إفاضه رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در عرفات - رساله نوین الگوی تقویم و تاریخ در اسلام تاریخ و تقویم قمری نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رساله نوین الگوی تقویم و تاریخ در اسلام تاریخ و تقویم قمری - نسخه متنی

سیدمحمدحسین حسینی طهرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

إفاضه رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در عرفات

و پس از اتمام نماز، حضرت رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بر راحله خود سوار شده، و به موقف آمدند، و رو به قبله به دعا كردن همينطور ايستاده بودند تا آفتاب غروب كرد.و در حديث است كه آن حضرت گفته‏اند: با فضيلت‏ترين دعا در روز عرفه، و آنچه را كه من و پيامبران پيش از من در روز عرفه مى‏گفته‏اند، اينست: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، و هو على كل شى‏ء قدير.

«هيچ معبود و مؤثرى نيست غير از الله كه تنها و واحد است، و شريكى براى او نيست، پادشاهى و ستايش اختصاص به او دارد، و او بر هر چيز قادر و تواناست‏».

آنگاه رسول خدا بسيار دعا نمودند و به قدرى دعا كردند كه آفتاب غروب كرد.

و جماعتى از نجد آمدند و از كيفيت‏حج پرسيدند، حضرت امر كردند كه منادى ندا كند: الحج عرفه، من جاء ليلة جمع - اى المزدلفة - قبل طلوع الفجر فقد ادرك الحج.

«حج عبارت است از وقوف به عرفات، و كسى كه در شب عيد قربان به مشعر برسد، و قبل از طلوع صبح صادق، وقوف مزدلفه را ادراك كند، حج را ادراك كرده است‏». (22)

و رسول خدا بر روى ناقه عضباء خود سوار بودند، و چون آفتاب غروب كرد اسامة بن زيد را در پشت‏خود بر روى ناقه سوار كرده، و به جانب مزدلفة روان شدند، و در راه مردم را امر مى‏كردند كه با سكينه و آرامى حركت كنند.چون در راه به شعب ابتر رسيدند پياده شده، و ادرار كرده و وضوى مختصرى گرفتند. (23)

و بلادرنگ آمدند تا به مزدلفه رسيدند، و در آنجا نماز مغرب و عشآء رابا هم جمع كرده، و با يك اذان و دو اقامه بدون فاصله انجام دادند(24) و خود بر پهلوى خود آرميده، و به زنان و كودكان كه ضعفاء محسوب مى‏شدند اجازه دادند كه بعد از نيمه شب به منى حركت كنند.ابن عباس مى‏گويد: رسول خدا ضعفاى اهل خود را به من سپردند، تا من آنها را بعد از نيمه شب به منى بياورم، ولى تاكيد كردند كه جمره عقبه را رمى نكنند مگر آنكه آفتاب طلوع كرده باشد.

چون سپيده صبح صادق دميد، در همان تاريكى شب رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم نماز صبح را به جماعت‏با مردم در مزدلفه بجاى آوردند و سپس به مشعر الحرام آمدند و در حالى كه بر روى ناقه خود سوار بودند، رو به قبله كرده، و وقوف نمودند، و خدا را به بزرگى و عظمت و وحدانيت‏خواندند، و دعا مى‏كردند تا اينكه هوا جدا روشن گشت. (25)

رسول خدا سواره به جانب منى رهسپار شدند، و فضل بن عباس را پشت‏سر و رديف خود نشاندند، و چون به وادى محسر رسيدند، ناقه خود را كمى به جنبش در آوردند، و از راهى كه به جمره عقبه منتهى مى‏شد روان شده، تا بدانجا رسيدند، و با هفت ريگى كه عبد الله بن عباس براى آن حضرت جمع كرده بود، از قسمت پائين جمره هفت ريگ به جمره زدند، و در هر بارى كه مى‏زدند يك بار الله اكبر مى‏گفتند.

در «البداية و النهاية‏» ج 5، ص 187 از مسلم از يحيى بن حصين از جده خود ام الحصين، و نيز با سند ديگر از جابر بن عبد الله آورده است كه: رايت رسول الله يرمى لجمرة على راحلته يوم النحر و يقول: لتاخذوا مناسككم فانى لا ادرى لعلى لا احج‏بعد حجتى هذه.

«رسول خدا را ديدم در روز عيد قربان كه بر روى شتر خود نشسته و جمره را رمى مى‏نمود و مى‏گفت: شما بايد مناسك خود را از من ياد بگيريد! زيرا كه من نمى‏دانم شايد بعد از اين حج، حج ديگرى انجام ندهم‏»!

/ 30