جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

است به هنگامى كه به آنان نياز است غافل شوند و از كار كناره‏گيرى كنند.

گويد: در همان حال كه آنان در شاپور بودند باران بسيار تندى باريد و ميان مهلب و خوارج گردنه‏يى قرار داشت. مهلب گفت: امشب چه كسى پاسدارى از اين گردنه را بر عهده مى‏گيرد هيچ كس برنخاست. مهلب خود مسلح شد و به سوى گردنه رفت و پسرش مغيره هم از پى او رفت. مردى از ياران مهلب [به ديگران‏] گفت: امير از ما خواست كه گردنه را در تصرف خود داشته باشيم و اين وظيفه ما بود ولى از او اطاعت نكرديم. آن مرد مسلح شد و گروهى از لشكر هم از او پيروى كردند و چون نزد مهلب رسيدند ديدند فقط مهلب و مغيره بر گردنه ايستاده‏اند و هيچ شخص سومى هم با آن دو نيست. آنان به مهلب گفتند: اى امير، تو برگرد كه ما به خواست خداوند اين كار را بر عهده مى‏گيريم، و چون آن شب را به صبح آوردند، ناگاه خوارج را بر فراز گردنه ديدند. نوجوانى از مردم عمان در حالى كه سوار بر اسب بود و اسبش در سراشيبى گردنه مى‏لغزيد به سوى ايشان آمد. مدرك همراه گروهى با خوارج روياروى شد و آنان را از گردنه عقب راند. آن گاه صبح روز عيد قربان در حالى كه مهلب بر فراز منبر بود و براى مردم خطبه مى‏خواند ناگهان خوارج حمله آوردند. مهلب گفت: سبحان الله آيا در چنين روزى [بايد حمله كنند] اى مغيره شر آنان را از من كفايت كن. مغيره به جانب خوارج حركت كرد و پيشاپيش او سعد بن نجد قردوسى حركت مى‏كرد. و سعد از لحاظ شجاعت بر همه مقدم بود و هر گاه حجاج گمان مى‏كرد كه مردى دچار خودپسندى شده است به او مى‏گفت: اى كاش مثل سعد بن نجد فردوسى مى‏بودى.

سعد پيشاپيش مغيره كه همراه گروهى از دليران سپاه مهلب بود حركت مى‏كرد و دو لشكر روياروى شدند.

پيشاپيش خوارج هم نوجوانى كشيده قامت و بدمنظر حركت مى‏كرد كه سلاح كامل بر تن داشت و سخت حمله مى‏كرد و شيوه سواركارى او درست بود. او شروع به حمله كرد و چنين رجز مى‏خواند: «ما بامداد عيد قربان شما را با اسبها و سوارانى كه همچون چوبهاى نيزه، استوار حركت مى‏كنند فرو گرفتيم».

/ 435