جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

با اينكه از ناحيه عمان و از قبيله ازد هستى برگزيدم. اينك فلان روز در فلان جا با آنان روياروى شو و جنگ كن وگرنه سنان نيزه را به سوى تو بر خواهم كشيد.

مهلب با پسرانش مشورت كرد. گفتند: اى امير در پاسخ او درشتى مكن. و مهلب براى حجاج چنين نوشت: نامه‏ات به من رسيد، پنداشته‏اى كه من به جمع آورى خراج روى آورده و جنگ با دشمن را رها كرده‏ام، و حال آنكه كسى كه از جمع آورى خراج عاجز باشد از جنگ با دشمن عاجزتر است، و نيز پنداشته‏اى كه مرا به فرماندهى باقى گذاشته‏اى و حال آنكه از اهميت و ارزش عبد الله بن حكيم و عباد بن حصين آگاهى، اگر آنان را فرمانده مى‏ساختى هر دو [به سبب فضل و توانايى و دليرى‏] شايسته و سزاوار بودند و نيز پنداشته‏اى مرا با آنكه مردى از قبيله ازد هستم فرماندهى داده‏اى، به جان خودم سوگند از قبيله ازد آن قبيله بدتر است كه سه قبيله در مورد آن نزاع كردند و در هيچيك از آنها استقرار نيافت و نيز گفته‏اى كه اگر من در فلان روز و فلان جا با خوارج روياروى نشوم و جنگ نكنم پيكان نيزه را به سوى من برخواهى كشيد. اگر چنين كنى من هم سپر خويش را سوى تو خواهم داشت.

و السلام.

اندكى پس از اين مكاتبه آن جنگ ميان او و خوارج صورت گرفت.

هنگامى كه خوارج در آن شب برگشتند مهلب به پسرش مغيره گفت: من بيم دارم كه آنان امشب بر بنى تميم شبيخون بزنند، تو پيش آنان برو و ميان ايشان باش.

مغيره چون نزد بنى تميم آمد حريش بن هلال به او گفت: اى ابو حاتم گويا امير بيم آن دارد كه ما امشب مورد حمله قرار گيريم، به او بگو: آرام و در امان شب را بگذراند كه به خواست خداوند ما جانب خود را كفايت مى‏كنيم. چون شب به نيمه رسيد و مغيره نيز نزد پدرش برگشته بود. صالح بن مخراق- همراه آن گروه كه ايشان را براى شبيخون زدن آماده ساخته و برگزيده بود- به قرارگاه بنى تميم روى آورد و عبيدة بن هلال هم همراهش بود و چنين رجز مى‏خواند: «من آتش خوارج را برافروخته مى‏دارم و خانه آنان را از هر كس كه به آن هجوم آورد حراست مى‏كنم و با شمشير ننگ ايشان را مى‏شويم».

/ 435