جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جنگ خواهند كرد و اگر سرپيچى از فرمان براى مسلمانان پسنديده و معمول شود هرگز با هيچ دشمنى جنگ نخواهد شد و خراج به دست نخواهد آمد و هيچ دينى گرامى و قدرتمند نخواهد شد.

سپس نشست كه مردم را روانه كند و گفت: به شما سه روز مهلت دادم و به خدا سوگند خورد كه هيچ كس از لشكريان ابن مخنف را پس از آن سه روز در صورتى كه نرفته باشند زنده نخواهم گذاشت و او را خواهم كشت و سپس به فرمانده پاسداران و فرمانده شرطه‏هاى خود گفت: پس از آنكه سه روز گذشت شمشيرهاى خود را تيز و آماده كنيد. در اين هنگام، عمير بن ضابى برجمى همراه پسرش نزد حجاج آمد و گفت: خداوند كارهاى امير را اصلاح كند اين پسرم براى شما از من سودبخش‏تر است او از همه افراد بنى تميم از نظر جسمى ورزيده‏تر و از لحاظ اسلحه كاملتر و از همه ايشان گستاختر و قويدلتر است و من پيرمردى فرتوت و بيمارم. عمير در اين مورد از كسانى كه با حجاج نشسته بودند گواهى خواست. حجاج به او گفت: آرى عذر تو روشن است و در تو ضعفى آشكار ديده مى‏شود ولى خوش نمى‏دارم كه مردم با اين كار تو گستاخ شوند وانگهى تو پسر ضابى هستى كه كشنده عثمان است و دستور داد گردنش را زدند. و مردم شتابان بيرون مى‏رفتند و برخى خود از كوفه مى‏رفتند و سلاح و زاد و توشه ايشان را از پى آنان مى‏بردند. در اين مورد عبد الله بن زبير اسدى چنين سروده است: «چون عبد الله را ديدم به او گفتم مى‏بينم كه كار سخت دشوار و پيچيده شده است، آماده و به لشكر ملحق شو كه دو راه بيش نيست: يا بايد به عمير بن ضابى ملحق شوى يا آنكه به مهلب بپيوندى...» سوار بن مضرب سعدى از چنگ حجاج گريخت و ضمن قصيده مشهورى چنين سرود:

/ 435