جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و گناه آن قوم بر من روشن شد و فهميدم كه تو بر صواب و هدايتى.

نصر بن مزاحم مى‏گويد: پيرمردان قبيله ازد مى‏گفتند، كه ابو بردة بن عوف از هواداران عثمان بوده است و با وجود اين در جنگ صفين به همراه على (عليه السلام) شركت كرده است ولى پس از بازگشت از صفين با معاويه مكاتبه مى‏كرد و چون معاويه پيروز شد قطعه زمينى در ناحيه فلوجة به او بخشيد. و نسبت به او كريم و بخشنده بود.

گويد: در اين هنگام على (عليه السلام) آماده شد كه از منبر فرود آيد و مردانى برخاستند كه سخن بگويند، ولى همين كه ديدند آن حضرت از منبر فرود مى‏آيد نشستند و سكوت كردند. گويد: على (عليه السلام) در كوفه به خانه جعدة بن هبيرة مخزومى منزل كرد.

مى‏گويم [ابن ابى الحديد]:، جعده، پسر خواهر امير المؤمنين (يعنى ام هانى) است و ام‏هانى همسر هبيرة بن ابى وهب مخزومى است كه جعده را براى او زاييد و جعده مردى شريف بود.

نصر بن مزاحم مى‏گويد: و چون على (عليه السلام) وارد كوفه شد كنار در مسجد پياده شد و نخست در مسجد دو ركعت نماز گزارد و سپس از مسجد بيرون آمد و در حضورش نشستند. على (عليه السلام) احوال مردى از اصحاب پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) را كه در كوفه ساكن بود پرسيد. كسى گفت: خداوند او را براى خود برگزيد [يعنى مرده است‏]. على (عليه السلام) فرمود: خداوند هيچيك از خلق خويش را براى خود بر نمى‏گزيند. همانا خداوند متعال با مرگ، عزت و قدرت نفس خويش و زبونى بندگان را اراده كرده است و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «مردگان بوديد، شما را زنده كرد سپس شما را مى‏ميراند و باز شما را زنده مى‏كند». نصر بن مزاحم مى‏گويد: و چون باروبنه على (عليه السلام) رسيد، گفتند: آيا در قصر منزل مى‏كنى فرمود: كاخ تباهى نه، در آن ساكن مشويد.

/ 435