جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سعد بن نجد فردوسى كه از قبيله ازد بود به جنگ او رفت. ساعتى در برابر يكديگر جولان دادند و سپس سعد بر او نيزه زد و او را كشت و مردم در هم آويختند و در آن جنگ مغيره بر زمين افتاد ولى سعد بن نجد و دينار سجستانى و گروهى از دليران، اطراف او را گرفتند و از او حمايت كردند تا سوار شد و چون مغيرة [بن مهلب‏] بر زمين افتاد لشكريان مهلب گريختند و خود را به مهلب رساندند و گفتند: مغيره كشته شد. در همان حال دينار سجستانى آمد و خبر سلامتى او را آورد و مهلب همه بردگان خود را كه آنجا حاضر بودند [به شكرانه‏] آزاد كرد.

[ابو العباس مبرد] گويد: حجاج، جراح بن عبد الله را نزد مهلب فرستاد و از تأخير و درنگ او در جنگ با خوارج گله كرد و براى او چنين نوشت: اما بعد، همانا كه به بهانه‏ها و عذرهاى گوناگون خراج گرد مى‏آورى و با كندن گودالها خود را پنهان مى‏كنى و به آنان مهلت مى‏دهى و حال آنكه يارى دهندگان تو نيرومندتر و شمارشان بيشتر است. در عين حال هيچ گمان نمى‏كنم كه تو سرپيچى كنى يا ترس داشته باشى ولى آنها را وسيله نان خوردن خود قرار داده‏اى و بقاى آنان براى تو آسانتر از جنگ با ايشان است. اينك با آنان جنگ كن و در غير آن صورت حكم و فرمان مرا انكار كرده‏اى. و السّلام.

مهلب به جراح گفت: اى ابو عقبه به خدا سوگند من نيرنگى را فرو ننهاده‏ام مگر اينكه آن را به كار بسته‏ام و هيچ چاره‏انديشى نبوده مگر اينكه اعمال كرده‏ام.

اينك نيز تعجب از دير شدن فتح و پيروزى نيست بلكه شگفتى از اين است كه اختيار و رأى با كسى باشد كه خود در معركه حاضر نيست و او صاحب اختيار كسى باشد كه ناظر همه چيز است.

سپس مهلب سه روز پياپى با خوارج جنگ كرد. بامداد به جنگ ايشان مى‏رفت و تا پسينگاه با يكديگر مى‏جنگيدند و يارانش در حالى كه زخمى بودند و خوارج هم زخمى و كشته داشتند بر مى‏گشتند. جراح به مهلب گفت: حجت تمام كردى. و مهلب براى حجاج پاسخ نامه‏اش را چنين نوشت: نامه‏ات كه در آن از درنگ من در جنگ با خوارج گله گزارده بودى رسيد. در عين حال كه مى‏گويى نسبت به من گمان نافرمانى و ترس ندارى مرا چنان مورد عتاب قرار داده‏اى كه شخص ترسو را نكوهش مى‏كنند و مرا چنان تهديد كرده‏اى كه سركش‏

/ 435