بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
صفحهى 110است ممكن است كه گفته شود در محل كلام نيز اقتصار به حمد مجوز بوده باشد.سوم: آن است كه در اول وقت مستجمع شرائط تكليف بود، لكن نظر به اشكال بر سعه وقت تأخير نمود، يا غفلتا تأخير اتفاق افتاد، وقتى ملتفت شد كه وقت وسعت قرائت حمد و سوره هر دو را ندارد، دور نيست حكم در اين قسم مثل دو قسم مذكور بوده باشد، اگر باقى از وقت كفايت يك ركعت بدون سوره نمايد اتيان به نماز با اقتصار به حمد جايز بل متعين لكن در ركعت أولي. و اما در ركعت ثانيه پس اقتصار به حمد جايز نيست، بلكه قرائت سوره بعد از فاتحه لازم است. و اگر وقت باقى كفايت چهار ركعت بدون سوره نمايد، در اين وقت ظاهر اين است اقتصار به حمد و ترك سوره در هر دو ركعت جايز بوده باشد.چهارم: آن است كه متعمدا تأخير در نماز نمود تا به حد مذكور، در اين صورت ظاهر اين است كه در اين تأخير آثم و اقتصار به حمد و ترك سوره در حق او جايز نبوده باشد در هيچ يك از ركعتين، بلكه نماز او در چنين صورت قضا است، و تدارك آن با حمد و سوره در ركعتين به علاوه توبه لازم است.پنجم: خائف است، و اندراج اين تحت مستعجل ظاهر است، و حكم آن مفصلا بيان شد، پس حاجت به بيان ديگر نيست. مجملا در غير صور مذكوره تلاوت سوره بعد از فراغ از قرائت فاتحه لازم است در هر ركعت از صلوات ثنائيه، و در دو ركعت اول از نماز سه ركعتى و چهار ركعتى، و اين قول مشهور ما بين فقهاء است، و بعضى از قدماى فقهاء و جماعتى از متأخرين قائل شدهاند به استحباب آن، و اين قول ضعيف است.