند است و همان چيزي است كه روان شناسان آن را اختلال ارتباطي تلقي مي كنند. افراد خجل و كم رو در واقع بيماراني هستند كه به درمان نياز دارند.در برابر اين گروه، دسته اي نيز راه افراط پيموده، گستاخي بيش از حدّ از خود نشان مي دهند و بدون تفكر به هر عملي دست مي يازند. چنين افرادي نيز مشكل دارند و به فرموده قرآن با دست خودشان خود را به هلاكت مي افكنند. از اين رو، خداوند انسان را از انجام اعمال نسنجيده باز مي دارد و مي فرمايد: «و لا تلقوا بايديكم الي التهلكة و احسنوا ان الله يحب المحسنين؛ خودتان را با دستان خودبه هلاكت نيندازيد. سنجيده و نيكو عمل كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»4

آنچه گفته شد نشان مي دهد حيا حالتي است متعادل و دارنده اين حالت، افزون بر حفظ دين و ايمان، از گستاخي در اعمال نسنجيده و رفتارهاي حماقت آميز و انزواطلبي و كم رويي مي پرهيزد.

راهكارهاي دستيابي به حيا

براي رسيدن به مرز اعتدال در روابط اجتماعي و فردي و ايجاد حالت حيا، راهكارهاي زير سودمند مي نمايد:

1. اجتناب از گناه، حتي گناهان كوچك؛ انساني كه از گناهان كوچك پرهيز نمي كند، كم كم به گناهان بزرگ روي مي آورد.

2. انجام صحيح واجبات و تكاليف ديني

3. عمل به مستحبات و دوري از مكروهات در حدّ امكان

4. دوستي با افراد با حيا و اجتماعي

5. قطع ارتباط باافراد گناهكار

6. به قدر ضرورت سخن گفتن و اجتناب از پرگويي؛ در روايات آمده است: كسي كه بسيار حرف مي زند، لغزش هايش زياد مي شود و حياي وي كاهش مي يابد.

7. باتأمل و احتياط سخن گفتن

8. پرهيز از اظهار نظر قطعي در امور ترديدآميز؛ اگر به درستي چيزي اطمينان نداريد، گفتارتان را با الفاظ «شايد» و «امكان دارد» همراه سازيد.

9. كنترل چشم و گوش و دهان و...؛ به هر صدايي گوش ندهيد، به هر كاري دست نزنيد، در هر راهي قدم نگذاريد، از هر غذايي نخوريد و تمرين كنيد اعضا و جوارح شما در اختيار خودتان باشد.

10. تقويت ايمان؛ براي تقويت ايمان سعي كنيد معرفت خود به خداوند و معاد را بيش تر كنيد.تقويت ايمان به تدريج حاصل مي شود. پس با تمرين و پشتكار به آنچه بيان شد عمل كنيد تا ان شاء الله به گوهر زيباي حيا دست يابيد و حيا را سرلوحه همه اعمال و رفتارتان قرار دهيد. ان شاء الله.

1. اصول كافي، ج3، ص165.

2. همان.

3. همان.

4. بقره(2): 195.

/ 1