بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
صفحهى 475ديگر به اين نحو و عشر مرات آية الكرسي و ما بعدها الى قوله هُمْ فِيها خالِدُونَ.و بر تقدير اول اگر چه دلالت بر مدعى ثابت است لكن بنابر ثانى ثابت نيست، بلكه دلالت بر خلاف ثابت است، فاذا قام الاحتمال بطل الاستدلال.بنابر اين آنچه لازم از حديث مذكور است اين است كه در نماز روز بيست و چهارم ذى الحجة موظف اين است كه سه آيه را ده مرتبه تلاوت نمايد، و اين مستلزم اين نيست كه آية الكرسي مطلق در جائى كه وارد شده باشد حمل شود بر اين معنى و هو ظاهر. و آنچه مذكور شد ظاهر مىشود جواب از حديثى كه از حاشيه بلد الامين مذكور شد، پس احتياج به اعاده كلام در آن نيست.و اما حديث روضه كافى پس آن نيز مقدوح است سندا و دلالتا، اما قدح در سند پس به جهت آن كه حمزة بن عبيد مذكور در كتب رجال نيست، و همچنين راوى يعنى اسماعيل بن عباد، نظر به اين كه اسماعيل بن عباد مذكور در رجال نيست مگر يك نفر و آن را شيخ مرحوم در رجال در أصحاب مولانا الرضا (عليه السلام) ذكر فرموده و در ما نحن فيه راوى حديث را روايت نموده از جناب حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) پس بنابراين راوى مذكور در رجال نخواهد بود، بر فرض تسليم اتحاد مذكور در رجال مجهول الحال است.و اما قدح در دلالت پس به جهت آن است كه لفظ آية الكرسى مطلقا در حديث مذكور نيست تا آن كه ضمير آخرها راجع شود به آن، پس مىگوئيم: چنانچه ممكن است ضمير مذكور راجع باشد به آية الكرسى ممكن است راجع باشد به أصل آيه، نظر به اختلاف مفسرين كه اللَّهُ لا إِلهَ تا الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ دو آيه است، آيه اولى اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، ثانيه لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ تا الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ.بنابراين مقصود از حديث تنبيه بر فساد قول به تعدد است، پس معنى آخرها