بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
صفحهى 33در اين وقت گفته مىشود: اين شخص ثانى قريب است به اول در زمان، مشخص است اين معنى در حق ذات أقدس ممتنع است. و اما قرب مكانى پس به جهت آن كه اين در حق اجسام است، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا، پس قرب عباد به خداوند عالم كه مطلوب در ادعيه و مناجاتهاى أهل مناجات مىباشد به يكى از دو معنى ممكن است كه حمل شود:اول: قرب به ذكر و وصال است، بيان اين مطلب اين است هر گاه كسى متذكر خداوند عالم بوده باشد به مقدارى كه متذكر هست نزديك است به خداوند عالم، هر قدر كسى كه تذكر او به جناب احديت بيشتر است قرب به جناب أقدس بيشتر است از كسى كه تذكر او كم تر است، و هرگاه به مرتبهاى رسيد كه دوام تذكر به جهت او بوده باشد اين منتهاى مرتبه كمال و غايت مرتبه سعادت است، و به اين است اشاره در دعاى كميل «و هب لي الدوام في الاتصال بخدمك و أدنو منك دنو المخلصين، أن تجعل أوقاتي في الليل و النهار بذكرك معموره و بخدمتك موصولة».و معنى دوم: قرب صفات و كمال است، توضيح اين مطلب مقتضى آن است كه گفته شود: ذات أقدس تعالى شأنه در غايت مرتبه كمال و عزت است، و جامع جميع محاسن و محامد است، و معرى است از جميع شوائب نقصان و قصور، و مبرى است از قاطبه معايب و مقابح و دثور، و بنده در نهايت مرتبه خست و نقصان، و متصف است به صفات ذميمه و طغيان، و لكن مأمور است به اين كه دفع نقايص از خود نمايد، و مجتنب از مقابح و مفاسد، و محترز از معايب و مناقص بوده، و مزين به صفات حسنه و خصال حميده شود، چنانچه مستفاد است از قول فخر عالم و مفخر بنى آدم عليه و على آله الشرف من الملك العالم كه فرموده است «تخلقوا بأخلاق اللّه».