بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
يكى از روزها كه با ابو على بن حازم بن ساحل عدن نشسته و بر دريا مىنگريستم، بمن گفت: چرا انديشناك هستى؟ گفتم: مؤيّد باد شيخ! سرگردان اين دريايم! با اختلافها كه در آن است! شيخ امروز از داناترين مردم بر آن است، زيرا كه او پيشواى بازرگانان است و كشتىهايش همواره سراسر آنرا مىپيمايند، اگر لطف كرده آنرا طورى برايم توصيف نمايد كه شك را از دلم بزدايد نيكوكاريست! گفت: بر كارشناس آمدى! پس شن را با دست خود صاف كرده دريا را بر آن نقش بست، نه طيلسانى بود و نه پرندهاى! كرانههائى دندانهدار و شاخههائى چند برايش نهاد، پس گفت: دريا چنين است و صورت ديگر ندارد، و من آنرا بسادگى بر مىكشم، خليجها و شاخهها را رها ميكنم، جز شاخه «ويله»، براى شهرتى كه دارد و نيازى شديد كه بدان هست و بسيارى سفرها كه در آن است. موارد اختلاف را رها ميكنم و آنچه مورد اتفاق است ميكشم. بهر حال آن دريا بر سه چهارم جزيرة العرب مىگردد و و همچنانكه گذشت دو زبانه دارد، يكى بسوى مصر و حجاز مىرود و در جائى از ديگرى جدا مىشود كه «فاران» ناميده مىشود (1). بزرگى اين دريا و گسترش آن ميان عدن و عمان است، تا آنجا كه گشاديش به پيرامن ششصد فرسنگ مىرسد، سپس زبانه ديگر به آبادان مىرود.
ترسگاهها
جبيلان
يكى از جاهاى خطرناك منطقه است كه جاى غرق(1) ترجمه نسخه بدلى كه در حاشيه ص 11 چ ليدن هست چنين است:بى گمان اين دريا را دو شاخه است، يكى به «ويله» مىرود و ديگرى به «قلزم» و يك خليج نيز دارد كه به «آبادان» مىرود.