جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 2

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

را تهديد مى‏كنند. موضوع را از جراح بپرس. و السّلام.

حجاج به جراح گفت: برادرت را چگونه ديدى گفت: اى امير به خدا سوگند نظير او هرگز نديده‏ام و گمان نمى‏كنم هيچ كس بتواند آن چنان كه او در اين جنگ باقى و پايدار مانده است باقى بماند و من خود سه روز شاهد بودم كه ياران او صبح زود به جنگ مى‏رفتند و نيزه و شمشير و گرز مى‏زدند و شامگاه، گويى كه هيچ كارى نكرده‏اند برمى‏گشتند. همچون بازگشتن آنانى كه جنگ عادت و داد و ستد ايشان است.

حجاج گفت: اى ابو عقبه بسيار او را ستودى. جراح گفت: حق براى گفتن سزاوارتر است.

پيش از آن و از قديم ركابهاى زين چوبين بود و [بسيار اتفاق مى‏افتاد كه‏] چون مردى ركاب مى‏زد مى‏شكست و چون مى‏خواست نيزه يا شمشير استوارى بزند نمى‏توانست بر آن اعتماد كند و روى ركاب بايستد. مهلب فرمان داد ركابهاى آهنين زدند و او نخستين كس بود كه فرمان به ساختن ركاب آهنين داد و در اين باره عمران بن عصام عنزى چنين سروده است: «اميران در دوره امارت خود درهم و دينار ضرب زدند و تو براى جنگ و حوادث ركاب ساختى...» گويد: حجاج به عتاب بن ورقاء رياحى كه از خاندان رياح بن يربوع بود و به فرمان حجاج والى اصفهان بود نوشت كه به سوى مهلب برود و لشكر عبد الرحمان بن مخنف را تحويل بگيرد و فرماندهى آن را بر عهده داشته باشد و در هر شهرى كه مردم بصره آن را بگشايند چون وارد شوند مهلب فرمانده كل خواهد بود و عتاب فرمانده مردم كوفه و چون به شهرى وارد شوند كه كوفيان آن را فتح كرده باشند عتاب فرمانده كل و مهلب فرمانده مردم بصره خواهد بود.

عتاب در يكى از دو ماه جمادى در سال هفتاد و ششم به مهلب- كه در شاپور بود- پيوست و چون شاپور از شهرهايى بود كه بصريان آن را گشوده بودند مهلب فرمانده همه مردم و عتاب فرمانده لشكر كوفه بود. خوارج، كرمان را در دست داشتند و در همان حال در فارس، مقابل مهلب بودند و از هر سو با او جنگ مى‏كردند.

ابو العباس مبرد مى‏گويد: حجاج دو مرد را نزد مهلب فرستاد كه او را به‏

/ 435